خسروشاهی: خسارت جنگ با بیمهگری سنتی جبران نمیشود | «صندوق اتکایی» راه نجات بنگاهها پس از بحران است
به گزارش اقتصادنیوز، جنگ، تحریم و بحرانهای گسترده اقتصادی همواره یکی از بزرگترین چالشها برای صنعت بیمه بودهاند؛ چراکه گستردگی خسارتها و غیرقابل پیشبینی بودن این ریسکها، آنها را از چارچوب بیمهگری متعارف خارج میکند.
پرویز خسروشاهی، رئیس سابق بیمه مرکزی، در گفتوگو با اقتصادنیوز، با اشاره به تجربه ایران در حوزه تحریمها، معتقد است برای پوشش خسارتهای ناشی از جنگ باید به سمت ایجاد صندوقهای ویژه و حسابهای اتکایی رفت؛ چراکه شرکتهای بیمه بهتنهایی توان پذیرش چنین ریسکهای سنگینی را ندارند.
اقتصادنیوز:مردم جنوب در حالی روزهایشان را میان گرمای طاقتفرسا، انفجارهای شبانه، لنجهای آسیبدیده و فشار سنگین اقتصادی میگذرانند که صدای جنگ نیز کمکم به بخشی از زندگیشان تبدیل شده است.
گفتوگوی پرویز خسروشاهی، رئیس سابق بیمه مرکزی را در اقتصادنیوز بخوانید.
****
*آقای خسروشاهی! با توجه به اینکه بسیاری از بنگاههای اقتصادی کوچک و بزرگ در جریان جنگ اخیر آسیب دیدهاند، چه راهکارهایی برای افزایش تابآوری این بنگاهها وجود دارد؟ نقش پوششهای بیمهای در کاهش ریسک فعالان اقتصادی چیست؟
اگر منظور شما شرایط قبل از وقوع جنگ باشد، بیمه میتواند نقش مهمی در کاهش ریسک بنگاههای اقتصادی داشته باشد؛ اما زمانی که در دل جنگ قرار داریم، موضوع کمی متفاوت میشود. در شرایط جنگی، به دلیل اینکه احتمال وقوع خسارت بسیار بالاست، بیمهگری متعارف با چالش جدی مواجه میشود.
اصولاً بیمه زمانی معنا پیدا میکند که بتوان از تعداد زیادی از افراد در معرض یک ریسک، حق بیمهای دریافت کرد و خسارت تعداد محدودی از آنها را از محل منابع جمعآوریشده پرداخت کرد. اما زمانی که احتمال وقوع خسارت بسیار بالا میرود، حق بیمه نیز افزایش پیدا میکند و در نتیجه تقاضا برای خرید آن پوشش کاهش مییابد.
با این حال، پس از پایان شرایط جنگی و بازگشت کشور به وضعیت عادی، چه در قالب صلح و چه آتشبس، این تجربه میتواند برای ما یک درس مهم باشد. جنگ اخیر نشان داد که بنگاههای اقتصادی، واحدهای مسکونی، خودروها و سایر داراییها ممکن است در معرض چنین ریسکهایی قرار بگیرند.
«بیمه جنگ» با مدلهای متعارف بیمهگری قابل مدیریت نیست
در شرایط عادی میتوان این امکان را فراهم کرد که افراد با پرداخت حق بیمهای مشخص، پوشش جنگ را نیز دریافت کنند؛ یعنی همان استثنایی که معمولاً شرکتهای بیمه در بیمهنامهها برای جنگ در نظر میگیرند، با پرداخت حق بیمهای اضافه حذف شود و پوشش جنگ نیز ارائه شود.
البته مسئله اصلی این است که صنعت بیمه چگونه باید توان خود را برای مواجهه با چنین ریسکهایی افزایش دهد؛ چه در آینده و چه برای شرایط مشابه احتمالی.
اگر بخواهیم با شیوه متعارف بیمهگری با این موضوع برخورد کنیم، هر فردی که بیمه خودرو، مسکن یا بنگاه اقتصادی خریداری میکند، باید بتواند پوشش جنگ را نیز دریافت کند. به عنوان مثال، واحدهای بزرگ صنعتی، پتروشیمیها، پالایشگاهها، کارخانههای شیمیایی، کشتیها و هواپیماها باید امکان خرید پوشش جنگ را داشته باشند.
این روش، مدل معمول بیمهگری است؛ اما واقعیت این است که خسارتهای ناشی از جنگ معمولاً در ابعادی هستند که با ابزارهای متعارف بیمه قابل جبران نیستند.
ریسکهایی مانند جنگ، نیازمند صندوقهای ویژه هستند
*یعنی معتقدید جنگ اساساً یک ریسک بیمهپذیر نیست؟
بله، بخشی از این ریسکها به دلیل گستردگی و عدم امکان اندازهگیری دقیق، از چارچوب بیمهگری معمول خارج میشوند. در دنیا نیز برای ریسکهایی مانند جنگ، زلزلههای بزرگ، سیلهای گسترده یا طوفانهای شدید، معمولاً از سازوکارهای خاص استفاده میشود.
این نوع حوادث را میتوان در دسته ریسکهای فاجعهآمیز قرار داد؛ یعنی خسارتهایی که حجم آنها بسیار بالاست و احتمال وقوعشان نیز بهراحتی قابل محاسبه نیست.
در بیمه، زمانی یک ریسک قابل بیمه شدن است که بتوان متغیرهای اصلی آن را اندازهگیری کرد؛ اینکه احتمال وقوع چقدر است، میزان خسارت احتمالی چقدر خواهد بود و چه منابعی برای جبران آن نیاز است. اما در مورد جنگ، چنین محاسباتی بسیار دشوار است؛ چراکه مشخص نیست جنگ چه زمانی رخ میدهد، چه مناطقی را درگیر میکند و میزان خسارت آن چقدر خواهد بود.
اقتصادنیوز:در روزهایی که هزینه درمان از دخل خانوار جلو زده، مردم برای دندان، دارو، تراپی و حتی ویزیت پزشک، از ماههای بعدشان قرض میگیرند.
به همین دلیل، در بسیاری از کشورها برای این دسته از ریسکها، صندوقها یا حسابهای متمرکز ایجاد میشود؛ گاهی با مشارکت صنعت بیمه و گاهی با حمایت دولت.
مدلی که در صنعت بیمه ایران نیز مطرح شده، ایجاد یک حساب یا صندوق ویژه مشابه حسابهای اتکایی است؛ به این معنا که دولت در ایجاد این پشتوانه نقش داشته باشد و شرکتهای بیمه بتوانند با اتکا به آن، پوشش جنگ را ارائه کنند.
تجربه تحریمها؛ مدلی که میتواند برای جنگ هم استفاده شود
*شما به تجربه حسابهای ویژه در صنعت بیمه اشاره کردید. آیا نمونه مشابهی در ایران وجود داشته که بتوان از آن برای شرایط جنگی استفاده کرد؟
بله، ما در تجربه خودمان در حوزه تحریمها چنین مدلی را داشتیم. زمانی که در سال ۱۳۹۰ تحریمها تشدید شد، ناوگان کشتیرانی و نفتکشهای ایران با مشکلات جدی مواجه شدند. کشتیها برای ورود و خروج به بنادر، دریافت خدمات و ادامه فعالیتهای خود با محدودیتهایی روبهرو بودند و عملاً پوششهای بیمهای متعارف بینالمللی برای آنها با مشکل مواجه شد.
در آن مقطع، یک حساب ویژه ایجاد شد که دولت حدود ۳۰۰ میلیون دلار منابع در اختیار آن قرار داد. شرکتهای بیمه نیز بر اساس همین سازوکار، کشتیها و نفتکشها را بیمه کردند و پوشش اتکایی مورد نیاز خود را از این حساب ویژه دریافت کردند.
نتیجه این شد که در طول ۱۵ سال گذشته، ناوگان کشتیرانی و نفتکش کشور توانست به فعالیت خود ادامه دهد و با وجود تحریمها، چالش بیمهای آنچنان که میتوانست ایجاد شود، اتفاق نیفتاد.
این تجربه نشان میدهد که میتوان همین مدل را برای ریسک جنگ نیز مورد استفاده قرار داد.
امروز ما شاهد این هستیم که در حوزههایی مانند خودرو و واحدهای مسکونی خسارتهای زیادی ایجاد شده، اما بسیاری از این داراییها پوشش بیمه جنگ نداشتند. در مقابل، در حوزههایی مانند کشتی و هواپیما نیز خسارتهایی رخ داده، اما چون سازوکار حمایتی وجود داشته، مشکل به شکل دیگری مدیریت شده است.
بنابراین میتوان همین الگو را برای سایر بخشهایی که در معرض ریسک جنگ هستند نیز طراحی کرد؛ برای واحدهای مسکونی، خودروها، بنگاههای اقتصادی و سایر داراییهایی که ممکن است در چنین شرایطی آسیب ببینند.
دولت میتواند منابع اولیه و قابل توجهی را در این حساب ویژه قرار دهد و شرکتهای بیمه نیز با اتکا به این پشتوانه، پوشش جنگ را ارائه کنند. در زمان وقوع خسارت نیز این صندوق یا حساب اتکایی میتواند نقش پشتیبان را ایفا کند و امکان پرداخت خسارتها را فراهم کند.
منابع صندوق جنگ هدر نمیرود؛ به رشد اقتصادی کمک میکند
*یکی از نگرانیها درباره ایجاد چنین صندوقهایی، تأمین منابع و نحوه مدیریت آنها است. آیا این منابع در صورت نبود جنگ بلااستفاده باقی میماند؟
خیر، این منابع الزاماً منابعی نیستند که کنار گذاشته شوند و بدون استفاده باقی بمانند. تجربه حساب ویژه تحریم نشان داد که این منابع میتوانند در اقتصاد فعال باشند.
در همان تجربه، دولت ۳۰۰ میلیون دلار منابع اولیه در اختیار این حساب قرار داد. این منابع در نظام مالی کشور سرمایهگذاری شد، سود ایجاد کرد و به مرور زمان رشد پیدا کرد.
همچنین منابعی که شرکتهای بیمه وارد این حساب میکنند نیز میتواند در فعالیتهای اقتصادی سرمایهگذاری شود. بنابراین منابع از چرخه اقتصاد خارج نمیشود، بلکه در خدمت اقتصاد قرار میگیرد و همزمان پشتوانهای برای شرایط بحرانی ایجاد میکند.
*بعد از وقوع خسارت و ورود کشور به مرحله بازسازی، آیا شرکتهای بیمه میتوانند از محل منابع خود در بازسازی اقتصاد مشارکت کنند؟
بله، این موضوع میتواند به عنوان یک گزینه مطرح شود. شرکتهای بیمه منابع قابل توجهی در اختیار دارند؛ چراکه حق بیمههایی که دریافت میکنند، بلافاصله درآمد محسوب نمیشود، بلکه باید برای تعهدات آینده ذخیره شود.
شرکتهای بیمه این ذخایر را سرمایهگذاری میکنند. مقررات بیمه مرکزی نیز مشخص کرده که این سرمایهگذاریها باید به گونهای باشد که نقدشوندگی لازم برای پرداخت خسارتها حفظ شود.
بنابراین اگر شرکتهای بیمه بخواهند در فرآیند بازسازی پس از جنگ مشارکت کنند، باید این کار را در حوزههایی انجام دهند که بازگشت سرمایه آنها سریع باشد و منابع برای مدت طولانی قفل نشود.
برای مثال، سرمایهگذاری در برخی بنگاههای اقتصادی آسیبدیده که امکان بازگشت سریع به چرخه تولید دارند، میتواند یک گزینه باشد؛ بهخصوص واحدهای کوچکتر که با منابع محدودتر میتوانند دوباره فعال شوند و به تولید و فعالیت اقتصادی بازگردند.
اما اگر قرار باشد منابع شرکتهای بیمه وارد پروژههای بلندمدت شود و برای مدت طولانی امکان دسترسی به آنها وجود نداشته باشد، این موضوع میتواند برای صنعت بیمه مشکل ایجاد کند؛ زیرا شرکتهای بیمه باید همواره توان پرداخت خسارتهای جاری را داشته باشند.
مشکل اصلی صنعت بیمه؛ منابعی که در اختیار شرکتها نیست
*شما به حجم منابع سرمایهگذاری شرکتهای بیمه اشاره کردید. آیا در عمل تمام این منابع در اختیار صنعت بیمه قرار دارد؟
خیر، یکی از محدودیتهای مهم صنعت بیمه این است که بخش قابل توجهی از ذخایر شرکتهای بیمه در قالب مطالبات از سایر بخشها باقی مانده و عملاً امکان سرمایهگذاری کامل آن وجود ندارد.
اگر تمام ذخایری که شرکتهای بیمه دارند در اختیار آنها قرار بگیرد، ظرفیت سرمایهگذاری صنعت بیمه بسیار بیشتر از ارقام فعلی خواهد بود و این صنعت میتواند نقش پررنگتری در تأمین مالی اقتصاد ایفا کند.
اقتصادنیوز: کارگر میگوید تا وقتی شاغل بود، حقوقش از تورم عقب میماند و حالا که بیکار شده، میان اختلاف با کارفرما، سابقه بیمه ناقص و تأخیر اداری منتظر مقرری است؛ کارفرما اما از رکود، هزینههای فزاینده و ناتوانی در حفظ شغلها میگوید.
اما در شرایط فعلی، بخشی از منابع شرکتهای بیمه به دلیل مطالباتی که دارند، قابل استفاده نیست و نمیتواند وارد چرخه سرمایهگذاری و کمک به رشد اقتصادی شود.این مسئله باعث میشود ظرفیت واقعی صنعت بیمه کمتر از توان بالقوه آن باشد.
بازسازی پس از جنگ نیازمند تقسیم نقش میان دولت، بیمه و اقتصاد است
*با توجه به آسیبهایی که در بخشهای مختلف اقتصادی ایجاد شده، بهترین مدل برای استفاده از ظرفیت صنعت بیمه در دوره پس از بحران چیست؟
به نظر من باید میان نقش دولت، شرکتهای بیمه و سایر بخشهای اقتصادی تفکیک قائل شد.شرکتهای بیمه میتوانند در حوزههایی که ریسک آن قابل مدیریت است و امکان بازگشت سریع سرمایه وجود دارد، وارد شوند. آنها میتوانند با استفاده از منابع سرمایهگذاری خود، در بازسازی بخشهایی مشارکت کنند که پس از احیا دوباره به چرخه تولید بازمیگردند.
اما در ریسکهای بسیار بزرگ و گسترده، مانند جنگ، نمیتوان انتظار داشت که صنعت بیمه به تنهایی وارد میدان شود. اینجا نیازمند یک سازوکار ترکیبی هستیم که دولت نقش پشتیبان و تضمینکننده را ایفا کند و صنعت بیمه نیز ابزار اجرایی و تخصصی آن باشد.
در واقع، دولت نباید جایگزین صنعت بیمه شود، بلکه باید پشتوانهای ایجاد کند تا صنعت بیمه بتواند وظیفه اصلی خود را انجام دهد.
*اگر بخواهید یک پیشنهاد مشخص برای سیاستگذار ارائه کنید، مهمترین اقدام چیست؟
مهمترین اقدام این است که از تجربههای گذشته استفاده کنیم. ما در حوزه تحریمها نشان دادیم که با طراحی یک سازوکار درست میتوان ریسکهایی را مدیریت کرد که در حالت عادی برای بیمهگری بسیار دشوار هستند.
ایجاد حسابها یا صندوقهای ویژه برای ریسکهای بزرگ، یک تجربه موفق بوده است. همین مدل میتواند برای جنگ، بلایای طبیعی بزرگ یا سایر بحرانهایی که خسارت گسترده ایجاد میکنند، مورد استفاده قرار گیرد.
نباید منتظر وقوع بحران بمانیم و بعد به دنبال راهکار باشیم. باید در شرایط عادی، زمانی که امکان برنامهریزی وجود دارد، این سازوکارها طراحی و منابع لازم برای آنها پیشبینی شود.
در چنین شرایطی، هم مردم و هم بنگاههای اقتصادی با اطمینان بیشتری فعالیت میکنند و میدانند که در صورت وقوع یک حادثه بزرگ، پشتوانهای برای جبران خسارت وجود دارد.
ارسال نظر