یک اشتباه محاسباتی که جنگ گسترده بین ایران و آمریکا را کلید می زند | واکنش کشورهای عربی چه خواهد بود؟
به گزارش اقتصادنیوز، پس از جنگ ۴۰ روزه آمریکا و اسرائیل علیه ایران، تهران نهتنها خود را در موضع ضعف نمیبیند؛ بلکه بسیاری از مقامهای جمهوری اسلامی ایران معتقدند که این جنگ نقطه آغاز نظمی جدید در خاورمیانه بوده است. از نگاه آنها، نه آمریکا توانست اهداف خود را محقق کند و نه اسرائیل موفق به از میان بردن توان بازدارندگی ایران شد. از این رو هدف اصلی و کنونی تهران نه فقط رفع تحریمها، بلکه تثبیت جایگاه خود بهعنوان قدرت مسلط منطقه است؛ جایگاهی که به باور مقامهای ایرانی، از مسیر کنترل عملی تنگه هرمز و افزایش نفوذ بر کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس به دست خواهد آمد.
چشمپوشی از پولهای بلوکه شده؟
یاروسلاو تروفیموف در والاستریت ژورنال نوشت: به همین دلیل، ایران حاضر شده تا از دهها میلیارد دلار تخفیف تحریمی که دولت دونالد ترامپ پیشنهاد داده بود نیز چشمپوشی کند. از نگاه تهران، امتیازهای اقتصادی موقتی هستند، اما اگر بتوان قواعد بازی در تنگه هرمز را به سود ایران تغییر داد، در آینده هم تحریمها و هم سایر امتیازهای سیاسی ناگزیر در ادامه اتفاق خواهند افتاد.
اقتصادنیوز: اقتصاد جهان نیز اکنون در شرایطی شبیه «گربه شرودینگر» قرار دارد؛ از یک طرف جنگ ایران، اختلال در بازار انرژی، افزایش قیمتها و خطر تورم، نشانههای یک بحران اقتصادی را ایجاد کردهاند و از طرف دیگر، رشد اقتصادی، رونق فناوری و عملکرد نسبتا خوب بازارها نشان میدهند که اقتصاد هنوز سرپا است. به بیان دیگر، اقتصاد جهانی همزمان هم با پیامدهای جنگ درگیر است و هم هنوز توان مقاومت و ادامه رشد را دارد.
موقعیت جغرافیایی به مثابه ابزار سیاسی
تنگه هرمز تنها یک گذرگاه دریایی نیست؛ این مکان شریان حیاتی اقتصاد جهان است. بخش بزرگی از صادرات نفت و گاز جهان از این آبراه عبور میکند و کشورهای عربی حوزه خلیج فارس نهتنها برای فروش انرژی، بلکه برای واردات کالاهای اساسی، مواد غذایی و بسیاری از نیازهای روزمره خود نیز به آن وابستهاند.
نویسنده مدعی شد: ایران سالهاست که در تلاش است تا این موقعیت جغرافیایی را به یک ابزار سیاسی تبدیل کند و جنگ اخیر این فرصت را در اختیار تهران قرار داد.
ابراهیم عزیزی، رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس ایران به صراحت اعلام کرده که تنها راه عبور از تنگه هرمز، پذیرش «نظم جدید ایرانی» است. محمدباقر قالیباف نیز تأکید کرده که هرمز تنها بر اساس ترتیبات ایران باز خواهد بود، نه با تهدیدهای آمریکا.
این سخنان نشان میدهد که ایران دیگر تنها به تهدید بستن تنگه هرمز فکر نمیکند، بلکه میخواهد مدیریت و قواعد عبور و مرور در این آبراه را بهعنوان یک حق دائمی برای خود تثبیت کند.
صلح به سبک ایرانی
بسیاری از تحلیلگران معتقدند ایران اکنون به دنبال ایجاد نوعی صلح ایرانی در خاورمیانه است؛ است؛ یعنی نظمی که در آن یک قدرت منطقهای قواعد بازی را تعیین میکند.
نویسنده مدعی شد: از نگاه تهران، کشورهای عربی خلیج فارس بهطور طبیعی باید در حوزه نفوذ ایران قرار داشته باشند.اکنون مقامهای ایرانی استدلال میکنند که آمریکا در جریان جنگ اخیر نتوانست از متحدان عرب خود در برابر حملات ایران محافظت کند. همین مسئله، به باور آنان، فرصتی برای بازتعریف توازن قدرت در منطقه ایجاد کرده است.
کشورهای عربی در میانه نگرانی و واقعگرایی
نشانههایی از این تغییر رفتار را میتوان در مراسم تشییع رهبر انقلاب مشاهده کرد؛ مراسمی که مقامهایی از عربستان سعودی، قطر و عمان در آن حضور داشتند؛ کشورهایی که تنها چند ماه قبل هدف حملات موشکی و پهپادی ایران قرار گرفته بودند.در این میان، حتی کشورهایی که در مراسم حضور نداشتند، مانند امارات متحده عربی، تماسهای مستقیم خود با تهران را حفظ کردهاند.
راز زیمت، پژوهشگر مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل، معتقد است کشورهای عربی به این نتیجه رسیدهاند که جغرافیا را نمیتوان تغییر داد.
به گفته او، رؤسای جمهور آمریکا میآیند و میروند، اما ایران همسایه دائمی کشورهای خلیج فارس است؛ بنابراین آنها ناچارند تا راهی برای همزیستی با تهران پیدا کنند، حتی اگر همچنان نسبت به سیاستهای کلی آن بدبین باشند.
اختلاف جدید تهران و واشنگتن از کجا آغاز شد؟
پس از پایان جنگ، ایران و آمریکا یادداشت تفاهمی امضا کردند که قرار بود تنشها را کاهش دهد. یکی از بندهای مبهم این توافق به نحوه عبور کشتیها از تنگه هرمز مربوط میشد.
ایران این بند را بهگونهای تفسیر کرد که تمام عبور و مرور دریایی باید بر اساس سازوکارهای ایرانی انجام شود، اما آمریکا برداشت کاملا متفاوتی داشت و تأکید کرد که هیچ کشوری حق ندارد آزادی کشتیرانی را محدود کند.
تنش زمانی بالا گرفت که ایران به کشتیهایی که از مسیر آبهای عمان عبور میکردند و از کنترل ایران خارج بودند، حمله کرد. واشنگتن این حملات را اقدامی غیرمتعارف خواند و بار دیگر مجوز فروش نفت ایران را که موقتا برای پیشبرد مذاکرات صادر شده بود، لغو کرد.
در نتیجه، تحریمهای نفتی دوباره بازگشتند و امید تهران برای کاهش فشار اقتصادی بار دیگر با ابهام روبهرو شد.
هر دو طرف خود را پیروز میدانند
یکی از دلایل ادامه این بحران این است که هم ایران و هم آمریکا خود را برنده جنگ میدانند.
هالی داگرس، پژوهشگر مؤسسه واشنگتن میگوید هر دو طرف تصور میکنند در این نبرد پیروز شدهاند. به باور او، ایران اکنون با استفاده از فشار بر تنگه هرمز تلاش میکند ترامپ را وادار به عقبنشینی کند؛ زیرا معتقد است جنگ در داخل آمریکا محبوب نیست و هرگونه اختلال در صادرات انرژی، فشار اقتصادی و سیاسی زیادی بر واشنگتن وارد خواهد کرد.
نویسنده مدعی شد: از نگاه تهران، این یک بازی بر لبه پرتگاه است؛ بازیای که در آن ایران تصور میکند دست بالاتر را در اختیار دارد و میتواند بدون ورود به جنگی تمامعیار، امتیازهای بیشتری بگیرد.
در این میان، حتی منتقدان ایران نیز اذعان میکنند که آمریکا تاکنون نتوانسته راهحلی عملی برای پایان دادن به بحران تنگه هرمز ارائه دهد. واشنگتن اگرچه حملات هوایی خود را از سر گرفته، اما هنوز نتوانسته آزادی کامل کشتیرانی را در این آبراه تضمین کند.
نویسنده مدعی شد: از سوی دیگر، ایران نیز سطح درگیری را کنترلشده نگه داشته است. حملات اخیر بیشتر متوجه پایگاههای نظامی آمریکا در بحرین، کویت و اردن بوده و شدت آنها به اندازهای نبوده که به جنگی تمامعیار تبدیل شود. همچنین تهران تاکنون از حمله مستقیم دوباره به عربستان سعودی و امارات متحده عربی خودداری کرده است.
بازی خطرناکی که ممکن است از کنترل خارج شود
کارشناسان هشدار میدهند که حفظ این سطح از تنش بسیار دشوار است.
مارک پولیمروپولوس، مقام پیشین سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا معتقد است که رهبران ایران به این جمعبندی رسیدهاند که دونالد ترامپ تمایلی به آغاز یک جنگ گسترده دیگر ندارد و به همین دلیل، فشارها را بهتدریج افزایش خواهند داد، اما همین محاسبه میتواند به بزرگترین اشتباه دو طرف تبدیل شود.
او هشدار میدهد که کافی است یکی از حملات به کشته شدن شمار قابل توجهی از نیروهای آمریکایی منجر شود؛ در آن صورت، واکنش واشنگتن میتواند بسیار شدیدتر از چیزی باشد که تهران انتظار دارد.
به بیان دیگر، هر دو طرف در حال آزمودن خطوط قرمز یکدیگر هستند؛ بازیای که ممکن است با یک اشتباه محاسباتی به جنگی گستردهتر تبدیل شود.
واکنش کشورهای عربی چه خواهد بود؟
در چنین شرایطی، کشورهای عربی خلیج فارس با یک معادله دشوار روبهرو هستند.
از یک سو، اعتماد آنها به توان آمریکا برای تضمین امنیت منطقه نسبت به گذشته کاهش یافته است. جنگ اخیر این پرسش را ایجاد کرده که آیا واشنگتن در صورت وقوع بحران حاضر است تا همانند گذشته از متحدانش دفاع کند یا خیر.
از سوی دیگر، این کشورها گزینهای جایگزین برای آمریکا نیز در اختیار ندارند.
حمد الثنیان، استاد علوم سیاسی دانشگاه کویت معتقد است که با وجود همه تردیدها، ایالات متحده همچنان مهمترین شریک امنیتی کشورهای شورای همکاری خلیج فارس باقی خواهد ماند.
او میگوید روابط امنیتی همیشه بدون تنش نیست، اما داشتن یک شریک قدرتمند، حتی اگر اختلافهایی با او وجود داشته باشد، بسیار بهتر از نداشتن هیچ شریک امنیتی است.
در عین حال، او تأکید میکند که کشورهای عربی نباید تنها به آمریکا تکیه کنند. به باور او، افزایش همکاریهای دفاعی میان کشورهای شورای همکاری، سرمایهگذاری بیشتر در توان بازدارندگی و هماهنگی امنیتی منطقهای، تنها راه مقابله با تهران است.
آینده خاورمیانه در گرو نتیجه جنگ
نویسنده در پایان نوشت: آینده خاورمیانه بیش از هر زمان دیگری به نتیجه این رویارویی گره خورده است.
در چنین شرایطی ایران تلاش میکند تا نتیجه جنگ اخیر را نه فقط یک موفقیت نظامی، بلکه آغاز نظم جدیدی در منطقه معرفی کند؛ نظمی که در آن ایران بازیگر اصلی خلیج فارس باشد و کشورهای عربی ناچار شوند واقعیت برتری تهران را بپذیرند.
اما اینکه این پروژه به موفقیت برسد یا نه، هنوز مشخص نیست.
ایران همچنان با مشکلات اقتصادی، فشار تحریمها، اختلافهای داخلی و فرسایش توان نظامی روبهرو است و آمریکا نیز اگرچه از ورود به جنگی گسترده پرهیز میکند، اما همچنان مهمترین قدرت نظامی حاضر در منطقه محسوب میشود.
در چنین فضایی، خلیج فارس وارد دورهای از بیثباتی مزمن شده است؛ دورهای که در آن نه صلحی پایدار برقرار است و نه جنگی تمامعیار رخ میدهد، اما هر حمله محدود، هر سوءبرداشت سیاسی و هر اشتباه محاسباتی میتواند بحران را وارد مرحلهای تازه کند.
به همین دلیل، آینده ژئوپلیتیکی منطقه بیش از آنکه به یک نبرد نظامی بزرگ وابسته باشد، به توان بازیگران در مدیریت همین تنشهای دائمی بستگی خواهد داشت. تنگه هرمز به موجب این تنشها، اکنون به یکی از خطرناکترین نقاط جهان تبدیل شده است.