اصلاحات واقعی مانع تکرار ناآرامی ها می شود

چرا بیشترین مجروحان اعتراضات در مشهد، اصفهان و تهران بودند؟ | از خشم‌ فروخورده سیاسی تا مشکلات معیشتی

سرویس: اخبار سیاسی کدخبر: ۷۶۶۶۲۸
اقتصادنیوز: چرا در اعتراضات اخیر، بیشترین مجروحان به سه کلان‌شهر تهران، مشهد و اصفهان تعلق داشت؟ آیا می‌توان این ناآرامی‌ها را صرفاً به گرانی و فشار اقتصادی تقلیل داد یا باید به لایه‌های عمیق‌تری از انسداد سیاسی، شکاف‌های اجتماعی و خشم‌های فروخورده باید نگاه کرد؟
چرا بیشترین مجروحان اعتراضات در مشهد، اصفهان و تهران بودند؟ | از خشم‌ فروخورده سیاسی تا مشکلات معیشتی

به گزارش اقتصادنیوز، اعتراضات اخیر در ایران، تنها به یک شهر یا یک علت محدود نماند؛ اما آمار بالای مجروحان در تهران، مشهد و اصفهان، این پرسش را پررنگ‌تر کرد که چرا این سه کلان‌شهر به کانون‌های اصلی ناآرامی تبدیل شدند.

به گفته سخنگوی وزارت بهداشت آمار رسمی مراجعات استانی نشان داده است که بیشترین مراجعات مربوط به تهران و مراکز استان‌های خراسان رضوی (مشهد) و اصفهان بوده است. اما علت چیست؟آیا می‌توان ریشه این اعتراضات را صرفاً اقتصادی دانست یا باید به لایه‌های عمیق‌تر اجتماعی، سیاسی و فرهنگی نگاه کرد؟

خبر مرتبط
آزاد ارمکی: مردم دیگر شعار نان نمی‌دهند، به روش حکمرانی اعتراض دارند | اعتراض بعدی فراگیرتر است اگر...

اقتصادنیوز: تقی آزاد ارمکی، جامعه‌شناس، می‌گوید آنچه در خیابان‌ها رخ داد نه تفاوت شهرها، بلکه نشانه تداوم ناکارآمدی حکمرانی و فقدان هر تغییر حقیقدر شیوه اداره کشور است.

علیرضا شریفی یزدی، جامعه‌شناس و روان‌شناس اجتماعی، با تفکیک «عوامل زمینه‌ساز»، «آشکارساز» و «تشدیدکننده»، به بررسی تفاوت‌های ساختاری این سه شهر و چرایی شدت اعتراضات در آن‌ها پرداخته است.

گفتگوی علیرضا شریفی یزدی، جامعه‌شناس و روان‌شناس اجتماعی با اقتصادنیوز را بخوانید.

****

*طبق اعلام رسمی سخنگوی وزارت بهداشت، در اعتراضات اخیر، آمار مجروحان در تهران، مشهد و اصفهان از دیگر شهرها بالاتر بوده است. هر سه شهر کلان‌شهر هستند، اما تفاوت‌های اجتماعی، اقتصادی و حتی سیاسی دارند. ریشه اعتراضات در هر یک از این شهرها را چگونه می‌بینید؟

من قبل از ورود به بحث هر شهر، لازم می‌دانم به یک نکته کلی اشاره کنم. در کل کشور و در همه شهرهایی که شاهد اعتراضات بوده‌ایم، باید عوامل زمینه‌ساز را از عوامل آشکارساز و عوامل تشدیدکننده تفکیک کنیم. آنچه اهمیت دارد این است که عوامل زمینه‌ساز در همه این شهرها مشترک‌اند، اما عوامل آشکارساز و تشدیدکننده می‌توانند در هر شهر متفاوت باشند.

در مورد شهر مشهد که اشاره کردید، ابتدا باید این تصور رایج را کنار بگذاریم که مشهد الزاماً شهری سنتی و مذهبی و یک‌دست است. مشهد یک کلان‌شهر به‌شدت توریست‌پذیر است. ظاهر این توریسم، توریسم مذهبی است، چه در داخل کشور و چه از خارج، اما طی سالیان اخیر، تعداد توریست‌های خارجی از کشورهایی مانند عراق، کویت، پاکستان و سایر کشورها به‌طور چشمگیری افزایش یافته است. این مسئله به‌هرحال شبکه‌هایی از ارتباطات را در درون شهر ایجاد کرده است؛ برخی از این شبکه‌ها قانونی، برخی غیرقانونی هستند.

خشم مردم مشهد از جریانی که فراقانونی عمل می کند

بنابراین، مشهد شهری یک‌دست نیست که بتوان آن را صرفاً سنتی یا صرفاً مذهبی دانست. این شهر پیشینه مذهبی و سنتی دارد، اما مشهدِ امروز، شهری است که از یک‌سو یک فضای کاملاً رسمی با یک خوانش رسمی ـ حتی تندروانه ـ در آن وجود دارد؛ جریانی که معتقد است کنسرت نباید برگزار شود، یا برخی فعالیت‌های فرهنگی نباید در این شهر شکل بگیرد، با این استدلال که مشهد شهر مقدسی است. درحالی‌که هم‌زمان، شاهد کنسرت‌های زیرزمینی، چه برای ایرانیان و چه برای اتباع خارجی، هستیم.

ویژگی مهم دیگر مشهد، حضور بالای اتباع خارجی، چه مجاز و چه غیرمجاز، است. علاوه بر این، وجود جریان‌ها و افرادی که به‌صورت فراقانونی در مشهد عمل می‌کنند ـ و همچنان نیز فعال‌اند ـ طی سالیان طولانی باعث خشمگین شدن توده مردم و به‌ویژه اقشار جوان این شهر شده است. این تصور که مشهد یا خراسان، تیول یک جریان فکری خاص یا یک فرد خاص است، به شکل گسترده‌ای در ذهن جامعه شکل گرفته و این مسئله خشم متراکم و فروخورده‌ای را ایجاد کرده که آمادگی انفجار دارد.

البته بخشی از دلایل اعتراضات در مشهد، همان عوامل مشترک کشوری است؛ ازجمله مسائل اقتصادی، انسداد سیاسی و فشارهای اجتماعی. اما در مشهد، علاوه بر این‌ها، فشارهای مضاعف و بعضاً فراقانونی نیز وجود دارد که این خشم اجتماعی را تشدید می‌کند.

در بعد اقتصادی نیز، اگرچه اختلاف طبقاتی در کل کشور وجود دارد، اما در مشهد این شکاف شدیدتر دیده می‌شود. یکی از دلایل آن مهاجرپذیری بالای شهر است؛ افرادی که از نقاط مختلف کشور، در شرایط ناامیدی، به حاشیه مشهد می‌آیند به امید اینکه از حضور زائران و توریست‌های مذهبی درآمدی کسب کنند؛ از دست‌فروشی گرفته تا فعالیت‌های بزرگ اقتصادی. این وضعیت باعث شده اختلاف طبقاتی در مشهد بسیار برجسته‌تر از بسیاری از شهرهای دیگر باشد.

در بعد سیاسی نیز، جریان مسلط فکری در خراسان رضوی تلاش دارد خوانش خاصی از سیاست را تثبیت کند و اجازه بروز و ظهور تفکرات دیگر داده نمی‌شود. این انسداد سیاسی، همراه با فشارهای اجتماعی، به‌ویژه در شهری که دانشگاهی است و از اقصی نقاط کشور دانشجو می‌پذیرد، یک پارادوکس اجتماعی جدی ایجاد کرده است. نسل جوان با سبک زندگی متفاوتی روبه‌روست و فاصله معناداری میان گفتار رسمی مذهبی و رفتارهای واقعی مشاهده می‌کند. این تناقض‌ها مشهد را به منطقه‌ای حساس و آماده انفجار تبدیل کرده است.

شریفی یزدی

*در مورد اصفهان، چه عواملی باعث شده این شهر نیز به یکی از کانون‌های اصلی اعتراضات تبدیل شود؟

اصفهان شهری به‌شدت صنعتی است و به‌ویژه پس از جنگ تحمیلی هشت‌ساله، مهاجرپذیری بالایی داشته است. شهرک‌های اقماری متعددی مانند بهارستان، مجلسی، شاهین‌شهر و مناطق اطراف قمشه سابق ـ که امروز با نام‌های دیگری شناخته می‌شوند ـ شکل گرفته‌اند. این مهاجرپذیری باعث ایجاد تنوع قومی، زبانی و طبقاتی گسترده‌ای در اصفهان شده و این شهر به‌هیچ‌وجه یک‌دست نیست.

گسل های اجتماعی در اصفهان فعال شده اند

جامعه‌شناسان سال‌ها منتظر فعال‌شدن گسل‌های اجتماعی در اصفهان بودند و امروز می‌بینیم که این گسل‌ها فعال شده‌اند. شباهتی که میان اصفهان و مشهد وجود دارد، حضور یک جریان مسلط فکری است که به‌صورت فراقانونی عمل می‌کند، انسداد سیاسی و اجتماعی ایجاد می‌کند و آزادی‌های مدنی را تحت فشار قرار می‌دهد.

اصفهان همچنین پرونده‌های باز اجتماعی و امنیتی متعددی دارد؛ از اسیدپاشی‌های زنجیره‌ای علیه زنان که هرگز عاملان آن مشخص نشدند، تا اتفاقات دیگری که در سال‌های اخیر رخ داده و همچنان بدون پاسخ مانده‌اند. این انباشت پرونده‌های حل‌نشده، احساس ناامنی و بی‌عدالتی را تشدید کرده است.

از سوی دیگر، اصفهان در دهه‌های گذشته شهری توریستی با درآمد بالا بوده، اما سیاست‌های اتخاذشده، ضربات سنگینی به آن وارد کرده است. مسئله محیط زیست، به‌ویژه خشک شدن زاینده‌رود، یکی از مهم‌ترین عوامل خشم عمومی در این شهر است. سیاست‌های صنعتی نادرست، اکوسیستم اصفهان را به‌شدت آسیب‌پذیر کرده است. این خشم، هم بعد اجتماعی دارد، هم زیست‌محیطی و هم سیاسی.

افزون بر این، اصفهان همواره یک مرکز فرهنگی مهم بوده و چه پیش از انقلاب، چه در دوران جنگ و چه در دهه‌های بعد، نقش محوری داشته است. بسیاری از مدیران و مسئولان ارشد کشور در چهار دهه گذشته از این شهر برخاسته‌اند. دانشگاهی بودن اصفهان و حضور گسترده دانشجویان، در کنار تلاش جریان مسلط برای حفظ شهر در یک چارچوب خاص، این وضعیت پیچیده را تشدید کرده است.

*و تهران چه جایگاهی در این میان دارد؟

تهران نمایی کامل از کل کشور است. از نظر اقتصادی، تهران گران‌ترین شهر ایران محسوب می‌شود و همین جذابیت برای یافتن شغل، مهاجرپذیری بالایی ایجاد کرده است. مهاجرپذیری بالا به معنای گسترش حاشیه‌نشینی است؛ مناطقی مانند شهریار، اندیشه، باغستان، دماوند و مناطق مشابه که پس از مدتی سرریز آن‌ها به داخل شهر، بافت فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی تهران را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

بیش از ۱۰۰ کانون ناآرامی در پایتخت

در اعتراضات اخیر، بیش از ۱۰۰ نقطه تهران کانون ناآرامی بوده است. یکی از ویژگی‌های مهاجرپذیری، کاهش نظارت اجتماعی است. در شهرهای کوچک، افراد به دلیل شناخت اجتماعی، کمتر دست به رفتارهای خلاف قانون یا عرف می‌زنند، اما در تهران این نظارت کاهش یافته و امکان جابه‌جایی آسان، احساس بی‌نامی و بی‌پاسخی ایجاد می‌کند.

از سوی دیگر، برخلاف تصور عمومی، سرانه امکانات آموزشی، ورزشی و تفریحی تهران نسبت به جمعیت جوان آن بسیار پایین است و تهران از این نظر یکی از فقیرترین شهرهای ایران محسوب می‌شود. این در حالی است که جوانان با مقایسه شرایط خود با سایر کشورها، به‌ویژه به دلیل تعامل و سفر خارجی بیشتر، خشم بیشتری را تجربه می‌کنند.

شاهد تکرار اعتراضات خواهیم بود اگر....

ناآرامی‌ها در تهران هم بعد اقتصادی دارد و هم بعد مدنی. نباید فقط کسانی را که به خیابان می‌آیند دید؛ پشت سر آن‌ها خانواده‌هایی قرار دارند که اگرچه حضور خیابانی ندارند، اما همان میزان خشم را پمپاژ می‌کنند.

*با توجه به این شرایط، تصویر آینده را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

اگر وضعیت به همین شکل ادامه پیدا کند ـ از گرانی و مشکلات معیشتی گرفته تا خشم‌های فروخورده اجتماعی و سیاسی متأسفانه شاهد تکرار اعتراضات خواهیم بود.

اصلاحات واقعی مانع تکرار ناآرامی ها می شود

پیش‌بینی من این است که فاصله میان اعتراضات بعدی کاهش پیدا کند و از آن‌جا که دولت تلاش می‌کند قدرت خود را نشان دهد، میزان خشونت از هر دو طرف افزایش یابد.

پس از وقایع سال‌های ۸۸، ۹۶، ۹۸ و ۱۴۰۱، دولت در معنای کلی ـ نه فقط قوه مجریه، نشان داده که یا توان یا اراده لازم برای اصلاحات ریشه‌ای را ندارد. شرایط کشور نیز روزبه‌روز بدتر می‌شود و این فقط به بعد معیشتی محدود نیست؛ در حوزه‌های سیاسی، اجتماعی و آسیب‌های اجتماعی نیز وضعیت نگران‌کننده است.

مگر آن‌که مدیران و سیاست‌گذاران بتوانند ریشه‌های اصلی و زمینه‌ساز خشونت را شناسایی کنند و برخلاف گذشته، اصلاحاتی جدی، واقعی و نه صرفاً ظاهری انجام دهند؛ اصلاحاتی که بتواند مانع تکرار چنین ناآرامی‌هایی شود.

ارسال نظر

پربازدیدترین‌ها
لوتوس پارسیان