چرا منتقدان سیاسی دولت در انتخابات ناکام ماندند؟
اگرچه دولت فعلی بلافاصله پس از استقرار توانست یكی از مهمترین دغدغههای مردم یعنی ثبات اقتصادی را به كشور بازگرداند اما هیچ كس نمیتواند مدعی شود همه مطالبات مردم در این دولت پاسخ داده شده است. ناتوانی دولت در پاسخگویی به سایر مطالبات اقتصادی مردم، این امكان را در اختیار جناح رقیب سیاسی قرار میدهد تا با زیر سوال بردن كارآمدی دولت در حل مشكلات و ایجاد اعتماد عمومی در این جهت كه راه حل مشكلات موجود را در اختیار دارد زمینه را برای بازگشت به قدرت فراهم سازد. این رقابت به نفع مردم هم هست؛ چرا كه دولت مستقر را در این تنگنا قرار می دهد كه همه توان كارشناسی كشور را برای ارائه بهترین خدمات به مردم بسیج كند و گرنه آماده شود تا در اولین انتخابات، بازی را به رقیب سیاسی واگذار كند.
اما معمای انتخابات اخیر آن است كه دولت فعلی بهرغم ضعفهای ملموس در بهبود چشمانداز اقتصادی البته این ضعفها به معنای نفی دستاوردهای چشمگیر دولت در ثبات بخشی به اقتصاد آشفتهای كه تحویل گرفت نیست توانست با اختلاف فاحشی، بازی انتخابات را به نفع خود تمام كند. سوال این است كه چرا مردم به رغم انتقادات وسیع جناح رقیب از عملكرد اقتصادی دولت، اقبالی به این جناح نشان ندادند؟ می توان پاسخ داد به دو علت: اول اینكه نوك پیكان انتقادات رقیب به جای اینكه نقطه ضعف دولت را هدف قرار دهد همواره روی نقطه قوت كارنامه دولت یعنی برجام متمركز بود؛ غافل از اینكه وجدان عمومی، اعتقادی متفاوت از نگاه جناح رقیب به برجام دارد و حركت دولت به سمت توافق هسته ای و دستیابی به آن را مهمترین عامل در بازگشت ثبات به اقتصاد می داند. دوم اینكه انتقادات وارد و قابل قبول به عملكرد دولت از سوی جناح رقیب به ندرت در یك بستهبندی سازنده و معطوف به اصلاح ارائه شد. مچ گیری سیاسی از ضعفهایی كه هر دولت دیگری هم بود این ضعف ها ناگزیر ظاهر میشد بیش از آنكه مردم را جذب رقیب كند آنان را در اعتماد به رقیب دچار تردید میكند.
جناح رقیب فقط زمانی میتواند توجهات را به سوی خود جلب كند كه انتقادات خود را روی ضعفهای اصلی دولت متمركز كند و سپس این اعتماد را ایجاد كند كه نسخههایی راهگشاتر در اختیار دارد. اینجا همان نقطه تعادلی است كه هر جناحی پیروز شود، برنده اصلی، مردم و منافع ملی خواهند بود و در غیر اینصورت همه بازنده خواهند بود.
منبع:
Telegram.me/eghtesademirzakhani