نخست وزیری که در خانه محبوب نیست اما...

رهبر مشهور و ضدجنگ این روزهایِ اروپا | مخالفت با جنگ ایران چگونه به صعود سیاسی نخست‌وزیر اسپانیا منجر شد؟

سرویس: اخبار سیاسی کدخبر: ۷۹۰۲۷۷
اقتصادنیوز: حمله لفظی ترامپ به سانچز باعث شد تا بسیاری از رهبران اروپایی به حمایت از نخست‌وزیر اسپانیا بپردازند. مخالفت مادرید با جنگ ایران ابتدا موضعی نامتعارف به نظر می‌رسید، اما پس از تهدیدهای واشنگتن، کشورهای اروپایی به تدریج موضع نزدیک‌تری را نسبت به اسپانیا اتخاذ کردند.
رهبر مشهور و ضدجنگ این روزهایِ اروپا | مخالفت با جنگ ایران چگونه به صعود سیاسی نخست‌وزیر اسپانیا منجر شد؟

به‌گزارش اقتصادنیوز، اگر چند ماه پیش در یکی از نشست‌های اتحادیه اروپا در بروکسل حاضر می‌شدید، احتمالا پدرو سانچز، نخست‌وزیر اسپانیا آخرین کسی بود که انتظار داشتید در مرکز توجه رسانه‌های بین‌المللی باشد.

خبرنگاران خارجی در این نشست‌ها معمولا ترجیح می‌دهند تا سراغ چهره‌هایی مانند امانوئل مکرون، فریدریش مرتس یا جورجیا ملونی بروند؛ رهبرانی که بسیاری آنها را بازیگران اصلی سیاست اروپا می‌دانند. اما در ماه‌های اخیر، آرایش صحنه تغییر کرده است.

رهبر مشهور این روزهای اروپا

آیتور هرناندز در پولیتیکو نوشت: این روزها وقتی نخست‌وزیر اسپانیا وارد نشست‌های اروپایی می‌شود، جمعیتی از خبرنگاران دور او حلقه می‌زنند. همه آن‌ها مشتاق هستند تا نظر او را درباره مهم‌ترین بحران‌های جهان، به‌خصوص جنگ در ایران، بشنوند.

خبر مرتبط
جنگ یا بازی ویدیویی؟ | وقتی فناوری، موازنه جنگ اوکراین را تغییر داد | شکست پوتین در حذف اوکراین از نقشه سیاسی اروپا

اقتصادنیوز: خط مقدم دیگر یک خط مشخص نیست؛ بلکه به منطقه‌ای وسیع و خطرناک به عرض حدود ۳۰ کیلومتر تبدیل شده است. هر حرکت در این منطقه توسط پهپادها دیده می‌شود و تقریبا هر هدفی به سرعت شناسایی و منهدم می‌گردد.

البته این تغییر نه به دلیل موفقیت‌های داخلی در اسپانیا، بلکه در نتیجه موضع‌گیری‌های او در برابر جنگ ایران و شخص دولت دونالد ترامپ است.

در شرایطی که بسیاری از رهبران اروپایی تلاش می‌کردند تا مواضعی محتاطانه اتخاذ کنند، سانچز راه متفاوتی را انتخاب کرد؛ راهی که حالا او را از یک رهبر نسبتا حاشیه‌ای، به یکی از شناخته‌شده‌ترین چهره‌های سیاسی اروپا تبدیل کرده است.

اسپانیا برخلاف دیگران حرکت کرد

زمانی که آمریکا و اسرائیل عملیات نظامی علیه ایران را آغاز کردند، بیشتر دولت‌های اروپایی تلاش کردند تا میان حمایت از متحدان خود و نگرانی از گسترش جنگ، تعادلی را برقرار کنند. رهبران اروپایی هیچ‌کدام علاقه‌ای به رویارویی مستقیم با واشنگتن نداشتند؛ اما سانچز از همان ابتدا موضعی متفاوت را در پیش گرفت.

او تنها رهبر اتحادیه اروپا بود که ملاحظات سیاسی را کنار گذاشت. او به‌صورت آشکار عملیات نظامی علیه ایران را محکوم کرد و آن را اقدامی غیرمشروع خواند؛ این درحالی بود که رهبرانی مانند مکرون و مرتس، از ادبیاتی محتاطانه استفاده کردند.

این موضع‌گیری تنها در حد بیانیه باقی نماند. دولت اسپانیا همچنین اجازه نداد تا آمریکا از پایگاه‌های مشترک نظامی و حریم هوایی این کشور برای عملیات مرتبط با جنگ استفاده کند. همین مسئله کافی بود تا روابط مادرید و واشنگتن وارد مسیری پرتنش شود.

دونالد ترامپ به سرعت به این اقدامات واکنش نشان داد. او اسپانیا را کشوری با رفتاری غیردوستانه توصیف کرده و تهدید به قطع روابط تجاری کرد. او حتی از احتمال اخراج این کشور از ناتو سخن گفت.

اما آنچه در کاخ سفید به عنوان فشار سیاسی بر اسپانیا طراحی شده بود، نتیجه‌ای کاملا متفاوت را برای نخست‌وزیر این کشور به بار آورد.

Capture1

اشتباه محاسباتی ترامپ نتیجه عکس داد

حمله لفظی ترامپ به سانچز باعث شد تا بسیاری از رهبران اروپایی به حمایت از نخست‌وزیر اسپانیا بپردازند.

مخالفت مادرید با جنگ ایران ابتدا موضعی نامتعارف به نظر می‌رسید، اما پس از تهدیدهای واشنگتن، کشورهای اروپایی به تدریج موضع نزدیک‌تری را نسبت به اسپانیا اتخاذ کردند. حمایت از سانچز در عمل به حمایت از حق اروپا برای داشتن سیاست خارجی مستقل تبدیل شد.

در نتیجه، نخست‌وزیر اسپانیا ظرف چند ماه از یک صدای مخالف، به نماد بخشی از نارضایتی اروپا نسبت به سیاست‌های ترامپ بدل شد.

خوزه مانوئل آلبارس، وزیر خارجه اسپانیا، می‌گوید: « اسپانیا هیچ‌وقت تنها نبود. ما فقط زودتر از دیگران حرکت کردیم و راه را باز کردیم.»

این تحول برای سانچز اهمیت زیادی داشت، زیرا در همان زمان موقعیت او در داخل کشور به شدت متزلزل شده بود.

نخست‌وزیری که در خانه محبوب نیست

اگر به فضای سیاسی اسپانیا نگاه کنیم، تصویری کاملا متفاوت از آنچه در بروکسل دیده می‌شود به دست می‌آوریم.

دولت سانچز سال‌هاست که با اکثریتی شکننده اداره می‌شود. او برای تصویب هر قانون به حمایت احزاب کوچک و منطقه‌ای نیاز دارد و ائتلافش همواره در معرض فروپاشی قرار دارد.

در کنار این مشکلات، مجموعه‌ای از پرونده‌های فساد نیز اطرافیان او را گرفتار کرده است.

چند تن از نزدیک‌ترین همکاران سیاسی سانچز طی سال‌های اخیر با اتهامات فساد روبه‌رو شده‌اند. برخی از افرادی که در بازگشت او به قدرت نقش مهمی داشتند، امروز درگیر پرونده‌های قضایی هستند و همین مسئله مخالفان را به حمله‌ای گسترده علیه نخست‌وزیر تشویق کرده است.مخالفان محافظه‌کار تلاش می‌کنند او را مسئول مستقیم این رسوایی‌ها جلوه دهند.

با این وجود، در سطح اروپا تصویر متفاوتی از او وجود دارد. بسیاری از سیاستمداران اروپایی او را سیاستمداری می‌بینند که حاضر شده تا در برابر قدرتمندترین کشور جهان بایستد؛ کاری که اغلب رهبران اروپایی از انجام آن اجتناب می‌کنند.

وضعیت متفاوت اسپانیا در اروپا

یکی از دلایل این تفاوت، موقعیت خاص اسپانیاست.

در مقایسه با کشورهایی مانند آلمان، وابستگی اقتصادی اسپانیا به آمریکا کمتر است. علاوه بر این، مادرید فاصله جغرافیایی بیشتری با بسیاری از تهدیدهای امنیتی اروپا دارد.

عامل مهم دیگر سیاست انرژی دولت سانچز است. سرمایه‌گذاری گسترده اسپانیا در انرژی‌های تجدیدپذیر باعث شده تا این کشور نسبت به بسیاری از همسایگان اروپایی خود کمتر در معرض شوک‌های انرژی ناشی از بحران ایران قرار بگیرد. همین موضوع دست دولت را برای اتخاذ مواضع مستقل‌تر بازتر کرده است.

اما نزدیکان سانچز معتقدند مسئله فقط منافع اقتصادی یا محاسبات ژئوپلیتیک نیست. آنها می‌گویند ریشه این مواضع را باید در زندگی شخصی و تجربیات سیاسی نخست‌وزیر جست‌وجو کرد.

بوسنی؛ تجربه‌ای که همه‌چیز را تغییر داد

برای فهم نگاه امروز سانچز، باید به اواخر دهه ۱۹۹۰ بازگردیم. او پس از فارغ‌التحصیلی مدتی در نیویورک زندگی کرد و سپس به واسطه کارلوس وستندورپ، دیپلمات برجسته اسپانیایی، وارد ساختار سازمان ملل شد.

وستندورپ در آن زمان نماینده عالی سازمان ملل در بوسنی بود؛ کشوری که تازه از یکی از خونین‌ترین جنگ‌های اروپا پس از جنگ جهانی دوم خارج شده بود.سانچز به عنوان مشاور اقتصادی به بوسنی رفت و از نزدیک با آثار ویرانگر جنگ روبه‌رو شد.

سال‌ها بعد او نوشت که زندگی در سارایوو تأثیری عمیق بر نگاهش به جهان گذاشته است.به گفته افرادی که در آن دوره با او کار می‌کردند، شهر هنوز مملو از ساختمان‌هایی بود که آثار گلوله و خمپاره بر دیوارهایشان دیده می‌شد. جامعه‌ ویرانی که تلاش می‌کرد تا دوباره روی پای خود ایستاده و نهادهای سیاسی جدیدی را بسازد.

سانچز از نزدیک شاهد نابودی یک کشور، به دلیل نفرت قومی و ملی‌گرایی افراطی بود.او بعدها نوشت: «من سیاستمدارانی را دیدم که از نفرت تغذیه می‌کردند و برای پیامدهای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی رفتار خود، هیچ اهمیتی قائل نبودند.»

به گفته نزدیکان او، همین تجربه باعث شد تا سانچز به مدافع جدی چندجانبه‌گرایی، همکاری بین‌المللی و نقش سازمان ملل تبدیل شود.

بوسنی

از سیاستمدار شکست‌خورده تا مرد شماره یک اسپانیا

بازگشت سانچز به اسپانیا آغاز مسیر سیاسی او بود، اما این مسیر اصلا آسان نبود .او در سال ۲۰۱۴ به رهبری حزب سوسیالیست رسید، اما دو سال بعد رهبران سنتی حزب علیه او متحد شدند و او را مجبور به استعفا کردند. در این زمان، بسیاری از ناظران تصور می‌کردند که دوران سیاسی او به پایان رسیده است. اما سانچز تصمیم به مبارزه دوباره گرفت.

او سفری طولانی را در سراسر اسپانیا آغاز کرد، با اعضای عادی حزب دیدار کرد و تلاش کرد تا حمایت بدنه سوسیالیست‌ها را به دست آورد. این کارزار به یکی از مشهورترین روایت‌های سیاست مدرن اسپانیا تبدیل شد.

در نهایت، او در سال ۲۰۱۷ بار دیگر رهبری حزب را به دست آورد و تنها یک سال بعد ،با استفاده از رسوایی‌های فساد دولت محافظه‌کار ماریانو راخوی، موفق به دریافت جایگاه نخست‌وزیری شد. این بازگشت سیاسی چنان غیرمنتظره بود که بسیاری از حامیانش آن را مانند یک معجزه توصیف کردند.

واگذار کردن سیاست داخلی به نفع سیاست خارجی

سانچز از همان آغاز ریاست‌جمهوری ترامپ، با دقت تحولات آمریکا را دنبال می‌کرد.

به گفته آلبارس، بحث‌های آنها هیچ‌گاه صرفا درباره شخص ترامپ نبود، بلکه درباره این بود که اسپانیا چگونه باید در برابر تغییرات جهانی واکنش نشان دهد؛ نگاهی که امروزه به یکی از مهم‌ترین ابزارهای سیاسی سانچز تبدیل شده است.

درواقع، در حالی که دولت او در داخل با مشکلات فراوانی روبه‌روست، تمرکز بر سیاست خارجی و مخالفت با ترامپ باعث شده تا افکار عمومی تا حدی از بحران‌های داخلی فاصله بگیرد.

این مسئله به‌ویژه پس از جنگ ایران اهمیت بیشتری پیدا کرد.

بر اساس نظرسنجی‌ها، اکثریت اسپانیایی‌ها با عملیات نظامی علیه ایران مخالفند و بخش بزرگی از آنها خواهان پایان جنگ هستند. همچنین درصد قابل توجهی از شهروندان اسپانیا آمریکا را تهدیدی برای اروپا می‌دانند.

در چنین فضایی، مواضع سانچز با استقبال عمومی مواجه شده است.

مخالفت با ترامپ به مثابه سرمایه سیاسی

با وجود موفقیت‌های بین‌المللی، آینده سیاسی سانچز همچنان نامطمئن به‌نظر می‌رسد.

ائتلاف او در پارلمان شکننده است، متحدانش روزبه‌روز محتاط‌تر می‌شوند و رسوایی‌های سیاسی هنوز ادامه دارند.

با این حال، نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد که حزب سوسیالیست همچنان یکی از قدرتمندترین نیروهای سیاسی اسپانیاست و اگر انتخابات امروز برگزار شود، احتمالا بیشترین سهم را از آرا به دست خواهد آورد.

تحلیلگران معتقدند که سانچز توانسته از تقابل با ترامپ نوعی سرمایه سیاسی بسازد؛ سرمایه‌ای که هم در داخل و هم در خارج از کشور برای او سودمند بوده است.

پابلو سیمون، استاد علوم سیاسی، می‌گوید: «ترامپ همیشه در مرکز توجه قرار دارد؛ بنابراین هر کسی که در برابر او بایستد نیز دیده می‌شود. سانچز این واقعیت را فهمیده و به خوبی از آن بهره برده است.»

پدرو سانچز

آینده سیاسی نامطمئن در داخل

نخست‌وزیر اسپانیا امروز در موقعیتی قرار دارد که کمتر کسی چند سال پیش تصورش را می‌کرد. او هنوز با مشکلات فراوان داخلی روبه‌روست، اما توانسته خود را به یکی از مهم‌ترین صداهای سیاسی اروپا تبدیل کند.

اینکه این موفقیت تا چه زمانی ادامه خواهد داشت، هنوز روشن نیست. اما سانچز دست‌کم تا مدتی موفق شده تا از دل بحران‌های داخلی، جایگاهی بین‌المللی برای خود و کشورش بسازد؛ جایگاهی که او را از یک سیاستمدار معمولی اروپایی به یکی از شناخته‌شده‌ترین منتقدان ترامپ در جهان غرب تبدیل کرده است.

پربازدیدترین‌ها
لوتوس پارسیان - O