دیدگاه‌ مخالفان نقش قلدرمآبانه آلمان در اروپا

چه کسی گفته آلمان رییس یورو است؟

سرویس: اخبار کدخبر: ۱۱۲۳۷۴
درباره نقش آلمان و تسلط این کشور بر اتحادیه اروپا، اختلاف‌ نظرهای بسیاری وجود دارد؛ برخی معتقدند این کشور قصد دارد با ابزارهای تازه خود بر اتحادیه اروپا حکمرانی کند و برخی دیگر نیز آلمان را عامل رکود قرن بیستم می‌دانند.
چه کسی گفته آلمان رییس یورو است؟

به گزارش اقتصادنیوز، در تحلیل‌هایی که نسبت به نقش آلمان در اتحادیه اروپا انجام شده، دو خط فکری اصلی به چشم‌ می‌خورد. نخستین خط فکری درباره آلمان که مورد قبول سیاستمداران پوپولیست‌ و بدبین به اروپاست، این است که این کشور قصد دارد رکود قرن بیستم را به تأخیر انداخته و با ابزاری دیگر، بر اتحادیه اروپا حکمفرمایی کند. اما دومین خط فکری که مورد حمایت مفسران سیاسی و سایر اعضای نخبه اروپاست این است که اشتباه آلمان را در جلوگیری از وقوع رکود قرن بیستم، این کشور را از رهبری‌ای که مدنظر اتحادیه اروپاست، بازداشته‌است.

به گزارش بلومبرگ، مساله توافق یونان و اتحادیه اروپا یکی از همین مثال‌ها است که نقش آلمان را در تصمیمات این اتحادیه نشان می‌دهد. پیامدهای توافق یونان با اتحادیه اروپا و تروئیکا هرچه باشد، نقش آلمان در این تصمیمات، بسیار چشمگیر است. از درگیری‌های میان یونان و وزرای اقتصادی اتحادیه اروپا، با عنوان نبرد میان آلمان و یونان یاد شده و بقیه نیز تماشاچی بوده‌اند. نمونه دیگر، مخالفت دولت آلمان با درخواست یونان برای تمدید مهلت بازپرداخت بدهی‌هایش بود. دولت یونان، طرح اصلاح شده مذاکره برای تمدید مهلت پرداخت بدهی‌های خود به اتحادیه اروپا ارائه کرد که مقامات حوزه یورو که تقریبا نسبت به این طرح خوش‌بین بودند، گفتند این برنامه می‌تواند مبنای مذاکرات باشد. «یرون دیسلبلوم»، رییس هلندی شورای وزیران اقتصادی حوزه یورو نیز جلسه دیگری را برای بررسی مفاد این درخواست یونان تشکیل داد اما در عین حال، یک سخنگوی دولت آلمان بلافاصله این نامه را رد کرد و گفت: نامه ارائه شده ازسوی یونان طرح جامعی برای رسیدن به یک راه حل نیست. مقامات آلمان، این برنامه را «اسب تروا» خواندند.

«ولفگانگ شوبل» وزیر اقتصاد و دارایی آلمان، با تاکید بر موضع قبلی خود مبنی بر اینکه یونان هم‌اکنون نیز درحال دریافت کمک‌های مالی و استفاده از برنامه‌های حمایتی است، گفت: دلیلی برای مذاکره دوباره نمی‌بینیم. او گفت: اگر یونان قصد دارد با تروئیکا مقابله کند، باید عواقب آنرا نیز بپذیرد.

فایننشال تایمز گزارش می‌دهد: شوبل که از صحبت درباره یونان طفره می‌رود، بارها گفته که «یونان می‌تواند از برنامه مالی به ارزش 127 میلیارد دلار چشم‌پوشی کند. من حاضرم همه جور کمکی به این کشور بکنم اما وقتی از من کمکی نمی‌خواهند، مشکلی نیست.» به‌هرحال شاید منظور شوبل از بکار بردن عبارت «کمک من»، کمک‌های اعضای یورو باشد.

این احتمال می‌رود که دولت آلمان، واقعا قصد دارد سیستم یورو را ازهم بپاشد چرا که بنا بر اعلام فایننشال تایمز، بسیاری از مقامات آلمان تاکنون بارها از این مسئله حمایت کرده‌اند.

بسیاری از مقامات ستیزه‌جوی آلمان، به فرضیه «پای بریده» اعتقاد دارند. این فرضیه می‌گوید که یونان باید مانند عضوی که مبتلا به قانقاریاست، برای نجات سایر اعضای منطقه یورو، از آنها جدا شود.

اما درست زمانی‌که حس می‌کردیم دیگر بیش از این نمی شود از اظهارات دولت آلمان احساس حیرت و ناامیدی کرد، ناگهان شاهد پاسخ مثبت شوبل به توافق با یونان بودیم. البته این نکته را نیز نباید فراموش کرد که وی، در نگارش سند نهایی نقش داشت که در آن مقامات یونان را به‌جای تلاش برای توافق، ملزم به تحقق بسیاری از وعده‌هایشان کرد که با آنها توانستند در انتخابات پیروز شوند.

به نظر می‌رسد آلمان اشتباه می‌کند. زیرا برنامه حاضر با شکست مواجه شده و مخمصه اقتصادی یونان هم کاملا تقصیر این کشور نبوده‌است. اما این مساله را که کنار بگذاریم، سوال متفاوت و بسیار مهم‌تر این است که: چه کسی آلمان را مبصر کلاس اتحادیه اروپا کرد؟

شاید پاسخ به این سوال آسان باشد. آلمان بزرگترین و موفق‌ترین قدرت اقتصادی یورو محسوب می شود که 29 درصد از تولیدات اتحادیه اروپا و 24 درصد از جمعیت منطقه یورو را دراختیار دارد. این کشور همچنین در بسیاری از مجامع اتحادیه اروپا قدرت را در دست دارد و قدرت رای این کشور غیر قابل انکار است. آلمان، همچنین بزرگترین وام دهنده اروپا است که این مساله به این کشور در مذاکرات درباره بدهی‌های دولتی، جایگاه و اعتبار ویژه‌ای بخشیده‌ اما طبق قانون، این کشور تنها یک کشور از 19 عضو سیستم یورو است.

این کشور به لحاظ وسعت و قدرت می‌تواند و باید رهبری کند، اما این حق را ندارد تا خواسته‌های خود را دیکتاتور مآبانه تحمیل کند. اگر رهبران این کشور کمی باهوش‌تر بودند، از برانگیختن هرگونه شبهه مبنی بر اینکه قصد دیکتاتوری دارند، اجتناب می‌کردند. به تازگی نیز ردپای این کشور در جهت دهی به سیاست‌های بانک مرکزی اروپا، بانکداری اتحادیه اروپا، یونان و بسیاری از موضوعات سیاسی دیگر دیده می‌شود.

آنچه که واضح است، اروپا به یک رهبری قدرتمند نیازمند است اما به‌نظر می‌رسد آلمان دستکم درحال حاضر صلاحیت این رهبری را ندارد زیرا سیاستمداران این کشور در موضوعات اقتصاد کلان، بدهی‌ها و تورم منفی آموزش ندیده‌اند و این توانایی را ندارند که با حفظ احترام تمام شهروندان منطقه یورو اعمال نفوذ کنند.

پربازدیدترین‌ها
آخرین اخبار
لوتوس پارسیان - O