کدخبر: ۲۹۵۰۵۷ لینک کوتاه

عجز اروپا در ایفای تعهدات برجامی

کارشناس مسائل آمریکابرجام از همان روز اول توافقی بود که بر پایه توازن میان تعهدات و امتیازات طرفین مذاکره‌کننده شکل گرفت. پس مشخص بود که ایران با پذیرش یکسری از محدودیت‌ها درخصوص فعالیت‌های هسته‌ای خود، از مزایایی همچون لغو تحریم‌ها برخوردار شود. توافق‌نامه‌ای که به فاصله اندک با روی کار آمدن ترامپ تحت تاثیر قرار گرفت و رئیس‌جمهور جدید آمریکا این کشور را از برجام خارج کرد. بعد از این خروج، ایران برای مدتی بیش از یک سال شرایط به‌وجود‌آمده را تحمل کرد که با تعابیر مختلفی نظیر صبر استراتژیک از آن یاد می‌شود.

طی این مدت ایران منتظر ماند تا دقیقا مشخص شود، آیا اروپایی‌ها توان جبران منافع ایران در اثر خروج آمریکا از برجام را دارد یا خیر. به تدریج مشخص شد که اروپایی‌ها فارغ از نخواستن یا نتوانستن، امکان برآورده کردن خواسته ایران را نداشته و قادر نیستند که بدون مواجه شدن با تحریم‌های سنگین آمریکا به تعهدات خود در قبال برجام عمل کنند. پس از این مرحله عملا شرایط در وضعیتی قرار گرفت که ایران امکانی جز تصمیم برای کاهش تعهدات خود نداشت؛ با این هدف که توازنی که با خروج آمریکا از برجام برهم خورده بود، بار دیگر ایجاد شده و زمینه برای مذاکره یا کاهش فشارهای آمریکا مهیا شود. بررسی ابعاد مختلف ماجرا نشان می‌دهد که آمریکایی‌ها به جز قرار گرفتن در شرایطی خاص، به معنی نگرانی از حرکت ایران به سمت ساخت سلاح‌های اتمی یا کاهش زمان گریز هسته‌ای،  بعید است تصمیم به تجدیدنظر در رویکرد خود داشته باشند. با روندی که ذکر شد، می‌توان این‌طور گفت که تصمیمات دولت آمریکا، راهی جز کاهش تعهدات هسته‌ای را پیش روی ایران قرار نداده است؛ نتیجتا تا زمانی که توازنی ایجاد نشود، سیاست فعلی ایران نیز احتمالا ادامه پیدا خواهد کرد.

 

حال اینکه آیا سیاست کاهش تعهدات می‌تواند در رسیدن ایران به خواسته‌های اصلی خود از جمله رفع تحریم‌های نفتی و بانکی موثر باشد یا خیر، بعید است اثر مستقیمی داشته باشد. اما به‌صورت غیرمستقیم اگر دولت ترامپ این‌گونه برداشت کند که زمان گریز هسته‌ای ایران کاهش یافته، ممکن است همان مسیری را در پیش بگیرد که دولت قبلی این کشور طی کرد. اوباما نیز در آن مقطع به این جمع‌بندی رسید که دوراهی جنگ یا توانایی ساخت بمب هسته‌ای ایران، هر دو گزینه نامطلوبی هستند و لاجرم به سمت مذاکره حرکت کرد. با این وجود مشخص نیست که استراتژی جدید ایران، دولت آمریکا را در همان مسیر قرار دهد به این دلیل که نوع نگاه و نگرش ترامپ به موضوع قدرت و ماهیت آن تفاوت‌هایی اساسی با اوباما دارد؛ اما با این حال تکرار می‌کنم که به نظر می‌رسد گزینه دیگری پیش روی ایران نیست. اما در همین رابطه، به نظر می‌رسد موضوعی با عنوان استفاده اروپا از مکانیزم ماشه و ابراز نگرانی در این خصوص در شرایط فعلی بی مورد باشد.

در مقطع قبلی مذاکرات هسته‌ای به گفته خود آمریکایی‌ها زمان گریز هسته‌ای ایران حدود ۲ تا ۳ هفته بود که بعد از برجام، این زمان به یک سال افزایش یافت. از سوی دیگر در دوران پیش از برجام ذخایر اورانیوم غنی‌شده ما حدود ۱۷۰۰ کیلو بود که این ذخایر پس از کاهش، در هفته‌های اخیر اندکی بیشتر از ۳۰۰ کیلو شده است. همچنین ایران قبل از برجام برنامه خلوص غنی‌سازی ۲۰ درصدی را در دست اجرا داشت که این رقم نیز به تازگی نزدیک به ۵ درصد شده است. در مجموع می‌توان گفت که شرایط فعلی تصمیمات ایران هنوز تاثیرات نگران‌کننده‌ای برای طرف‌های خارجی نداشته و صرفا تغییراتی جزئی در کاهش زمان گریز هسته‌ای ایران ایجاد کرده است. گرچه این استراتژی ما را در مسیر کاهش زمان گریز هسته‌ای قرار داده است، اما هنوز به میزانی نیست که خطر استفاده اروپا از مکانیزم ماشه را دربرداشته باشد. شاید اگر این زمان به حدود ۴ ماه کاهش یابد، طرف اروپایی به تصمیم روی بیاورد، اما از آنجا که شنیده می‌شود طرف ایرانی در مذاکرات خود با این کشورها اعلام کرده استفاده آنها از مکانیزم ماشه می‌تواند خروج ایران از NPT را به دنبال داشته باشد (و این تصمیم از نظر غربی‌ها تصمیمی بسیار رادیکال تعبیر می‌شود). احتمالا این تهدید به نحوی بازدارنده باشد و کشورهای اروپایی از استفاده از مکانیزم ماشه خودداری کنند. ضمن اینکه باید گفت تحریم‌های اعمالی اخیر توسط آمریکا خیلی هم با تحریم‌های شورای امنیت متفاوت نیست. به هرصورت واقعیت این است که تحریم‌های پرفشار اخیر، تاثیر بسیاری بر فروش نفت و مبادلات بانکی ایران گذاشته و حتی تحریم‌های شورای امنیت هم فشاری خیلی متفاوت‌تر از فشار فعلی را ایجاد نخواهد کرد.

قطعا مسوولان تصمیم‌گیر، اتاق‌های فکر و شوراهای کارشناسی عدیده‌ای در این زمینه دارند که اصلی‌ترین آن، هیات نظارت بر حسن انجام برجام است؛ اما به شخصه معتقدم بدون اقدام عملی از سوی ایران خروج از فشار کنونی امکان پذیر نیست؛ خصوصا اینکه دولت کنونی آمریکا بر اساس شروط دشواری که مطرح کرده نشان داده در موضوع مذاکره حسن نیت ندارد و تجربه کره شمالی نیز نشان می‌دهد، حتی رفاقت و معاشرت با رئیس‌جمهور آمریکا هم به معنای لغو یا کاهش تحریم‌ها نیست. از این جهت به نظر می‌رسد جمهوری اسلامی جز استراتژی فعلی گزینه‌های بسیاری روی میز ندارد و با توجه به شنیده شدن صداهای مختلفی که از داخل آمریکا به گوش می‌رسد، نمی‌توان در مورد پیام‌هایی که آقای ترامپ مطرح می‌کند، خیلی خوش‌بین بود؛ از این جهت ضمن اینکه توصیه خاصی نمی‌کنم، اما تکرار می‌کنم مسیری که در حال طی کردن آن هستیم گرچه بسیار پرهزینه و دشوار است، اما به نظر می‌رسد راه دیگری پیش روی جمهوری اسلامی قرار ندارد.

 

این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند