به بهانه روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان؛

یک حادثه زنانه / حوادثی که زنان را روی صحنه آورد

سرویس: اخبار کدخبر: ۱۰۷۳۵۱
در یک سال اخیر حوادث مختلفی روی داد که سهم زنان در آنها قابل توجه بود.
یک حادثه زنانه / حوادثی که زنان را روی صحنه آورد

سپیده اشرفی- نه خبر از چاقویی است و نه سلاحی. اما به اشکال دیگر گویی تیغ می‌کشند به چهره‌ زنانه شهر. گاهی تیغ کلام است و گاهی تیغ حادثه. چهره لطیف شهر آرام آرام شکل ترس به خود می‌گیرد. خیلی‌هایشان می‌گویند خشونت کلامی بیشتر از هر چیز دیگر آزارشان می‌دهد. حرف‌هایی که به آنها می‌زنند و امنیتی که ندارند. صحبت از هر چیزی که شود، یک سرش را در بازار زنان می‌دانند. همین هم می‌شود که بخش زیادی از تصمیم‌های دولتی متوجه زنان است؛ از کاهش سهم زنان در بازار کار تا قانون حجاب و عفاف. حالا اما قدری از این قوانین هم فراتر رفته است. یک سال گذشته را کمتر زنی فراموش خواهد کرد. سالی که هر بار یک حادثه زنانه در شهر، قد کشید و به میان خبرها رسید.

سقوط زن شاغل

اواخر سال گذشته بود که خبر سانحه آتش‌سوزی یک کارگاه تولیدی در خیابان جمهوری منتشر شد. چیزی که این خبر را به یک خبر خاص تبدیل کرد، دیر باز شدن نردبان آتش‌نشانی و ترس یکی از زنان کارگر این کارگاه تولیدی بود. تنها چند ثانیه طول کشید تا خود را به پایین پرت کند. اول به ساختمان آویزان می‌شود و بعد سقوط می‌کند. صحنه‌ای شبیه به خودکشی بود. آتش تا میان اتاق کشیده شده بود و خبری از نردبان آتش‌نشانی نبود. می‌ترسد و خود را به پایین ساختمان پرت می‌کند. در دم جان می‌دهد. تنها به فاصله چند ثانیه، نردبان باز می‌شود و همکاران این زن نجات می‌یابند. حرف و حدیث‌ها بالا می‌گیرد. یکی می‌گوید باید صبر می‌کرد و آن دیگری می‌گوید که آبی که آتش‌نشان‌ها از پایین روی نمای ساختمان باز کرده بودند، دستش را سر داده است. آتش‌نشانی هم می‌گوید که برای سرد شدن نما و بیشتر شدن توان زن برای مقاومت این کار کرده است. کمتر کسی اما از ترس زن می‌گوید. زنی که کارگر است و ساعت‌های اضافه‌کارش را در کارگاه تولیدی می‌گذراند. می‌ترسد. این مغز اتفاق است و باقی چیزهایی که می‌گویند پوست. کسی اما پوست حادثه را کنار نزند که مغز نبود امنیت زن را بیرون بکشد. حادثه تمام می‌شود و خبرها در میان پیگیری‌ها و وعده وعیدها فراموش می‌شود.

سوختن چهره دختران اصفهانی

ماه مهر است اما مهرش را از چهره زنانه شهر گرفته است. اینجا اصفهان است. همان که به نصف جهان مشهور است و نیمی از ایران را ترسانده است. حادثه اسیدپاشی دهان به دهان چرخیده و حالا عددهای غیررسمی برای آن اعلام می‌شود. تنها چند حادثه تایید می‌شود و در نهایت سرنخی از اتفاق‌هایی که افتاده بود، پیدا نمی‌شود. اسید تنها به صورت زنان پاشیده نشد. اسید به چهره شهر و امنیت نصف جهان ریخت و شایعاتش را تا تهران کشاند. تا هفته‌ها هیچ زنی جرات پیاده راه رفتن در خیابان شهر را نداشت. کم کم چهره عادی شهر خود را پیدا کرد و بازهم خبرها در میان پیگیری‌ها و وعده‌ها فراموش شد. چهره زنان سوخته اما فراموش نشد. چهره سهیلا‌ها و نداها که صورتشان سوخته بود و حالا میان عمل‌های مختلف روی صورتشان سرگردان شدند. وزیر به ملاقات‌شان می‌رود و معاون امور زنان رئیس‌جمهور از آنها دیدار می‌کند. اما باز هم خبری از اسیدپاش نمی‌شود. کسی تایید نمی‌کند که اسیدپاشی به دلیل بدحجابی قربانیان بوده است. چهره این دختران اصفهانی معمولی است. دخترانی معمولی از نصف جهانی که حالا تهران مانده‌اند تا عمل دهم و بیستم را انجام دهند تا شاید بینایی‌شان را حفظ کنند و قدری از زیبایی از دست رفته‌شان را.

مرگ زن قهرمان قایقرانی

تنها چند هفته قبل، خبر مرگ قهرمان مسابقات قایقرانی زنان اعلام شد تا بسته حوادث زنانه در یک سال 93 تکمیل شود. دختر جوانی که از اعضای تیم قایقرانی زنان بود، قایقش واژگون می‌شود و هیچ نیروی امدادی به کمکش نمی‌رود. همراهانش می‌گویند که آب سرد بوده و جرات پریدن در آب را نداشته‌اند. تنها چند دقیقه طلایی برای نجات داشته و بعد فشار آب او را با خود می‌برد. روزها برای پیدا کردن جسدش می‌گردند و بعد بی‌جان از درون آب بیرونش می‌کشند.

یک سال گذشته را باید اوج سوانحی دانست که گریبان زنان را گرفت. از حادثه آتش‌سوزی کارگاه خیابان جمهوری گرفته تا حادثه برای یک قهرمان ورزشی که می‌توانست با نیروهای امدادی نجات یابد اما جشن قهرمانی‌اش تبدیل به مراسم عزاداری‌اش شد. همانقدر که سهم زنان از بازار کار در حال کم شدن است و بازار کار به اجبار آنها را پس می‌زند، سهم‌شان از حوادث بیشتر شده و این حوادث می‌بلعدشان. روزی نقش‌آفرین بازار کار بوده‌اند و حالا نقش‌آفرین حوادث. حوادثی که می‌توانست یک حادثه ساده باشد اما گریبان این زنان را گرفته است. هر سال 25 نوامبر روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان است. امسال اما این روز جهانی رنگ وبوی دیگری دارد. رنگ حادثه و بیشتر شدن هر روز سهم زنان در حوادث. حوادثی که بیشتر منجر به تلف شدن این گروه است و غیرقابل جبران؛ نه صورت زنان قربانی اسیدپاشی مثل روز اول می‌شود و نه جان رفته زن کارگر سقوط کرده بازمی‌گردد.

پربازدیدترین‌ها
آخرین اخبار
لوتوس پارسیان - O