چه زمانی کمکهای ایران موثر خواهد بود؟
کمکهای یکجانبه معمولا به شکل پرداخت یا دریافت مستقیم است و خیلی از این کمکها رسمی محسوب میشوند و آنها را در تراز پرداختها هم ثبت میکنند.
زمانیکه ما بگوییم درجه باز بودن یک اقتصاد هم در بعد تجارت و هم در بعد بازارهای مالی از شدت بالایی برخوردار است، طبیعتا این کمکها هم بیشتر خواهد بود. مثلا شما فرض کنید در نظریه مالی بینالملل، جریانهای مالی از اهمیت زیادی برخوردارند. مثلا شما فرض کنید هیچ مانعی وجود نداشته باشد و آزادسازی انجام شود و در کنار اینها، در بازارهای مالی، داخلی و بینالمللی پیوند پولی برقرار شود، آن هنگام طبیعی است اینچنین انتقالهایی صورت گیرد.
وقتی یک انتقال سرمایه به منزله صدور سرمایه نه اینکه فرار سرمایه باشد، سرمایهگذار برای سود بیشتر خود است که دست به صدور سرمایه میزند. این اقدام میتواند توسط یک بنگاه یا سرمایهگذار یا حتی دولت و شرکتهای دولتی انجام شود. باید توجه داشت که کنترل سرمایهای در آن نظام اقتصادی وجود نداشته باشد؛ چه برای ورود و چه برای خروج. یکی از شقوق جریان سرمایه، کمکهای مالی دولتها به یکدیگر است که معمولا یکجانبه صورت میگیرد. در واقع یک نوع پرداخت یا یک نوع دریافت است که بازپرداخت یا بازدریافت در این شرایط ندارد. حتی استقراض از بانکهای صندوق توسعه یا بانک جهانی یا از کشوری به صورت مستقیم به شکل انتقال سرمایه هم در اینجا مدنظر است که این معمولا در کشورهای پیشرفته که از بازار مالی عمیقتری و با درجه آزادی بیشتری برخوردار هستند رخ میدهد.
آنچه مهم است، ماهیت اقتصادی این جریان سرمایه است. یعنی این کمکهای اقتصادی یک اصل اقتصادی را دنبال میکنند. اصولا کشورها هر چه بازتر باشند، بیشتر به سمت این ماجرا میروند. این ویژگی بیشتر در کشورهای توسعهیافته وجود دارد که یک دید اقتصادی هم در آن هست. در واقع جریان سرمایه اتفاق میافتد که این سود اقتصادی را برده باشند و از منفعت اقتصادی بهره ببرند. شکل دیگر از این نوع کمکها این است که دریافت یا پرداخت جنبه جبرانی داشته باشد.
مثلاً فرض کنید در کشوری یک کسری حساب جاری یا کسری تجاری اتفاق میافتد که برای پوشش دادن آن کسری میتواند از یک یا چند کشور دریافتی داشته باشد تا این کسری را جبران کند. یا اینکه هنگام بروز کسری حساب جاری در کشور، کشوری دیگر متقاضی این دریافتها باشد که آن کسری را پوشش دهد. پس در اینجا در واقع هدف اقتصادی دنبال نمیشود. در کشورهای توسعهیافته بیشتر هدف آنها از این اقدام، اقتصادی است و جزو اقلام یا مبادلات مستقل محسوب میشود که ماهیت اقتصادی دارند اما در کشورهای در حال توسعه بیشتر جنبه جبرانی دارد.
مثلا کمکهایی که ایران جسته و گریخته به برخی از کشورهای جهانسومی داشته از این قبیل بوده است. اگر این کمکها با هدف بوده باشد، آثار آنها طبیعتا روی رشد اقتصادی و ایجاد رفاه دیده خواهد شد. باید توجه داشته باشید اگر این کمکها تداوم داشته باشند موثر خواهند بود. ببینید باید یک رابطه بلندمدت بر این رویه کمکها حاکم باشد تا مثل سرمایهگذاری مستقیم خارجی عمل کند، چون اینجا فقط جامعیت آن نسبت به سرمایهگذاری مستقیم خارجی کمتر است وگرنه میتواند خیلی از آثاری را داشته باشد که آن سرمایهگذاری مستقیم خارجی دارد. البته گاهی ممکن است آثار رشد آن، در بسیاری از موارد بهتر نمایان شود. باید تاکید کرد که دریافت و در نظر گرفتن کمک خارجی میتواند آثار خاص خودش را داشته باشد.
آثار منفی آن که میتواند خودبهخود به وجود بیاید و اگر با هدف جنبه جبرانی باشد یک نوع برونرانی اتفاق میافتد. یعنی ما یک منبع مالی را که در ماهیت در قالب کمک است جایگزین مصارف خود دولت میکنیم که این باعث میشود آن منابع داخلی برای سرمایهگذاری از آن فعالیتهای تولیدی یا اقتصادی خارج شوند. در کنار این، آثار منفی دیگر این است که امکان دارد این کمکها وابستگی سیاسی و اقتصادی هم در پی داشته باشد. یا ممکن است این نوع دریافتها به صورت بهینه تخصیص پیدا نکند. معمولا در کشورهای توسعهیافته به دلیل همان تامین برای اقلام جبرانی میتواند به خوبی تخصیص منابع انجام شود و روی این نوع منابع که از ناحیه کمکهاست اتفاق ناگوار نیفتد. در مجموع اگر این کمکها با هدف اقتصادی باشد میتواند به رشد اقتصادی کشور کمکشونده کمک کند.
تداوم نداشتن این کمکها و نبود یک پیگیری و استراتژی مشخص که این شکل اقدامات از دولت به دولت و از وزیری به وزیری تغییر کرده است، در این زمینه بسیار موثر است. این هم مهم است که نباید این مساله دولتی باشد و نقش بخش خصوصی در این زمینه خیلی ضعیف بوده است. اگر بخش خصوصی وارد این داستان شود با تخصیص منابعی که انجام میدهد و با توجه به امکاناتی که خودش در اختیار دارد میتواند موثرتر واقع شود.
در مجموع باید تاکید کنم، این نوع کمکها ماهیتا در کشورهای توسعهیافته و در حال توسعه متفاوت است و اگر ما وارد کشورهایی شویم که بازارهای نوظهور هستند، چون آنها استراتژی آزادسازی مالی و آزادسازی تجاری را پیگیری میکنند، معمولا این کمکها از سمت اقلام جبرانی به سمت اقلام کمک مستقل یعنی اقتصادی شدن میرود و میتوانیم نتیجهگیری کنیم که این کمکها اگر آثار و ماهیت اقتصادی داشته باشند، موفق خواهند بود. اما اگر به صورت جبرانی، کوتاهمدت و زودگذر باشد، هیچگونه اثری برای کشور کمککننده نخواهد داشت.