حمید قنبری

نظام مالی ایران و مسأله کاریکاتور «رعایت الزامات»

سرویس: اخبار کدخبر: ۱۴۶۰۳۰
.
نظام مالی ایران و مسأله کاریکاتور «رعایت الزامات»

پس از برجام، یکی از مسائلی که بانکهای ایرانی با آن مواجه شده اند این است که کارکرد «رعایت الزامات» و واحد «رعایت الزامات» در آنها وجود ندارد و در هنگامی که با بانکهای خارجی مواجه می شوند، باید به این پرسش پاسخ بدهند که مسئول «رعایت الزامات» آنها کیست و چگونه کار می کند. علی الاصول، در برخورد با چنین مشکلی باید پرسید که «رعایت الزامات» به عنوان یک کارکرد چیست؟ راهکارهای پیاده سازی آن چیست؟ واحد سازمانی آن چه ویژگی هایی باید داشته باشد؟ چه تخصصی باید داشته باشد و چه کارهایی را باید انجام دهد؟ و بعد آن را ایجاد کنیم و انتظار کارکردش را داشته باشیم.

اما ما ایرانی ها راه ساده تری هم داریم. خیلی ساده یک اداره درست می کنیم و اسمش را می گذاریم اداره «تطبیق» یا «رعایت» یا چه می دانم «ریسک و تطبیق» و نظایر اینها. در سایت انگلیسی بانک هم می نویسیم که واحد Compliance بانک تأسیس شد. حالا اگر فرهنگ آن در سازمان ما وجود ندارد و یا اینکه کارکردهای آن به طور صحیح در بانک های ما اجرا نمی شود یا فرایندها را متناسب با آن به روز نکرده ایم چه باک؟ واحد مزبور را ایجاد کرده ایم و دیگر هیچ بانک خارجی نمی تواند به ما بگوید شما چنین واحدی ندارید. این همان چیزی است که می توان به آن گفت کاریکاتور «رعایت الزامات».

این امر در کشور ما کم سابقه نیست. ما بیش از یکصد سال پیش در ایران پارلمان ایجاد کردیم و به یاد دارم که حدود 20 سال پیش، روشنفکران و صاحبنظران سیاسی ما از تسامح و تساهل و لزوم تحمل کردن و شنیدن حرف مخالف بحث می کردند. علی الاصول، باید بحث از تسامح و تساهل حداقل چند دهه قبل از ایجاد پارلمان مطرح شده باشد و دموکراسی و مردم سالاری و تصمیم گیری بر اساس رأی اکثریت باید از ثمرات تحمل سخن مخالف باشد. اما پارلمان هم مثل بسیاری امور دیگر در ایران، اول فرم و صورتش آمد و بعدها بود که صاحبنظران به صرافت افتادند که فرهنگش بیاید. اتومبیل هم در ایران به عنوان یک شیء و کالا وارد شد اما فرهنگ آن نیامد که نیامد. چیزی که هر روز می بینیم این است که در همین تهران خودمان اتومبیل های لوکس و به روز بسیار پیدا می شوند اما فرهنگ صحیح رانندگی چنان که باید وجود ندارد.

خلاصه آنکه مردمان جالبی هستیم در کپی برداری از صورت¬ها و غفلت از مفاهیم. دوستی می گفت، حکایت ما در بعضی از امور، حکایت انسان بی سوادی است که همیشه خودنویس در جیب کتش دارد و یا حکایت کچلی که همیشه شانه در جیب دارد. البته وقتی هدف صرفاً این باشد که خارجی¬ها قانع شوند که ما هم چنین چیزهایی داریم، یا حتی بدتر، هدف، چشم و هم چشمی با همگنان داخلی، انتظار بیشتر از این هم نباید داشت.

شاید بهتر باشد که به جای نگران بودن از اینکه خارجی ها از نبود واحد «رعایت الزامات» در بانکهای ما در مورد ما چه فکر می کنند، بپرسیم که برای مقابله با این همه فساد و اهمال و سوء مدیریت که در کشور وجود دارد چه باید کرد و وجود چه واحدی در بانکهای ما لازم است که جلوی مشکلات موجود را بگیرد و آنها را به حداقل کاهش دهد. به نظر می رسد که خطر شتابزدگی در ایجاد واحدهای «رعایت الزامات» در کشور جدی است و باید مراقب بود که به جای «رعایت الزامات» کاریکاتور آن در نظام مالی کشور ایجاد نشود.

پربازدیدترین‌ها
آخرین اخبار
لوتوس پارسیان - O