جنگ اوکراین به نقطه عطف خود رسیده است؛

خوش‌بینی برای برقراری یک آتش‌بس واقعی | پوتین در دوراهی یک انتخاب دشوار | ارتش اوکراین چه‌طور با اصلاحات ساختاری موازنه قدرت در میدان جنگ را تغییر داد؟

سرویس: اخبار سیاسی کدخبر: ۷۸۸۸۶۷
اقتصادنیوز: با نزدیک شدن به تابستان، نیروهای اوکراینی بار دیگر شاهد افزایش حملات و تلاش نیروهای روسیه، برای نفوذ به خاک خود هستند؛ اما این‌بار چیزی متفاوت است: روحیه سربازان و فرماندهان اوکراین، و خوش‌بینی برای برقراری یک آتش‌بس واقعی.
خوش‌بینی برای برقراری یک آتش‌بس واقعی | پوتین در دوراهی یک انتخاب دشوار | ارتش اوکراین چه‌طور با اصلاحات ساختاری موازنه قدرت در میدان جنگ را تغییر داد؟

به گزارش اقتصادنیوز، پس از نزدیک به سه سال درگیری در مرزهای اوکراین، به‌نظر می‌رسد که اکنون این جنگ، به نقطه عطفی کلیدی خود رسیده است.

در دو سال اول، ابتکار عمل و برتری نظامی بیشتر در اختیار روسیه بود؛ اما به مرور، نشانه‌هایی از تغییر تدریجی موازنه قدرت در میدان نبرد دیده شد. این نشانه‌ها با تغییر دادن معادلات جنگی روسیه، دستیابی به یک آتش‌بس دائمی را بیش از هر زمانی، به هدفی واقع‌بینانه و قابل دسترس تبدیل کرده است.

خبر مرتبط
ردپای میانجی‌گران جدید در پرونده جنگ اوکراین | پوتین و زلنسکی از مذاکره به روش آمریکایی دلسرد شدند

اقتصادنیوز: هم روسیه و هم اوکراین اعلام کرده‌اند که اکنون آماده‌اند تا اروپا نقش پررنگ‌تری را در مذاکرات ایفا کند.

خوشبینی محتاطانه یا واقعیت محتمل؟

جک والتینگ در فارن‌افرز نوشت: شاید در نگاه اول، تفاوت چندانی به‌چشم نیاید. پس از شکست ضدحمله اوکراین در سال 2023، تهاجم روسیه به ریتمی قابل پیش‌بینی از حملات تابستانی و زمستانی تبدیل شد که گاهی برای تجدید قوای واحدهای روسی، شدت آن‌ها کم و زیاد می‌شد.

با نزدیک شدن به تابستان، نیروهای اوکراینی بار دیگر شاهد افزایش حملات و تلاش نیروهای روسیه، برای نفوذ به خاک خود هستند؛ اما این‌بار چیزی متفاوت است: روحیه سربازان و فرماندهان اوکراین، و خوش‌بینی برای برقراری یک آتش‌بس واقعی.

این تغییر نگرش حاصل یک تحول ناگهانی در میدان نبرد نیست، بلکه نتیجه چند روند تدریجی است که در کنار هم مسیر جنگ را تغییر دادند.

برتری میدانی مسکو در دو سال جنگ

در طول سال‌های ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵، روسیه قادر به جذب نیرو بیش از میزان تلفات خود بود. همین مسئله به مسکو اجازه می‌داد تا حملات خود را با وجود تلفات سنگین، ادامه دهد. در مقابل، اوکراین با کمبود مزمن نیروی انسانی مواجه بود و تعداد تلفات از شمار نیروهای تازه‌وارد بیشتر می‌شد.

در این میان، تنها مشکل کی‌یف کمبود نیرو نبود؛ بلکه ناتوانی در جابه‌جایی و استراحت دادن به سربازان هم باعث فرسودگی شدید یگان‌های پیاده‌نظام شده بود. طبق ارزیابی‌های ارتش اوکراین، سربازانی که بیش از ۴۰ روز متوالی در منطقه جنگی باقی می‌مانند، به‌طور محسوسی کارایی خود را از دست می‌دهند. با این حال، خطر حملات پهپادی و توپخانه‌ای هنگام تعویض نیروها باعث شده بود تا بسیاری از سربازان بیش از ۲۰۰ روز متوالی در خط مقدم بمانند.

نتیجه این وضعیت، خستگی شدید نیروها و افزایش فرار از خدمت بود. تا ابتدای سال ۲۰۲۶ بیش از ۲۰۰ هزار نظامی اوکراینی در فهرست غایبان بدون مجوز ثبت شده بودند. بسیاری از نیروهای تازه‌جذب‌شده نیز یا از آمادگی جسمی کافی برخوردار نبودند، یا به دلیل کیفیت پایین آموزش انگیزه لازم برای حضور در جبهه را از دست می‌دادند.

سیستم آموزش نظامی اوکراین تغییر کرده

از اواسط سال ۲۰۲۵، ارتش اوکراین مجموعه‌ای از اصلاحات را برای مقابله با این مشکلات آغاز کرد.

مهم‌ترین تغییر، ایجاد بیش از ده سپاه جدید در ساختار ارتش بود. پیش از آن، تیپ‌ها بزرگ‌ترین واحدهای عملیاتی محسوب می‌شدند، اما سپاه‌های جدید علاوه بر فرماندهی چندین تیپ، مسئولیت آموزش نیروها را نیز بر عهده گرفتند تا سربازان توسط همان فرماندهانی آموزش ببینند که بعدا آن‌ها را در میدان نبرد هدایت خواهند کرد.

اگرچه این طرح هنوز به‌طور کامل اجرا نشده است، اما به کیفیت آموزش بهبود بخشیده و میزان فرار از خدمت را کاهش داده است. برخی یگان‌ها نیز مدت آموزش پایه را از پنج هفته به هشت هفته افزایش داده‌اند.

ولودیمیر زلنسکی همچنین از اصلاحات جدید در نظام بسیج و شرایط خدمت خبر داده است؛ اصلاحاتی که شامل افزایش حقوق، تعیین مدت مشخص خدمت و بازنگری در روند آموزش و اعزام نیروها می‌شود.

از اصلاحات ساختاری تا نظامی

به موازات اصلاحات سازمانی، برخی واحدهای اوکراینی موفق شدند تا هماهنگی بهتری میان نیروهای پیاده، پهپادها، توپخانه و یگان‌های زرهی ایجاد کنند.

این تاکتیک‌های ترکیبی به اوکراین اجازه داد تا در برخی مقاطع، برتری موضعی ایجاد کرده و هم نیروهای خود را جابه‌جا کند، هم دست به حملات محدود بزند. پیشروی‌ها در کوپیانسک در پاییز ۲۰۲۵ و هولیاپوله در بهار ۲۰۲۶ نمونه‌هایی از موفقیت‌های این اقدامات هستند.

نکته مهم‌تر آن است که اوکراین توانسته میزان تلفات خود را حتی در عملیات‌های تهاجمی، تا حد مطلوبی پایین بیاورد. این درحالی است که تلفات روسیه بیشتر از این مزان گزارش شده است.

همچنین یگان‌های پهپادی اوکراین در اجرای حملات موسوم به «ضربات میان‌برد»، پیشرفت زیادی کرده‌اند. این حملات مراکز لجستیکی روسیه را تا حدود ۱۰۰ کیلومتر پشت خطوط مقدم هدف قرار می‌دهند و روند تأمین نیروهای روسی را مختل می‌کنند.

مجموع این تحولات باعث شده تا برای نخستین بار در ماه‌های ابتدایی سال ۲۰۲۶، تعداد نیروهای تازه‌وارد به واحدهای رزمی از تعداد تلفات بیشتر شود؛ نشانه‌ای که از عبور ارتش اوکراین از بحرانی‌ترین مرحله کمبود نیروی انسانی حکایت دارد.

چرا تلفات انسانی روسیه بالا است؟

در حالی که وضعیت اوکراین به‌تدریج رو به بهبود است، ارتش روسیه با مجموعه‌ای از مشکلات ساختاری روبه‌رو شده است.

برتری روسیه در سال‌های ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ اغلب بر دو پایه استوار بود؛ اول ذخایر عظیم نیروی انسانی و دوم حملات بسیار گسترده. اما فرماندهی روسیه به جای استفاده از مزیت جذب نیرو برای ارتقای کیفیت آموزش، راه آسان‌تر را انتخاب کرد و سربازانی را که گاه تنها چند روز یا چند هفته آموزش دیده بودند به میدان نبرد فرستاد.

نتیجه این رویکرد، حدود ۲۳ هزار تلفات در ماه طی سال ۲۰۲۵ بود.

اوکراین

تجربه ناموفق جذب نیرو

نویسنده مدعی شد: بخش مهمی از توان روسیه در جذب نیرو ناشی از مشوق‌های مالی قابل توجه، حقوق بالا و بخشش بدهی‌ها بوده است. این سیاست اگرچه در جذب نیروهای عادی موفق بود، اما نتوانسته نیاز ارتش به متخصصان فنی را تأمین کند. برای مثال، ارتش روسیه با کمبود جدی اپراتورهای پهپاد مواجه است؛ نیروهایی که در اقتصاد غیرنظامی یا صنایع دفاعی می‌توانند درآمد بیشتری کسب کنند.

از سوی دیگر، انگیزه مالی موجب شده تا شمار زیادی از نیروها تنها برای دریافت حقوق وارد ارتش شوند و از حضور در عملیات‌های تهاجمی اجتناب کنند. گزارش‌هایی نیز از پرداخت رشوه به فرماندهان برای معاف شدن از حملات وجود دارد. در مقابل، سربازانی که مقررات متناقض ارتش را نقض کنند، گاه به‌عنوان مجازات به یگان‌های تهاجمی فرستاده می‌شوند.

حتی نیروهای پشتیبانی و لجستیک نیز از این وضعیت در امان نیستند. در حالی که بخش بزرگی از هماهنگی‌های لجستیکی ارتش روسیه از طریق تلگرام انجام می‌شود، استفاده از این شبکه در ارتش ممنوع است؛ تناقضی که بارها موجب مجازات نیروهای لجستیکی شده است.

فرسایش ساختار فرماندهی روسیه

تداوم تلفات سنگین باعث شده تا بسیاری از نیروهای باتجربه در سطوح پایین کشته یا مجروح شوند و جای خود را به افراد کم‌تجربه بدهند.

در نتیجه، کیفیت اجرای عملیات‌ها کاهش یافته است. بسیاری از افسرانی که در میدان جنگ مقام گرفته‌اند، بدون دریافت آموزش‌های حرفه‌ای لازم ترفیع یافته‌اند.در این میان، وظیفه اصلی آن‌ها به‌جای طراحی عملیات‌های پیچیده، بیشتر بر حفظ روحیه نیروها برای حمله است.

از سویی، ماهیت میدان نبرد نیز تغییر کرده است. امروزه جبهه‌ها دیگر خطوط مشخص گذشته را ندارند و به نوارهای وسیع و درهم‌تنیده‌ای از نیروهای دو طرف تبدیل شده‌اند. ابزارهای برنامه‌ریزی روسیه هنوز با این واقعیت جدید سازگار نشده‌اند و همین مسئله باعث شده تا شکاف میان گزارش‌های فرماندهان و وضعیت واقعی میدان نبرد، افزایش یابد.

پیامد این وضعیت، خطاهای مکرر در تخصیص توپخانه، پهپادها و صدور دستوراتی است که اساسا امکان اجرای آن‌ها وجود ندارد.

هزینه هر اشتباهی سنگین است

با وجود همگی این تحولات، موفقیت اوکراین هنوز قطعی نیست.

روسیه همچنان بیش از ۶۰۰ هزار نیرو در جبهه داشته و خبری از کمبود مهمات نیست. پهپادها و بمب‌های هدایت‌شونده روسیه، همچنان مشکلات جدی برای لجستیک اوکراین ایجاد می‌کنند و برخی مناطق، از جمله اطراف کوستیانتینیوکا، همچنان شاهد پیشروی نیروهای روسی هستند.

نیروهای روسیه همچنین به شهرهای مهمی مانند زاپوریژیا نزدیک شده‌اند و هر اشتباه می‌تواند هزینه سنگینی برای اوکراین داشته باشد.

انتخاب دشوار پوتین میان دو گزینه

با این حال، روسیه دیگر در مسیر روشنی برای تصرف کامل دونباس قرار ندارد؛ هدفی که کرملین خواستار تحقق آن تا پایان سال جاری است. حتی دستیابی به این هدف در سال ۲۰۲۷ نیز بدون تغییرات عمده در ساختار نیروهای روسی دشوار به نظر می‌رسد.

در چنین شرایطی، پوتین با دو گزینه بسیار دشوار روبه‌رو است.

اولین گزینه، تشدید بسیج عمومی و جذب اجباری نیروهای متخصص و ذخایر انسانی بیشتر است؛ اما این مسیر خطرات اقتصادی و سیاسی زیادی را دارد. بانک مرکزی روسیه همین حالا هم نسبت به کمبود شدید نیروی کار هشدار داده و مشخص نیست ارتشی که با مشکلات ساختاری دست‌وپنجه نرم می‌کند، تا چه میزان بتواند از موج جدید نیروها به‌طور مؤثر استفاده کند.

گزینه دوم، ادامه جنگ فرسایشی بدون پذیرش آتش‌بس است؛ راهبردی که بر حملات موشکی و پهپادی مداوم علیه اوکراین تکیه دارد و امیدوار است تا توان مقاومت کی‌یف، پیش از مسکو فرسوده شود.

اما هرچه توان تهاجمی اوکراین افزایش یابد و حملات دوربرد این کشور به زیرساخت‌های اقتصادی روسیه گسترش پیدا کند، حفظ چنین راهبردی نیز دشوارتر خواهد شد.

پوتین

آتش‌بس دیگر یک آرزو نیست

اگر روند فعلی جنگ تا پایان سال ادامه پیدا کنند، این احتمال وجود دارد که اوکراین و متحدانش بتوانند کرملین را به پذیرش یک آتش‌بس بدون پیش‌شرط به عنوان کم هزینه‌ترین گزینه، متقاعد کنند.

با این وجود، چنین توافقی به معنای پایان خصومت‌های مسکو نخواهد بود. روسیه احتمالا تلاش خواهد کرد تا از آسیب‌‌های سیاسی و اقتصادی اوکراین در دوران پس از جنگ، برای اعمال نفوذ خود استفاده کرده و همزمان فرصت بازسازی ارتش خود را داشته باشد.

از سوی دیگر، جامعه اوکراین نیز پس از سال‌ها جنگ خواستار کاهش بسیج نیرو، برگزاری انتخابات و بازسازی اقتصاد خواهد شد؛ مطالباتی که می‌تواند انسجام سیاسی کشور را تضعیف کند. همچنین این خطر وجود دارد که با کاهش تهدید فوری روسیه، کشورهای اروپایی نیز حمایت‌های مالی و نظامی خود را کاهش دهند.

با این‌حال پس از چندین سال نبرد، پایان جنگ برای اوکراین دیگر یک آرزو نیست. اگر اوکراین به اصلاحات نظامی خود ادامه دهد و متحدانش فشار اقتصادی و نظامی بر روسیه را حفظ کنند، آتش‌بس اکنون به یک احتمال واقعی در محاسبات راهبردی جنگ تبدیل خواهد شد.

پربازدیدترین‌ها
لوتوس پارسیان - O