خالقی: «نفتی فکر کردن» هیچ نسبی با پیشرفت واقعی و آبادانی پایدار ندارد | صندوقهای ثروت ملی اعراب، یک اسلحه ژئوپلیتیک جدی در سیاست جهانی هستند
به گزارش اقتصادنیوز، امیرحسین خالقی، اقتصاددان در بخشی از گفتوگوی خود با اقتصادنیوز در پاسخ به این پرسش که « آیا نفت و به صورت کلی منابع زیرزمینی همیشه به ظهور نهادهای ضد آزادی اقتصادی کمک میکنند؟ میدانیم که مثالهای نقضی مثل نروژ وجود دارند، اما آیا قاعده چیز دیگریست؟» میگوید: جواب روی کاغذش شاید این باشد که خیر، لزوماً ضد آزادی نیست، ولی نظر شخصیام کمی متفاوت و محتاطانه است؛ وقتی حرف از نفت میشود، یاد گفته الفونسو، وزیر اسبق نفت ونزوئلا و پدر اوپک، میافتم که در اظهارنظری مشهور گفت: «نفت نجاست شیطان است و ما در این نجاست غرق خواهیم شد!» شاید نفت ضد آزادی نباشد، ولی باید خیلی مراقب بود، زیرا اسلحهای بینظیر برای تمامیتخواهی و عوامفریبی است.
اقتصادنیوز: امیرحسین خالقی، اقتصاددان میگوید: گروهی نظم ایجاد میکنند و سپس سعی میکنند منابع در دسترس را برای حفظ آن نظم خرج کنند؛ بخش بزرگتری از منابع نصیب نورچشمیها میشود و برای عامه مردم هم حقالسکوت در نظر میگیرند تا کافه را به هم نزنند! بهار عربی شاید صاحبان قدرت را تغییر داد، ولی منطق کلی و قواعد قدرت را تغییر نداد.
او ادامه داد: با نفت و عایدات سرشار آن، سیاسیون میتوانند بدون محدودیتهای معمول پروژههای خود را پیش ببرند و بند ناف آنها از مالیات و در کل جامعه بیشتر و بیشتر بریده میشود. دو نظریهای که زیاد از آنها در توصیف این رفتارها شنیدهایم، نظریه نفرین منابع و همچنین دولت رانتیر است که در واقع تمرکز اصلی آن روی همین خودسری حکومتهای نفتی و بهاصطلاح پترو-استیتهاست. بزنگاهی که حکمرانی نفتی مصائب خود را نشان میدهد، شوکهای انرژی است؛ چه در دهه ۱۹۷۰ و چه دهه اول قرن ۲۱ دیدیم که ثروت سرشار نفتی میتواند به چه مصیبتی بدل شود؛ یک ماه عسل اولیه و بعد سیل مصائب ناشی از بیماری هلندی و ولخرجیهای سیاسی.
خالقی افزود: متأسفانه نفت فقط یک عامل در اقتصاد یا حتی سیاست نیست، نفتی فکر کردن به یک نوع ذهنیت بدل میشود که با پیشرفت واقعی و آبادانی پایدار کشورها نسبتی ندارد. اما نروژ تا اندازه زیادی نوعی استثناست؛ جمعیت و وسعت کم و جغرافیای مطلوب و از همه مهمتر قوت نهادی آن به این کشور بسیار کمک کرده است؛ حتی پیش از عایدات نفتی، این کشور از نظر نهادهای دموکراتیک و حاکمیت قانون و سنت پاسخگویی سیاسی وضعیت خوبی داشت و نفت در این ساختار توانست به واقع یک ثروت عمومی شود و نه آن نجاست شیطانی که بلای جان بسیاری از کشورهای خاورمیانهای شد.
این اقتصاددان اظهار کرد: اما واقعاً نباید تفاوتها در میان حتی این کشورهای خاورمیانهای را ندیده گرفت؛ با تمام نقدهای جدی، باید میان جاهایی مثل ایران و لیبی از یک طرف، و امثال عربستان و قطر از طرف دیگر، فاصله گذاشت؛ صندوقهای ثروت ملی اعراب با حدود ۴ تریلیون دلار ثروت، یک اسلحه ژئوپلیتیک جدی در سیاست جهانی هستند و طبیعی است که باید آنها را با لنزی متفاوت بررسی کرد.