هاشمی: روحانی رقیب ندارد/ تیم اقتصادی دولت به توصیههای من عمل نکرد
به گزارش اقتصادنیوز، بخشهایی از گفتوگوی امروز روزنامه «قانون» با اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور اسبق ایران و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در زیر می آید:
* بعضیها میگویند شما در سال 76 به خاطر مخالفت با رييس دولت اصلاحات به آقای ناطق رأی دادید. آیا اينچنین است؟
رأی دادن من که آن قدر وزن نداشت که بخواهم یک نفر باشد و یک نفر نباشد. رأی من مثل رأی همان حدود 30 میلیون نفر آرای مردم بود، اما من مسئول و مجری قانون انتخابات بودم که رأی مردم در آن مهم است. کارم در مسیر اجرای قانون بود. درباره رأی من به آقای ناطق هم، به خاطر این بود که از قدیم ایشان را میشناختم. حتی زمانی که در مدرسه فیضیه به خاطر مسائلی اعتراض و راهپیمایی میکردیم، ایشان را میدیدم که با صدای بلند در صفوف اول هستند و نقش برجستهای دارند. در طول سالهای مبارزه هم حضور ثابت و مؤثری داشتند. در آن زمان ایشان رئیس مجلس بود و مجلس هم با دولت همکاری خوبی داشت. میدانستم انسانی سالم و صالح است. در آن طرف هم رييس دولت اصلاحات بودند که سالها وزیر من بودند. قبل از آن، سالها در مجلس و جاهای دیگر با هم کار کرده بودیم. در دولت اول من وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی بود. آن قدر فشار آورده بودند که استعفا داد. البته چند بار استعفایش را قبول نکردم و سرانجام که هر دوی ما به خاطر شرایط آن روزها پذیرفتیم که در وزارتخانه نباشد، ایشان را مسئول کردم و حتی میخواستم حکم معاونت بدهم که نتوانند عزلش کنند. اما خود ایشان قبول نکرد و ریاست کتابخانه ملی را پذیرفت. هر دوی آنها را قبول داشتم و من هم در آن مقطع یک رأی داشتم. وظیفه اصلی من مواظبت از سلامت انتخابات بود.
* امروز، نکته غیر قابل انکار، حمایتهای شما از آقای روحانی است. الان شاهد یک ضربآهنگ بسيار کند در مسائل اقتصادی هستیم که پاشنه آشیل دولت است و مردم نيز به اين وضعيت انتقاد دارند. حضرتعالی به عنوان یکی از حامیان مؤثر این دولت، نقشه و برنامهای دارید که دولت در یک سال باقیمانده مسائلش را حل و مردم را برای رأی مجدد راضی کند؟
نخست اعلام كنم آنچه که دلسوزان نظام میگویند و انجام میدهند، به خاطر پیروزی یا عدم پیروزی یک جریان نیست، بلکه ما موفقیت نظام را میخواهیم که الان تبلور اجراییاش در دولت آقای روحانی است. در خصوص سوال شما، نظریهای داشتم که اول به آقای روحانی و زمانی به بعضی از وزرای درگیر مسائل اقتصادی و بعدها در یک جلسه که استانداران و مدیران کشور برای همایش در سالن وزارت کشور جمع بودند، گفتم. حرف من این بود که میتوانیم مسائل اقتصادی را به آسانی حل کنیم. آن روزها تحریم بودیم و خیلی با برجام فاصله داشتیم. گفتم، نقدینگی در کشور ما زیاد است که تورم معلول آن است. اگر نقدینگی در مسیر تولید برود، ولو گرانی باشد، اما شغل باشد و مردم درآمد داشته باشند، مزاحم اقتصاد کشور نیست. نقدینگی مثل بهمن دارد کشور را خفه میکند، اما در تولیدات چیزی نیست که به نیازهای مردم جواب دهد.
میدانستیم بخش عمده رکود تولید، به خاطر تعطیلی بیش از نصف کارخانهها بود. شهرکهای صنعتی که در زمان من و حتی بعدها در دولت اصلاحات، در همه جای کشور بود و مملکت را کارگاه اقتصادی کرده بودند، در دولت بعدی کمکم خاموش و تعطیل شدند. مجتمعهای اقتصادی روستاها که شغل را به روستاها میبرد و به تبع آن مهاجرت معکوس درست کرده بود، مخروبه شده بودند و مشکل صاحبان و مالکان آنها، معوقات فراوان بانکی بود که در مقطعی چون پولهای بادآورده از افزایش قیمت نفت داشتند، بدون کارشناسی داده بودند و بلافاصله هم تحریمها آمده بود که رابطه کارخانهها و مواد اولیه در بسیاری از تولیدات قطع شده بود.
من به مسئولان کشور گفته بودم که میتوانید از همین نقدینگی که در بانکها هستند، برای احیای تولید استفاده کنید. حتی اگر آن نقدینگی در اختیار بانکها و مؤسسات فراوان پولی باشد، بانک مرکزی میتواند هدایت کند. اکثر مالکان کارخانهها به خاطر بدهیهای سابق که روز به روز افزایش مییافت، نمیتوانستند وام بگیرند. دولت میتوانست مدیریت بانکی را در این قسمت پویا کند تا با راههای مناسب و ضمانتهای قوی، نقدینگی را به تولید بیاورد. چون اگر احیا شوند، علاوه بر تأمین نیازهای داخلی که تورم تا حدود خیلی زیادی به خاطر عدم توازن عرضه و تقاضا بود به صادرات هم رونق میبخشند و تا حدودی از وابستگی کشور به نفت میکاهد و ارز به کشور میآید. مهمتر از آن، علاوه بر برگشت شاغلان بیکار شده به کار، خیلی از جوانان تحصیلکرده متقاضی، شغل پیدا میکنند و کشور به سوی رونق میرود.
در جلسات فردی و جمعی با خیلی از شخصیتهای اقتصادی کشور بحث کردم که برخي میپذیرفتند، ولی اجرا نمیشد. در اين اواخر که هنوز از برجام استفاده کامل نکرديم، دولت به اینجا رسید و به همه استانداران و بانکها بخشنامه کردند که در درجه اول کارخانههای کوچک و متوسط و سپس واحدها بزرگتر را احیا کنید. البته واحدهای بزرگ به طور معمول تعطیل نشده بودند، اما ظرفیت آنها کم شده بود که میتوان آن را نيز تقویت کرد. اگر همین کار را دو سال پیش انجام میدادند، بهتر و زودتر به نتیجه میرسید. چون در همین دو سال خیلی از واحدهای تولیدی و حتی کسانی که شغل داشتند، علاوه بر تعطیلی و بیکاری، مقروض شدند.خدا را شکر دولت شروع کرده که وام بدهند تا کارخانهها احیا شوند. البته هفت، هشت ماه طول میکشد.
مورد دیگر درباره طرحهای نیمهتمام بود که چون دولت اعتباری نداشت، نمیتوانست ادامه بدهد. به پیمانکاران پول ندادیم. آنها تا جایی که داشتند، هزینه کردند و چون نداشتند و در عین حال از دولت طلبکار بودند، رها کردند. گران هم شدند، چون چند برابر زمان شروع هزینه دارند. پیشنهاد مشخص من این بود که طرحهای نیمهتمام را به مردم واگذار کنیم. براي مثال اتوبان را به مجموعهای از مردم بدهید و قانون مشخصی برای برگشت هزینهها از محل عوارض بگذارید.
اتوبان کرج - قزوین را اینگونه ساختیم. البته به بانک ملی داده بودیم که سرمایه هزینه شده از طریق دریافت عوارض برگشت. از زنجان به تبریز را هم اینگونه ساختیم. آن موقع چون بخش خصوصی نبود، به بانک داده بودیم. اما الان بخش خصوصی ایران با پیمانکاران متخصص، از لحاظ پول و نیروی انسانی غنی است. البته این در سیاستهای کلی برنامه ششم آمده که وقتی برنامه تصویب شود، باید واگذار کنند.
برخی معتقدند که دولت آقای روحانی، دولت تکدورهای است، نظر شما چيست؟
اگر همه چیز و همه کارهای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی در مسیر طبیعی انجام شود، آقای روحانی به خاطر مقبولیت عام، بهويژه براي کاری که در برجام کرده، رقیب جدی ندارد.
* نگران برگشت آقاي احمدینژاد و تفکراتش نیستید؟
نه، چون مردم آگاه هستند و از عملکرد آن جریان در آن 8 سال در همه ابعاد خبر دارند. اما در عالم سیاست و در این کشور، به کرات شاهد اتفاقاتی بودیم که با معادلات عقلی و منطقی غیرقابل تحقق بود. من که غیب و پیشبینی ندارم، براساس محاسبات و آگاهی مردم از گذشته، نباید نگران بود.