اقتصاد ایران نیاز به تغییرات ساختارى دارد نه تغییرات سیاستى
در چند سال گذشته در مواجه با مشكلات اقتصادى معمولا از "بسته " هاى سياستى استفاده كرده اند كه اگر هم جواب داده باشد در فرصتى كوتاه آثار اين سياستها از بين رفته است و مجددا عدم تعادل اقتصادى از گوشه اى ديگر سربرآورده است .
اجراى سياستهاى اقتصادى نيازمند بسترى مناسب براى كاركرد آنها است . اين بستر همان ساختارهاى مناسب براى اجراى سياست هاى اقتصادى است كه در شرايط فعلى در اقتصاد ايران مهيا نيست . ساختار به طور خلاصه به مجموعه اى ترتيبات و يا سازماندهى مجموعه اى از عناصر يك سيستم گفته مى شود. مثلا بازار بورس ايران يك ساختار خاصى دارد كه در درون آن بازيگران متعددى وجود دارند و از برآيند كنش اين بازيگران يك تعادل ساختارى ايجاد مى شود كه در اين تعادل ساختارى بازيگران به دنبال منافع خودشان هستند. اين ساختارها مى توانند تعادل خوب يا بد و يا تعادل پويا يا ايستا و از نگاهى ديگر تعادلى واگرا و يا همگرا داشته باشند. بنابراين ساختارها بيشتر شامل روابط نهادينه شده در يك مجموعه را تعريف مي كنند.
بيشتر ساختارها در اقتصاد ايران در يك تعادل بد قرار دارند. ( تعادل بد تعادلى است كه بازيگران آن بعضى ها زيان ميكنند ولى در بازى مي مانند ) و همين مساله موجب شده است كه وقتى يك سياست اقتصادى اعمال مى شود ، اين سياست در ساختارهاى معيوب حل شده و نتيجه مناسب را نمي دهد و گاهى اوقات نتيجه نامطلوب هم در پى دارد. مثلا سياست تامين منابع مالى پروژه هاى صنعتى به عنوان يك سياست اعمال مى شود ولى منابع سر از جاى ديگرى در مى آورد. در نتيجه سياستها اثر بخشى خود را از دست مي دهد. از اين جهت است كه نياز مبرم اقتصاد كشور تغيير در ساختارهاى اقتصادى است تا اعمال سياست ها اقتصادى .
تنها تفاوت تغيير ساختار با تغيير سياست اين است كه تغيير ساختار به دگرگونى نياز دارد كه معمولا لازم است همراه با شجاعت و تعهد commitment و تماميت integrity باشد. متاسفانه در سالهاى اخير مجموعه استراتژى هاى ساختار شكن در كشور به دليل مصلحت هاى سياسى كم شده است و به همين دليل ساختارها روز به روز مقاوم تر مى شوند و اثرگذارى سياستها را كمتر و كمتر ميكند. انعطاف ناپذيرى ساختارها دشمن توسعه و تحول است و به طور غير مستقيم ابزار مهم انعطاف ناپذيرى هاى ساختارى مماشات و محافظه كاريهاى سياسى است كه اين خود نيازهاى توسعه را زير سئوال مى برد. براى تغيير ساختارها نياز به "تحول " يا دگرگونى است . بخشى از اين تحول و دگر گونى در اثر اعمال يك سياست راديكال و اجراى قدرتمند آن شكل ميگيرد. راههاى ديگرى نيز وجود دارد. ولى آنچه مهم است اين است كه ايران تشنه توسعه است و براى تحول توسعه اى نياز به "شهامت " و ساختار شكنى است .