بازخوانی نظریه «ارزش کار» پدر علم اقتصاد

خواندن آدام اسمیت به‌عنوان مفسر دوران گذار | نظریه «ارزش کار»، تلاشی برای تثبیت یک اصل اقتصادی نبود

سرویس: اقتصاد کلان کدخبر: ۷۹۲۶۷۶
اقتصادنیوز: ادام اسمیت مدت‌هاست که به دلیل تکیه بر نظریه ارزش کار مورد انتقاد قرار گرفته است، چارچوبی که اقتصاددانان بعدی آن را از نظر تئوریک نادقیق یافتند. با این حال، اگر اسمیت در درجه اول در حال ساختن یک نظریه عمومی برای ارزش نبوده باشد، این انتقاد هدف خود را از دست می‌دهد.
خواندن آدام اسمیت به‌عنوان مفسر دوران گذار | نظریه «ارزش کار»، تلاشی برای تثبیت یک اصل اقتصادی نبود

به گزارش اقتصادنیوز، احسان موسوی، پژوهشگر اقتصادی، در روزنامه دنیای اقتصاد نوشت: 

آدام اسمیت معمولا به‌عنوان یک نظریه‌پرداز خوانده می‌شود؛ معمار اقتصاد مدرن، که کتاب «ثروت ملل» او پایه‌های منطق بازار را برای سده‌های پس از آن بنا نهاد. اما چه می‌شود اگر این خوانش، پروژه واقعی او را نادیده گرفته باشد؟ اسمیت مدت‌هاست که به دلیل تکیه بر نظریه ارزش کار مورد انتقاد قرار گرفته است، چارچوبی که اقتصاددانان بعدی آن را از نظر تئوریک نادقیق یافتند. با این حال، اگر اسمیت در درجه اول در حال ساختن یک نظریه عمومی برای ارزش نبوده باشد، این انتقاد هدف خود را از دست می‌دهد. زمان آن فرا رسیده است که برخورد با ثروت ملل به عنوان یک کتاب درسی تئوریک را متوقف کنیم و آن را به عنوان آنچه که به طور باورپذیرتری هست بخوانیم: تحلیل اقتصاد سیاسی از جهانی در میان یک گذار بزرگ.

برای درک پروژه اسمیت، فرد باید ابتدا به «نظریه عواطف اخلاقی» (TMS) نگاه کند. اسمیت پیش از پرداختن به ثروت ملل، بر پایه‌های رفتاری جامعه تمرکز کرد؛ آنچه که او به عنوان انگیزه‌های زیربنایی کنشگران اقتصادی می‌دید. با استقرار آن پایه، ثروت ملل ویژگی متفاوتی به خود می‌گیرد. اسمیت دیگر به عنوان یک فیلسوف محض کار نمی‌کرد. او ناظر یک جهان در حال تغییر و یک مشاور سیاستگذاری با مخاطبی خاص در ذهن بود.

خبر مرتبط
روزی که «دولت» از راه‌حل به مشکل تبدیل شد | چگونه «میلتون فریدمن» نظریه «کینز» را باطل کرد | مرگ اقتصاد کینزی با وقوع «رکود تورمی» و حضور کتاب هایک در کیف دستی مارگارت تاچر

اقتصادنیوز: وقوع بحران‌های اقتصادی دهه ۱۹۷۰ در ایالات متحده، چارچوب نظری جان مینارد کینز را زیر سوال برد و پدیده‌ای را آشکار کرد که تئوری کینزی توانایی تبیین آن را نداشت: «رکود تورمی»، یعنی همزمانی نرخ‌های بالای بیکاری و تورم رو به رشد.

جهانی که آدام اسمیت مشاهده کرد

اسمیت در دوران زوال سیستم مزارع باز زندگی کرد، که در آن کشاورزان رعیت بر روی قطعات پراکنده‌ای از زمین در مزارع بزرگ، اشتراکی و حصارکشی‌نشده کار می‌کردند. حصارکشی زمین‌های مشاع (که از طریق مصوبات پارلمان در اواسط تا اواخر قرن هجدهم شتاب گرفت) یکی از پرپیامدترین تغییرات ساختاری عصر او بود. این پدیده، زمین را به یک کالا تبدیل کرد، سرمایه‌گذاری در بهبود کشاورزی را سودآور ساخت، درحالی‌که تعداد زیادی از مردم روستایی را از زمین‌هایی که به صورت جمعی روی آنها کار کرده بودند، آواره کرد.

آن کشاورزان آواره به شهرها نقل مکان کردند. جمعیت‌های شهری به سرعت گسترش یافتند؛ در مکان‌هایی مانند گلاسگو، نیروی کار با سرعتی بی‌سابقه رشد کرد. افرادی که پیش از این بخشی از معیشت خود را از طریق دسترسی به زمین‌های مشاع تامین می‌کردند، اکنون مجبور به خرید غذا بودند، که این امر تقاضای بازار را عمیق‌تر کرد و به شکل‌گیری آنچه می‌توانیم یک طبقه متوسط اولیه بنامیم شتاب بخشید؛ گروهی که منافعشان به جای انحصار سوداگری (مرکانتیلیستی)، به تجارت، دستمزدها و تولید گره خورده بود.

این نیروی کار شهری نوع جدیدی از منبع را به کارخانه‌ها داد: نیروی کار متمرکز و تخصصی. این همان چیزی بود که اسمیت در کارخانه سنجاق‌سازی مشاهده کرد؛ نه یک امر انتزاعی، بلکه یک واقعیت اجتماعی عینی که پیرامون او در حال رخ دادن بود.

خبر مرتبط
پای چوبین اقتصاددانانِ فایده‌گرا | تحلیل اقتصادی «فارغ از ارزش» راه به کجا می‌برد؟ | آیا عدالت باید برای بازارگرایان مهم باشد؟

اقتصادنیوز: آیا اقتصاددان می‌تواند فارغ از ارزش‌گذاری، صرفاً به تحلیل هزینه‌ها و منافع مبادله بپردازد؟ آیا مشروع بودن مالکیت کالایی که مبادله می‌شود، مهم نیست؟ آیا اقتصاددان به نظریه عدالت نیاز ندارد؟

اسمیت همچنین دید که مرکانتیلیسم در شرایط خود در حال شکست خوردن است. جهان پیشاصنعتی تا حد زیادی بازی با جمع صفر بود: رشد کند بود، ثروت با طلا شناسایی می‌شد و با تجارت به‌عنوان رقابتی برخورد می‌شد که در آن سود یک طرف، زیان طرف دیگر بود. تحت این منطق، خرید شراب فرانسوی به معنای تامین مالی نیروی دریایی فرانسه بود. اما جهان در حال تغییر بود. رشد بهره‌وری، بهبود در زیرساخت‌های حمل‌ونقل و تجارت و ظهور طبقه‌ای از مردم که هم‌زمان کارگر و مصرف‌کننده بودند، به نوع متفاوتی از اقتصاد اشاره داشت؛ اقتصادی که در آن رشد می‌توانست رفاه را به طور گسترده بهبود بخشد، نه اینکه صرفا یک موجودیِ تقریبا ثابت را بازتوزیع کند. دستیابی به آن گذار نیازمند برچیدن انحصارات مرکانتیلیستی بود. این استدلال سیاستگذاری اسمیت بود.

ادام اسمیت

پروژه آدام اسمیت

در ثروت ملل، اسمیت به یک تحلیل عینی از «اقتصاد سیاسی» دست زد. او کمتر نگران توسعه یک نظریه عمومی بود و بیشتر به ارائه گزارشی از عصر خود با زبانی که مخاطبانش بتوانند استفاده کنند، اهمیت می‌داد.

آن مخاطبان واقعی و مشخص بودند. اسمیت از اعضای بنیان‌گذار «انجمن برگزیدگان» (تاسیس در ۱۷۵۴) بود، یک باشگاه مناظره برای نخبگان فکری ادینبرو. او مشاور چارلز تاونشند، وزیر دارایی شد و از آغاز سال ۱۷۶۴ آموزش فرزند دوک باکلو را بر عهده گرفت. او نزد سیاستمداران اعتبار داشت و هدفش تاثیرگذاری مستقیم بر سیاست‌های بریتانیا بود.

نظریه ارزش کار، وقتی در این پرتو خوانده شود، تلاشی برای تثبیت یک اصل اقتصادی نبود؛ درحالی‌که این نظریه فاقد دقت علمی بود، به عنوان یک روش بلاغی برای برجسته کردن آنچه که در واقع در آن لحظه پیشران رشد بود عمل می‌کرد: مهاجرت نیروی کار به شهرها و ممکن ساختن تخصصی شدن. به همین ترتیب، تجزیه قیمت طبیعی توسط او به دستمزد، اجاره و سود، عوامل اصلی بازار در گذاری را که مشاهده می‌کرد ترسیم نمود؛ دستمزد هم‌زمان با گسترش بازار کار، اجاره زمین هم‌زمان با تبدیل زمین به کالا به دلیل حصارکشی، و سود به عنوان سیگنالی برای سرمایه‌گذاری و تخصیص منابع. تمایز او بین کار مولد و غیرمولد در خدمت همان هدف بود. یک اقتصاددان مدرن طرفدار بازار ممکن است این تمایز را رد کند. با این حال، چارچوب اسمیت صراحتا به رشد صنعتی که پیشران عصر او بود گره خورده بود و او یک استدلال سیاستگذاری را مطرح می‌کرد: حکمرانی را مانند پادشاهی که طلااندوز است، متوقف کنید و ساختن یک سیستم مولد را آغاز کنید. هیچ‌کدام از اینها به معنای آن نیست که مفاهیم اسمیت (از جمله دست نامرئی یا تقسیم کار) فاقد ارزش تئوریک در مباحث بعدی هستند. اما آن کاربردهای بعدی بسط و توسعه‌هایی هستند که اکثر آنها بسیار فراتر از قصد اولیه اسمیت رفته‌اند. وقتی اسمیت درباره تقسیم کار می‌نوشت، در حال توصیف چیزی بود که می‌توانست ببیند در اطرافش در حال رخ دادن است.

چرا این موضوع اکنون اهمیت دارد

خواندن اسمیت به‌عنوان مفسر دوران گذار و نه یک نظریه‌پرداز جهان‌شمول، چشم‌انداز متفاوتی را نسبت به کار او ارائه می‌دهد. نمونه او روشی را برای خوانش روشن تغییرات ساختاری، شناسایی منافع اقتصادی بازیگران مختلف و ارائه سیاستی متناسب با واقعیت‌های برهه تاریخی‌اش برجسته می‌کند. در نهایت، حتی اگر پروژه اسمیت فاقد دقت علمی باشد، همچنان به‌عنوان روشی ارزشمند برای آموختن باقی می‌ماند.

ادام اسمیت

پربازدیدترین‌ها
لوتوس پارسیان - O