چرا باید کتاب چالش‌های صنعتی شدن ایران را خواند؟

صنعت ایران چگونه در تله حکمرانی غلط گرفتار شد؟ | صنایع بدون ارز نفتی، گاز ارزان و آب تجدیدناپذیر، مزیت پایداری برای ادامه فعالیت ندارد

سرویس: تولید و تجارت کدخبر: ۷۷۲۱۰۰
اقتصادنیوز: پژوهش جدید مسعود نیلی و همکارانش، تلاشی است برای پاسخ به این پرسش مهم که چرا ایران صنعتی نشد و صنعت ایران چگونه در تله حکمرانی غلط گرفتار شد؟
صنعت ایران چگونه در تله حکمرانی غلط گرفتار شد؟ | صنایع بدون ارز نفتی، گاز ارزان و آب تجدیدناپذیر، مزیت پایداری برای ادامه فعالیت ندارد

به گزارش اقتصادنیوز، هفته نامه تجارت فردا در شماره این هفته به این سوال پاسخ داده است که «صنعت ایران چگونه در تله حکمرانی غلط گرفتار شد؟»

در همین رابطه، محمد طاهری، سردبیر هفته نامه تجارت فردا و مدیر انتشارات دنیای اقتصاد در یادداشتی نوشت؛

ایران در طول تاریخ معاصر چند بار تلاش کرده مسیر صنعتی شدن را دنبال کند اما موفق نشده است. نخستین گام‌ها به دوران قاجار بازمی‌گردد؛ زمانی که برنامه‌های محدود برای تولید داخلی و ایجاد صنایع سبک آغاز شد، اما زیرساخت‌ها و سرمایه‌گذاری کافی وجود نداشت. در دوره پهلوی اول، با تمرکز بیشتر بر نوسازی و مدرن‌سازی کشور، پروژه‌های صنعتی بزرگ‌تری راه‌اندازی شد؛ ایجاد کارخانه‌های نساجی، سیمان، فولاد و صنایع غذایی نمونه‌هایی از این تلاش‌ها بود که با حمایت دولت و سرمایه‌گذاری خارجی پیش رفت. 

خبر مرتبط
دفاع غنی نژاد و نوربرگ از سرمایه داری | تصویری خوش‌بینانه و مبتنی بر واقعیت از پیشرفت بشری بر پایه اصول تجارت آزاد

اقتصادنیوز: نوربرگ نویسنده و پژوهشگری سرشناس است که انتشارات دنیای اقتصاد دو کتاب «در دفاع از سرمایه‌داری» و «مانیفست سرمایه‌داری» را از او منتشر کرده است. او ادامه‌دهنده سنت «آندرس کیودنیوس» در دفاع از تجارت آزاد به شمار می‌رود. اندیشمندی که سال‌ها پیش از انتشار کتاب «ثروت ملل» توسط آدام اسمیت، ایده‌ای مشابه «دست نامرئی» را در رساله‌ای با عنوان «منفعت ملی» مطرح کرد.

چند سال بعد نخستین گام‌ها برداشته شد و ایران در دهه ۱۳۴۰ در مسیر صنعتی شدن قرار گرفت. بسیاری از صنایع مهم ایران در این دوره شکل گرفتند و صنعت بیشترین نقش را در رشد اقتصاد بر عهده گرفت. اما این دوره طلایی، یک دهه بعد و با افزایش نقش نفت در اقتصاد نه‌فقط متوقف شد که خیلی‌ها آغاز تخریب آن را نیز از همین دوره می‌دانند. 

photo_2026-02-28_08-12-27

اوایل دهه ۱۳۵۰ برای اقتصاد ایران دوره‌ای متفاوت بود که با جهش قابل‌توجه درآمدهای نفتی همراه شد. درآمد نفتی ایران از 5/2 میلیارد دلار در سال ۱۳۵۱ به بیش از ۲۰ میلیارد دلار در سال ۱۳۵۳ افزایش یافت. اقتصاد ایران در سال‌های ابتدایی دهه 1350 با در نظر گرفتن قیمت‌های امروز، از درآمدهای 18 و 23 میلیارددلاری یکباره به درآمدهای 120 تا 200 میلیارد دلار رسید که به معنای 10 برابر شدن درآمدها بود. این جریان سریع درآمدها به عدم‌ توازن ساختاری، معروف به «بیماری هلندی» منجر شد. هزینه‌های سنگین دولت و تورم سالانه ۱۵درصدی، وابستگی به واردات را تشدید و رشد صنایع غیرنفتی را متوقف کرد و فرآیند صنعتی زدایی هم از همین دوره آغاز شد.

پس از انقلاب ۱۳۵۷، حکومت تازه‌تاسیس، با تمرکز بر توسعه صنایع سنگین، نفت و گاز، خودرو و فولاد، بار دیگر صنعتی شدن را در دستور کار قرار داد. از دهه ۱۳۷۰ تا میانه‌های دهه ۱۳۸۰، شمار قابل‌توجهی از بنگاه‌های صنعتی در کشور شکل گرفت و سیاست‌های خصوصی‌سازی و تلاش برای جذب سرمایه‌های داخلی و خارجی به‌عنوان راهبردی برای تقویت بخش صنعت دنبال شد.

بااین‌حال، همزمانی این روند با اوج‌گیری درآمدهای نفتی و گرفتار شدن اقتصاد ایران در موج دوم بیماری هلندی، به تضعیف بخش صنعت انجامید. افزایش وابستگی به منابع نفتی، تقویت نرخ ارز واقعی و رشد واردات، رقابت‌پذیری تولید داخلی را کاهش داد و درنهایت، بار دیگر نشانه‌های صنعت‌زدایی در اقتصاد ایران پدیدار شد. به اینها، تشدید محدودیت‌های بین‌المللی و تحریم‌ها را نیز اضافه کنید که از میانه‌های دهه 1380 به اقتصاد ایران تحمیل شد و همچنان هم ادامه دارد.

کتاب «چالش‌های صنعتی شدن ایران» که بی‌تردید یکی از مهم‌ترین آثار درباره ریشه‌های صنعتی نشدن ایران است، این روند را به خوبی شرح داده است. کتاب را مسعود نیلی، امینه محمودزاده، علیرضا ساعدی، منصور شاکریان و جمعی از اقتصاددانان جوان نوشته‌اند و مهر انتشارات دنیای‌اقتصاد نیز بر شناسنامه این کتاب خود نمایی می‌کند.

چنان که در این پژوهش مهم شرح داده شده، بیش از شش دهه از نخستین تلاش‌ها برای صنعتی‌ شدن اقتصاد ایران می‌گذرد. این در حالی است که اکنون در فرایند افول صنعتی قرار گرفته‌ایم. صنعت نقشی در رشد اقتصادی ایفا نمی‌کند، محصولات صنعتی ما از قدرت رقابت پایینی در بازار جهانی برخوردارند و بسیاری از آن‌ها حتی در بازار داخلی نیز تنها با اعمال تعرفه‌های بالا و موانع غیرتعرفه‌ای امکان فروش دارند.

بنگاه‌های بزرگ و مهم صنعتی که سهم اصلی را در ارزش افزوده صنعت ایفا می‌کنند، عمدتاً غیرخصوصی‌اند و تعداد قابل توجهی از آن‌ها، به‌رغم در اختیار داشتن بازاری نسبتاً بدون رقیب در داخل، زیان‌ده بوده و دارای بدهی‌های بزرگ به نهادهای مالی هستند. بخش مسلط صنعت ایران را واحدهای تولیدکنندۀ مواد خام تشکیل می‌دهند و تحولات شگرف جهانی هنوز نتوانسته است خود را در ارقام عملکرد صنعت ایران منعکس کند.

تعداد زیادی از واحدهای تولیدی در مقیاس خرد، با خلق ارزش افزوده‌ای ناچیز، مشغول فعالیت‌اند، بی‌آنکه رشد کرده و به تولیدکنندگان بزرگ تبدیل شوند. صنعت ایران در مواجهه با انواع محدودیت‌های خارج از کنترل خود، به منابع ارزی نفت، انرژی برآمده از گاز و منابع زیرزمینی آب پناه برده است. اینک محدودیت‌های برآمده از هر سه منبع یادشده، صنعت ایران را در معرض تهدیدی جدی و موجودیتی قرار داده است. 

پژوهش جدید مسعود نیلی و همکارانش، تلاشی است برای پاسخ به این پرسش مهم که چرا ایران صنعتی نشد و صنعت ایران چگونه در تله حکمرانی غلط گرفتار شد؟

پربازدیدترین‌ها
لوتوس پارسیان - O