فقدان سنت آزادی‌خواهی؛ ریشه عقب ماندگی اقتصاد ایران

در جست‌وجوی آزادی | در باب اهمیت پروژه فکری «معلم آزادی» | چرا موسی غنی‌ نژاد شایسته تکریم است؟

سرویس: اقتصاد سیاسی کدخبر: ۷۹۹۴۴۶
اقتصادنیوز: موسی غنی‌نژاد بیش از آنکه صرفاً یک اقتصاددان باشد، با توجه به تحصیل در رشته معرفت شناسی، در قامت یک معلم آزادی ظاهر شده است؛ کسی که تلاش کرده نشان دهد توسعه اقتصادی بدون آزادی‌های بنیادی و بدون پذیرش قواعدی که قدرت را محدود می‌کنند، امکان‌پذیر نیست.
در جست‌وجوی آزادی | در باب اهمیت پروژه فکری «معلم آزادی» | چرا موسی غنی‌ نژاد شایسته تکریم است؟

به گزارش اقتصادنیوز، امیرمحمد علوی، روزنامه‌نگار، در یادداشتی برای اقتصادنیوز نوشت: 

آزادی، ارزشی بنیادین و اساسی است که ملت‌ها و مردمان زیادی در راه رسیدن به آن خون داده‌اند و ایثارها کرده‌اند؛ موهبتی که نه صرفاً به عنوان ارزش یا اصل اخلاقی متعالی بلکه فراتر از آن به مثابه اصل بنیانگذار تمدن انسانی و شرط لازم برای رسیدن به جامعه صلح‌آمیز پیشرفته برخوردار از رفاه مادی است.

به عبارتی آزادی ریشه شکل‌گیری حاکمیت قانون براساس اصول عام و مهیاکننده شرایطی است که در آن انسان‌ها با در اختیار گرفتن حق انتخاب سرنوشت خویش و با داشتن حقوق مالکیت و امنیتی که برای آن‌ها فراهم شده به دنبال اهداف مطلوب خود حرکت خواهند کرد.

نکته اساسی این است که آزادی را نباید به عنوان یک ابزار در جهت رسیدن به مطلوبیت نگریخت؛ بلکه این گوهر گران‌بها را باید به مثابه ارزش و هدفی غایی دنبال کرد.

امروز پرسش پیش روی ما این است چه شد اندیشه‌های آزادی‌خواهانه در جوامع غربی پدیدار شد اما در ایران آنطور که باید خیر.

مناظره غنی نژاد و دخانچی

یکی از مهم‌ترین دلایل در کیفیت روشنفکران کشور ما و نه کمیت آن‌ها نهفته است. در واقع تاریخ اندیشه سیاسی کشور ما فاقد یک جریان آزادی‌خواهانه از نوع انگلیسی آن (که بر نسخه فرانسوی ارجح است) بوده است. انگلیس از فیلسوفان روشنگری چون جان لاک، دیوید هیوم، آدام اسمیت و... برخوردار بوده که توانستند نقشی چشم‌گیر در شکل‌‌دهی به سنت حاکم بر این کشور ایفا کنند که در نهایت منجر به توسعه و قدرتمندی بریتانیا شد. بعدها سنت انگلیسی توانست با نفوذ به قاره آمریکا، پایه‌های نگارش قانون اساسی ایالات متحده آمریکا را فراهم آورد.

این ارزش‌ها و نگرش‌های آزادی‌خواهانه موجبات انقلاب صنعتی و توسعه کشورهای غربی را مهیا کرد و رفاهی را به ارمغان آورد که در تاریخ بشر بی‌سابقه است. به‌طوری که هم‌اکنون و در زمان حال روزانه خبرهایی در مورد پیشرفت‌های علمی و هوش مصنوعی به گوش می‌رسد که هر انسانی را شگفت‌زده می‌کند.

اما چرا در تاریخ معاصر ایران، اندیشه آزادی و حقوق فردی نتوانست به یک جریان ریشه‌دار و اثرگذار تبدیل شود؟ پاسخ به این پرسش را باید در مجموعه‌ای از عوامل تاریخی، فرهنگی و نهادی جست‌وجو کرد. جامعه ایران قرن‌ها تحت سلطه ساختارهای سیاسی متمرکز و حکومت‌های فردی قرار داشت؛ ساختارهایی که در آن قدرت سیاسی با محدودیت‌های حقوقی و نهادی کمی مواجه بود و مفهوم حقوق فردی به معنای مدرن آن مجال رشد چندانی پیدا نکرد. در کنار این موضوع، اندیشه‌های وارداتی و سنت‌های فکری غالب معاصر نیز بیشتر بر نظم جمعی، اخلاق عمومی و نقش هدایت‌گر و پررنگ حکومت در اقتصاد و اجتماع تاکید داشتند تا بر استقلال فرد، آزادی انتخاب و حقوق مالکیت.

ورود اندیشه‌های مدرن به ایران اگرچه زمینه‌ساز تحولات مهمی شد، اما ایران مسیر متفاوتی را طی کرد. در اروپا، سنت آزادی‌خواهی به‌تدریج و در پی تحولاتی فکری، حقوقی و اقتصادی شکل گرفت؛ از بحث‌های فلسفی درباره حقوق طبیعی و محدودیت قدرت دولت گرفته تا تحولاتی که در نهایت به حاکمیت قانون و اقتصاد بازار انجامید.

اما در ایران، جریان‌های روشنفکری به جای آنکه آزادی فردی، مالکیت خصوصی و محدودیت قدرت سیاسی را در مرکز اندیشه خود قرار دهند، بیشتر بر مفاهیمی مانند عدالت اجتماعی، مبارزه با استعمار، بازگشت به هویت تاریخی یا نقد تمدن غرب تمرکز کردند. این رویکردها نتوانستند بنیان‌های یک فلسفه آزادی‌خواهانه مشابه آنچه در غرب شکل گرفته بود را ایجاد کنند و در مقابل آسیب‌های عمیقی به ساختار اقتصادی و سیاسی کشور تحمیل کردند.

نتیجه آن شد که جامعه ایران در بسیاری از دوره‌ها میان دوگانه‌های مختلفی مانند سنت و تجدد، عدالت و آزادی، دولت‌گرایی و فردگرایی گرفتار ماند؛ در حالی که تجربه کشورهای توسعه‌یافته نشان می‌دهد آزادی نه در تضاد با عدالت و پیشرفت، بلکه یکی از پیش‌شرط‌های تحقق پایدار آنهاست. جوامعی که توانستند آزادی اقتصادی، آزادی فکری و حاکمیت قانون را تقویت کنند، زمینه را برای نوآوری، سرمایه‌گذاری و افزایش رفاه عمومی فراهم کردند.

از همین منظر، اهمیت متفکرانی که در ایران بر ضرورت آزادی، اقتصاد بازار، حقوق مالکیت و محدودیت قدرت سیاسی تاکید کرده‌اند، بیشتر نمایان می‌شود. افرادی مانند دکتر موسی غنی‌نژاد تلاش کرده‌اند مفاهیمی را به فضای فکری ایران وارد کنند که در تاریخ اندیشه کشور کمتر مورد توجه قرار گرفته بود؛ مفاهیمی مانند فردگرایی، آزادی اقتصادی، نقش نهادها و اهمیت مالکیت خصوصی.

موسی غنی‌نژاد بیش از آنکه صرفاً یک اقتصاددان باشد، با توجه به تحصیل در رشته معرفت شناسی، در قامت یک معلم آزادی ظاهر شده است؛ کسی که تلاش کرده نشان دهد توسعه اقتصادی بدون آزادی‌های بنیادی و بدون پذیرش قواعدی که قدرت را محدود می‌کنند، امکان‌پذیر نیست. در جامعه‌ای که سنت آزادی‌خواهی به اندازه کافی ریشه ندوانده، اهمیت چنین صداهایی دوچندان می‌شود.

شاید یکی از دلایل عقب افتادن اقتصاد ایران نسبت به دستاوردهای جوامع آزاد، همین فقدان یک سنت فکری عمیق درباره آزادی باشد. آزادی امری نیست که صرفاً با تغییر قوانین یا تصمیم‌های سیاسی به دست آید؛ آزادی پیش از آنکه یک ساختار حقوقی باشد، یک فرهنگ و یک اندیشه است که باید در ذهن جامعه و میان نخبگان آن شکل بگیرد. بنابراین شاید مهم‌ترین وظیفه نسل امروز ایران، بازخوانی همین سنت فکری و شناخت ارزش‌هایی باشد که قرن‌ها موتور حرکت جوامع پیشرفته بوده‌اند.

موسی غنی نژاد

پربازدیدترین‌ها
لوتوس پارسیان - O