معرفی 4 مسیر پیش رو برای پایان جنگ روسیه و اوکراین

گمانه‌زنی‌ درباره جنگ اوکراین؛ از معجزه در دنیپرو تا پرده آهنین جدید

کدخبر: 480307
اقتصادنیوز: تهاجم نیروهای روسی به اوکراین خطرناکترین بحران امنیتی اروپا در دهه‌های اخیر را باعث شده است. اما در حالی که بیشتر تحلیل‌ها به درستی بر وضعیت فوری بحران متمرکز هستند، برخی از آنها به پیامدها و نتایج احتمالی این هجوم پرداخته است.

به گزارش اقتصادنیوز ، در شرایطی که به نظر می رسد نقشه اولیه مهاجمان روس برای سرنگونی دولت در کیف با شکست مواجه شده، پرسش از سناریوهای پایان جنگ مبدل به مهم ترین مسئله برای تحلیلگران شده است. باری پاول، پیتر انگلکه و جفری کیمینو، تحلیلگران شورای آتلانتیک با عنوان «چهار مسیر برای پایان جنگ در اوکراین» به این مسئله پرداخته است.

ضرورت پیش بینی مسیرها و پیامدهای احتمالی جنگ

تهاجم نیروهای روسی به اوکراین خطرناکترین بحران امنیتی اروپا در دهه‌های اخیر را باعث شده است. اما در حالی که بیشتر تحلیل‌ها به درستی بر وضعیت فوری بحران متمرکز هستند، پیش‌بینی مسیرها و پیامدهای احتمالی جنگ به همان اندازه مهم است. پیش‌بینی عدم قطعیت‌هایی که این جنگ به همراه خواهد داشت، گامی حیاتی در جهت آزمودن پیامدهای احتمالی این مسئله است.

اگرچه وضعیت در اوکراین بسیار شکننده است، سناریوهایی که در اینجا ذکر شده چهار راه قابل قبول برای پایان دادن به درگیری ارائه می دهند. حتی بزرگ‌ترین این احتمالات - که ما آن را «معجزه در دنیپرو» نامیده‌ایم - مملو از خطر است و ایالات متحده، متحدان و شرکای فراآتلانتیکش و در واقع کل جهان اکنون احتمالاً با دوره دشواری از رقابت مداوم با روسیه روبرو هستند.

سناریو 1: معجزه در دنیپرو

با کمک اعضای ناتو، مقاومت نظامی و غیرنظامی اوکراین پیشروی مسکو را متوقف و از سرنگونی دولت دموکراتیک کیف و ایجاد یک رژیم دست نشانده کرملین جلوگیری می‌کند. عزم و مهارت مقاومت اوکراین باعث بن بست در میدان نبرد می شود که به نفع مدافعان است.

به زودی، برای کرملین آشکار می شود که روسیه بهای گزافی را برای ماجراجویی خود خواهد پرداخت - از جمله چشم انداز یک جنگ طولانی و پرهزینه در اوکراین، همراه با فروپاشی اقتصادی و انزوای دیپلماتیک- پوتین با سرافکندگی دستور خروج نیروهایش را می دهد. اوکراین یک دموکراسی مستقل باقی می ماند، در حالی که شکست مسکو نارضایتی داخلی را تسریع می بخشد که قبلاً در سراسر روسیه ظهور کرده است. پوتین روی تهدیدات داخلی فزاینده علیه قدرت خود تمرکز می کند. در همین حال، ناتو با یک وضعیت امنیتی بهبود یافته مواجه است، زیرا روسیه تنبیه شده و اوکراین هر چه بیشتر به غرب نزدیک می شود.

با این حال، وضعیت امنیتی در اروپا به وضعیت قبل از جنگ باز نمی گردد. این جنگ جان هزاران نفر را از هر دو طرف می گیرد و تلخی های گسترده ای را در پی خواهد گذاشت. و اگرچه یک اوکراین دموکراتیک دست نخورده بر جا می ماند، اما مجبور به زندگی با همسایه ای خطرناک با آینده ای نامعلوم خواهد بود. اینکه آیا کشور به سمت اقتدارگرایی بیشتر و به سمت پوتین میل می کند یا به طور کلی از او دور می شود، تا حد زیادی تعیین کننده نحوه رفتار روسیه با بقیه جهان است.

 سناریو 2: باتلاق

پس از هفته‌ها درگیری شدید در کیف و سایر شهرهای بزرگ، روسیه موفق می‌شود دولت اوکراین را سرنگون کند و یک رژیم دست نشانده را روی کار بیاورد. با این حال، نه نیروهای مسلح اوکراین و نه جمعیت آن حاضر به تسلیم نیستند. در عوض، جمعیت اوکراین یک شورش گسترده، کاملاً مسلح و هماهنگ علیه مهاجمان برپا می کند. اگرچه نیروهای منظم اوکراین به مرور زمان کاهش می‌یابد، و اگرچه شهرهای بزرگی مانند کیف اشغال شده‌اند، پیروزی روسیه یک پیروزی گران و فاقد ارزش می شود.

 شورش اوکراین با تکرار الگویی که در سایر نقاط جهان دیده می شود، تلفات انسانی و مالی قابل توجه و پایداری را بر روسیه تحمیل می کند – روسیه مجبور است منابع بسیار بیشتری را در مدت زمان بسیار طولانی تر از آنچه پیش بینی می کرد اختصاص دهد. دردسرها با حمایت خارجی از شورشیان تشدید می‌شود و کشورهای ناتو کمک‌های دفاعی پنهانی اما بسیار قوی به مقاومت اوکراین ارائه می‌کنند. این درگیری خزانه و تصمیم مسکو را خالی می کند و در نهایت پس از خشونت و تلفات بسیار مجبور به عقب نشینی می شود.

پوتین و نخبگان ارشد روسیه متوجه می شوند که در حال گذراندن «لحظه برژنف» خود هستند، زیرا در تعقیب اهداف حداکثری خود در اوکراین بیش از حد عمل کرده اند. درست همانطور که لئونید برژنف، نخست‌وزیر شوروی، نیروهای کشورش را به یک رکود طولانی و پرهزینه در افغانستان هدایت کرد، روسیه بار دیگر با جنگی غیرقابل پیروزی، به باتلاقی مثال زدنی افتاده که بسیاری از دولت‌های قدرتمند را در طول تاریخ به دام انداخته است. در این شرایط از نظر اکثر جهان، روسیه به یک کشور منحوس تبدیل شده، اوکراین ممکن است ویران شود، اعتبار پوتین آسیب می‌بیند و موقعیت داخلی او مخاطره‌آمیز می‌شود، زیرا نخبگان به قضاوت او شک دارند و عموم مردم نسبت به وضعیت اقتصادی روسیه ابراز خشم می‌کنند. و جایگاه جهانی این کشور تنزل می یابد.

سناریو 3: یک پرده آهنی جدید

اوکراین در نهایت زیر بار تهاجم روسیه فرو می پاشد. با وجود مخالفت‌های شدید، نیروهای روسی موفق می‌شوند با استفاده از سلاح‌های سنگین و تاکتیک‌های فزاینده کنترل کشور را در دست بگیرند. مقاومت در برابر یک دولت دست نشانده توسط پوتین در حال جوشش و در همه جا حاضر است، اما با نیروی وحشیانه سرکوب می شود و به اندازه کافی قوی نیست که بتواند چالش مهمی را برای نیروهای قابل توجه روسیه که در اوکراین باقی مانده اند ایجاد کند. یک پرده آهنی جدید در اروپای شرقی فرود می‌آید و در امتداد مرزهای کشورهای بالتیک در شمال از طریق مرزهای لهستان، اسلواکی، مجارستان و رومانی در جنوب می‌گذرد.

در حالی که روسیه با هزینه های اقتصادی سنگینی رو به رو است، پوتین قدرت خود را در داخل تثبیت می کند و مخالفت های داخلی را با قدرت بیشتری سرکوب می کند. ناتو در مواجهه با یک مسکوی جسورتر، متحدتر است، اما به ناچار می پذیرد که گزینه های چندانی برای جبران از دست رفتن اوکراین ندارد. در پی این بحران، سوئد و فنلاند به ائتلاف ملحق می شوند تا امنیت خود را در برابر طرح های بدخواهانه مسکو تقویت کنند.

مانند اولین پرده آهنین، شکاف جدید در قلب اروپا فهرستی آشنا از خطرات و عدم قطعیت ها را به همراه دارد. نیروهای تازه مشکوک ناتو و روسیه اکنون در سراسر مرزی که به طور ناگهانی نظامی شده به یکدیگر خیره شده اند و بار دیگر احتمال درگیری مستقیم به صورت تصادفی یا طراحی شده را افزایش می دهند. بحران‌های امنیتی متناوب در حال برآمدنند، زیرا روسیه به طور مکرر ماجراجویی‌های نظامی اضافی و عملیات‌های جنگ ترکیبی تهاجمی‌تر را علیه متحدان ناتو آغاز می‌کند. آنتاگونیست ها، بدون هیچ نتیجه روشن و بدون تضمین راه حل مسالمت آمیزی، خود را برای یک بن بست طولانی و پر از دست انداز آماده می کنند.

سناریو 4: جنگ ناتو و روسیه

خطرناک ترین سناریو برای آینده اروپا و نظم جهانی سناریویی است که در آن درگیری اوکراین زمینه را برای درگیری نظامی مستقیم بین ناتو و روسیه فراهم می کند. مسیرهای متعددی برای رسیدن به چنین نتیجه ای وجود دارد، از جمله:

ناتو می تواند تصمیم بگیرد که دخالت خود را در اوکراین، برای مثال، با تلاش برای اجرای منطقه پرواز ممنوع یا شکل دیگری از مداخله مستقیم، افزایش دهد. در حال حاضر، ایالات متحده و سایر متحدان ناتو اجرای منطقه پرواز ممنوع را رد کرده‌اند، اما اگر روسیه به بمباران غیرنظامیان خود ادامه دهد، این محاسبات ممکن است تغییر کند. روسیه مجبور خواهد شد تصمیم بگیرد که آیا عقب نشینی کند یا مستقیماً با نیروهای نظامی ائتلاف درگیر شود. اگر دومی را انتخاب کند، خطر تشدید درگیری مسلحانه بین ناتو و روسیه به میزان قابل توجهی افزایش خواهد یافت.

روسیه می‌تواند به طور ناخواسته به قلمرو یکی از اعضای ناتو حمله کند -به عنوان مثال، از طریق هدف‌گیری نادرست یا شناسایی اشتباه دوست و دشمن- که باعث اقدامات متقابل از طرف ائتلاف شود. (روسیه از قبل به اهدافی نزدیک به مرز لهستان حمله کرده است.) با کم شدن ذخایر مهمات هدایت شونده دقیق ارتش روسیه، خطر وقوع چنین حادثه ای که منجر به تشدید ناخواسته تنش با ناتو شود افزایش می یابد. این سناریو شاهد آغاز درگیری مستقیم، شاید هوا به هوا یا هوا به زمین، در مناطق مرزی اوکراین است. به نوبه خود، این می تواند یک چرخه ضد و خورد و ضد حمله منجر به خصومت های آشکار شود.

یک چشم انداز ترسناک مربوط به این احتمال این است که پوتین طرح های گسترده تری فراتر از اوکراین داشته باشد. اگر نیروهای روسی پیشرفت سریعی در اوکراین داشته باشند و کنترل مؤثری بر این کشور به دست آورند، پوتین ممکن است توجه خود را به کشورهایی معطوف کند که به عنوان بخشی از تمایل خود به بازسازی حوزه نفوذی که به طور گسترده با قلمرو اتحاد جماهیر شوروی سابق منطبق است، به آن‌ها علاقه دارد. نامزدهای آشکار برای آزمایش طرح های او و عزم خود ناتو، کشورهای بالتیک خواهند بود (که همگی اعضای ائتلاف هستند). پوتین ممکن است این باور را داشته باشد که اگر ناتو تحت فشار قرار گیرد، عقب نشینی خواهد کرد. ناتو اصرار دارد که با هرگونه تهاجم نظامی روسیه به یکی از کشورهای عضو مبارزه خواهد کرد.

مه جنگ

 شواهد اولیه حاکی از آن است که این جنگ به سه دلیل در حال تغییر یافتن به نفع غرب است. تهاجم خام روسیه و مقاومت پرشور اوکراین الهام بخش حمایت مردمی از اوکراین در سراسر اروپا شده است. به نظر می رسد روسیه و پوتین هم عزم اوکراین و هم خشم جهانی علیه مسکو را به شدت دست کم گرفته اند. سرانجام، دولت‌های دموکراتیک در هر دو سوی اقیانوس اطلس، سیاست‌های گسترده‌ی اقتصادی، مالی، دیپلماتیک و امنیتی را انتخاب کرده‌اند که نشان‌دهنده جسارت در هدف و همبستگی تازه‌ای است.

 با این حال، جهان در یک لحظه خطرناک و بسیار نامشخص قرار دارد. آنچه پس از این درگیری رخ می دهد به همان اندازه که چگونه، کی و کجا پایان می یابد، یک علامت سوال  بزرگ است. این چهار سناریو نتایج قابل قبولی را منعکس می کنند - اما به سختی دیگر احتمالات را از میدان به در می کند. پوتین بسته به تحولات داخلی (قیام مردمی یا کودتا) و تحولات خارجی (تقویت یا کاهش حمایت چین از پوتین) ممکن است در نهایت در داخل روسیه تقویت یا ضعیف شود. او می‌تواند سناریویی برای مولداوی یا گرجستان بنویسد، یا حتی تلاش کند شکاف بین منطقه بالتیک روسیه، کالینینگراد و بلاروس را بردارد.

جنگ ها، زمانی که آغاز شده اند، به ندرت از یک سناریوی از پیش نوشته شده پیروی می کنند. بیشتر اوقات، جنگ ها نظامیان و غیرنظامیان را به طور یکسان به مسیرهای پیش بینی نشده هدایت می کنند که گهگاه نتایجی را در جهان تغییر می دهد. تهاجم روسیه به اوکراین به نظر می رسد که بذر چنین درگیری را کاشته باشد. باید دید نتیجه آن برای اوکراین و جهان چه تاثیری در بر خواهد داشت.

تیتر یک
از دست ندهید
فلای تودی