وقتی پناهگاه در قانون و طراحی شهری گم می‌شود

تجربه واقعی مردم از فقدان امنیت شهری در زمان جنگ و بحران | «پناهگاه» یک حق عمومی است نه انتخابی لوکس و نظامی!

سرویس: اجتماعی کدخبر: ۷۷۴۷۸۹
اقتصادنیوز:وقتی مردم در فقدان امنیت شهری، پله‌های اضطراری یا حمام خانه یا... را امن‌ترین پناهگاه می‌دانند، یعنی زمان بازتعریف جای امن در شهرهای ایران رسیده است.
تجربه واقعی مردم از فقدان امنیت شهری در زمان جنگ و بحران | «پناهگاه» یک حق عمومی است نه انتخابی لوکس و نظامی!

به گزارش اقتصادنیوز، در یکی از شب‌های حمله آمریکا به ایران، ساعت 2:50 بامداد بود که رعنا از خواب پرید، صدای جنگنده روی آسمان شهر مثل یک کابوس جدید و ممتد شنیده می‌شد. دست‌پاچه خودش را در تاریکی خانه‌ کوچکش پیدا کرد، نگاهش افتاد به پسر ۶ ساله‌اش که هنوز چشم‌هایش بسته بود و در عالم خواب نمی‌دانست چه اتفاقی دارد می‌افتد.

خبر مرتبط
اسفند هم بازار را نجات نداد؛ شغل‌هایی که جنگ زمین‌شان زد | کاسبان ویترین عید ندارند، مردم خرید را به تعویق می اندازند

اقتصادنیوز: این روزها بسیاری از کاسبان یک جمله در ذهن دارند: اسفند 1404 نه لحظه‌ای و نه حتی ذره‌‌ای بوی عید نمی‌دهد. جای آن بوی اضطراب است، بوی جنگ و خون و تعلیقی ادامه‌دار...

رعنا، پسرش را در آغوش گرفت و اول سراغ کمد رفت؛ بعد به این فکر افتاد که شاید حمام امن باشد؛ بعد یادش آمد هیچ پناهگاه عمومی در این محله نیست. بین پله‌های اضطراری و دیوارهای نازک، فقط یک چیز در ذهنش امن جلوه می‌داد، خودش می‌گوید: «همین‌جایی که هستیم!»

این تجربه امروزِ بسیاری از ایرانی‌ها است؛ شهرهایی با میلیون‌ها نفر جمعیت که وقتی خطر می‌آید، مردم نه پناهگاه واقعی می‌بینند و نه اطمینان به نقشه‌ای دارند که بتواند آن‌ها را از ترس نجات دهد.

این گزارش می‌خواهد به پرسشی بپردازد که شاید بیش از هر وقت دیگری امروز ضروری است: در شهری با میلیون‌ها جمعیت، چرا «پناهگاه» به یک مفهوم فراموش‌شده تبدیل شده و مردم در نبود آن، در ذهنشان کجا را امن می‌دانند؟

پناهگاه؛ از نیاز به رویا تا واقعیت تلخ شهری

در جهانی که بحران‌ها و فجایع پشت سر هم رخ می‌دهند، پناهگاه دیگر یک واژه مبهم نیست؛ یک نیاز زیستی است. تجربیات کشورهایی مانند سوییس که بیش از ۹ میلیون جایگاه پناهگاه برای جمعیت خود تدارک دیده‌اند، یا فنلاند و سوئد که ایستگاه‌های زیرزمینی و پارکینگ‌ها را با استانداردهای پناهگاهی تجهیز کرده‌اند، نشان داده‌اند که پناهگاه در طراحی شهری امروز یک حق عمومی است، نه یک انتخاب لوکس یا نظامی.

اما در ایران، وقتی صحبت از پناهگاه می‌شود، ذهن‌ها اغلب درگیر داستان‌های جنگی و مرزهای دور می‌شود و نه تهرانِ پرتراکم یا مشهدِ شلوغ و پرجمعیت.برای بسیاری از مردم، پناهگاه یک مفهوم ذهنی شده است که در زمان خطر، امیدبستن به هر فضای امنِ نسبیِ ممکن خلاصه می‌شود؛ یک اتاق در طبقه پایین، یک گوشه‌ حمام، یا همین پله‌های اضطراری که هیچ زمان برایش نقشه‌ای رسمی طراحی نشده است.

جنگ

آشفتگیِ درونیِ شهر؛ وقتی مردم خودشان امنیّت می‌سازند

این روزها وقتی صدای جنگنده یا پدافند در شرق تهران به صدا درمی آید، «سارا» در طبقه هفتم آپارتمان به سمت پله‌های اضطراری می‌دود: «اولین تصمیمم این است که به پله‌ها برسم. چون یک دیوار پشت سرم هست و سقف بالای سرم. مردم در ساختمان‌های بلند همین را امن می‌دانند. نه تابلو، نه راه‌حل رسمی. فقط همین پله‌ها…»

در خوابگاه دانشگاه، «رضا»، دانشجوی ۲۱ ساله، پناهگاه را این‌گونه تعریف می‌کند: «ما هیچ‌وقت به مترو یا زیرزمین به چشم پناهگاه نگاه نمی‌کنیم. چون نه تابلو هست، نه آموزش. همه می‌گویند آماده باشید، اما هیچ‌کس به ما نمی‌گوید دقیقاً کجا باید برویم. راستش را بخواهید ما فقط کنار هم می‌ایستیم تا شرایط آرام شود! چون جایی برای رفتن نیست.»

همین فشار روانی باعث شده است مردم در موقعیت‌های خطر از درون ذهن و تجربه شخصی به دنبال امن‌ترین نقطه بگردند، آنطور که شهروندان می‌گویند:

  • «حمام» برای برخی امن است چون دیوارهایش نسبتاً ضخیم است.
  • «پله‌های اضطراری» به‌دلیل دیوار سفت و محکمشان از دیگر جاهای امن خانه است
  • «گوشه‌های سالنِ ساختمان» به دور از پنجره و شیشه هم چون احتمالش هست سقف محکم‌تر باشد گزینه دیگری است

همه‌ی این‌ها نشان می‌دهد که ایرانی‌ها پناهگاه را نه در زیرساخت‌های رسمی بلکه در تجربه‌های روزمره‌ی خود تعریف می‌کنند، تجربه‌هایی که بیشتر به حدس و گمان شباهت دارد تا به طرح و نقشه‌ی علمی.

کاهشِ اعتماد به زیرساخت‌های رسمی

«الناز»، معماری خوانده و مطالعاتی در زمینه پناهگاه‌ها دارد، او می‌گوید:«فضاهای زیرزمینی می‌توانند پناهگاه باشند، اما وقتی هیچ‌کس نگفته استانداردش چیست، وقتی علامتی نیست و وقتی تجهیزاتی برای آن فراهم نشده، مردم فقط روی تخیل خود حساب باز می‌کنند. در کشورهای دیگر، حتی پارکینگ‌های عمومی را می‌سازند با این پیش‌فرض که می‌تواند در زمان بحران به پناهگاه تبدیل شود، با تهویه، با سیستم‌های ایمنی، با تابلوهای راهنما… اما اینجا فقط یک فضای خالی است و حتی فضاهایی که نام بردیم امنیت خودشان در حالت عادی هم محل سوال است چون نظارت‌ها کافی نیست.

وقتی پناهگاه در قانون و طراحی شهری گم می‌شود

در برخی کشورها، پناهگاه به‌صورت قانونی بخشی از طراحی ساخته می‌شود. در سوییس، برای مثال، هر ساختمان باید به گونه‌ای طراحی شود که در زمان بحران بتواند جان مردم را حفظ کند. این قانون یک انتخاب نیست؛ یک الزام قانون‌مدارانه است.در ایران اما قوانین شهرسازی و ساخت‌وساز، بیش از آن که به ایمنی جمعی بپردازند، بر زیبایی، ارتفاع و فروش زمین تمرکز دارند. پناهگاه به یک چیز خارج از تجربه شهری تبدیل شده است؛ چیزی که فقط در زمان حادثه‌ی نظامی یا غیره به سر زبان‌ها می‌آید و پس از آن دوباره فراموش می‌شود.

جنگ

آمار جهانی؛ پناهگاه یک حق اجتماعی است

تجربه جهانی نشان می‌دهد پناهگاه دیگر یک موضوع حاشیه‌ای نیست. بر اساس گزارش شوراهای بین‌المللی پناهگاه: بیش از ۹۱ میلیون نفر در جهان تا سال ۲۰۲۵ به کمک برای دستیابی به سرپناه امن نیاز دارند، یعنی بیش از دو برابر آمار ۲۰۱۹.

همچنین در فنلاند حدود ۸۵ درصد مردم و در سوئد بیش از ۷۰ درصد مردم به پناهگاه‌های شهری مجهز دسترسی دارند.

روایت‌های مردم از جستجوی پناهگاه

«آرش»، راننده تاکسی است و روایت او هم شبیه دیگر روایت ها است:«وقتی می‌گویند خطر هست، همه دنبال جایی می‌گردیم که کم‌ترین دیوارِ خارجی را داشته باشد. بعضی‌ها می‌گویند پارکینگ و زیرزمین امن است، بعضی‌ها می‌گویند حمام و دستشویی. واقعیت این است که هیچ چیز معلوم نیست، اما ما عموما به زیر زمین می‌رویم.»

«علی»، پدر دو کودک نیز می‌گوید:«خانواده انتظار دارند من تصمیم بگیرم کجا بهتر است… حمام؟ پله‌ها؟ زیرزمین خالی؟ خیابان؟ هیچ‌چیز قطعیت ندارد. هر بار که صدای جنگنده می‌آید ترس از این که اشتباه انتخاب کنم هست.»

پناهگاه؛ بین ذهن و شهرِ واقعی

وقتی مردم از پناهگاه حرف می‌زنند، دقیقاً درباره‌ی نجات از خطر صحبت می‌کنند؛ اما وقتی شهر و حکمرانی شهری درباره‌اش صحبت نمی‌کند، همین حرف‌ها به حدس‌های ذهنی تبدیل می‌شود. مردم به پله‌های اضطراری، حمام، گوشه‌ای از سالن و هر فضای بسته‌ای چشم دوخته‌اند چون هیچ دستورالعمل رسمی ندارند.

در بسیاری از کشورهای حرفه‌ای در مدیریت بحران، پناهگاه دیگر بعد از بحران مطرح نمی‌شود؛ بلکه از همان آغاز ساخت و ساز به‌صورت قانونی مشخص و آماده شده است. این تفاوت، همان چیزی است که امروز در زندگی شهری ما کم است.

روایت جمعی‌ از یک نیاز فراموش‌شده

پناهگاه، برای مردم ایران امروز، دیگر یک جای واقعی نیست؛ یک نقطه در ذهن و تجربه‌ شخصی است که در زمان خطر پناه برده می‌شود. وقتی آمار جهانی نشان می‌دهد پناهگاه دیگر یک نیاز اجتماعی و قانونی است، نه یک انتخاب، باید این پرسش را دوباره مطرح کنیم: چرا در شهری با میلیون‌ها جمعیت، پناهگاه تبدیل به یک مفهوم فراموش‌شده شده است؟

پاسخ به این سؤال می‌تواند مسیر تازه‌ای برای طراحی، مدیریت و زندگی شهری ما بگشاید؛ مسیرِ شناسایی، قانون‌گذاری و تجهیز فضاهایی که نه در تجربه‌ ذهنی بلکه در واقعیت، مردم را نجات دهند.

ارسال نظر

پربازدیدترین‌ها
از دست ندهید
لوتوس پارسیان - O