تغییر اقلیم چگونه نقشه تولید غذا را جابه‌جا می‌کند؟

کشاورزی در ارتفاع | نقشه قدیمی کشاورزی ایران با اقلیم جدید همخوان نیست | ایران به بازنگری در جغرافیای تولید نیاز دارد

سرویس: اخبار سایر رسانه‌ها کدخبر: ۸۰۶۵۷۷
اقتصادنیوز: تغییر اقلیم می‌تواند نقشه تولید غذا را جابه‌جا کند. یک مطالعه منتشرشده در سال ۲۰۲۶ درباره فلات لُس چین نشان می‌دهد که در واکنش به تغییر شرایط اقلیمی، مرکز جغرافیایی تولید برخی محصولات می‌تواند به سمت شمال غرب و ارتفاعات بالاتر حرکت کند.
کشاورزی در ارتفاع | نقشه قدیمی کشاورزی ایران با اقلیم جدید همخوان نیست | ایران به بازنگری در جغرافیای تولید نیاز دارد

به گزارش اقتصادنیوز، جواد حیدریان در شماره 646 هفته نامه تجارت فردا نوشت: جغرافیای کشاورزی ثابت نیست و ممکن است در طول زمان تغییر کند. مناطقی که سال‌ها پیش برای کشاورزی مناسب بودند، با افزایش دما، کاهش بارندگی و تشدید کم‌آبی ممکن است به‌تدریج مزیت خود را از دست بدهند و دیگر برای کشت برخی محصولات مناسب نباشند. در مقابل، هرچه زمین گرم‌تر می‌شود، برخی ارتفاعات و مناطق سردسیر که در گذشته به‌دلیل سرمای هوا، یخبندان‌های طولانی یا کوتاه بودن فصل رشد امکان کشاورزی محدودی داشتند، ممکن است به مناطقی مناسب‌تر برای تولید بعضی محصولات تبدیل شوند. به این ترتیب، تغییر اقلیم می‌تواند نقشه تولید غذا را نیز جابه‌جا کند. یک مطالعه منتشرشده در سال ۲۰۲۶ درباره فلات لُس چین نشان می‌دهد که در واکنش به تغییر شرایط اقلیمی، مرکز جغرافیایی تولید برخی محصولات می‌تواند به سمت شمال غرب و ارتفاعات بالاتر حرکت کند. معنای این یافته آن است که سازگاری با تغییر اقلیم الزاماً به‌معنای تلاش برای حفظ کشاورزی در همان زمین‌های قدیمی نیست و گاهی باید پذیرفت که محل مناسب تولید نیز تغییر کرده است.

این مسئله برای ایران اهمیت زیادی دارد. بخش‌هایی از کشاورزی کشور در دشت‌هایی شکل گرفته که امروز با افت شدید منابع آب زیرزمینی، فرونشست زمین، افزایش دما و کاهش قابلیت کشت مواجه‌اند. بااین‌حال سیاست‌گذاری همچنان بر حفظ تولید در همان جغرافیای موجود متمرکز است، یعنی تلاش می‌شود با انتقال آب، حفر چاه‌های عمیق‌تر، پرداخت یارانه انرژی یا توسعه سامانه‌های آبیاری، کشاورزی در مناطقی ادامه پیدا کند که شرایط طبیعی آنها در حال تغییر است. در مقابل، گرم‌تر شدن هوا ممکن است قابلیت کشاورزی برخی مناطق مرتفع و سردسیر را افزایش دهد. طولانی‌تر شدن فصل رشد، کاهش دوره یخبندان و تغییر الگوی دما می‌تواند امکان کشت بعضی محصولات را در ارتفاعاتی مهیا کند که پیش‌تر چنین ظرفیتی نداشتند. البته این تحول خود می‌تواند تهدیدی تازه‌ ایجاد کند. زیرا گسترش کشاورزی به ارتفاعات ممکن است مراتع، جنگل‌ها، منابع آب و زیستگاه‌های طبیعی را زیر فشار قرار دهد.

در نتیجه پرسش اصلی این است که تغییر اقلیم چگونه مزیت نسبی جغرافیایی کشاورزی را تغییر می‌دهد و سیاست‌گذار چگونه باید به این تغییر پاسخ دهد. آیا باید به هر قیمت کشاورزی را در مناطق قدیمی حفظ کرد؟ کدام مناطق ایران در دهه‌های آینده ممکن است مزیت تولید برخی محصولات را از دست بدهند؟ کدام مناطق قابلیت تازه‌ای پیدا خواهند کرد؟ و گسترش کشاورزی در مناطق جدید چه هزینه‌ای برای منابع طبیعی خواهد داشت؟ اگر تغییر اقلیم در حال ترسیم دوباره نقشه تولید غذاست، شاید ایران نیز ناچار باشد به‌جای تلاش دائمی برای حفظ نقشه قدیمی کشاورزی، به فکر طراحی نقشه‌ای تازه باشد. پرسش این است که تغییر اقلیم چگونه جغرافیای کشاورزی ایران را تغییر می‌دهد و آیا سیاست‌گذاری کشور برای مهاجرت تدریجی تولید از مناطق نامناسب به مناطق مناسب‌تر آماده است؟

پدیده تغییر اقلیم و پیامدهای آن برای کشاورزی

عادل جلیلی، عضو هیات علمی موسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع کشور، به تجارت فردا می‌گوید: پدیده تغییر اقلیم از چند دهه پیش به‌عنوان یکی از چالش‌های اساسی فراروی بشر مطرح شده است. پیش‌بینی‌های اولیه حاکی از آن بود که میانگین دمای کره زمین در بازه زمانی ‌صدساله، حدود یک تا دو درجه سانتی‌گراد افزایش خواهد یافت و این روند به‌طور مستقیم با افزایش غلظت گازهای گلخانه‌ای در ارتباط است. با گذشت زمان، نه‌تنها این پیش‌بینی‌ها در مورد شدت افزایش دما محقق شدند، بلکه دامنه اثرگذاری این پدیده فراتر رفته و الگوهای بنیادین اقلیمی کره زمین را با اختلال‌های جدی مواجه کرده است.

در حوزه کشاورزی، تغییر اقلیم پیامدهای دوچندان به همراه داشته است. برای نمونه، ذوب شدن یخچال‌های طبیعی در مناطق هیمالیا، قطب‌های شمال و جنوب و همچنین نواحی آلپی، از جمله عواملی هستند که اکوسیستم‌های طبیعی را تحت تاثیر قرار داده‌اند. این روند، همراه با دخالت‌های نابجای انسانی در طبیعت، تخریب زیست‌بوم‌ها را تشدید کرده و در‌نهایت به وقوع بحران‌های زیست‌محیطی کنونی دامن زده است.

دانشمندان پیش‌تر الگوهای رفتاری متعددی را برای این پدیده ترسیم کرده‌اند. یکی از مهم‌ترین این الگوها، افزایش سطح آب دریاها به‌دنبال ذوب گسترده یخچال‌هاست که نه‌تنها بسیاری از شهرهای ساحلی و بزرگ را تهدید می‌کند، بلکه اراضی حاصل‌خیز کشاورزی را نیز زیر آب خواهد برد. کشورهایی نظیر بنگلادش، هلند و انگلستان از جمله مناطقی هستند که به‌شدت در معرض این مخاطره قرار دارند. گفتنی است که در ادوار تاریخی، نظیر حدود ۱۲ هزار سال پیش، جابه‌جایی‌های عظیم جمعیتی در کره زمین در پی چنین تغییرات اقلیمی و بالا آمدن سطح دریاها رخ داده است که امری کاملاً پیش‌بینی‌پذیر به‌نظر می‌رسد.

جلیلی می‌گوید: اثرات تغییر اقلیم یکسان و یکنواخت نیست. برای مثال، در قاره سبز نظیر اروپا، افزایش نسبی دما ممکن است به طولانی‌تر شدن فصل رشد محصولات کشاورزی منجر شود و از این حیث پیامدهای مثبت محدودی داشته باشد. بااین‌حال، در نقطه مقابل، کشورهایی مانند ایران که در کمربند خشک و نیمه‌خشک جهان جای دارند، با تشدید تنش‌های خشکی و کم‌آبی مواجه خواهند شد که امنیت غذایی و تولیدات کشاورزی را با مخاطره‌های جدی روبه‌رو می‌کند.

بخش کشاورزی ایران اغلب شامل سه عرصه اصلی اراضی آبی، اراضی دیم و مراتع است. مراتع منبع تامین علوفه دام‌ها و اراضی آبی نیز بستر تولید محصولات راهبردی کشور محسوب می‌شوند. براساس یافته‌های موسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع ایران، وسعت اراضی دیم کشور در حدود ۱۱ میلیون و ۷۰۰ هزار هکتار برآورد شده است که این اراضی بیشتر در مناطق کوهستانی و پرشیب پراکنده هستند و آسیب‌پذیری زیادی در برابر نوسانات اقلیمی و کاهش بارندگی دارند.

ذوب شدن یخچال‌های طبیعی در مناطق هیمالیا، قطب‌های شمال و جنوب و همچنین نواحی آلپی، از جمله عواملی هستند که اکوسیستم‌های طبیعی را تحت تاثیر قرار داده‌اند. این روند، همراه با دخالت‌های نادرست انسانی در طبیعت، تخریب زیست‌بوم‌ها را تشدید کرده و درنهایت به وقوع بحران‌های زیست‌محیطی کنونی دامن زده است.

راهکارهای سازگاری با تغییر اقلیم

بر اساس مطالعات انجام‌شده، دو شاخص اصلی در تعیین قابلیت اراضی برای کشت محصولات کشاورزی نقش تعیین‌کننده دارند؛ یکی میانگین بارندگی سالانه و دیگری درصد شیب زمین. به‌ گواهی اغلب پژوهشگران، مناطقی با بارندگی متوسط کمتر از ۳۰۰ میلی‌متر در سال، از ظرفیت کافی برای کشت دیم برخوردار نیستند. همچنین شیب‌های بیش از ۱۲ درصد (و به ‌عقیده برخی کارشناسان، حتی بالای هشت درصد) که معمولاً به‌صورت عمودی شخم زده می‌شوند، به‌شدت در معرض فرسایش آبی و بادی هستند. در ایران، مطالعات گسترده‌ای در این زمینه انجام شده و اکثر زمین‌های واقع در این نواحی، با نرخ بالای فرسایش خاک مواجه هستند.

با توجه به پدیده تغییر اقلیم، الگوهای بارندگی دستخوش دگرگونی اساسی خواهند شد. پیش‌بینی‌ها حاکی از کاهش کلی میزان بارندگی در بسیاری از مناطق کشور است و به‌تبع آن، بخش قابل‌توجهی از اراضی که هم‌اکنون مورد بهره‌برداری کشاورزی قرار دارند، دیگر قابلیت کاشت محصولات رایج را از دست خواهند داد. در همین راستا، موسسه تحقیقات جهاد کشاورزی راهکار جایگزین را مبتنی‌بر توسعه کشت گیاهان چندساله از جمله گونه‌های علوفه‌ای مرتعی و گیاهان دارویی ارائه کرده است. این گیاهان ضمن برخورداری از نیاز آبی اندک، به‌دلیل ماهیت دائمی، نیازی به شخم مجدد ندارند و به‌طرزی چشمگیر فرسایش آبی و بادی را کاهش می‌دهند.

نتایج مطالعات انجام‌شده در طول سه دهه اخیر به‌روشنی نشان می‌دهد که حجم متوسط آب تجدیدپذیر سالانه کشور، به‌دلیل چند عامل ناشی از تغییر اقلیم، با کاهشی چشمگیر روبه‌رو بوده است. از جمله مهم‌ترین این عوامل می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

کاهش بارندگی موثر: الگوی بارش از حالت برفی به بارانی تغییر یافته است. در گذشته، بارش‌های برفی در ارتفاعات البرز، به‌ویژه در فصل زمستان، منبع اصلی تامین آب رودخانه‌ها در فصول گرم سال محسوب می‌شدند، زیرا آب حاصل از ذوب تدریجی برف در طول بهار و تابستان، جریان دائمی رودخانه‌ها را تضمین می‌کرد. اما امروز با جایگزینی باران به‌جای برف، حجم زیادی از آب در همان فصل زمستان از حوضه‌های آبریز خارج می‌شود و در فصل زراعی، سهم قابل‌توجهی از آب مورد نیاز در اختیار کشاورزان قرار نمی‌گیرد. در نتیجه، بسیاری از رودخانه‌های دائمی به رودخانه‌های فصلی تبدیل شده‌اند.

شدت‌یابی پدیده‌های حدی اقلیمی: تغییر اقلیم موجب تشدید خشکسالی‌های طولانی و نیز وقوع بارش‌های سیل‌آسا در بازه‌های زمانی کوتاه شده است. این وضعیت، نه‌فقط توزیع زمانی و مکانی آب را نامتوازن می‌کند، که پایداری منابع آبی مورد نیاز بخش کشاورزی را به خطر می‌اندازد. باید تاکید کرد که اگرچه پژوهشگران و متخصصان موسسه‌های تحقیقاتی وزارت جهاد کشاورزی سال‌هاست که به مطالعه و ارائه پیش‌بینی‌های دقیق در این زمینه پرداخته‌اند، اما گام اساسی، اجرایی‌سازی و عملیاتی‌ کردن این راهکارها در سطح ملی است. تجربه کشورهایی نظیر هلند نشان می‌دهد که با تمرکز جدی بر بهره‌وری و افزایش تولید در واحد سطح، می‌توان ضمن مقابله با پیامدهای تغییر اقلیم، امنیت غذایی را نیز تامین کرد. در ایران نیز ضرورت دارد سیاست‌های سازگاری با تغییر اقلیم، به‌ویژه در حوزه تغییر الگوی کشت و مدیریت پایدار منابع آب و خاک، در اولویت برنامه‌های اجرایی قرار گیرد.

امنیت غذایی، چالش‌های اقلیمی

امنیت غذایی در ایران یکی از شاخص‌های راهبردی و حیاتی کشور تلقی می‌شود و نمی‌توان از آن غافل شد. بااین‌حال، باید تاکید کرد که امنیت غذایی لزوماً به‌معنای خودکفایی مطلق در تمامی محصولات نیست، بلکه رویکرد اصلی باید معطوف به چگونگی سازگاری بخش کشاورزی با شرایط نوین اقلیمی باشد. در این راستا، کاهش چشمگیر مصرف آب در این بخش، اجتناب‌ناپذیر است. براساس یافته‌های موسسه تحقیقات، حداقل نیاز به کاهش ۵۰‌درصدی مصرف آب در بخش کشاورزی وجود دارد که این امر مستلزم افزایش بهره‌وری و بهبود کارایی مصرف منابع است. این موضوع باید هم‌زمان در سه سطح تحقیقات، اجرا و سیاست‌گذاری کلان کشور مورد توجه قرار گیرد.

امید می‌رود که با پایان یافتن شرایط ناپایدار کنونی، مدیریت کلان کشور بتواند تمرکز خود را به چالش‌های اساسی و ساختاری معطوف کند. متاسفانه، پدیده تغییر اقلیم نه‌تنها در سطح جهانی، بلکه در داخل کشور نیز به‌عنوان یک اولویت جدی مورد غفلت واقع شده است. حتی در ادبیات علمی ایران، این موضوع به‌طور شایسته درک نشده، چه برسد به ادبیات تصمیم‌گیران و سیاست‌گذاران. درحالی‌که تغییر اقلیم و بحران آب، دو چالش بنیادین و تهدیدکننده تمدن کنونی ایران به‌شمار می‌روند و از هم‌اکنون آثار خود را آشکار کرده‌اند.

با وجود این، به‌رغم پیچیدگی و گستردگی ابعاد این چالش‌ها، راه‌حل‌های عملی برای مقابله و سازگاری با آنها وجود دارد. از دیدگاه کارشناسی، هر ابرچالشی فرصتی برای بازنگری در رفتار انسانی نسبت به محیط ‌زیست و سرنوشت جمعی است و خرد انسانی، که بزرگ‌ترین سرمایه برای حل مسائل است، می‌تواند مسیرهای نوین را بگشاید. بنابراین، تمام نبردهای بزرگ، راه‌حل‌های مشخصی دارند که با تکیه بر دانش و تجربه قابل دستیابی هستند.

در زمینه حفظ اکوسیستم‌های طبیعی، مطالعه‌ای مشترک با موسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع کشور نشان داده است که گونه‌های گیاهی در ارتفاعات بالای ۷۰۰ متر (مناطق آلپی و نیمه‌آلپی) به‌دلیل تغییرات اقلیمی در معرض خطر انقراض قرار دارند. این گونه‌ها نه‌تنها خدمات ارزشمندی به انسان ارائه می‌دهند، بلکه بخشی از هویت طبیعی کشور محسوب می‌شوند و بقای آنها برای پایداری محیط ‌زیست ضروری است. بنابراین، به‌عنوان یکی از کشورهای مهم و تاثیرگذار در منطقه، ایران باید با رویکردی مسئولانه و مشارکت‌آمیز در مدیریت جهانی تغییر اقلیم ایفای نقش کند، چراکه این پدیده، سرنوشت تمامی انسان‌ها را به خطر انداخته است.

درنهایت، با توجه به قرارگرفتن ایران در کمربند خشک کره زمین و تهدیدهای تمدنی ناشی از کم‌آبی، ضرورت دارد برنامه‌ریزی‌های اصولی و جدی در دستور کار قرار گیرد. خوشبختانه، متخصصان، پژوهشگران و دانشمندان ایرانی در این حوزه دیدگاه‌های روشن و کارآمدی دارند و همکاری نزدیک با ایشان می‌تواند بستر مناسبی برای تدوین و اجرای راهبردهای موثر فراهم کند.

راهبردهای سازگاری با شرایط در جهان

تغییر اقلیم در مناطق مختلف به‌صورت افزایش دمای متوسط سالانه یا فصلی، تغییرات الگوی بارندگی (افزایش یا کاهش بسته به منطقه) و افزایش فراوانی رویدادهای حدی نظیر موج‌های گرما، خشکسالی، سیلاب و آتش‌سوزی ظاهر شده است. این تغییرات پیامدهای منفی متعددی بر کشاورزی داشته‌اند، از جمله کاهش عملکرد و سطح زیرکشت محصولات، تاثیر بر عوامل زیستی (آفات و بیماری‌های جدید) و غیرزیستی (کاهش مواد مغذی خاک)، فرسایش خاک، کاهش حاصل‌خیزی، شور شدن اراضی ساحلی در اثر نفوذ آب دریا و افزایش هزینه‌های نیروی کار و تجهیزات. بااین‌حال، در اقلیم‌های معتدل، افزایش طول فصل رشد و گسترش شمالی مناطق قابل کشت، پتانسیل افزایش عملکرد برخی محصولات نظیر گندم، برنج و ذرت را نیز به همراه داشته است.

مطالعات بررسی‌شده راهبردهای سازگاری را در سه سطح اصلی طبقه‌بندی کرده‌اند: مقیاس محلی (کشاورزان) شامل استفاده از ارقام مقاوم به خشکی، گرما، شوری، آفات و سیلاب، تغییر تاریخ کاشت و برداشت، تناوب زراعی و کشت مخلوط و کاربرد فناوری‌های نوین آبیاری نظیر آبیاری قطره‌ای و میکروآبیاری می‌شود.

مقیاس منطقه‌ای (نهادها)، شامل آموزش کشاورزان و انتقال دانش، راه‌اندازی سامانه‌های هشدار اولیه، خدمات بیمه و اعتبار، کاهش وابستگی به کودهای شیمیایی، سرمایه‌گذاری در سیستم‌های آبیاری، استفاده از جنگل‌داری و تکنیک‌های جایگزین کشاورزی و ایجاد دالان‌های سبز برای حمایت از تنوع زیستی است.

مقیاس ملی (دولت‌ها)، شامل سرمایه‌گذاری در تحقیق و توسعه، ایجاد بانک‌های ژنی، توسعه سامانه‌های هشدار اولیه، اصلاح نژاد ارقام مقاوم، توسعه سامانه‌های آبیاری کارآمد، حمایت از مهاجرت‌های فصلی و معیشت‌های جایگزین و تدوین برنامه‌های ملی سازگاری با تغییر اقلیم است.

راهبردهای سازگاری به‌شدت به بافت محلی، منطقه یا کشور وابسته هستند و محدود کردن بحث به رویکردهای تک‌بعدی (بالا-به-پایین یا پایین-به-بالا) ممکن است به راه‌حل‌های ناکارآمد برای مناطق آسیب‌پذیر با منابع محدود منجر شود. کشاورزی مبتنی‌بر تنوع زیستی (کشاورزی فشرده بوم‌شناختی) و کشاورزی هوشمند اقلیمی به‌عنوان راهبردهای کم‌اثر با تاکید بر افزایش پایدار بهره‌وری و درآمد، همزمان با مقابله با چالش‌های تغییر اقلیم و امنیت غذایی معرفی شده‌اند. همچنین، برخی اقدامات سازگاری ممکن است ناکافی بوده و حتی آسیب‌پذیری را افزایش دهند (بدسازگاری). بنابراین، تحقیقات آینده باید بر آمادگی کشاورزان و جامعه برای پذیرش راهبردهای جدید، محدودیت‌های پیش‌رو و عوامل موثر بر آنها، به‌منظور شناسایی بدسازگاری پیش از وقوع، متمرکز شوند.

 

 

 

پربازدیدترین‌ها
آخرین اخبار
لوتوس پارسیان - O