اعداد به خوبی بحران در بازار انرژی جهان را به تصویر می‌کشند!

جنگ ایران و آمریکا زیر سایه شوک‌های نفتی | بحران انرژی از خاورمیانه می گذرد یا اوکراین؟ | هزینه بحران را چه کسی می‌پردازد؟

سرویس: اخبار سیاسی کدخبر: ۸۰۶۵۹۷
اقتصادنیوز:بازار جهانی انرژی هم‌زمان با بحران پالایش در روسیه، با اختلالی بسیار بزرگ‌تر در خاورمیانه روبه‌روست؛ منطقه‌ای که بخش مهمی از نفت جهان از آن عبور می‌کند.
جنگ ایران و آمریکا زیر سایه شوک‌های نفتی | بحران انرژی از خاورمیانه می گذرد یا اوکراین؟ | هزینه بحران را چه کسی می‌پردازد؟

به گزارش اقتصادنیوز، در هفته‌های اخیر، کریس رایت، وزیر انرژی آمریکا، در چندین مصاحبه افزایش قیمت انرژی را به جنگ اوکراین نسبت داده و مدعی شده است که حملات پهپادی و موشکی این کشور به پالایشگاه‌های روسیه، عامل اصلی افزایش قیمت سوخت برای رانندگان آمریکایی است. اما گسترش سریع جنگ در خاورمیانه تصویر کاملا متفاوتی را ارائه می‌دهد و نشان می‌دهد که منشأ اصلی جهش قیمت انرژی را باید نه در کی‌یف، بلکه در بحرانی جست‌وجو کرد که جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران در قلب بازار جهانی انرژی ایجاد کرده است.

خبر مرتبط
نفت عربستان زیر تیغ حوثی‌ها | پیمان مکه در دفاع از سعودی‌ها فعال می‌شود؟ | واشنگتن از مداخله مستقیم فاصله می گیرد اما...

اقتصادنیوز: هدف حوثی‌ها لزوماً بستن کامل باب‌المندب نیست؛ بلکه کافی است تا شرکت‌های کشتیرانی، عربستان و دولت‌های خارجی به این نتیجه برسند که عبور امن از این مسیر تا حدی به خویشتنداری حوثی‌ها وابسته است.

اعداد واقعی 

کیت جانسون در فارن پالیسی نوشت: اعداد به‌خوبی نشان دهنده ابعاد بحران هستند. قیمت نفت خام در بازارهای جهانی بار دیگر از مرز ۱۰۰ دلار در هر بشکه عبور کرده و اکنون در محدوده ۱۰۵ دلار قرار دارد. میانگین قیمت بنزین در آمریکا نیز به ۴.۲۹ دلار در هر گالن رسیده؛ یعنی حدود یک دلار بیشتر از یک سال قبل.

قیمت گازوئیل هم که برای حمل‌ونقل و کشاورزی اهمیت بیشتری دارد برای نخستین بار به ۶ دلار در هر گالن رسیده است.

در همین شرایط، دونالد ترامپ در یک گردهمایی انتخاباتی جمهوری‌خواهان در دالاس به رأی‌دهندگان وعده ۵ هزار دلار پول نقد در صورت رأی دادن به جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر داده است؛ رقمی که تقریبا معادل ۸۳۰ گالن گازوئیل یا هزینه حدود ۲۵ بار پر کردن باک یک وانت سنگین فورد F-250 است.

تجارت جهانی انرژی مختل می شود

برای درک علت اصلی این وضعیت باید به شش ماه قبل بازگشت؛ یعنی روز 28 ام فوریه که آمریکا و اسرائیل جنگ علیه ایران را در یکی از مهم‌ترین مناطق انرژی جهان آغاز کردند. این جنگ نه‌تنها مسیرهای صادرات نفت ایران، بلکه کل شبکه تجارت جهانی انرژی را مختل کرده است؛ شبکه‌ای که پیش از جنگ با وجود تنش‌های ژئوپلیتیک، فعالیت خود را می‌کرد.

در مرکز این بحران، تنگه هرمز قرار دارد، یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های انرژی جهان که در جنوب ایران واقع شده است.

پیش از آغاز جنگ، روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت خام و فرآورده‌های نفتی از این آبراه عبور می‌کرد. اما اکنون بر سر میزان واقعی عبور نفت از هرمز اختلاف جدی وجود دارد. مقام‌های آمریکایی ادعا می‌کنند که تنگه همچنان باز است و حجم قابل توجهی از نفت از آن عبور می‌کند. با این حال، شرکت‌های مستقل ردیابی نفتکش‌ها که حرکت کشتی‌ها، بارگیری آنها، انتقال محموله میان کشتی‌ها و مقصد نهایی آنها را دنبال می‌کنند، میانگین عبور نفت را حدود ۸ تا ۹ میلیون بشکه در روز برآورد می‌کنند.

نویسنده مدعی شد: این کاهش شدید تنها به ناامن‌شدن مسیر محدود نمی‌شود. نیروهای ایرانی به برخی نفتکش‌هایی که تلاش کرده‌اند از این مسیر عبور کنند حمله کرده‌اند و همین مسئله باعث شده تا بسیاری از مالکان کشتی‌ها، شرکت‌های بیمه و معامله‌گران انرژی با احتیاط بیشتری رفتار کنند. در یکی از روزهای اخیر، تنها یک نفتکش از خلیج فارس خارج شد؛ اتفاقی که نشان می‌دهد مشکل بسیار فراتر از یک اختلال موقت در تردد کشتی‌هاست.

تنگه هرمز و اعراب

مسیر جایگزین عربستان هم در امان نماند

کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس سال‌ها برای کاهش وابستگی خود به تنگه هرمز مسیرهای جایگزین ایجاد کرده‌اند. مهم‌ترین آنها خط لوله شرق به غرب عربستان سعودی است که نفت را از سواحل خلیج فارس به دریای سرخ منتقل می‌کند.

این خط لوله پیش از تشدید بحران، با ظرفیت بالا فعالیت می‌کرد و حدود ۵ میلیون بشکه نفت در روز را برای صادرات از مسیر دریای سرخ منتقل می‌کرد. به این ترتیب، کشورهای خلیج فارس می‌توانستند بخشی از نفت خود را بدون عبور از هرمز به بازارهای جهانی برسانند. اما اکنون حتی این مسیر جایگزین نیز با تهدید مواجه شده است.

خبر مرتبط
پیامدهای اقتصادی تسلط حوثی‌ها بر گلوگاه تجارت جهانی | زنگ خطر در بازار انرژی با از دست رفتن شریان حیاتی «باب المندب»

با تسلط کامل حوثی‌ها بر خط ساحلی دریای سرخ، حلقه محاصره مسیر حیاتی برای کشتیرانی بین المللی تنگ‌تر شد.

حوثی‌های یمن حملات خود به کشتی‌ها در دریای سرخ را به‌طور جدی تشدید کرده‌اند. آنها در هفته جاری در جنوب غربی یمن پیشروی کرده و مواضعی در مناطق ساحلی را به تصرف خود درآورده‌اند. برخی جزایر نیز به کنترل آنها درآمده است؛ جزایری که موقعیت جغرافیایی بسیار مهمی در مسیر باب‌المندب دارند.

ماجد المذحجی، از بنیان‌گذاران مرکز مطالعات صنعا، در این باره می‌گوید که کنترل جزایر حنیش، زقار و احتمالا مایون که در خود تنگه باب‌المندب قرار دارند، می‌تواند توانایی حوثی‌ها و در نتیجه ایران را برای تأثیرگذاری بر مسیر حرکت کشتی‌ها، هزینه بیمه و هزینه حمل انرژی و سایر کالاها به شکل چشمگیری افزایش دهد.

این موضوع زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که بدانیم گزارش‌هایی نیز درباره حملات متعدد حوثی‌ها به خود خط لوله شرق به غرب عربستان منتشر شده است.

اگر این حملات ادامه پیدا کند، تنها مسیر واقعی جایگزین برای دور زدن تنگه هرمز نیز ممکن است از نظر شرکت‌های کشتیرانی و بیمه‌گران بیش از حد پرخطر تلقی شود. حملات حوثی‌ها به نفتکش‌هایی که در نزدیکی بندر ینبع عربستان در دریای سرخ تردد می‌کنند، این نگرانی را تقویت کرده است.

به این ترتیب، بحران دیگر محدود به یک تنگه نیست. اکنون هم هرمز ناامن است و هم مسیر جایگزین آن در دریای سرخ با تهدید مواجه شده است.

پیچیدگی بحران همزمان با رویارویی مستقیم آمریکا و ایران

نویسنده مدعی شد: این تحولات در شرایطی رخ می‌دهد که جنگ میان آمریکا و ایران نیز وارد مرحله‌ای جدید شده است.

ایران همچنان به کشتی‌های آمریکایی و نفتکش‌هایی که تحت اسکورت آمریکا حرکت می‌کنند حمله می‌کند و ارتش آمریکا نیز در واکنش، نفتکش‌های متعلق به ایران یا مرتبط با این کشور را هدف قرار داده است.

نویسنده مدعی شد: بر اساس برآوردهای اخیر، از حدود ۶۰ نفتکش موجود در ناوگان ایران، ۱۲ فروند تاکنون از چرخه خارج شده‌اند.

در نگاه اول، از بین رفتن یک‌پنجم ناوگان نفتکش‌های ایران باید ضربه بزرگی به تهران وارد کند. اما واقعیت پیچیده‌تر است. ایران به دلیل محاصره دریایی آمریکا، همین حالا نیز بخش بسیار محدودی از نفت خام و فرآورده‌های نفتی خود را صادر می‌کند. بنابراین کاهش تعداد نفتکش‌ها الزاماً به معنای کاهش متناسب صادرات واقعی ایران نیست.

البته این وضعیت برای اقتصادی که با رکود، تورم بالا و مشکلات ساختاری دست‌وپنجه نرم می‌کند، خبر خوبی نیست. با این حال، اقتصاد ایران طی دهه‌ها تحریم و فشار خارجی به نوعی برای تحمل چنین شرایطی سازگار شده است و هنوز می‌تواند برای به مقاومت ادامه دهد.

ترامپ نیز این هفته اعلام کرد که جنگ ایران دست‌کم تا انتخابات میان‌دوره‌ای ادامه خواهد داشت. با این حال، پرسش مهم این است که آیا رئیس‌جمهور آمریکا واقعا کنترل زمان‌بندی این جنگ را در اختیار دارد ؟

oil

حملات اوکراین به تاسیسات نفتی مهم است اما...

البته نمی‌توان تأثیر حملات اوکراین علیه زیرساخت‌های انرژی روسیه را نادیده گرفت.

اوکراین در طول سال جاری با استفاده گسترده از پهپادها و موشک‌ها حملات سنگینی به پالایشگاه‌ها و دیگر تأسیسات نفتی روسیه انجام داده است. دامنه این حملات حتی اخیرا به اهدافی در سیبری نیز گسترش یافته است.

داده‌های مربوط به صادرات سوخت فسیلی روسیه نیز نشان می‌دهد که صادرات فرآورده‌های پالایش‌شده کاهش یافته و فشار بر پالایشگاه‌ها و به‌ویژه شبکه توزیع انرژی داخلی روسیه افزایش پیدا کرده است. روسیه حتی در مقاطعی ناچار شده تا برای تأمین نیاز داخلی خود بنزین وارد کند.

اما یک نکته مهم وجود دارد: حملات اوکراین هنوز نتوانسته‌اند بخش بزرگی از ظرفیت پالایش روسیه را به شکل دائمی از مدار خارج کنند.

سرگئی آلکسانشنکو، معاون پیشین رئیس بانک مرکزی روسیه می‌گوید که ظرفیت تخریب‌شده حدود ۱۲ تا ۱۵ درصد کل ظرفیت پالایش این کشور است. شدت حملات نیز کاهش یافته و همه حملات خسارت سنگینی ایجاد نمی‌کنند. در بسیاری از موارد، فعالیت پالایشگاه تنها برای یک روز یا چند روز متوقف می‌شود و پس از تعمیر دوباره از سر گرفته می‌شود.

بنابراین، حملات اوکراین قطعا بر بازار انرژی تأثیر گذاشته‌اند، اما نمی‌توان آنها را به‌تنهایی عامل بحران فعلی دانست.

مشکل اصلی نفت خام نیست؛ پالایشگاه‌ها هستند

گلوگاه واقعی بازار جهانی انرژی در حال حاضر بیش از آنکه نفت خام باشد، ظرفیت پالایش است.

پالایشگاه‌ها نفت خام را به محصولاتی مانند بنزین، گازوئیل و سوخت جت تبدیل می‌کنند و اکنون دقیقا در همین بخش کمبود ایجاد شده است. آژانس بین‌المللی انرژی اعلام کرده است که ظرفیت پالایش جهانی همچنان حدود ۵ میلیون بشکه در روز پایین‌تر از میانگین سال گذشته قرار دارد؛ آن هم در شرایطی که پالایشگاه‌های آمریکا تقریبا با حداکثر ظرفیت فعالیت می‌کنند.

علت این کاهش، مجموعه‌ای از عوامل است: بخشی از پالایشگاه‌های روسیه آسیب دیده‌اند، بخش قابل توجهی از ظرفیت پالایش در خاورمیانه به دلیل جنگ از مدار خارج شده و برخی پالایشگاه‌های چین نیز فعالیت عادی ندارند.

به همین دلیل، حتی اگر حملات اوکراین به روسیه فردا متوقف شود، بازار جهانی انرژی به سرعت به وضعیت عادی بازنمی‌گردد.

هزینه بحران را چه کسی می‌پردازد؟

این بحران برای کشورهای در حال توسعه پیامدهای سنگینی دارد، اما فشار آن به آمریکا نیز رسیده است.

کشاورزان آمریکایی در آستانه فصل برداشت با افزایش هزینه کود، تجهیزات کشاورزی و به‌ویژه سوخت مواجه‌اند. گازوئیل ۶ دلاری برای کشاورزی که باید در فصل برداشت روزانه ماشین‌آلات سنگین خود را به کار گیرد، هزینه‌ای بسیار جدی است.

این افزایش هزینه در نهایت می‌تواند به قیمت مواد غذایی نیز منتقل شود. هرچه هزینه سوخت تراکتورها، کامیون‌ها، کشتی‌ها و تجهیزات حمل‌ونقل افزایش پیدا کند، قیمت تمام‌شده کالاها نیز بالا می‌رود.

در کشورهای فقیرتر، پیامدها حتی شدیدتر است؛ زیرا سهم انرژی و حمل‌ونقل در هزینه زندگی خانوارها بیشتر است و دولت‌ها نیز توان محدودی برای جبران افزایش قیمت‌ها دارند.

از این منظر، بحران کنونی تنها یک مسئله مربوط به قیمت بنزین در آمریکا نیست؛ بلکه اختلال در یکی از مهم‌ترین شریان‌های اقتصاد جهانی است.

چرا برخی اوکراین را مقصر افزایش انرژی می دانند؟

به سوال نخست بازگردیم؛ آیا حملات اوکراین علیه روسیه واقعا به مصرف‌کنندگان آمریکایی و بازار جهانی آسیب می‌زند؟

پاسخ این سوال مثبت است. حملات اوکراین به پالایشگاه‌های روسیه، ظرفیت تولید فرآورده‌های نفتی را کاهش داده و فشار بیشتری بر بازاری وارد کرده‌اند که از قبل با کمبود مواجه بوده است.

اوکراین و روسیه

وقتی بحران به دلیل انتخابات به گردن دیگران می افتد!

اما این حملات را نمی‌توان به تنهایی بررسی کرد. بازار جهانی انرژی هم‌زمان با بحران پالایش در روسیه، با اختلالی بسیار بزرگ‌تر در خاورمیانه روبه‌روست؛ منطقه‌ای که بخش مهمی از نفت جهان از آن عبور می‌کند.

جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران تردد در تنگه هرمز را مختل کرده، حملات ایران به کشتی‌ها را افزایش داده، پاسخ نظامی آمریکا را به دنبال داشته و در ادامه، خطر گسترش درگیری به دریای سرخ و مسیرهای جایگزین صادرات نفت را افزایش داده است.

به همین دلیل، نسبت دادن بخش عمده مسئولیت افزایش قیمت سوخت به اوکراین، تصویری ناقص از بحران ارائه می‌دهد.

سرگئی آلکسانشنکو در توضیح این مسئله می‌گوید که قیمت بنزین در آمریکا مهم‌ترین موضوع اقتصادی پیش از انتخابات است، اما دولت نمی‌تواند ترامپ را مقصر افزایش قیمت‌ها معرفی کند؛ بنابراین، مقصر دیگری انتخاب می‌شود: ولودیمیر زلنسکی.

بحران اصلی انرژی، جنگ در ایران است

مسئله اما فراتر از یک رقابت سیاسی برای یافتن مقصر است. بازار انرژی اکنون با پیامدهای مستقیم جنگی مواجه است که آمریکا خود یکی از طرف‌های اصلی آن است. تا زمانی که جنگ ایران ادامه داشته باشد، تنگه هرمز ناامن بماند و مسیرهای جایگزین نیز در معرض حمله قرار داشته باشند، فشار بر بازار جهانی انرژی ادامه خواهد داشت.

در چنین شرایطی، حتی اگر حملات اوکراین به پالایشگاه‌های روسیه کاهش پیدا کند، بعید است قیمت انرژی به سرعت به وضعیت پیش از جنگ بازگردد.

بنابراین، عامل اصلی بحران را باید در خاورمیانه ای جست‌وجو کرد که بخش بزرگی از نفت جهان از آن عبور می‌کند. و در مرکز این بحران، جنگی است که ترامپ علیه ایران آغاز کرده است.

پربازدیدترین‌ها
آخرین اخبار
لوتوس پارسیان - O