اما و اگرها بر سر دور زدن تنگه هرمز | انتقال صادرات انرژی از دریا به خشکی، یعنی حذف ریسک؟ | خط لولهها در معرض حملات
به گزارش اقتصادنیوز، در شرایطی که تنگه هرمز بار دیگر به یکی از مهمترین کانونهای تنش ژئوپلیتیکی جهان تبدیل شده، بحث درباره امکان دور زدن این آبراه راهبردی نیز بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است. همزمان با اظهارات اخیر مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، درباره ضرورت کاهش وابستگی بازار جهانی انرژی به تنگه هرمز، این پرسش مطرح شده که آیا اقتصاد جهان واقعاً میتواند بدون این شاهراه حیاتی به فعالیت خود ادامه دهد؟
اقتصادنیوز: تنگه هرمز یکی از حیاتیترین گلوگاهها برای تجارت جهانی است و حدود یک پنجم نفت و گاز طبیعی مایع جهان از این آبراه عبور میکند. مسیرهای ارائه شده در واقع، مکمل و نه جایگزینی برای تنگه هرمز هستند.
اگرچه برخی کشورهای منطقه طی سالهای اخیر با توسعه خطوط لوله و بنادر جدید تلاش کردهاند بخشی از صادرات نفت و گاز خود را از مسیرهای جایگزین انجام دهند، اما بسیاری از کارشناسان معتقدند ظرفیت محدود این زیرساختها، وابستگی صادرات گاز طبیعی مایع (LNG) به هرمز و ریسکهای امنیتی، تحقق این هدف را با چالشهای جدی مواجه کرده است.
رهایی از هرمز ممکن است؟
براساس گزارش الجزیره، در حالی که ایالات متحده تلاش میکند مسیرهای انتقال انرژی را از تنگه هرمز متنوع کند، کارشناسان هشدار میدهند که چالشهای پیچیده لجستیکی و تهدیدهای امنیتی، رهایی کامل از این گذرگاه راهبردی را غیرممکن میکند.
اظهارات اخیر مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ایالات متحده، درباره تنگه هرمز، بار دیگر بحثهای گستردهای را درباره آینده مسیرهای انتقال انرژی در جهان برانگیخته است.
روبیو در گفتوگویی با شبکه فاکسنیوز که روز شنبه پخش شد، از ایده ایجاد یک تغییر ژئوپلیتیکی دائمی و کاهش وابستگی به تنگه هرمز سخن گفت؛ آبراهی که پیش از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، حدود یکپنجم تجارت دریابرد نفت جهان از آن عبور میکرد.
او مدعی شد کشورهای منطقه اکنون به این جمعبندی رسیدهاند که ایران ــ که تأکید دارد کنترل این آبراه راهبردی را واگذار نخواهد کرد ــ به یک تهدید بالفعل تبدیل شده است؛ موضوعی که به گفته وی، ضرورت بازآرایی گسترده مسیرهای انتقال حاملهای انرژی به بازارهای جهانی را ایجاب میکند.
با این حال، کارشناسان اقتصادی و تحلیلگران ژئوپلیتیک هشدار میدهند که بازطراحی نقشه انرژی خاورمیانه با موانع لجستیکی و امنیتی بسیار بزرگی روبهرو است؛ موانعی که عبور از آنها در عمل بسیار دشوار و حتی غیرممکن به نظر میرسد.
تنگه هرمز با طول ۳۹ کیلومتر (۲۴ مایل)، مهمترین گلوگاه انتقال نفت در جهان است که خلیج فارس را به دریای عمان متصل میکند. این تنگه تنها مسیر دسترسی صادرکنندگان مستقر در خلیج فارس به آبهای آزاد به شمار میرود و حدود یکپنجم تجارت جهانی نفت و گاز طبیعی مایع (LNG) از آن عبور میکند.
یک چشمانداز راهبردی، نه یک راهحل فوری
برای درک ابعاد طرح روبیو، ابتدا باید به حجم عظیم تجارت عبوری از تنگه هرمز توجه کرد. بر اساس دادههای اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA)، این آبراه باریک به طول ۳۹ کیلومتر، روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت را جابهجا میکند؛ رقمی که معادل نزدیک به ۲۰ درصد مصرف جهانی فرآوردههای نفتی مایع است.
این نهاد همچنین اعلام کرده است که تنگه هرمز مسیر عبور حدود یکپنجم تجارت جهانی گاز طبیعی مایع (LNG) نیز به شمار میرود؛ تجارتی که بخش عمده آن از سوی قطر انجام میشود.
احمد ابوقمر، پژوهشگر اقتصادی، در گفتوگو با الجزیره تأکید کرد که اظهارات روبیو بیش از آنکه یک برنامه اقتصادی قابل اجرا در کوتاهمدت باشد، بیانگر یک چشمانداز راهبردی بلندمدت است. به گفته او، بازارهای انرژی بر پایه واقعیتهای سخت عرضه و تقاضا عمل میکنند و حتی کاهش نسبی وابستگی به تنگه هرمز ــ به عنوان یکی از مهمترین شاهراههای انتقال کالا در جهان ــ به دههها زمان و سرمایهگذاری چندین میلیارد دلاری نیاز خواهد داشت.
اقتصادنیوز: برای اولین بار در تاریخ پادشاهی سعودی، این کشور با حملات بازیگران متخاصمی از هر سو مواجه شده که طرح توسعه ولیعهد عربستان سعودی را تهدید میکنند.
ابوقمر معتقد است مهمترین چالش در این مسیر به بازار گاز طبیعی مایع (LNG) مربوط میشود؛ زیرا کل زنجیره صادرات این محصول، از تأسیسات مایعسازی گرفته تا ناوگان کشتیهای ویژه حمل LNG و پایانههای دریافت، بهطور مستقیم به تنگه هرمز وابسته است.
او هشدار داد که در صورت بسته شدن این مسیر، اروپا و آسیا ناچار خواهند شد برای تأمین منابع جایگزین گاز وارد رقابتی شدید شوند؛ رقابتی که به افزایش چشمگیر قیمتها، تشدید تورم جهانی و ایجاد سردرگمی عمیق برای بانکهای مرکزی در سراسر جهان منجر خواهد شد.
مردم در ساحل بندرعباس گرد هم آمدهاند و یک شناور در حال عبور از تنگه هرمز در پسزمینه دیده میشود؛ بندرعباس، ایران، ۳۱ مه ۲۰۲۶.
توهم خطوط لوله و تله دریای سرخ
برای اجرای چنین تغییر بزرگی، تولیدکنندگان انرژی در خاورمیانه پیش از این ایده احداث خطوط لوله عظیم زمینی بهمنظور دور زدن تنگه هرمز را مطرح کرده بودند. مهمترین بخش این راهبرد، خط لوله شرق–غرب عربستان سعودی موسوم به پترولاین (Petroline) است؛ خط لولهای که تأسیسات فرآورش نفت بقیق را به بندر ینبع در ساحل دریای سرخ متصل میکند.
وزارت انرژی عربستان پس از انجام تعمیرات ناشی از حملات دوران جنگ، اعلام کرد این خط لوله بار دیگر با ظرفیت حدود هفت میلیون بشکه در روز به بهرهبرداری بازگشته است.
علاوه بر این، امارات متحده عربی نیز خط لوله نفت خام ابوظبی را در اختیار دارد که روزانه تا ۱.۸ میلیون بشکه نفت را مستقیماً به بندر فجیره در ساحل دریای عمان منتقل میکند؛ مسیری که خارج از تنگه هرمز قرار دارد.
با این حال، جایگزینی کامل تنگه هرمز بهعنوان شاهراه اصلی انتقال منابع انرژی از کشورهای تولیدکننده به بازارهای مصرف، دستکم در کوتاهمدت از نظر ریاضی امکانپذیر نیست. الجزیره در گزارشی تحلیلی اعلام کرده است که مجموع ظرفیت خطوط لوله جایگزین موجود، در بهترین حالت به حدود ۹ میلیون بشکه در روز میرسد؛ ظرفیتی که فاصلهای قابل توجه با حدود ۲۰ میلیون بشکه نفتی دارد که بهطور معمول هر روز از تنگه هرمز عبور میکند.
اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA) نیز برآورد کرده است که در صورت بروز هرگونه اختلال ناگهانی در تنگه هرمز، تنها حدود ۲.۶ میلیون بشکه در روز ظرفیت مازاد در خطوط لوله عربستان و امارات برای جبران این اختلال وجود خواهد داشت.
احمد ابوقمر همچنین قابلیت اتکای این مسیرها برای سایر تولیدکنندگان بزرگ منطقه را زیر سؤال برده و میپرسد: کویت، قطر و عراق چگونه میتوانند بدون استفاده از تنگه هرمز، حجم عظیم صادرات نفت و گاز خود را به بازارهای جهانی برسانند؟
به اعتقاد او، انتقال وابستگی از تنگه هرمز به دریای سرخ، در عمل تنها آسیبپذیری ژئوپلیتیکی را از یک گلوگاه راهبردی به گلوگاهی دیگر منتقل میکند. موفقیت مسیر جایگزین عربستان از طریق خط لوله شرق–غرب، منوط به باز ماندن تنگه بابالمندب است؛ آبراهی که کشتیهای حامل نفت برای رسیدن به بازارهای مهم آسیایی از جمله چین، ژاپن و هند ناچار به عبور از آن هستند.
در نتیجه، انتقال نفت به بندر ینبع صرفاً باعث میشود نفتکشهای عازم آسیا به جای عبور از تنگه هرمز، از بابالمندب عبور کنند؛ گذرگاهی که در حال حاضر نیز با تهدیدهای امنیتی ناشی از حملات نیروهای حوثی در یمن روبهرو است.
اهداف ثابت، ریسکهای امنیتی و تردید سرمایهگذاران
دور زدن مسیرهای دریایی از طریق توسعه زیرساختهای زمینی، خود با مخاطرات امنیتی قابلتوجهی همراه است. جورج ولوشین، تحلیلگر مستقل بازار انرژی، در گفتوگو با الجزیره تأکید میکند که خطوط لوله و ایستگاههای پمپاژ، اهدافی ثابت و با ارزش راهبردی بالا هستند؛ تأسیساتی که در برابر حملات پهپادی و موشکی آسیبپذیرند؛ موضوعی که در سالهای گذشته و در جریان حملات به زیرساختهای انرژی منطقه نیز بارها به اثبات رسیده است.
به گفته او، انتقال مسیر صادرات انرژی از دریا به خشکی، به معنای حذف ریسک نیست، بلکه تنها محل تهدید را تغییر میدهد. در واقع، به جای آنکه نفتکشها در آبراههای راهبردی هدف قرار گیرند، این بار خطوط لوله، تأسیسات انتقال و ایستگاههای پمپاژ در معرض حملات قرار خواهند گرفت.
احمد ابوقمر نیز معتقد است ایران از توانایی لازم برای هدف قرار دادن خطوط لوله زمینی برخوردار است و حتی میتواند تردد نفتکشها را در فواصل هزاران کیلومتری از تنگه هرمز نیز مختل کند. به گفته او، پروژههای عظیم انتقال انرژی از طریق خطوط لوله، در برابر جنگهای نوین بهویژه حملات پهپادی، از سطح حفاظت کافی برخوردار نیستند و همین مسئله ریسک سرمایهگذاری در آنها را بهطور قابلتوجهی افزایش میدهد.
او میگوید به همین دلیل، بسیاری از شرکتهای بزرگ بینالمللی انرژی تمایل چندانی به سرمایهگذاری چندین میلیارد دلاری در زیرساختهایی ندارند که ممکن است در صورت تشدید تنشهای منطقهای، به اهدافی آسیبپذیر تبدیل شوند.
ارسال نظر