اقتصادنیوز بررسی کرد:

فرصت‌های گل زنی دولت در اقتصاد / تا پایان دهه 90 موضوع اشتغال یکی از چاش‌های اساسی اقتصاد ایران خواهد بود.

سرویس: اخبار کدخبر: ۱۲۴۷۳۱
ایجاد ثبات در فضای کلان اقتصاد کشور و بهبود سه شاخص تورم، رشد اقتصادی و نرخ بیکاری از اهداف مهم دولت در سال سوم فعالیت خود خواهد بود و به نظر می‌رسد دولتمردان تا پایان سال جاری تنها در مهار تورم فرصت گل‌زنی خواهند داشت.
فرصت‌های گل زنی دولت در اقتصاد / تا پایان دهه 90 موضوع اشتغال یکی از چاش‌های اساسی اقتصاد ایران خواهد بود.

بررسی‌ها اقتصادنیوز نشان می‌دهد که سیاستگذاران دولت با شناخت واقعیت‌های اقتصادی کشور در پی آنند تا از مهار «تورم» به عنوان تنها فرصت گل‌زنی خود در سال 94 بهره جویند با به ثمر رساندن این گل بتوانند مسیر را برای بهبود وضعیت در دو شاخص رشد اقتصادی و اشتغال (نرخ بیکاری) هموار کنند.

به نظر می‌رسد که تیم اقتصادی دولت و شخص رئیس جمهور به دنبال آن هستند تا با انضباط مالی سفت و سختی که برقرار می‌کنند از ورود نقدینگی بیشتر به کشور جلوگیری کنند و با تدوین بودجه‌های انقباضی از کسری بودجه بکاهند، تا بدین ترتیب بتوانند درد 40 ساله تورم دو رقمی در کشور را برای همیشه درمان کنند.

متولیان اقتصاد کشور، اقتصاد ایران را به بیماری تشبیه می‌کنند که بر اثر یکی تصادف دچار خونریزی شده است. از نظر آنان پزشکان قبل از هر درمان باید جلوی خونریزی این بیمار که همان تورم است را بگیرند و آنگاه به سراغ بقیه بیماری‌های او بروند.

افزایش رشد اقتصادی یکی دیگر از فرصت‌های گل‌زنی دولت است که بر اثر توافق صورت گرفته به وجود آمده است. به باور بسیاری از کارشناسان به ثمر رسیدن گل رشد اقتصادی در سال 94 تقریبا غیر ممکن است و در حالتی خوشبینانه می توان گفت که نرخ رشد اقتصادی در این سال چیزی بین 2 تا 3 درصد خواهد بود. از این رو در صورتی که سرمایه‌های خارجی و تکنولوژی های نوین به اقتصاد ایران وارد شود قادر خواهد بود تا پایان سال آینده به رشدی مابین 4 تا 5 درصد برسد. این اتفاق سبب می شود تا در پایان سال 95 که سال پایانی فعالیت دولت یازدهم به شمار می‌رود، اقتصاد ایران به لحاظ تورم و رشد اقتصادی دو بر صفر از رقیب خود جلو بیفتد و سال 96 که سال انتخابات ریاست جمهوری نیز هست را با دست پری آغاز کند.

در این میان با توجه به اینکه جمعیت فارغ‌التحصیل 4.5 میلیون نفری و بیکاران 3.5 میلیون نفری در کشور جویای کار خواهند بود، بعید است دولت بتواند در زمینه اشتغال کاری انجام دهد به‌طوری‌که این مشکل تا پایان دهه 90 پا برجا خواهد بود.

از این رو یکی از موضوعات بسیار مهمی که در طول سال های پیش رو بهانه را دست منتقدان و رقبای دولت خواهد داد، اشتغال است. آنها خواهند پرسید که دولت برای اشتغال چه کرده و با استفاده از این ابزار، دستاورد مهار تورم را زیر سوال خواهند برد و آن را عامل بیکاری فرزندان مردم معرفی خواهد کرد.

شاید دولت در عرصه مهار تورم و ایجاد رشد اقتصادی بتواند دلایل قانع کننده ای را بیان کند اما در خصوص اشتغال دست او خالیست چرا که واقعیت های ایجاد اشتغال تلخ تر از آن است که دولت بتواند در کوتاه مدت شغلی پایدار و درآمدزا را ایجاد کرده و برای میلیون ها نفر از افراد تحصیلکرده جویای شغل مناسبی ایجاد کند.

بررسی وضعیت اشتغال از سال 1335 تا 1390 حاکی از بروز یک اتفاق نادر در اقتصاد ایران طی سالهای اخیر است. اگر آمار اشتغال را از اولین سرشماری کشور در سال 1335 تا آخرین سرشماری در سال 1390 مورد بررسی قرار دهیم و اشتغالی که به طور سالانه در فواصل مختلفی که سرشماری صورت گرفته را محاسبه کنیم، متوجه می شویم که میزان خالص اشتغال ایجاد شده، در فاصله سالهای1384 تا 1390 (با وجود درآمد سرشار ارزی 700 میلیارد دلاری) در حدود صفر بوده و تقریبا شغلی در اقتصاد ایران ایجاد نشده است.

بر اساس طرح آمارگیری سالانه نیروی کار که از سوی مرکز آمار ایران صورت می گیرد، تعداد شاغلان کشور در سال 1384، 20 میلیون و 620 هزار نفر بوده که در سال 1391 این تعداد تنها با افزایش 10 هزار شغل به 20 میلیون و 630 هزار نفر رسیده که این 10 هزار نفر شغل از نظر آماری معنی اش صفر است.

علاوه بر این، اگر از نظر ساختار اشتغال پنج فعالیت عمده‌ای (کشاورزی، صنعت، صنوف عمده فروشی، ساختمان و حمل و نقل) که بیشترین سهم را در اشتغال دارند مورد بررسی قرار دهیم، متوجه خواهیم شد که اشتغال در بخش کشاورزی و صنعت روند نزولی داشته به گونه‌ای که تعداد شاغلان کشاورزی و صنعت در فاصله سال های 1384 تا 1390 کم شده و به تعداد شاغلان بخش ساختمان و حمل و نقل اضافه شده است. به عنوان مثال، بخش صنعت حدود 530 هزار نفر از شاغلان خود را در این سال ها از دست داده است. این رقم قابل تامل است چون نیروهایی که در بخش صنعت فعالیت می‌کنند به تخصص و تحصیلات بیشتری نیاز دارند و سطح‌شان نسبت به نیروهایی که در بخش ساختمان مشغول کارند طبیعتا متفاوت است. بخش اصلی نیروهای ساختمانی تخصص‌هایی ابتدایی دارند که عمدتا از عهده بسیاری بر می آید. نیاز به آموزش‌های پیچیده‌ای ندارند اما نیروهای صنعت چون از تحصیل و تخصص برخوردارند بیکاری شان اهمیت عدم تعادل در بازار کار را دو چندان می کند.

در حال حاضر جمعیت 15 تا 34 ساله کشور حدود 30 میلیون نفر تخمین زده می شود که بخشی از این جمعیت مشغول تحصیل، بخشی بیکار، بخشی دارای شغل و بخشی هم تنها جمعیت مصرف کننده اند بدون اینکه دنبال کار باشند. اتفاقی که به وقوع خواهد پیوست این است که بازار کار برای جمعیتی که اکنون در حال تحصیلند تنگ حواهد شد و کشور به زودی با پدیده بیکاران دارای تحصیلات عالیه روبرو می شود که این پدیده حتی ممکن است به فارغ التحصیلان مقطع دکترا نیز کشیده شود.

تمامی این مسائل بیانگر آن است که کشور برای ایجاد اشتغال این افراد سال های سرنوشت سازی در پیش دارد و اقتصاد ایران باید به مهم ترین نیاز دهه شصتی‌ها که شغل همراه با درآمد است، جواب دهد.

پربازدیدترین‌ها
آخرین اخبار
لوتوس پارسیان - O