تداوم شیوه‌های گذشته دیگر مقدور نیست

از اصلاح شیوه حکمرانی تا اصلاحات اقتصادی در پساجنگ از نگاه سرزعیم | حباب «سایه جنگ» سرانجام ترکید، فرصت برای یک «معامله واقعی» مهیاست

سرویس: اخبار سیاسی کدخبر: ۷۷۵۲۰۶
اقتصادنیوز: یک اقتصاددان می‌گوید: حباب سایه جنگ سرانجام ترکید و معتقدم حکمرانان ما اکنون باید تصمیمات بسیار جدی اتخاذ کنند؛ چرا که تداوم شیوه‌های گذشته دیگر مقدور نیست.
از اصلاح شیوه حکمرانی تا اصلاحات اقتصادی در پساجنگ از نگاه سرزعیم | حباب «سایه جنگ» سرانجام ترکید، فرصت برای یک «معامله واقعی» مهیاست

به گزارش اقتصادنیوز، در سال‌های اخیر بحث «اصلاحات اقتصادی» به یکی از پرتکرارترین کلیدواژه‌ها در ادبیات کارشناسی ایران تبدیل شده است؛ مفهومی که بسیاری از اقتصاددانان تحقق آن را منوط به تغییراتی در عرصه سیاست داخلی و روابط بین‌الملل می‌دانند. با این حال، تشدید تنش‌های منطقه‌ای و افزایش نااطمینانی‌های ژئوپلیتیکی، این پرسش را پررنگ‌تر کرده است که در شرایطی که کشور با جنگ، تهدیدهای امنیتی و فشارهای خارجی روبه‌روست، اولویت واقعی سیاست‌گذاری چیست و مسیر عبور از این وضعیت چگونه باید طراحی شود.

خبر مرتبط
راهکار کلیدی جلوگیری از تعرض به ایران از نگاه بهکیش | با قدرت‌های بزرگ جهان و منطقه منافع مشترک اقتصادی تعریف کنیم

اقتصادنیوز: یک اقتصاددان می‌گوید: همکاری مشترک با دیگر کشورها، ابزار مهمی است که در طی ۴۷ سال گذشته از آن استفاده نکرده‌ایم و این رویکرد می‌تواند سرمشق و راهبرد آینده کشور باشد.

اقتصادنیوز در گفت‌وگو با علی سرزعیم، اقتصاددان، به بررسی این موضوعات پرداخته است؛ از اولویت‌های کشور در شرایط بحرانی گرفته تا چگونگی مواجهه با رقابت قدرت‌های بزرگ، الزامات اصلاحات اقتصادی و امکان طراحی راهبردی برای خروج از وضعیت پرتنش کنونی و حرکت به سوی بازسازی و نوسازی اقتصاد ایران.

آنچه در ادامه می‌خوانید، متن کامل این گفت‌وگو است؛

******

*آقای سرزعیم! طی سال‌های اخیر بارها اقتصاددانان و تحلیلگران از ضرورت اصلاحات اقتصادی حرف زده‌اند، اما نکته مهم همیشه این بوده است که مسیر اصلاحات اقتصادی از اصلاحات سیاسی و بین المللی می‌گذرد... الان در نقطه ای که قرار داریم همچنان اولویت با تغییر فرمان سیاسی است یا ...؟

در پاسخ به این پرسش باید عرض کنم که ما هم‌اکنون در شرایط جنگی به سر می‌بریم و در چنین وضعیتی، بدون شک در وهله نخست، «دفاع» اولویت اصلی کشور محسوب می‌شود. در صورتی که کشور در حوزه دفاعی به موفقیت دست یابد، اولویت بعدی برقراری آتش‌بس خواهد بود. به باور بنده، پس از تحقق آتش‌بس، نظام سیاسی باید تحت هدایت رهبری، بازتعریف شود تا پس از رفع سایه تهدیدها و استقرار نظم سیاسی جدید، امکان آغاز اصلاحات اقتصادی فراهم گردد.

به عبارت دیگر، حاکمیت باید به این جمع‌بندی برسد که زمان اجرای اصلاحات اقتصادی فرا رسیده است. البته در شرایطی که با کمبودهای بسیار شدید مواجه می‌شویم ــ مانند مسئله بنزین که به واسطه شرایطی نظیر بمباران یا موارد مشابه ناچار به سهمیه‌بندی شدیم ــ به دلیل ضرورت‌های خاص، انجام برخی اقدامات مقدور است، اما تکرار می‌کنم که اولویت کنونی، دفاع است.

سرزعیم

امروزه دنیا به سمت دوقطبی آمریکا و چین حرکت می‌کند

*قرار گرفتن ایران در منطقه‌ای با مزایای اقتصادی چقدر ما را تبدیل به هدفی برای قدرت‌های جهان برای بهره برداری اقتصادی کرده و این مزیت چقدر می‌تواند فرصتی برای ایران در رابطه با غرب برای رشد و توسعه ایران کمک کند؟​

برداشتی که وجود دارد این است که ایران در حال حاضر بازیگری است که توانایی کاهش فشارها بر چین را دارد. از سوی دیگر، غرب برای حفظ برتری خود نسبت به چین، تمایل دارد یک «محاصره انرژی» ایجاد کند تا در روز مبادا و در صورت درگیری با چین، از طریق بستن راه‌های تأمین انرژی، این کشور را از پای درآورد. در چنین نظمی، ایران به دلیل داشتن روابط مناسب با چین، به عنوان یک عنصر نامطلوب شناخته می‌شود.

این یک چالش قدیمی در ایران است؛ زمانی میان انگلستان و شوروی (روسیه) مسئله بر سر این بود که چگونه تعادلی میان این دو نیروی متضاد برقرار شود. امروزه نیز دنیا به سمت دوقطبی آمریکا و چین حرکت می‌کند و ما دوباره با این پرسش کلاسیک مواجهیم که چگونه میان این دو ابرقدرت بازی کنیم تا منافع ملی ما به بهترین شکل ممکن حفظ شود.

حرکت به سمت شیوه حکمرانی کارآمد

*آقای سرزعیم! اقتصاد اصل است یا سیاست....؟ به نظر می‌رسد در ایران آنچه اصل همیشه بوده سیاست بوده و اقتصاد فرع تعریف شده، در صورتی که اقتصاددانان بارها تاکید کرده‌اند که اقتصاد اصل است و اگر اقتصاد نباشد بقا به خطر می‌افتد؛ تحلیل شما از این دوگانه چیست؟

این موضوع کاملاً روشن است که برای پایداری نظام سیاسی و حتی امکان استمرار سیاست‌های خارجی تهاجمی، باید معیشت مردم تأمین شود. متأسفانه مسئولان ما از این امر غافل بود و هیچ‌گاه به دنبال یک شیوه حکمرانی کارآمد نرفت. فرجام این بی‌توجهی، رسیدن به بن‌بست است؛ چرا که اگر چرخ‌های اقتصاد درست نچرخند، نارضایتی مردم به حدی افزایش می‌یابد که هم نظم سیاسی را مختل می‌کند و هم پیگیری برنامه‌های سیاست خارجی را با دشواری‌های جدی روبرو می‌سازد. حاکمیت بسیار دیر متوجه شد که توجه به اقتصاد در بلندمدت چقدر اهمیت دارد و بی‌توجهی به آن، تا چه اندازه آسیب‌پذیری ایجاد می‌کند.

در مورد پرسش شما درباره تقدم سیاست یا اقتصاد، باید به یک مغلطه رسانه‌ای اشاره کنم. طبق سلسله‌مراتب نیازهای مازلو، نیازهای معیشتی انسان در اولویت اول قرار دارند و پس از تأمین آن‌ها، نیازهای غیرمعیشتی مانند هویت و مشارکت اهمیت می‌یابند. در رژیم گذشته، معیشت بخشی از جامعه تأمین شده و از زیر خط فقر خارج شده بودند، اما چرا اکثریت به جمهوری اسلامی رأی دادند؟ چون نیازهای سطح دوم آن‌ها، یعنی مشارکت در نظام سیاسی، تأمین نمی‌شد و مورد تحقیر قرار می‌گرفتند. این یک درس بزرگ است؛ حتی اگر معیشت را تأمین کنید اما به نیاز مشارکت مردم پاسخ ندهید، نارضایتی سیاسی ایجاد می‌شود. عکس این موضوع نیز صادق است و حکومت نباید از نیازهای پایه جامعه غافل شوند. این دو مقوله در تعارض با هم نیستند و اتفاقاً می‌توانند و باید همسو با یکدیگر باشند.

اکنون فرصت برای یک «معامله واقعی» مهیاست 

*آیا از دل این وضعیت مسیری برای بازسازی و نوسازی ایران می‌توان گشود؟ طراحی یک استراتژی خروج از جنگ چه الزامات اقتصادی و سیاستی دارد؟

بر خلاف تصور عامه، بنده در این زمینه خوش‌بین هستم. حباب سایه جنگ سرانجام ترکید و معتقدم حکمرانان ما اکنون باید تصمیمات بسیار جدی اتخاذ کنند؛ چرا که تداوم شیوه‌های گذشته دیگر مقدور نیست. از سوی دیگر، طرف‌های زورگوی خارجی نیز که مدام تهدید می‌کردند، تمام توان خود را به کار بستند و دیگر چیزی برای عرضه ندارند. به نظر من، اکنون فرصت برای یک «معامله واقعی» مهیاست و هر دو طرف می‌توانند به شکلی شرافتمندانه، یک معامله «برد-برد» را تعریف کنند.

پربازدیدترین‌ها
لوتوس پارسیان - O