در سوگ محسن خلیلی عراقی | بختیاری: چه کسی میتواند جای خالی مردی را پر کند که خلاقیت، میهن دوستی، پایداری و مسئولیت اجتماعی را در زندگی حرفهای خود، یکجا جمع کرده بود؟
به گزارش اقتصادنیوز، دکتر علیرضا بختیاری، مدیرمسئول گروه رسانه ای دنیای اقتصاد در سرمقاله امروز روزنامه دنیای اقتصاد نوشت؛
بعضی آدمها وقتی میروند، جای یک نفر خالی میشود. بعضی دیگر، جای یک شیوه زیستن و کار کردن را خالی میگذارند. محسن خلیلیعراقی از گروه دوم بود. مردی بینهایت قابل احترام که وقتی نام وطن را میشنید یا بر زبان میآورد، اشک در چشمانش جاری میشد.
در ماههای گذشته، بارها از ایشان پیام و تماس داشتم. گاهی در تایید نوشتهها و آثار گروه رسانهای «دنیایاقتصاد» و گاهی در نقد آنها. معیار همیشگی هم دفاع از بخش خصوصی و پایبندی به اقتصاد آزاد بود. همچون دیدهبانی دقیق، کارهای ما را دنبال میکرد. نقاط قوت را میدید و کاستیها را گوشزد میکرد. این پیگیری برای من نشانهای از نهایت مسوولیتپذیری ایشان بود. مردی که پس از دههها تلاش، همچنان نسبت به اندیشههایی که صحیح میپنداشت و مسیری که اقتصاد ایران میپیمود، حساس بود.
جای آن تماسها و پیامها خالی است. جای صدایی که تشویق و نقدش، هر دو از دغدغه آینده ایران برمیآمد. اکنون درگذشت مهندس محسن خلیلیعراقی، این پرسش را پیش روی ما میگذارد که چه کسی میتواند جای خالی مردی را پر کند که خلاقیت، میهندوستی، مسوولیت اجتماعی و پایداری را در زندگی حرفهای خود، یکجا جمع کرده بود؟
خلاقیت خلیلی در مشاهده فرصتی بود که پیش چشم دیگران هدر میرفت. گاز میسوخت و ثروت ملی از میان میرفت، اما او و پدرش برای تبدیل این منبع به کالایی قابل استفاده تلاش کردند. ارزشآفرینی دقیقا از چنین نقطهای آغاز میشود. اینکه یک امکان را تشخیص دهی، خطر را به جان بخری و با بهرهگیری از دانش و تجهیز سرمایه و نیروی انسانی، به نیاز مردم پاسخ دهی.

حاصل کار هم در ایجاد درآمد برای یک خانواده و یک شرکت خلاصه نمیشود و میتواند نتایج اجتماعی و رفاهی زیادی داشته باشد. چنانکه در تجربه بوتان خلیلی، گذار از مطبخهای سنتی به آشپزخانههای مدرن و استفاده از سوخت تازه و وسایل گازسوز، زندگی خانوادهها را آسانتر کرد و زمینه گسترش فعالیتهای صنعتی دیگری را فراهم آورد که هم رفاه بیشتری به دنبال داشت و هم تحول اجتماعی بزرگی به سود جامعه زنان به وجود آورد.
آزمون بزرگتر، برای محسن خلیلیعراقی زمانی بود که بخشی از سهام بوتان مصادره شد و او برای بازپسگیریاش ایستاد و ۲۵۴ بار در دادگاه حضور یافت یا آنجا که او و شرکایش برای حفظ شرکت و پرداخت حقوق کارکنان، املاک شخصی خود را فروختند تا چراغ بوتان روشن بماند.
همین خلاقیت و مسوولیت در توسعه شبکهتوزیع نیز دیده میشد. بوتان باید محصول را به دست مصرفکننده میرساند و برای این کار، شبکهای گسترده در کشور شکل داد. این مجموعه در سالهای جنگ نیز به مردم و جبههها خدمات رساند. اهمیت چنین کاری در شرایط بحرانی بیشتر درک شد. خانوادهها به سوخت نیاز داشتند و زندگی روزمره هم باید ادامه پیدا میکرد. به این ترتیب اعتبار یک بنگاه از توان وفای به تعهداتش در روزهای دشواری ساخته شد که خدمترسانی، پرهزینهتر و پیچیدهتر بود.
خلیلی همچنین فهمیده بود که آینده کارخانهاش و همه کارخانههای ایران به اصلاح نظام حکمرانی صنعتی وابسته است. او فهمید که برای تقویت تشکلهای صنعتی باید وقت گذاشت و به همین دلیل در سالهای پایانی عمرش با تشکیل بنیاد خلیلیعراقی و اختصاص بخشی از داراییهایش به این هدف، از پژوهش درباره چالشهای صنعتیشدن ایران حمایت کرد.
گروه رسانهای «دنیایاقتصاد» هم این افتخار را داشت که با برگزاری همایش، انتشار ویژهنامه و چاپ کتاب «چالشهای صنعتیشدن ایران»، نتایج مهمترین پژوهش صنعتی بنیاد مهندس خلیلی را در اختیار عموم قرار دهد. همه این تجربهها نشان میدهد که دغدغه مهندس خلیلی از مسائل کسبوکار خودش فراتر میرفت و آرزویش ساماندهی امور تولیدی کشور بود.
اکنون در فقدان این مرد بزرگ و میهندوست، این پرسش مطرح است که آیا کسی میتواند جای او را پر کند؟ صنعتگری که فرصت را ببیند، خطر تولید را بپذیرد، در بحران، کارکنانش را تنها نگذارد و به مسائل کشور نیز فکر کند. پاسخ به این پرسش دشوار است؛ زیرا آنچه خلیلی را متمایز میکرد، جمع شدن این ویژگیها در وجود یک نفر و پایبندی به آنها در طول دههها بود. جای او را شاید جمعی از کارآفرینان جوانتر پر کنند، اما ایستادگی، پایداری و عشق او به میهن، بهآسانی به دست نمیآید. او در اقتصادی که نااطمینانی در آن موج میزد، بارها برای ادامه کار دلیل یافت و مسوولیتش را در برابر کارکنان و کشور از یاد نبرد.
تکریم او زمانی معنای بیشتری پیدا میکند که راهش ادامه یابد و نسل تازه فرصت داشته باشد توان و خلاقیت خود را صرف ساختن ایران کند. جای خلیلی خالی خواهد ماند، اما امید آن است که منش او در صنعت ایران زنده بماند. ایران برای آینده خود به خلیلیهای تازه نیاز دارد. کسانی که بتوانند بیشتر بسازند و ساختاری که به این ساختنها احترام بگذارد.