شرح دیدار رئیس اتاق ایران و نخست‌ وزیر مجارستان

سرویس: اخبار کدخبر: ۱۳۲۱۵۳
رئیس اتاق بازرگانی ایران پس از دیدار با نخست وزیر مجارستان جزئیاتی از این دیدار و مذاکره را شرح داد.
شرح دیدار رئیس اتاق ایران و نخست‌ وزیر مجارستان

به گزارش اقتصادنیوز، محسن جلالپور در کانال تلگرام خود درباره جزئیات این دیدار این گونه نوشته است:

در میان همه سیاستمدارانی که در اتاق ایران میزبان آن‌ها بوده‌ام، آقای «ویکتور اوربان» نخست وزیر مجارستان ازهمه با نشاط‌تر، گرم‌تر و صمیمی‌تر به نظرم آمد. مردی با حدود شصت سال سن و فوق العاده شوخ طبع که میان صحبت‌هایش شوخی و طنز موج می‌زد.

آقای نخست وزیر را همراه با پنج وزیر و رئیس خانه تجارت مجارستان درطبقه هفتم ملاقات کردم. نشست ما حدود چهل وپنج دقیقه طول کشید و پس از آن به اتفاق، به طبقه دهم رفتیم و در جمع فعالان اقتصادی ایران و مجارستان اعلام حضور کردیم.

در حین صحبت سخنرانان، آقای نخست وزیر در خواست ملاقات خصوصی کرد. من هم با خوشرویی پذیرفتم.

درپایان جلسه عمومی، آن‌گاه که فعالان اقتصادی دو کشور درطبقه نهم اتاق، به ملاقات‌های رو در رو پرداختند، به اتفاق آقای نخست وزیر به اتاق من درطبقه هفتم رفتیم. آقای ویکتور اوربان، در‌‌ همان ابتدای ورود به اتاق، شیفته منظره کوه‌های شمال تهران شد و چند دقیقه کنار پنجره ایستاد و تماشا کرد.

پس از آنکه از دیدن منظره بیرون سیر شد، به سمت من برگشت و پرسید:

چرا فکر می‌کنی ایران می‌تواند پایگاه اقتصادی خوبی در منطقه برای مجارستان باشد؟

گفتم: امنیت، ثبات سیاسی، وفور منابع طبیعی، پتانسیل بالا برای رشد وبازاری به وسعت ٨٠ میلیون نفر که با احتساب کشورهای همسایه به ٣٠٠میلیون نفر می‌رسد. اشاره کردم که در بازار ٣٠٠میلیون نفری منطقه، تنها کشور امن و مناسب برای سرمایه گذاری ایران است.

اشاره کردم که افراطی‌گری و تفکر داعشی در منطقه زمینه رشد دارد اما ایران کشوری با ثبات است که اجازه عرض اندام به تروریست‌ها نمی‌دهد.

هم چنین به مزیت‌های قابل توجه ایران در زمینه انرژی، منابع طبیعی ویژگی‌های جغرافیایی و جوانان تحصیل کرده اشاره کردم و گفتم: فعالان اقتصادی مجار می‌توانند از طریق مشارکت با شرکت‌های ایرانی، موقعیت خوبی برای حضور در منطقه پیدا کنند.

نکته جالب، علاقه آقای نخست وزیر به پسته ایرانی بود که حتی موقع صحبت کردن هم از خوردن دست نمی‌کشید.

با هم درباره پسته کلی حرف زدیم و من هم با علاقه به تشریح وضعیت تولید و بازار آن پرداختم. دست آخر توضیح دادم که سال‌های طولانی است که ماهانه یک کانتینر پسته برای بوداپست ارسال می‌کنم و از مشتری مجاری‌ام راضی هستم.

آقای نخست وزیر هم که بسیار کنجکاو شده بود، به شوخی گفت: اگر راست می‌گویی که پسته‌های خوبی داری کمی به من هدیه کن. من هم فوری قدری از پسته‌های خوب کرمان را به ایشان هدیه دادم.

کلی گفتیم و خندیدیم و در‌‌نهایت زمانی که اتاق را ترک می‌کرد در آسانسور گفت: حرف‌هایت را باور کردم و حتما از رئیس اتاق تجارت مجارستان و همکارانم در دولت می‌خواهم که برای کار با ایران درنگ نکنند.

پربازدیدترین‌ها
آخرین اخبار
لوتوس پارسیان - O