«ظرافت»ِ اقتصاد ایران، «ظریف» میطلبد!
با توجه به فضای حاکم بر اقتصاد و تولید کشور در چند سال اخیر و بهویژه در سال آخر دولت تدبیر و امید، تجزیه و تحلیل شرایط اقتصادی پساتحریم بسیار مهم است.
در این راستا شناخت صحیح این فضا توسط سیاستگذاران اقتصادی کشور، دانشگاهیان و مهمتر از آن توده مردم، برای استفاده مناسب از فرصت ها و جلوگیری از شکلگیری انتظارات و توقعات غیرمنطقی در سطح جامعه ضروری است. بررسی شرایط اقتصادی پسابرجام در دوره های کوتاه مدت، میان مدت و بلندمدت قابل ردگیری است.
اثرات اقتصادی کوتاه مدت برجام در یک بازه شش ماهه تا یک ساله اقتصاد ایران را تحت تأثیر قرار میدهد. بعد از یک دوره اثر مثبت برجام که اثری روانی بود اثر واقعی آن از سال آینده نمایان میشود.
این اثرات کوتاه مدت را می توان در موارد زیر خلاصه کرد: ایجاد فضای روانی توأم با آرامش در بازارها؛ گشایش اقتصادی در کوتاه مدت ناشی از لغو تحریمهای اقتصادی در حوزه بانک، بیمه و حمل و نقل و برداشته شدن محدودیت خرید کالاهای مورد نیاز کشور؛ کاهش نرخ بیکاری و افزایش رشد اقتصادی ناشی از افزایش اشتغال با آسان تر شدن تامین مالی برای تولید کالا؛ کاهش هزینه های مبادله واحدهای تولیدی، افزایش سودآوری شرکت های تولیدی و کاهش قیمت تمام شده این واحدها و افزایش میزان رقابت پذیری محصولات تولید شده.
آثار میان مدت اجرای برجام و لغو تحریمها که در یک بازه سه تا پنج ساله و آثار بلند مدت آن نیز در بازه زمانی بیش از ۵ سال رخ می دهد را می توان به این صورت بیان کرد: فراهم شدن امکان جذب سرمایه گذاری خارجی و استفاده از شرکای خارجی در فعالیت های تولیدی اقتصاد ایران؛ افزایش واردات کالاهای سرمایه ای و به تبع افزایش سرمایه گذاری صنعتی در بخش صنعت؛ امکان شکل گیری سرمایه گذاریهای مشترک به خصوص در صنعت خودرو؛ افزایش درآمدهای صادراتی با افزایش سهم صنعت پتروشیمی ایران در بازارهای جهانی؛ کاهش تکمیل طرحهای نیمه تمام پتروشیمی در قالب فاینانس و سرمایه گذاری مشترک؛ دسترسی به تجهیزات کلیدی و دانش فنی مورد نیاز و اثر آن بر رشد اقتصادی ایران.
می بینیم که عمده اثرات اقتصادی برجام، بلافاصله رخ نخواهد داد. بنابراین اینکه در بازه زمانی چندماهه پس از برجام انتظار داشته باشیم که اقتصاد ایران متحول شود انتظاری غیرمنطقی است، در واقع تأثیر منفی وضع تحریم ها بر اقتصاد ایران آنقدر زیاد بود که موجب شکل گیری ذهنیت «حل تمام مشکلات اقتصاد ایران با لغو تحریم ها» بین مردم شد؛ که باید بگوییم این ذهنیت اشتباهی است. باید اذعان کنیم که صرف اجرای برجام حتی در بلندمدت نیز بسیاری از مشکلات اقتصادی ایران حل نخواهد شد.
علامت و پیام برجام کاملاً مثبت است اما این مسأله به مفهوم تحول در ساختار و بنیادهای اقتصادی نیست. پس از اجرای برجام و پیامدهای آن در اقتصاد ایران، در بهترین حالت وضعیت ما شبیه سال های 84 و 85 می شود.
چالشهای ساختاری و مدیریتی اقتصادی ایران، حاکی از ضرورت توجه ویژه بر هماهنگیهای بیشتر میان تصمیمگیران ارشد اقتصادی کشور در دوران پساتحریم است.
همانطور که اراده و تمامی امکانات کشور در دو سال گذشته متمرکز بر حلوفصل پرونده هستهای کشورمان شده بود، در دوران پسابرجام نیز کشور نیاز به تمرکز بر حل و فصل پرونده قطور چالشهای اقتصادی کشور دارد در واقع، با توجه به «ظرافت» روابط متغیرهای اقتصادی در اقتصاد ایران که در چارچوب ساختار اقتصادی خاص آن است، کشور نیازمند یک یا چند «ظریف» در حوزه اقتصاد ایران است. اقتصاددان یا اقتصاددانانی که با تسلط کامل بر ابعاد مختلف اقتصاد ایران، منطقه و بینالملل از قدرت اجماعسازی در میان نهادهای مختلف اقتصادی و بانکی کشور نیز برخوردار باشد.
«ظریف» یا «ظریف»های اقتصادی ایران باید «ظرافت»های اقتصاد ایران را دقیقا بشناسند و همچنین مقبولیت علمی و حرفهای در میان اکثراقتصاددانان داشته و همچنین از توانمندیهای دیپلماتیک بالایی در مذاکره، اقناع و اجماع سازی میان نهادهای اقتصادی متنوع کشور برخوردار باشد. امروز بر همه اقتصاددانان روشن است که بسیاری از چالشهای اقتصادی کشور، بهخصوص اصلاحات ساختاری لازم در ماهها و سالهای پیش رو، جز با اجماع داخلی میان نهادها، تصمیمسازان و تصمیمگیران کلیدی کشور از احزاب و گروههای مختلف امکانپذیر نخواهد بود، پس «ظرافت» اقتصاد ایران، «ظریف» می طلبد!
*دانشجوی دکتری اقتصاد دانشگاه شهید چمران اهواز