وداع با سلطان تیتر
او يكي از چهرههاي تاثيرگذار روزنامهنگاري ايران بود كه در دو حوزه آكادميك و عملي تجربههاي ارزشمندي را به يادگار گذاشت. بسياري از شاگردان اين استاد روزنامهنگاري امروزه در خبرگزاريها و روابط عموميهاي كشور مشغول به كار هستند و همواره از آموزههاي متفاوت استاد با شگفتي حرف ميزنند. عمده شهرت اين روزنامهنگار به تيترهاي ماندگار او در رسانهها مربوط ميشود كه خاطرات خوبي را براي مخاطبان روزنامهها به وجود آورده است.
با اين حال بسياري از فعالان رسانهاي معتقدند كه قندي يكي از بهترين گزارشنويسان تاريخ روزنامهنگاري ايران است كه سوژههاي نابي را شكار ميكرد و در پرورش و انتقال هيجان گزارش به مخاطب توانايي منحصربهفردي داشت.
اتفاقي كه به دليل حضور پررنگتر او در عرصه آموزش و مديريتي رسانهها كمتر ديده شد و حتي دوستان و همكاران نزديكش هم به اين بعد از توانايياش كمتر اشاره كردهاند. از اخلاق حرفهاي قندي در كنار دانش او در عرصه ارتباطات بهعنوان يكي از مهمترين ويژگيهاي اين استاد روزنامهنگاري نام ميبرند. همكاران و شاگردان او معتقدند كه اگرچه قندي يكي از سختگيرترين اساتيد رشته علوم ارتباطات در دانشگاههاي كشور بوده است، اما سختگيريها هرگز محبوبيتش را زير سايه قرار نداد.
معماري روزنامهنگاري نوين
در سالهاي پس از انقلاب حضور او در روزنامه «اخبار» باعث شد نامش بيشتر از گذشته روي زبانها بيفتد و خلاقيتها و دانش رسانهاي او روشنتر از قبل به تصوير كشيده شود. قندی بهعنوان سردبیر روزنامه اخبار، تحریریهای حرفهای و خلاق را شکل داد كه خروجياش روزنامهاي خواندني و متفاوت در آن دوره بود.
او بر گزارشنویسی اجتماعی و فرهنگی بهعنوان حرفهایترین قالب روزنامهنگاری تکیه داشت و همين نكته باعث ميشد تا روزنامههاي تحت مديريتش همواره جذابترين گزارشها را براي مخاطبان خود تدارك ببينند. روزهاي سردبيري او در «اخبار» مصادف با مرگ علي حاتمي كارگردان تاثيرگذار سينماي ايران شد و او بر پيشاني روزنامهاش نوشت: «علی حاتمی داستان مرگ را کلید زد.» تيتري كه در سال 1376 جايزه بهترین تیتر در جشنواره مطبوعات را برايش به ارمغان آورد و باعث شد لقب سلطان تیتر كنار نام حسين قندي قرار بگيرد.
بعد از دوم خرداد سال 1376 انتشار روزنامه «جامعه» بخش ديگري از خلاقيتها و تجربههاي قندي را به تصوير كشيد. اگرچه سردبير روزنامه ماشاءالله شمسالواعظین بود، اما هسته اصلي تحريريه را او چيده بود. روزنامهاي كه با دبيري تحريريهاش توانست آغاز تحولي جدي در عرصه روزنامهنگاري نوين ايران را معماري كند. «جامعه» مدت زيادي روي دكه باقي نماند و بعد از آن راهش در روزنامه ديگري با نام «توس» ادامه پيدا كرد؛ اما انتشار این دو روزنامه در مجموع بيشتر از هفت ماه طول نكشيد و همين زمان كوتاه نیز فصل متفاوتي را در عرصه روزنامهنگاري رقم زده است.
مبتكر نرم خبر و سخت خبر
حسين قندي همواره يكي از كساني بود كه در طول دوران فعاليتش دست به ابتكار ميزد و خلاقيتهايش را به شكل عملي در دسترس علاقهمندان قرار ميداد. قندي بر باورهايش تكيه داشت و همواره سعي ميكرد در دو عرصه آموزش و روزنامهنگاري آموختهها و تجربههايش را با يكديگر گره بزند تا خروجي كار بتواند مخاطبان آثارش را راضي نگه دارد. قندی بر این باور بود که هر حوزه خبری، زبان و ادبیات خاصی دارد و خبر باید توسط رسانهها و خبرگزاریها با انعطاف و جذابیت، نگارش شود تا احساسات خواننده را تحریک کند. ابداع دوتیتر در خبر و آوردن پیشزمینه خبر و توسعه روزنامهنگاري تخصصي از ديگر كارهاي مهم حسين قندي در طول چهل سال فعاليت پيگير و مداومی بود كه ابداع پيشزمينه براي خبر سبب پيدايش سبك نرم خبر و سخت خبر از سوي اين استاد برجسته شد.
او خبر را به دو مقوله سخت خبر و نرم خبر تقسیم کرد و معتقد بود سخت خبر، عناصر اصلی خبر را بیان میکند و نرم خبر با استفاده از قوه تخیل به تشریح حوادث حاشیهای خبر اصلی میپردازد. در همين رابطه يكي از مهمترين آثار تاليفي اين استاد پيشكسوت انتشار كتاب «روزنامهنگاری تخصصی» بود كه حاصل چندین سال تدریس و تجربه حرفهای او بهشمار ميآمد. این کتاب دربرگیرنده تاریخچهای از مطبوعات تخصصی در جهان و ایران، گستره معنایی اینگونه مطبوعات، شکل، قالبها و محتوای موجود در زمینه روزنامهنگاری و انتشار نشریهاست. قندی بهدنبال برآورده شدن دو هدف این کتاب را تالیف کرد؛ نخست ارتقای دانش تخصصی روزنامهنگاران و دوم توجه بیش از پیش به مقوله اقتصاد نشریات بهعنوان یکی از عوامل ماندگاری مطبوعات.
ديگر اثر مهم او «تخیل در روزنامهنگاری: شش گزارش و یک سفرنامه» نام دارد كه اين كتاب هم حاصل تجربیات او درباره نقش تخیل، ذهنیت داستانپردازانه و خلاقیت ذهنی در روزنامهنگاری است و فنون پرورش خلاقیت ذهنی و تخیل را آموزش میدهد و نمونههایی عینی از روزنامهنگاری متخیل از مطبوعات جهان و گزارشهای نویسنده در کتاب درج شدهاست تا مخاطب در روند سير تكاملي اين شيوه قرار بگيرد.
با اين حال آنچه نامش را برجستهتر ميكند، همان تيترهايي است كه در ذهن بسياري از مخاطبان روزنامههاي كشور به يادگار مانده است.
قسطي يا مزايده، نشد مذاكره
براي خصوصيسازي شركتهاي دولتي
مردی که چشم ما شد
گفتوگو با پروفسور کاظم معتمدنژاد، پدر علم ارتباطات ایران؛ روزنامه جامجم، هفتم دی 1383
در شرقیترین شرق، بوی تند غرب میآید
گزارش سفر به ژاپن؛ روزنامه ابرار، 27 شهریور 1372
علی حاتمی داستان مرگ را کلید زد
به مناسبت درگذشت علی حاتمی، کارگردان نامی ایران؛ روزنامه جامعه، آذر 1375
پایان انتخاب
به مناسبت توقف انتشار روزنامه انتخاب
منبع:دنیای اقتصاد