امید اقتصاد جهان همچنان به نوظهورهاست
بهگزارش اقتصادنیوز، حتما زمانی را به خاطر دارید که در آن، اقتصادهای نوظهور قصد داشتند به کمک اقتصاد جهان بیایند. پس از بحران مالی جهان در سال 2008، پیشرانه سنتی اقتصاد جهان یعنی آمریکا، اروپای غربی و ژاپن، دچار بحران اقتصادی شدند و به ورطه رکود سقوط کردند. اما کشورهایی نظیر چین، هند و برزیل که زمانی جزو کشورهای فقیر محسوب میشدند، به نجات اقتصاد جهان آمدند.
بهگزارش وبلاگ بلومبرگ، امروز با شدت گرفتن بهبود اقتصاد آمریکا و بازگشت حیات به اروپای بدهکار، شاهد هستیم که اینبار اقتصادهای نوظهور دچار مشکل شدهاند. رشد اقتصادهای نوظهور درحال کند شدن و ارزش پول ملی آنها درحال سقوط است؛ سرمایهگذاران در حال فرار از اقتصادهای نوظهور هستند. ترس از رکود طولانیمدت در چین، در ماه آگوست به ارزانفروشی سهام در بازار سهام چین دامن زد. این ناآرامی حتی منجر به یادآوری خاطرات گذشته از بحران گذشته بازارهای نوظهور، نظیر بحران سال 1997 شرق آسیا شد.
اما سرمایه گذاران بینالمللی درحال ارتکاب اشتباه بزرگی هستند؛ چرا که خوشبختانه اقتصادهای نوظهور حالشان خوب است. جامعه تجارت جهانی اجازه میدهد تا بیثباتیهای کوتاهمدت به تودهای از حقیقت دراز مدت از تغییر اقتصاد جهان تبدیل شود و اقتصادهای نوظهور هنوز هم آینده اقتصاد جهان هستند.
همچنان، دلایل بسیاری وجود دارد تا فعلا نسبت به جهان درحال نگرش منفی داشته باشیم. رشدهای اقتصادی بارور شده درحال فرونشستن است. صندوق بینالمللی پول (IMF) نیز پیشبینی خود از رشد اقتصادهای نوظهور را برای سال 2015، تنها 4.2 درصد اعلام کرده که این رقم کاهش قابل توجهی را نسبت به رشد 7.4 درصدی 5 سال گذشته نشان میدهد. برزیل و روسیه، دو عضو درخشان گروه BRICS (متشکل از پنج اقتصاد نوظهور یعنی برزیل، روسیه، هند، چین و آفریقای جنوبی)، در شرایط بحرانی هستند. چین نیز که قرار است به نیروی عظیم اقتصاد جهان بدل شود، شاهد سقوط رشد اقتصادی خود به پایینترین سطح 25 سال اخیر بوده است.
گرچه برزیل، روسیه و چین هماکنون با مشکل مواجه هستند، اما سایر اقتصادهای درحال توسعه، رشد قابلتوجهی را نشان میدهند. در این بین، باید سیاستهای اشتباه را مورد سرزنش قرار داد. سیاستگذاران نسبت به اجرای اصلاحات ضروری برای حفظ رشد اقتصادی، احساس رضایت میکنند. در این بین چین اصلیترین مثال است. مقامات عالیرتبه این کشور، در بازسازی و احیای الگوی رشد از تاریخ گذشته خود کار مشخص و مفیدی نکردهاند. آنها همچنان درباره تغییراتی که میتواند منجر به آزادی بیشتر بخش خصوصی از قید و بندها، آزادسازی بازارها و بهبود بهرهوری شود، تعلل میکنند.
در هند، که شاید بتوان آن را تنها اقتصاد اصلی نوظهوری دانست که آینده درخشانی دارد، «نارندرا مودی»، نخستوزیر این کشور، هنوز نتوانسته ثابت کند که قادر است به وعدههای بزرگ خود نسبت به نوسازی و تنظیم دوباره مقررات اقتصادی این کشور با هدف ترغیب سرمایهگذاری، عمل کند. مودی در تاریخ سیام آگوست اعلام کرد که قصد ندارد آییننامههای بحث برانگیزی را که از محدودیتهای خرید زمین برای احداث پروژههای صنعتی میکاهد، احیا کند. در سوی دیگر «ولادیمیر پوتین»، رییسجمهور روسیه را داریم که اقتصاد متکی به نفت خود را قربانی علاقه وافرش به دنبال کردن سیاستهای خارجی تهاجمی کرده که این مساله سبب انزوای کشورش و عقب نشینی سرمایهگذاران و خروج فنآوریهای مورد نیاز برای پیشرفت روسیه، از این کشور شده است.
تمامی این اتفاقات درحالی افتاده که شرایط بینالمللی همچنان بیثبات است. اگرچه اقتصاد آمریکا و اروپا درحال رشد است اما جهان توسعه یافته هنوز به حدی قوی نشده تا بتواند بیشتر کالاهای صادراتی کشورهای درحال توسعه را خریداری کند. همچنین، سرمایهگذاران هنوز نسبت به تصمیم فدرالرزرو مبنی بر افزایش نرخ بهره سرگردان و مردد هستند. در صورتی که فدرالرزرو تصمیم به افزایش نرخ بهره بگیرد، این نخستینبار پس از سال 2008 خواهد بود که این اتفاق رخ میدهد. این اقدام فدرالرزرو میتواند پول نقد را از اقتصادهای نوظهور و درحال توسعه خارج کند زیرا با افزایش نرخ بهره، داراییهای آمریکایی محبوبیت بیشتری مییابد.
درنتیجه، سیلی از پول نقد از جهان درحال توسعه خارج میشود. اما آنچه که اهمیت فراوانی دارد این است که جهان درحال توسعه، بدون اینکه وارد یک بحران اقتصادی جدی شود، با خروج این بخش وسیع سرمایه روبرو میشود که این مساله از انعطافپذیری جدید این اقتصادها حکایت میکند. «نیل شیرینگ»، تحلیلگر ارشد بازارهای نوظهور در موسسه مطالعاتی «کپیتال اکونومی» میگوید: پیشبینیها نسبت به وقوع بحران اقتصادی اندکی اغراقآمیز است. وی افزود: ارزش پول ملی در بسیاری از بازارهای نوظهور طی دوسال گذشته به بیش از نصف کاهش یافته اما هیچگونه فشار مالی وسیعی در این اقتصادها مشاهده نکردهایم.
وی همچنین اضافه کرد: حجم بدهیهای خارجی بسیاری از اقتصادهای نوظهور نیز بسیار پایینتر از میزان گذشته آنهاست که این مساله آنها در برابر کاهش ارزش واحدهای ارزی کمتر آسیبپذیر میکند.
درحالیکه بسیاری از کشورهای پیشرفته با مشکلات دست و پنجه نرم میکنند، اما سایر اقتصادهای نوظهور درحال رشد هستند. محققان بانک HSBC با انجام یک مطالعه در سال 2012 نشان پیشبینی کردند: تا سال 2050 میلادی، در تمام اقتصادهای نوظهور، حدود سه میلیارد نفر دیگر به طبقه متوسط درآمدی ملحق میشوند. این مساله میتواند یک در اقتصاد جهان یک موج تغییر ایجاد کند. بدین ترتیب، میزان هزینه و مصرف در اقتصادهای نوظهور افزایش مییابد که این میزان مصرف حدود دو سوم کل مصرف جهان را در سال 2050 به خود اختصاص میدهد که نسبت به رقم یک سومی کنونی، رشد قابل توجهی محسوب میشود.