به گزارش اقتصادنیوز به نقل از فوربس، مایکپتون در این گزارش مینویسد: ضعف و قوت اقتصاد آمریکا توسط تولید ناخالص داخلی این کشور که هر سه ماه محاسبه میشود، سنجیده میشود. تقریبا پس از 30 روز از پایان گرفتن هر سه ماه دفتر تحلیلهای اقتصادی آمریکا (BEA) گزارش خود را مبنی بر چگونگی عملکرد اقتصاد در سه ماهه گذشته منتشر میکند. این گزارش به گزارش اولیه معروف است.
در حدود 30 روز پس از انتشار گزارش اولیه BEA اقدام به انتشار گزارش دیگری میکند که از آن به عنوان گزارش ثانویه یاد میشود و باز هم 30 روز پس از آن BEA اقدام به انتشار ویرایش سوم گزارش با عنوان «گزارش نهایی» میکند که در اختیار عموم قرار میگیرد. دلیل انتشار این سه ویرایش دریافت اطلاعات جدید در هر مقطع زمانی و افزایش دقت و صحت گزارش است.
انتشار اولین گزارش در مورد تولید ناخالص داخلی آمریکا در سه ماهه نخست سال 2015 حکایت از رشد 0.2 درصدی آن داشت. در دومین گزارش که در 29 می منتشر شد این رقم مورد بازبینی قرار گرفته و منفی 0.7 درصد اعلام شده است. سومین و آخرین گزارش در انتهای ماه ژوئن منتشر خواهد شد. در هر صورت رشد اقتصادی بسیار کند است و اصولا اقتصاد آمریکا در حال کوچکتر شدن است. موضوعی که اصلا برای قیمت سهام، اشتغال و بسیاری موارد خوب نیست. اگر رشد منفی اقتصاد در سه ماهه دوم سال نیز ادامه داشته باشد بر اساس تعاریف اقتصادی، نشان از ورود به دوره رکود است.
اما دلیل کوچک شدن اقتصاد آمریکا چیست؟ بعضی آبوهوا را در این مورد دخیل میدانند و عدهای دیگر به اعتصاب در بنادر ساحل غربی آمریکا اشاره میکنند. شاید بخشی از آن هم به افزایش ارزش دلار که منجر به کاهش صادرات آمریکا شده است، مربوط باشد. در همین حال عدهای دیگر دولت مرکزی آمریکا را مقصر میدانند. این مورد آخر بر سیاستهای مالی دولت (مانند مالیات و مقررات) تمرکز دارد که کسبوکارهای کوچک در آمریکا را بسیار محدود ساخته است. کسبوکارهای کوچک دیر زمانی است که به عنوان خون در جریان اقتصاد آمریکا شناخته میشود.
در هر صورت و به هر دلیل بعد از اتمام دوران رکود اقتصادی در ژوئن سال 2009، رشد اقتصاد آمریکا کند بوده و این وضعیت ادامه دارد. واضح است که رشد قیمت و دست یافتن به سودهای خوب در بازار سهام در دراز مدت نیازمند یک اقتصاد سالم است. این در حالی است که بازار سهام آمریکا در کوتاه و میان مدت دچار شرایط حبابی شده است. دلیل این مدعا رقم 126 درصدی برای نسبت ارزش کل بازار سهام به GDP آمریکا است (این نرخ به صورت طبیعی باید 100 درصد باشد).
طی دو سال آینده چه اتفاق خواهد افتاد؟ آیا اقتصاد آمریکا توانایی مقاومت در مقابل سیاستهای افزایش مقررات را که در طول 6 سال گذشته با آن دست به گریبان بوده، دارد؟ تا زمانی که دولت جدیدی که بیشتر دوستدار کسب و کار باشد، بر سر کار بیاید، ترس اینکه رنج و سختی اقتصاد ادامه داشته باشد وجود دارد.