3 عملکرد وزارت خارجه در شرایط جنگی از نگاه عادلی | دستگاه دیپلماسی در کنار جبهه نظامی، جبهه دیپلماسی را فعال نگه داشته | فضا برای مذاکره بسیار تنگ است زیرا...
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از ایرنا، محمدحسین عادلی، دیپلمات و رئیسکل اسبق بانک مرکزی، در یادداشتی با تشریح عملکرد دستگاه دیپلماسی در یک سال گذشته، «فعال نگه داشتن جبهه دیپلماسی» در سختترین شرایط جنگی، «ایجاد شبکه فعال مذاکره» و شکلدهی به «تفاهمنامه اسلامآباد» را سه عملکرد برجسته وزارت امور خارجه دانست و تاکید کرد که دستگاه دیپلماسی در کنار جبهه نظامی، نقشی مهم در پشتیبانی از منافع و امنیت ملی کشور ایفا کرده است.
اقتصادنیوز: عراقچی در گفتوگو با خبرگزاری کیودو گفت: «مردم صلحدوست ژاپن باید از دولت خود بخواهند درباره جنایات آمریکا پاسخگو باشد.»
در بخش نخست، یعنی فعال نگه داشتن جبهه دیپلماسی، ذکر این نکته مهم است که زمانی که کشور وارد جنگ میشود و شرایط جنگی پیدا میکند، دو نکته بسیار حساس میشود. نخست اینکه مذاکره کردن بسیار دشوار میشود. مذاکرات در زمان جنگ و دوران تلاطم، تنش و تقابل نظامی، با مذاکرات در شرایط عادی بسیار متفاوت است و نمیتواند به روال عادی ادامه پیدا کند یا انجام شود. بنابراین، کار بخش دیپلماسی کشور بسیار سنگین و دشوار میشود. وزارت امور خارجه ما با جسارت در این چالش وارد شده و کار خود را انجام داده که این شایسته تحسین و تقدیر است.
وزارت خارجه در کنار جبهه نظامی، جبهه دیپلماسی را فعال نگه داشت
نکته دوم که شاید مهمتر از نکته اول باشد، این است که در زمان تنش نظامی، فضا برای انجام مذاکره بسیار تنگ میشود و فضاسازی علیه مذاکرات، چه در داخل کشور و چه در فضای بینالمللی و منطقهای، بسیار شدید است و اصل انجام مذاکره با چالشهای بسیار زیادی روبهرو میشود. در سطح داخلی، برخی از افراد یا گروهها با اصل مذاکره مخالفت میکنند و ممکن است مذاکره را در جهت مقابل عملیات نظامی ببینند و در این خصوص روایت سازی می کنند. بنابراین، قانع کردن همه گروهها بسیار دشوار است.
در سطح بینالمللی یا منطقهای نیز با توجه به فضای رسانهای، جنگ رسانهای و روایتی که علیه کشور شکل میگیرد، جا انداختن روایت مذاکره مفید و مؤثر، خود با چالشهای زیادی روبهرو میشود. این دو چالش، چه در بعد داخلی و چه در بعد بینالمللی، آنقدر سنگین میشوند که در بسیاری از مواقع، دستگاه دیپلماسی کشور را از انجام وظیفه ذاتی خود، که عبارت است از دیپلماسی، دیدار، تبادل نظر و مذاکره، بازمیدارند.
ما شاهد این هستیم که در خلال یک سال و اندی اخیر، چه قبل از جنگ ۱۲ روزه و چه پس از آن، و چه پیش از جنگ ۳۹ روزه و چه در خلال و پس از آن، فضا هم از جهت بینالمللی و هم از جهت داخلی بسیار تنگ شده بود؛ بهگونهای که اگر دستگاه دیپلماسی سماجت نمیکرد، اساساً ممکن بود از وظیفه ذاتی خود بازبماند وکشور از دفاع از خود در این محور محروم شود.
با این حال، میبینیم که در خلال این مدت، وزارت امور خارجه توانسته جبهه دیپلماسی را فعال نگه دارد و در تکمیل جبهه نظامی و پشتیبانی از آن و دوشا دوش آن، بهصورت تحسینآمیزی وظیفه خود را انجام دهد. این جبهه فعال بوده است. آنچه در خلال این مدت، یعنی ۱۴ تا ۱۵ ماه از ابتدای سال ۱۴۰۴ به این سو، شاهد آن هستیم، این است که وزارت امور خارجه دائماً در حال مذاکره، رایزنی و تبادل نظر با طرفهای مختلف بوده است؛ چه با طرفی که بهطور مستقیم وارد چالش نظامی شده و چه با طرفها و ذینفعان مختلف.
این فعال نگه داشتن جبهه دیپلماسی جای تحسین و تقدیر دارد و نشاندهنده این است که مدیریت این دستگاه، کاملاً به حساسیت و تأثیر بسیار مهم دیپلماسی در پشتیبانی از عملیات نظامی و همچنین دستیابی به یک صلح پایدار در کشور آگاه است. این دستگاه با جدیت مسیر خود را دنبال کرده و توانسته است ب
این چالشها مواجه شود و موفق عمل کند.
وزیر خارجه شبکه فعال مذاکره با کشورهای مختلف ایجاد کرده است
نکته دوم که در واقع هم به دستگاه دیپلماسی و هم بیشتر، به شخص وزیر امور خارجه مربوط میشود، این است که در خلال این مدت یک شبکه فعال مذاکره ایجاد شده است. این شبکه فعال مذاکره با ایجاد ارتباط میان وزیر امور خارجه و همتایان او در کشورهای مختلف، از جمله کشورهای منطقه مانند عمان، پاکستان، ترکیه، عراق، عربستان، کشورهای خلیج فارس، متحدان ایران و کشورهای محور مقاومت، شکل گرفته است.
بهصورت فعال شاهد هستیم که چراغ این مذاکرات روشن است و مذاکرات با حرارت در حال انجام است. این روند اجازه نداده است که چراغ مذاکره و تبادل نظرها و تماسها خاموش شود؛ با اینکه تندبادهای مختلف رسانهای، روایتگری و سیاسی از داخل و خارج در پی خاموش کردن این چراغ بودهاند.
ایجاد روابط، حتی روابط شخصی، میان وزیر امور خارجه و همتایان او باعث شده است این چراغ روشن بماند. مهم این است که این ارتباطی که وزیر امور خارجه توانسته با مراکز و مقامات مختلف ایجاد کند، توانسته است پایهای محکم و بنیادین برای هموارتر شدن مسیر صلح و عزت ایران و فراهم شدن زمینه سیاستهای راهبردی کشور باشد. باید به وزیر امور خارجه از این بابت تبریک گفت.
سومین نکته این است که در نتیجه تلاشهایی که دستگاه دیپلماسی انجام داده و نقش و سهم مؤثری که در تصمیمگیریهای کلان کشور ایفا کرده، محصولی به نام تفاهمنامه ایران و آمریکا به وجود آمده است؛ محصولی که بسیار افتخارآمیز و از نظر تاریخی قابل توجه است.
واقعیت این است که عبارات و ادبیات بهکار رفته در این تفاهمنامه و بهویژه بندهای مختلف آن، نشاندهنده موقعیت برتر ایران در برابر کشورهای متخاصم، در رأس آنها آمریکا و دشمن صهیونیستی، است. این سند، با وجود اینکه باید امتیاز بسیار فراوانی به تصمیمگیران ارشد کشور، از مقام رهبری گرفته تا ریاست جمهوری و بهویژه مذاکرهکننده ارشد کشور، جناب آقای قالیباف، داد، در عین حال ایجاد و شکل دادن به این تفاهمنامه و سامان دادن به آن، مسلماً کار وزارت امور خارجه و دستگاه دیپلماسی کشور است.
در واقع، اگر این محصول، به خوبی به عمل آمده است، باغبان این محصول دستگاه دیپلماسی کشور بوده و آبیاری آن توسط وزارت امور خارجه صورت گرفته است. به نظر میرسد این محصول بهگونهای است که میتواند پایه بسیاری از مذاکرات آتی نیز باشد و بر اساس آن بتوان راهکاری مناسب و عزتمندانه برای ایران در چالش موجود فراهم کرد.
بالاخره، این تفاهمنامهای است که حتی در تاریخ آمریکا نیز بیسابقه است؛ اینکه آمریکا ۹ بار در این تفاهمنامه تعهد داده است، البته چند مورد از این تعهدات مشترک با ایران است، اما در مواردی تعهد داده که اقداماتی را برای محترم شمردن موقعیت ایران انجام دهد.
در این مدت که ما در برابر چالشهای نظامی بسیار سخت و در یک موقعیت خطیر تاریخی قرار گرفتیم، دستگاه دیپلماسی تمام تلاش خود را به کار بسته است تا هم جبهه دیپلماسی را فعال نگه دارد، هم شبکه بسیار خوبی برای گفتوگو و رایزنی ایجاد کند و هم در مقطعی، محصول بسیار خوبی به نام تفاهمنامه ارائه دهد.