هردو جریان مرتبط با پدیده پاشایی فاشیسم تولید کردند
به گزارش اقتصادنیوز، علی اصغر سعیدی و تقی آزاد ارمکی اساتید دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران در میزگردی به واکاوی دلایل جامعه شناختی "ستاره شدن" در جامعه ایران پرداختهاند. خلاصهای از این میزگرد در ادامه میآید:
تقی آزاد ارمکی: رسانهها به دنبال یک موضوع برای هیجانی کردن جامعه و فضاسازی و نهایتا یک توفان هستند. پدیده پاشایی توفانی نبود و رسانهها به دنبال توفانی کردن آن بودند. آنهایی هم که به این پدیده اعتراض کردند، در توفانی کردن این ماجرا نقش داشتند. من در نقد دوستانی که معتقدند این پدیده، فاشیسم را تولید میکند باید بگویم، خود آنها فاشیسم تولید میکنند. یعنی هر دو جریان، یعنی هم آنها که به بزرگنمایی این پدیده پرداختند و همگروهی که با آن رادیکالی برخورد کردند، هر دو در توسعه فضای فاشیستی جامعه نقش داشتند.
- رسانهها به دنبال یک موضوع برای هیجانی کردن جامعه و فضاسازی و نهایتا یک توفان هستند. پدیده پاشایی توفانی نبود و رسانهها به دنبال توفانی کردن آن بودند. آنهایی هم که به این پدیده اعتراض کردند، در توفانی کردن این ماجرا نقش داشتند. من در نقد دوستانی که معتقدند این پدیده، فاشیسم را تولید میکند باید بگویم، خود آنها فاشیسم تولید میکنند. یعنی هر دو جریان، یعنی هم آنها که به بزرگنمایی این پدیده پرداختند و همگروهی که با آن رادیکالی برخورد کردند، هر دو در توسعه فضای فاشیستی جامعه نقش داشتند.
- اگر دولت نهم یا دهم برسرکار بود چنین پدیدهای شکل نمیگرفت یا افراد دیگری (جز پاشایی) به چهره تبدیل میشدند.
- جامعه ایرانی به دلیل جوان و احساسی بودن و همچنین به دلیل بسته بودن فضای سیاسی، فرصت پیدا کند، بازهم دست به چنین حرکتهایی خواهد زد. این حرکت مردم، ستاره سازی نکرد؛ بلکه به یک سبک موسیقی و به یک ساحت فرهنگ مشروعیت بخشید. این اتفاق موسیقی سنتی را تا حدودی به حاشیه کشاند، موسیقی پاپ را محوریت بخشید و موسیقی زیرزمینی از ساحت رادیکال، انقلابی و تروریستی خارج کرد و به فضای عمومیتر آورد.
- این نکته را فراموش نکنید که فضای رسمی هم در زمان درگذشت آقای پاشایی، مجوز ظهور و بروز حرکت مردم را صادرکرد. هیچ مواخذهای هم برای شرکتکنندگان در این مراسم وجود نداشت. بازی نسبتا آزادی شکل گرفت و در واقع، یک توافق مدنی، رسمی و عقلانی بین حوزه رسمی و غیر رسمی شکل گرفت.
علی اصغر سعیدی: چند عامل دیگر روی این چهره سازی اثر گذاشت. من فکر میکنم، بعد از انتخاب آقای روحانی که منجر به باز شدن فضای سیاسی شد، نگرش به مسایل اجتماعی بهبود پیدا کرد. معمولا هر زمان که حوزه سیاست تنگتر میشود، توجه مردم و روشنفکران به حوزه سیاسی متمرکز میشود و اکنون که حوزه سیاسی تا حدودی باز شده است، توجه تودهها به حوزه اجتماعی معطوف شده است.
- آنچه این روزها موجب مطرح شدن نام افراد میشود، مسایل اجتماعی است. نام وزیر بهداشت یا خانم ابتکار هم به دلیل مسایل اجتماعی مطرح میشود. اما اگر این مسایل به نحو شایسته در جامعه مطرح نمیشود به این دلیل است که تمرکز روشنفکران بیشتر روی گفتمان سیاسی معطوف است. مساله محیط زیست مهم است؛ اما روشنفکران به آن نمیپردازند.
- اخیرا عدهای از فعالان بخش خصوصی و چهرههای روشنفکری و سیاسی در نامهای به رئیس جمهوری بر حق تابعیت کودکانی که محصول ازدواج زنان ایرانی و مهاجرین خارجی هستند صحه گذاشتند و از ریاست جمهوری برای حل اشکالاتی که شورای نگهبان بر مصوبه مجلس گرفته است استمداد جستند. در میان آنانکه پای این نامه را امضا کردهاند هم گرایشات چپ وجود دارد و هم راست. طیف بندیهای ایدئولوژیک روشنفکران را باید بر اساس مسائل اجتماعی مشخص شود. اما در ایران چنین چیزی ممکن نیست. به دلیل آنکه، عموما روشنفکران ما به مسائل اجتماعی نمیپردازند معلوم نیست که چپ اجتماعی کیست و راست گراها چگونه از حقوق اجتماعی دفاع میکنند.
- من فکر میکنم رسانهها میتوانند مسائل اجتماعی را به مساله اصلی گفتمان رسمی یعنی دولت تبدیل کنند.
تقی آزاد ارمکی: یکی از دلایلی که سبب میشود، جامعه ناگهان درحوزه موسیقی یا فرهنگ فعال شود این است که مردم امکان ورود به مباحث دیگر را ندارند. در واقع، مردم دست به انتخاب میزنند. آنها وقتی میبینند با فعالیت سیاسی باید هزینه بپردازند یا وقتی در حوزه اقتصاد سرمایهگذاری میکنند، سرمایه خود را میبازند، به حوزه فرهنگ یا موسیقی که کم هزینهتر است، گرایش نشان میدهند.
علی اصغر سعیدی: ما با جامعهای رو به رو شدهایم که حق انتخاب را احساس میکند. در واقع، درحوزه اجتماعی، فضای دموکراتیکتری وجود دارد.
آزاد ارمکی: مردم در عرصه اجتماعی مزاحم ندارند؛ اینکه زنان ما و مردان به دست کاری بدن خود روی آوردهاند، به این دلیل است که میبیند که دراین زمینه اختیار دارند یا هر کالایی را اعم از کالاهای مصرفی، موسیقیایی و ورزش که دوست دارد مصرف میکند؛ این ساحت، ساحت دموکراتیکی است و ساحتهای دیگر کمتر دموکراتیک است. این، اتفاق خوبی است و نشان از مدرن شدن جامعه دارد. اکنون زمان آن گذشته است که حوزه سیاست تصمیم بگیرد که جامعه فعال شود. جامعه فعال شده است.
تقی آزاد ارمکی: ما در ایران با دولتهای ضعیف، پر رو و جنجالی و جامعهای قوی و کم صدا رو به رو هستیم. اگر دولت نهم یا دهم برسرکار بود چنین پدیدهای شکل نمیگرفت یا افراد دیگری (جز پاشایی) به چهره تبدیل میشدند.
- جامعه ایرانی به دلیل جوان و احساسی بودن و همچنین به دلیل بسته بودن فضای سیاسی، فرصت پیدا کند، بازهم دست به چنین حرکتهایی خواهد زد. این حرکت مردم، ستاره سازی نکرد؛ بلکه به یک سبک موسیقی و به یک ساحت فرهنگ مشروعیت بخشید. این اتفاق موسیقی سنتی را تا حدودی به حاشیه کشاند، موسیقی پاپ را محوریت بخشید و موسیقی زیرزمینی از ساحت رادیکال، انقلابی و تروریستی خارج کرد و به فضای عمومیتر آورد.
- این نکته را فراموش نکنید که فضای رسمی هم در زمان درگذشت آقای پاشایی، مجوز ظهور و بروز حرکت مردم را صادرکرد. هیچ مواخذهای هم برای شرکتکنندگان در این مراسم وجود نداشت. بازی نسبتا آزادی شکل گرفت و در واقع، یک توافق مدنی، رسمی و عقلانی بین حوزه رسمی و غیر رسمی شکل گرفت.
علی اصغر سعیدی: چند عامل دیگر روی این چهره سازی اثر گذاشت. من فکر میکنم، بعد از انتخاب آقای روحانی که منجر به باز شدن فضای سیاسی شد، نگرش به مسایل اجتماعی بهبود پیدا کرد. معمولا هر زمان که حوزه سیاست تنگتر میشود، توجه مردم و روشنفکران به حوزه سیاسی متمرکز میشود و اکنون که حوزه سیاسی تا حدودی باز شده است، توجه تودهها به حوزه اجتماعی معطوف شده است.
- آنچه این روزها موجب مطرح شدن نام افراد میشود، مسایل اجتماعی است. نام وزیر بهداشت یا خانم ابتکار هم به دلیل مسایل اجتماعی مطرح میشود. اما اگر این مسایل به نحو شایسته در جامعه مطرح نمیشود به این دلیل است که تمرکز روشنفکران بیشتر روی گفتمان سیاسی معطوف است. مساله محیط زیست مهم است؛ اما روشنفکران به آن نمیپردازند.
- اخیرا عدهای از فعالان بخش خصوصی و چهرههای روشنفکری و سیاسی در نامهای به رئیس جمهوری بر حق تابعیت کودکانی که محصول ازدواج زنان ایرانی و مهاجرین خارجی هستند صحه گذاشتند و از ریاست جمهوری برای حل اشکالاتی که شورای نگهبان بر مصوبه مجلس گرفته است استمداد جستند. در میان آنانکه پای این نامه را امضا کردهاند هم گرایشات چپ وجود دارد و هم راست. طیف بندیهای ایدئولوژیک روشنفکران را باید بر اساس مسائل اجتماعی مشخص شود. اما در ایران چنین چیزی ممکن نیست. به دلیل آنکه، عموما روشنفکران ما به مسائل اجتماعی نمیپردازند معلوم نیست که چپ اجتماعی کیست و راست گراها چگونه از حقوق اجتماعی دفاع میکنند.
- من فکر میکنم رسانهها میتوانند مسائل اجتماعی را به مساله اصلی گفتمان رسمی یعنی دولت تبدیل کنند.
تقی آزاد ارمکی: یکی از دلایلی که سبب میشود، جامعه ناگهان درحوزه موسیقی یا فرهنگ فعال شود این است که مردم امکان ورود به مباحث دیگر را ندارند. در واقع، مردم دست به انتخاب میزنند. آنها وقتی میبینند با فعالیت سیاسی باید هزینه بپردازند یا وقتی در حوزه اقتصاد سرمایهگذاری میکنند، سرمایه خود را میبازند، به حوزه فرهنگ یا موسیقی که کم هزینهتر است، گرایش نشان میدهند.
علی اصغر سعیدی: ما با جامعهای رو به رو شدهایم که حق انتخاب را احساس میکند. در واقع، درحوزه اجتماعی، فضای دموکراتیکتری وجود دارد.
آزاد ارمکی: مردم در عرصه اجتماعی مزاحم ندارند؛ اینکه زنان ما و مردان به دست کاری بدن خود روی آوردهاند، به این دلیل است که میبیند که دراین زمینه اختیار دارند یا هر کالایی را اعم از کالاهای مصرفی، موسیقیایی و ورزش که دوست دارد مصرف میکند؛ این ساحت، ساحت دموکراتیکی است و ساحتهای دیگر کمتر دموکراتیک است. این، اتفاق خوبی است و نشان از مدرن شدن جامعه دارد. اکنون زمان آن گذشته است که حوزه سیاست تصمیم بگیرد که جامعه فعال شود. جامعه فعال شده است.
تقی آزاد ارمکی: ما در ایران با دولتهای ضعیف، پر رو و جنجالی و جامعهای قوی و کم صدا رو به رو هستیم.