شکست جمهوری‌خواهان تحقیرآمیز بود اما ...

خطر ترامپیسم همچنان پابرجاست | تصمیم‌های سرنوشت‌ساز در اختیار کیست؟ | شاید نتانیاهو مجازات شود اگر...

سرویس: اخبار سیاسی کدخبر: ۸۱۵۹۲۲
اقتصادنیوز: ترامپ طی ماه‌های گذشته تلاش زیادی کرده بود تا انتخابات را تضعیف کند. او هم با دستکاری مرزبندی حوزه‌های انتخاباتی به نفع جمهوری‌خواهان و هم با زمینه‌سازی برای طرح ادعای تقلب در انتخابات، می‌خواست نتیجه را به سود خود تغییر دهد.
خطر ترامپیسم همچنان پابرجاست | تصمیم‌های سرنوشت‌ساز در اختیار کیست؟ | شاید نتانیاهو مجازات شود اگر...

به گزارش اقتصادنیوز، شکست جمهوری‌خواهان تحقیرآمیز بود، اما همین واقعیت که ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ یک‌بار امکان‌پذیر شد، نشان می‌دهد که تکرار چنین اتفاقی در آینده دور از ذهن نیست.

گاردین در گزارشی نوشت:‌  دونالد ترامپ شکست خورده، اما هنوز از صحنه خارج نشده است. اگر اتفاقی غیرمنتظره یا مداخله‌ای از جایی دیگر رخ ندهد، او دست‌کم دو سال و ۱۰ هفته دیگر در دفتر ریاست‌جمهوری آمریکا باقی خواهد ماند. اما این تنها دلیلی نیست که باعث می‌شود جشن‌های جهانی در پی موج پیروزی دموکرات‌ها و بیرون راندن جمهوری‌خواهان از حتی مستحکم‌ترین پایگاه‌های انتخاباتی‌شان، با اندکی احتیاط همراه باشد.

شکست جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای چه مفهومی دارد؟

اشتباه نکنید؛ نتایج انتخابات میان‌دوره‌ای روز سه‌شنبه واقعا جای خوشحالی برای بسیاری در سراسر جهان دارد. شکست متحدان ترامپ در صربستان و برزیل پیش‌درآمدی خوشایند بود، اما اتفاق اصلی در آمریکا رقم خورد. این نتیجه صرفا یک عقب‌نشینی انتخاباتی معمول و مطابق سنت انتخابات میان‌دوره‌ای نبود؛ بلکه رد قاطع ریاست‌جمهوری دوم ترامپ و ایدئولوژی ترامپیسم به شمار می‌رفت.

خبر مرتبط
تنها نوکِ کوه یخ؛ سونامی آبی، چرخش تاریخی آمریکا در قبال اسرائیل را کلید می‌زند؟ | سورپرایز لحظه آخری ترامپ بی‌ثمر بود

اقتصادنیوز: نتایج انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا ممکن است سرآغاز تحولی بنیادین در سیاست خاورمیانه‌ای این کشور باشد.

افزایش ۱۶ درصدی آرای دموکرات‌ها در رای‌گیری سراسری مجلس نمایندگان حتی از رشد ۱۱.۲ درصدی آرای این حزب در انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر ۱۹۷۴ نیز بیشتر بود؛ انتخاباتی که پس از استعفای ریچارد نیکسون در پی رسوایی واترگیت برگزار شد.

نیکسون

ترامپ طی ماه‌های گذشته تلاش زیادی کرده بود تا انتخابات را تضعیف کند. او هم با دستکاری مرزبندی حوزه‌های انتخاباتی به نفع جمهوری‌خواهان و هم با زمینه‌سازی برای طرح ادعای تقلب در انتخابات، می‌خواست نتیجه را به سود خود تغییر دهد. اما این تلاش‌ها بی‌نتیجه ماند. نظام دموکراتیک آمریکا تاب‌آوری خود را نشان داد و افکار عمومی نیز مصمم بود صدای خود را به گوش سیاستمداران برساند. در نهایت، رای‌دهندگان این کار را با صدایی بلند و روشن انجام دادند.

در خارج از آمریکا، این وسوسه وجود دارد که نتیجه انتخابات را نقطه‌ای تعیین‌کننده در فروپاشی جریان پوپولیسم اقتدارگرا و ملی‌گرایی بدانیم؛ جریانی که طی یک دهه گذشته بخش بزرگی از عرصه سیاسی جهان را تحت تأثیر قرار داده است.

ترامپ موتور محرکه ضدلیبرال بود اما...

سقوط ویکتور اوربان در ماه آوریل نقطه عطفی در این روند بود، اما تحقیر ترامپ همواره اهمیت بیشتری داشت. ترامپ به پشتوانه قدرت عظیم ایالات متحده، طی یک دهه گذشته موتور محرک جریان بین‌المللی ضدلیبرال بوده است. اکنون اما این موتور به سرفه افتاده و نشانه‌های ازکارافتادن آن آشکار شده است.

ویکتور اوربان

همه این تحولات مایه خوشحالی است. با این حال، خطر آنجاست که مخالفان پوپولیسم ملی‌گرا، موفقیت روز سه‌شنبه را بهانه‌ای برای آسودگی خیال و کنار گذاشتن هوشیاری بدانند. چنین رویکردی تکرار همان اشتباهی خواهد بود که خود ترامپ و بسیاری دیگر در نوامبر ۲۰۲۴ مرتکب شدند.

ترامپ در آن زمان پیروزی بر کامالا هریس را نه نشانه نارضایتی مردم از افزایش قیمت مواد غذایی و بنزین، بلکه نشانه یک تغییر فرهنگی دائمی تفسیر کرد؛ گویی جامعه آمریکا برای همیشه به سمت او چرخیده و مجوز تبدیل کشور به یک نظام خودکامه را در اختیارش گذاشته است.

او بر همین اساس عمل کرد: از تلاش برای درهم شکستن نهادهای دولتی آمریکا با رویکردی ویرانگر گرفته تا آغاز جنگی فاجعه‌بار و پر کردن پایتخت آمریکا از بناها و نمادهایی که چیزی جز خودستایی و خودشیفتگی او را به نمایش نمی‌گذاشتند. همه این اقدامات در حالی صورت گرفت که ترامپ و حلقه نزدیکانش هم از فرصت برای پر کردن جیب‌های خود بهره می‌بردند.

اشتباه مشابه این بار، چه در داخل آمریکا و چه در خارج از آن، این خواهد بود که نتایج انتخابات میان‌دوره‌ای را پایان تهدید ترامپیسم بدانیم و تصور کنیم اوضاع به‌زودی به حالت عادی بازمی‌گردد. متاسفانه خطر ترامپیسم هرگز به‌طور کامل از بین نخواهد رفت. چرا که اگر اتفاقی یک‌بار امکان‌پذیر بوده، می‌تواند دوباره تکرار شود. ترامپ توانست به قدرت برسد؛ بنابراین ظهور ترامپی دیگر نیز امکان‌پذیر است.

این همان درسی است که متحدان سنتی آمریکا، از بریتانیا و اتحادیه اروپا گرفته تا دیگر کشورهای جهان، باید آن را جدی بگیرند و در محاسبات سیاسی و امنیتی خود لحاظ کنند.

حتی اگر در آینده‌ای نزدیک کنترل کنگره آمریکا به دست سیاستمداران عاقل‌تر و متعادل‌تری بیفتد و حتی اگر جانشین ترامپ فردی معتقد به همکاری بین‌المللی و نظم مبتنی بر قواعد باشد، دیگر نمی‌توان قابلیت اتکای آمریکا به‌عنوان یک متحد را امری بدیهی فرض کرد.

پس از ترامپ، جایگاه ایالات متحده به‌عنوان تضمین‌کننده امنیت غرب دیگر تضمین‌شده نیست و بیش از هر چیز به نتیجه این یا آن انتخابات وابسته خواهد بود. به همین دلیل، سایر کشورهای غربی همچنان باید برای حفاظت از خود و تأمین امنیت و دفاعشان برنامه‌ریزی کنند.

پوپولیسم ضربه سختی خورده است

البته پوپولیسم ملی‌گرا اکنون ضربه سختی خورده و در افکار عمومی بیش از گذشته با شکست و ناکامی پیوند خورده است. افزون بر این، ترامپ شاید نشان داده باشد جنبش‌های ملی‌گرایی که تمام سرمایه سیاسی‌شان را بر خشم، نارضایتی و احساس قربانی‌شدن بنا می‌کنند، در نهایت محکوم به شکست هستند. چنین برداشتی می‌تواند رأی‌دهندگانی را که در فرانسه و آلمان به حمایت از مارین لوپن یا حزب آلترناتیو برای آلمان (AfD) تمایل دارند، از انتخاب این جریان‌ها منصرف کند.

با این حال، باز هم نمی‌توان با اطمینان به چنین نتیجه‌ای رسید. آیا ترامپ شکست خورد چون سیاستمدارانی با رویکرد و تفکرات مشابه او در نهایت همیشه شکست می‌خورند؟ یا دلیل ناکامی‌اش تصمیم‌های احمقانه و مهم‌تر از آن، قابل اجتنابی بود که اتخاذ کرد؛ از جمله حمله به ایران؟

این جنگ نه‌تنها یکی از اصلی‌ترین وعده‌های او به رای‌دهندگان جنبش ماگا را زیر پا گذاشت؛ وعده‌ای که بر پایان دادن به جنگ‌ها، نه آغاز کردن آنها، تأکید داشت، بلکه با افزایش تورم، دقیقاً همان مشکلی را تشدید کرد که ترامپ با وعده مهار آن به قدرت رسیده بود.

به هر حال، دشوار است بتوان از شکست اجتناب‌ناپذیر ترامپ سخن گفت؛ مردی که با وجود تمام آشوب‌هایی که در دوره نخست ریاست‌جمهوری خود به پا کرد، از جمله شورش خشونت‌آمیز ششم ژانویه ۲۰۲۱ در کنگره، کمتر از چهار سال بعد بار دیگر به ریاست‌جمهوری انتخاب شد. او اعتبار خود را از دست داد، اما پاداش این رسوایی را با پیروزی در انتخابات دریافت کرد.

از سوی دیگر، هنوز برای صحبت کردن درباره ترامپ در زمان گذشته بسیار زود است. درست است که او مجلس نمایندگانی را از دست داده که عملاً در برابر خواسته‌هایش تسلیم بودند و همچنین سنا را که بدون هیچ مانع جدی به برنامه‌هایش چراغ سبز نشان می‌داد. اما ترامپی که تضعیف شده، لزوماً ترامپی رام و مهار شده نیست.

به یاد دارم یکی از چهره‌های باسابقه و آشنا به مناسبات واشنگتن به من گفت ترامپ پس از شکست ممکن است به حیوانی گرفتار در گوشه‌ای تبدیل شود؛ موجودی که وقتی راه فراری ندارد، خطرناک‌تر از همیشه رفتار می‌کند.

ترامپ در عرصه جهانی همچنان قدرت تصمیم‌گیری و اقدام دارد. سیاست خارجی تا حد زیادی در اختیار رئیس‌جمهور آمریکاست و او اکنون برای استفاده از این قدرت دو انگیزه جدی دارد.

نخست اینکه می‌خواهد میراثی سیاسی از خود به جا بگذارد تا شکست تاریخی این هفته را تحت‌الشعاع قرار دهد. دوم و شاید مهم‌تر از آن، اینکه او به‌شدت تشنه جلب توجه است. تصور اینکه دموکرات‌ها یا هر فرد دیگری جایگاه او را در مرکز توجه رسانه‌ها و افکار عمومی تصاحب کنند، برای ترامپ تحمل‌ناپذیر خواهد بود.

شاید او به درخواست‌های جی‌دی ونس تن بدهد؛ درخواست‌هایی که معاون رئیس‌جمهور در بیانیه‌ای در شبکه اجتماعی ایکس مطرح کرد و در آن تقریباً به‌طور علنی از رئیس خود فاصله گرفت. در این صورت، ترامپ ممکن است برای پایان دادن به جنگ با ایران اقدام کند، حتی اگر این تصمیم به معنای تسلیم شدن باشد.

اما احتمال دیگری هم وجود دارد: ترامپ ممکن است بر مواضع خود پافشاری کند و برای سرنگونی حکومت ایران تلاش بیشتری به خرج دهد؛ اقدامی که احتمالاً تصور می‌کند جایگاه شایسته‌ای در تاریخ برای او رقم خواهد زد.

تا ۲۰ ژانویه ۲۰۲۹، این تصمیم‌ها همچنان در اختیار ترامپ خواهد بود. او هنوز می‌تواند بر تحولات جهانی تأثیر بگذارد، هرچند قدرتش نسبت به گذشته کاهش یافته است.

ترامپ و نتانیاهو

انتخابات اسرائیل و رابطه با آمریکا

رابطه آمریکا و اسرائیل تنها یکی از نمونه‌های این وضعیت است. اسرائیل هم هفته گذشته انتخابات خود را برگزار کرد؛ انتخاباتی که اگرچه به شکست قاطع بنیامین نتانیاهو، آن‌گونه که بسیاری از اسرائیلی‌ها انتظار داشتند، منجر نشد، اما اکثریت پارلمانی او را از بین برد.

اکنون مذاکرات و چانه‌زنی‌ها برای تشکیل ائتلاف جدید در جریان است و نتایج انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا نیز از همین حالا بر معادلات سیاسی اسرائیل تاثیر گذاشته است.

رهبران مخالف نتانیاهو استدلال می‌کنند که نزدیکی او به ترامپ، که نخست‌وزیر اسرائیل مدت‌ها آن را یکی از مهم‌ترین امتیازهای سیاسی خود معرفی می‌کرد، اکنون به نقطه‌ضعفش تبدیل شده است. به اعتقاد آنها، پس از انتخابات سه‌شنبه، این رابطه نتانیاهو را در میان دموکرات‌هایی که به‌زودی قدرت را در کنگره به دست می‌گیرند، به چهره‌ای «سمی» تبدیل کرده است.

اگر این استدلال پذیرفته شود، موج آبی دموکرات‌ها تنها به پیروزی در ایالت‌هایی مانند کانزاس و تگزاس محدود نخواهد ماند، بلکه ممکن است سیاستمداری را نیز از صحنه کنار بزند که زمانی از او با عنوان «سناتور جمهوری‌خواه اورشلیم» یاد می‌شد؛ لقبی که نشان‌دهنده نفوذ و نفوذپذیری بالای او در میان جمهوری‌خواهان آمریکا بود.

ترامپ صبح روز انتخابات اعلام کرد کمک‌های نظامی آمریکا به اسرائیل را متوقف خواهد کرد. شاید این تصمیم آخرین تلاش او برای جلب حمایت جمهوری‌خواهان نزدیک به تاکر کارلسون بود؛ گروهی که مواضع خصمانه‌ای نسبت به اسرائیل دارند.

او ممکن است این مسیر را ادامه دهد، به‌ویژه اگر بخواهد نتانیاهو را به دلیل نقشی که در جنگ مشترک آمریکا و اسرائیل علیه تهران داشت و به ریاست‌جمهوری او ضربه زد، مجازات کند. اما احتمال دیگری نیز وجود دارد: ترامپ ممکن است موضعی کاملاً متفاوت اتخاذ کند، به درخواست‌های ونس پشت پا بزند و بار دیگر حمایت بی‌قیدوشرط خود از نخست‌وزیر اسرائیل را به نمایش بگذارد.

نکته اصلی این است که تصمیم‌های سرنوشت‌ساز همچنان در اختیار ترامپ قرار دارند.

دموکرات‌ها به‌زودی این فرصت را خواهند داشت که اتهامات مربوط به فساد مالی را بررسی کنند و ترامپ را در برابر اقداماتش پاسخگو نگه دارند. متحدان آمریکا در اروپا و دیگر نقاط جهان نیز به‌زودی در واشنگتن با سیاستمدارانی روبه‌رو خواهند شد که به جای دشمن، با آنها همچون شریک گفت‌وگو می‌کنند.

هر دو تحول می‌تواند مایه آسودگی خاطر باشد. با این حال، هیچ‌کدام دو واقعیت اساسی را تغییر نمی‌دهد: ترامپ یک‌بار به قدرت رسید و هنوز هم در کاخ سفید حضور دارد.

پربازدیدترین‌ها
آخرین اخبار
لوتوس پارسیان - O