ایرانشهر؛ مظهر وحدت در کثرت | نصرالله پورجوادی: ابوالقاسم فردوسی توانست هویت یکپارچه را برای ایرانیان در شاهنامه بوجود آورد
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از ایبنا، هشتاد سال از روزی میگذرد که انجمن ایرانشناسی با آرمانی بزرگ پا به عرصه فرهنگ و دانش نهاد؛ آرمانِ شناختِ ایران، پاسداشتِ هویت تاریخی و روایتِ شکوه تمدنی که قرنها در جان این سرزمین جاری بوده است. در هشتادمین سالگرد تأسیس این انجمن، نهتنها از یک نهاد علمی سخن گفتند، بلکه از حافظهای زنده یاد کردند که نسلهای بسیاری از پژوهشگران، استادان و ایراندوستان در شکلگیری و استمرار آن سهم داشتهاند. در هشتادمین سالگرد انجمن ایرانشناسی باید به احترام همه آنان که عمر خود را در راه شناخت ایران صرف کردهاند، ایستاد؛ آنان که باور داشتند فرهنگ، ماندگارترین میراث یک ملت است.
هشتادمین سالگرد تأسیس انجمن ایرانشناسی، جشنِ دانایی، حافظه تاریخی و عشق به ایران است؛ چراغی که از گذشته روشن مانده و همچنان راه آینده را روشن میکند. انجمن ایرانشناسی در این هشت دهه، خانه اندیشههایی بوده که ایران را فراتر از مرزهای جغرافیا معنا کردهاند؛ ایرانِ زبان، ادب، اسطوره، تاریخ، هنر و فرهنگ. هر پژوهش، هر نشست و هر کتابی که در سایه این انجمن پدید آمده، گامی بوده برای روشنتر شدن چهره تمدنی که هنوز الهامبخش جهان است. هشتاد سالگی انجمن ایرانشناسی، تنها یک مناسبت تقویمی نیست؛ نشانه پایداریِ فرهنگی است در روزگاری که بسیاری از ارزشها در هیاهوی زمانه رنگ میبازند. این انجمن نشان داده است که عشق به ایران و شناخت ریشههای فرهنگی آن، همچنان میتواند نسلهای تازه را به جستوجوی دانایی و هویت فرا بخواند.
آیین گرامیداشت هشتادمین سالگرد تأسیس انجمن ایرانشناسی یکشنبه ۱۰ خردادماه ۱۴۰۵ با حضور جمعی از استادان، پژوهشگران و علاقهمندان حوزه مطالعات ایرانشناسی در موزه هنرهای معاصر تهران برگزار شد. این رویداد فرصتی برای بازخوانی تاریخ مطالعات ایرانشناسی و بررسی نقش آن در شناخت و معرفی میراث فرهنگی و تمدنی ایران فراهم آورد. در این مراسم، چهرههای برجسته علمی و فرهنگی از جمله نصرالله پورجوادی، بهمن نامورمطلق، سید محمد بهشتی، زهره زرشناس، محمدرضا سحاب، سید سعید فیروزآبادی، محمود جعفریدهقی، علی شهیدی و محمدعلی عزتزاده حضور داشتند و درباره جایگاه ایرانشناسی، دستاوردهای انجمن و چشماندازهای پیشروی این حوزه سخنرانی کردند.
ایرانیان مردمانی مدبر و باهوش خلق شدهاند
نصرالله پورجوادی، پژوهشگر حوزه فلسفه در سخنانی در رسائل اخوانالصفا به توضیح درباره این اثر پرداخت و گفت: این رساله اثری فلسفی است که از حیث حیوانات و ارتباط با انسان بیان شده و شیوه بیان آن افلاطونی و دیالوگ است. دقیقتر در این رساله بیان فلسفه ایرانی است هرچند که فلسفه را در ایران به صورت مناظره مطرح کردند که نمونه آن کتاب درخت آسوریک، کتابی با موضوعیت فلسفه است. بیان فواید و معایب موضوع در این رساله حیوانات به صورت دیالوگ مورد خود را مطرح و بعد شکایت میکنند که انسانها از آنها بهرهبرداری کرده و به آنها ظلم میکنند. در نهایت حیوانات این تظلم را پیش پادشاه اجنه یا پریان مطرح میکنند. در ضمن این رساله بخش کوتاهی است که اقوام مختلف در پیشگاه پادشاه پریان از تمدن و محاسن خود صحبت میکنند و حتی از برتری خود بر تمدنهای دیگر میگویند. این رساله در قرن چهارم هجری توسط فلاسفه ایرانی و در بصره به زبان عربی نوشته شده است.
وی افزود: در میان این اقوام و اشخاص، نخستین شخص ایرانشهری، دومین هندی، سومین عبرانی، چهارمین سریانی، پنجمین قریشی، ششمین یونانی و آخرین نفر خراسانی است. ترتیب بیان و تفاوت ایرانشهری و خراسانی نشان میدهد که ایرانشهریها افرادی هستند که وارثان تمدن بابل بوده و در غرب و جبال مسکن داشتند و خراسانیها هم از ناحیه خراسان بزرگ. بنابراین یک تصور واحدی از ایران وجود ندارد هر چند که وحدت رویه در نوع نگاه آنها موجود است. هر دوی این اشخاص پس از حمد و سپاس خداوند به بیان تصوری از عالم آفرینش میپردازند که از عالم بندهشن دارند و در ادامه انسان را اشرف مخلوقات معرفی میکنند که گیتی تمام موجودات و طبیعت مسخر و رام انسان شده است.
این پژوهشگر حوزه فلسفه افزود: در ادامه ایرانشهری و خراسانی به بیان عنایت ویژه حق تعالی نسبت به ایران زمین پرداخته است که سرزمینی خوش آب و هوا و پر درخت با میوههای فراوان است و ایرانیان مردمانی مدبر و باهوش خلق شدهاند. ایرانشهری در ادامه به موهبت پیغمبری و پادشاهی (پادشاهی نیک) اشاره میکند که خداوند به ایرانیان بخشیده است. در ادامه نیز خراسانی خود را پارسی معرفی میکند. اخوان صفا اگرچه سعی میکنند محاسن خراسانیان یا ایرانیان را با استناد به آیات قرآن و احادیث پیغمبر از زبان خراسانی بیان کنند، ولی تصویری که از ایران فرهنگی دارند روشن نیست، درحالیکه یک نسل بعد از اخوان الصفا حکیم ابوالقاسم فردوسی توانست این هویت یکپارچه را برای ایرانیان در شاهنامه بوجود آورد. اخوان صفا اگرچه سعی میکنند محاسن خراسانیان یا ایرانیان را با استناد به آیات قرآن و احادیث پیغمبر از زبان خراسانی بیان کنند، ولی تصویری که از ایران فرهنگی دارند روشن نیست، درحالیکه یک نسل بعد از اخوان الصفا حکیم ابوالقاسم فردوسی توانست این هویت یکپارچه را برای ایرانیان در شاهنامه بوجود آورد.