روز مهم برای ایران؛ فردا اوج یا پایان دیپلماسی در روابط ایران و آمریکا؟/ سه دستاورد راهبردی تیم مذاکره کننده ایران/ با جلوگیری از جنگ کمی از غم هم میهنان بکاهید...
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از خبرآنلاین، روابط ایران و آمریکا از ۱۳ آبان ۱۳۵۸ وارد بحرانی شده است که هنوز خاتمه نیافته است . البته می توان این تاریخ را به عقب تر بازگرداند و آن را به ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ برگرداند که دولت جمهوریخواه آمریکا علیه دولت ملی گرای ایران کودتا کرد . کودتایی که این روزها با شبیه سازی آن ، این شائبه هر روز قوی تر می شود که گویی باز جمهوریخواهان آمریکا میخواهند سلطنت طلبان ایران را به قدرت بازگردانند .
![]()
گرچه برخی ( مانند مهندس میر حسین موسوی ) در گذشته به شباهت ملی شدن صنعت نفت ایران با صنعت هسته ای اشاره کرده اند اما ما میخواهیم از منظری دیگر به این شباهت بپردازیم : و آن شباهت مذاکرات دولت دکتر محمد مصدق با دولت وقت آمریکا بر سر حل مساله ملی شدن صنعت نفت ایران بود که آن قدر کش دار و کند بود که در نهایت انگلیسی ها به عنوان متضرران ملی شدن صنعت نفت ایران توانستند آمریکایی ها را به براندازی دولت ایران راضی کنند .
نقشی که در روزگار ما دولت اسرائیل در تحریک ایالات متحده آمریکا برعهده گرفته است و متاسفانه حتی متحدان دولت هم نقش مثبتی در جلوگیری از کودتا و سقوط دولت وقت ایفا نکردند . به خصوص که دولت هم تلاشی برای مشارکت ملت در مقاومت نکرد و آنان را فراموش کرد .
انفعال دکتر مصدق رئیس دولت ملی ایران
در آن دوران و انعطاف ناپذیری آن جنبش در مذاکرات سبب شد در نهایت سقوط دولت مشروطه و بازگشت سلطنت مطلقه با کمک بیگانه رخ دهد .
اما در روزگار ما وضعیت می تواند متفاوت باشد : پس از یک جنگ خارجی که با تجاوز اسرائیل شروع شد و با تهاجم آمریکا در آستانه ی پایان قرار گرفت ، ملت - دولت ایران با مقاومت ملی و موشکی خود توانست از مرحله اول رویارویی هسته ای عبور کند . این مرحله را گاهی با رخداد ۲۵ مرداد ۱۳۳۲ مقایسه کرده اند که کودتایی نافرجام بود اما در نهایت سه روز بعد در ۲۸ مرداد به فرجام خود رسید. متاسفانه در شش ماه فاصله از جنگ ۱۲ روزه تا مرحله دوم این رویارویی هسته ای یعنی روزهای درپیش ، دولت و کل حاکمیت نتوانستند از وفاداری و پایداری ملت قدر دانی و این سرمایه اجتماعی را حفظ کنند .
اکنون در شکننده ترین دوران انسجام ملی در ایران - که باید در یادداشتی جداگانه به آن پرداخت - گروه مذاکراتی ایران فردا راهی مرحله نهایی گفتگوهایی میشوند که سرنوشت مسیر دیپلماسی را روشن میکند. متاسفانه تدارکات پشت جبهه دیپلماسی به خصوص در ارکان قدرت و نیز کف خیابان به گونه ای نیست که مذاکره کنندگان بتوانند به حداکثر امتیازات برسند . به قول ماکیاولی هر جمهوری باید به دوچیز متکی باشد ؛ قانون خوب و سلاح کارآمد و به نظر می رسد با وجود تقویت بازدارندگی نظامی ایران ، بازدارندگی اجتماعی به خصوص در حوادث اخیر آسیب جدی دیده است . حتی یک جان باخته برای ملتی که در همه جنگ ها از نبرد با بعثی ها تا داعشی ها و نیز صهیونی ها از بذل جان و مال و روان و آسایش دریغ نکرده اند و زیر بار تحریم خم شده اند ، زیاد است .
با وجود این ، گروه مذاکراتی ایران توانسته است با تکیه بر قدرت ملی به گونه ای عمل کند که به سه دستاورد راهبردی برسد :
۱. تمرکز مذاکرات بر مساله هسته ای و پرهیز از ادغام مباحث موشکی و منطقه ای که با وجود انکار تبلیغاتی طرف مقابل درجنگ روانی و رسانه ای ، پای میز مذاکره در دو جلسه گذشته حتی یک کلمه هم درباره مسائل موشکی و منطقه ای صحبت نشده است . بدیهی است ایران باید در گفتگوهای درون منطقه ای فقط با دولتهای منطقه مسائل منطقه ای خود را بهبود بخشد و ظاهرا اقداماتی در این زمینه در غیبت بیگانه شروع شده است و نیز مذاکره درباره مسائل موشکی حتی از سوی تندترین منتقدان ملی حکومت هم محلی از اعراب ندارد چون به امنیت ملی ایران و نه فقط حکومت مربوط است .
۲. گروه مذاکرات توانسته است از نقطه صفر غنی سازی عبور کند و با وجود ادعاهای بیرون از مذاکرات که در سیاست داخلی آمریکا مصرف دارد ، پای میز مذاکره آمریکا از عدد صفر عبور کرده است و حق غنی سازی ایران در داخل خاک ایران را پذیرفته است .
۳. و سرانجام دستاورد سوم دست برداشتن از فشار برای انتقال فوری ذخیره اورانیوم غنی سازی شده با پذیرش رقیق کردن و تبدیل کردن آن به سوخت برای تاسیسات هسته ای قانونی در ایران تحت نظارت آژانس جهانی انرژی اتمی است .
این سه گام بلند ایالات متحده آمریکا به عقب البته لاجرم با درخواست های معامله گرایانه آنان برای اقدامات متقابل ایران همراه است تا آرایش جنگی آمریکا که به قول استیو ویتکاف ( ولو با پیام بعدی او که کلمه تسلیم سهو لسان بوده است!)تعجب ترامپ را هم بر انگیخته که چرا ایران تاکنون" تسلیم" ( ؟!) نشده است . این" ذم شبیه مدح " باید به منتقدان مذاکرات در داخل یادآوری کند که دیپلماتها هم کم از سربازان وطن نیستند.
آری باید در مذاکرات مانند دفاع استوار بود . این جمله ویتکاف ناخودآگاه نشان میدهد ترامپ هم از حریف سرسخت حساب می برد بلکه به قول چینی ها ( که تجربه جنگ تعرفه با آمریکا را دارند ) از سرسختی خوشش می آید .
اما از سوی دیگر چون " نظام " اساسا اصل مذاکرات و در نتیجه قاعده ی بده بستان را پذیرفته است توجه به دستاوردهای حریف برای توجیه خروج از آرایش نظامی هم ضروری است :
۱. اینکه غنی سازی ایران در حد نیاز باشد چون ایران بارها گفته است که دنبال سلاح هسته ای نیست ،
۲. اینکه خواب خوش ترامپ در ادعای رسیدن به اهداف هسته ای جنگ ۱۲ روزه در اهداف بمباران شده را بر هم نزند که این درخواست البته خود نشانه ی ناکامی آمریکا در نابودی این تاسیسات است !
۳. و در آخر اینکه تاسیسات هستهای ایران در دسترس و نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی باشد که البته با ایفای نقش رافائل گروسی ( که خود را در آستانه دبیرکلی سازمان ملل متحد می بینید ) میتوان در این مورد به یک راه حل حرفه ای مطابق با قوانین رسید .
در این بده بستان " سه در برابر سه " البته آنچه برای ایران دستاورد اصلی و راهبردی است یک نقشه راه و اصول مذاکراتی ۶ گانه است :
۱. تولید سوخت هسته ای در ایران که مستلزم غنیسازی است.
۲. استغنا از انباشت مواد غنی سازی شده
۳. پذیرش نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی البته همزمان با مسوولیت پذیری این نهاد در صیانت از حق فناوری هسته ای ایران
۴. لغو تحریم های ایران از تحریم های سازمان ملل تا تحریم های آمریکا
۵. همکاریهای اقتصادی دوجانبه از جمله در صنعت نفت
۶. عدم تهدید و احترام به امنیت ملی و همزیستی مسالمت آمیز
پیشنهادهای ایران می تواند ترکیبی از این اصول و دستاوردها در قالب یک توافق باشد . دیپلماتهای ایرانی برای اولین بار به جای دیپلماتهای آمریکایی با کاسبان و معامله گرانی مواجه اند که به جای پیچ و خم های حقوقی و فنی ،اول دنبال یک توافق سیاسی و یک معامله کاری هستند و این گرچه برای یک رابطه راهبردی کافی نیست اما در این مرحله یک اقدام لازم است تا طرف معامله و نه فقط مذاکره بتواند با سرخوشی به موکلین خود در واشنگتن بگوید برنده شده است ! این بازی البته دو برنده دارد و بازنده ای جز بنیامین نتانیاهو ندارد .
پیوستن جراد کوشنر به مذاکرات، یهودیان نیویورکی را که جزلاینفک این اتحادیه یهودی - آمریکایی هستند قانع میکند که جنگ طلبی اسرائیل بیهوده و بهانه جویی است . اسرائیل همان طور که از طریق روسیه به ایران پیام داده است از جنگ پیش دستانه پرهیز دارد اما ترجیح میدهد در صورت تهدید ،آمریکا را وارد جنگ کند و از آن بالاتر بدون جنگ با سایه جنگ از مذاکره و مصالحه و معامله ایران - آمریکا جلوگیری کند تا وضع ناپایدار نه جنگ - نه صلح همچنان باقی بماند و ایران نتواند روی صلح و آرامش و توسعه را ببیند . ایران باید این نقشه را بر آب کند و به ترامپ بگوید اسرائیل نباید از جیب آمریکا در جنگ خرج کند .
یک معامله برد - برد با آمریکا به گونه ای که "پیروزی روی زمین" را به "پیروزی روی کاغذ" تبدیل کند می تواند سایه جنگ را از سر ایران و نیز آمریکا ( که نمی خواهد به گفته معاون رئیس جمهور آمریکا اشتباه عراق را تکرار کند) بردارد . کافی است فارغ از سیاست داخلی در سیاست خارجی که امری فراتر از جناح های سیاسی و حتی فراتر از حکومت است ، ملی عمل کنیم و ابتکار عمل گروه مذاکرات را تسهیل کنیم .
وظیفه رئیس جمهور حمایت مطلق از وزارت امور خارجه است و حال که دبیر شورای عالی امنیت ملی هماهنگی کاملی در سیاستگذاری با مجریان سیاست خارجی دارد این سه مقام ارشد ؛ رئیس جمهور ، دبیر شورای عالی امنیت ملی و وزیر امور خارجه باید در اجماع سازی نظام نقش تاریخی ایفا کنند .
ایران بزرگتر از حکومتها و دولت ها و احزاب و اشخاص است . هر حکومت و دولت و حزب و فردی به هر عنوان و با هر مسلکی بخواهد بر ایران حکومت کند باید از تمامیت ارضی و حاکمیت ملی و وحدت ملی ایران دفاع کند و آنگاه با اصل موجودیت ایران ،
ساختار آسیب دیده و رنج دیده و داغ دیده ملت - دولت ایران را بر اساس رای و نظر مردم دوباره تاسیس و بازسازی کند .
گام اول جلوگیری از جنگ خارجی و عبور از زمینه های ( به قول دبیر شورای عالی امنیت ملی ) جنگ داخلی ،
گام دوم بهبود زخم های دل مردم و بازگرداندن کرامت و عزت و حق حیات ملت است که با لغو تحریم ها و سرمایه گذاری خارجی و رونق تولید ملی ممکن است تا طبقه متوسط نابود شده احیا شود
و آنگاه در گام سوم ، بازسازی مشروعیت ملی و بازگردان انسجام ملی از طریق احیای قدرت انتخاب دولت و مجلس و کل حاکمیت و حکومت از سوی ملت است .
قدم اول از این قدم های سه گانه برای ما از فردا شروع میشود. روزگاری بود مردم برای برجام به خیابان می آمدند و شادی میکردند و برخی جناح های سیاسی از این شادی غمگین می شدند . اکنون مردم چنان غمگین هستند که چون چشم اندازی از آینده ندارند دیگر چیزی آنان را شاد نمیکند وقتی جنگ بر سرشان سایه افکنده است . اینان رقیبان سیاسی حاکمیت نیستند ، مادران و پدران رنج دیده و داغ دیده ای هستند که نگران آینده فرزندان خود هستند و امروز بیش از همه مصداق آن شعر حافظ هستند که :
" من از بیگانگان هرگز ننالم که هر آنچه با من کرد ، آن آشنا کرد" ...
به خصوص که آقای ترامپ در واپسین تهدیدش کل مردم و کشور را تهدید کرد و نشان داد که هدف ایران است نه فقط حکومت.
با جلوگیری از جنگ کمی از غم هم میهنان بکاهید...