یک بحران پنهان؛ کودکان کار فقط دستفروشهای خیابان نیستند | چرا آمار کودکان کار کم برآورد شده است؟
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از اکوایران، طبق گزارش وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، آمار رسمی کودکان کار فاصله قابل توجهی با واقعیت موجود دارد. بخش بزرگی از این کودکان نه در خیابانها، بلکه در کارگاههای غیررسمی، مشاغل خانگی و زنجیرههای پنهان تولید فعالیت میکنند؛ موضوعی که شناسایی و حمایت از آنها را به یکی از چالشهای اصلی سیاستگذاری تبدیل کرده است.
وقتی اسم «کودکان کار» به گوشمان میخورد، اولین تصویری که به ذهن خطور میکند بچههایی هستند که در خیابان یا مترو دستفروشی میکنند. اینها درحالی است که طیف گستردهتری از مشاغل وجود دارد که کودکان کار در آنها فعالیت میکنند. به عنوان مثال میتوان به کارگاههای صنعتی، مشاغل خانگی، مغازهها و غرفههای بازار اشاره کرد. از طرف دیگر براساس آنچه وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی عنوان کرده، تعداد کودکان کار شناسایی شده با واقعیت موجود همخوانی ندارد. بهطوری که تعداد کسانی که زیر سن قانونی بوده و مشغول به کار هستند بسیار بیشتر از ارقام اعلامی است.
از همینرو اگر هدف سیاستگذار رسیدگی بهتر به مسئله کودکان کار باشد، یکی از الزامات اصلی آن شناسایی دقیقتر و بهتر کودکان کار است. موضوعی که وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی در گزارشی جامع به آن پرداخته است.
چرا آمار کودکان کار کم برآورد شده است؟
به کسی که کمتر از 15 سال سن داشته باشد و مشغول به کار باشد، «کودک کار» گفته میشود. گزارش مرکز پژوهشهای مجلس در سال 1402 سهم کودکان کار از کل کودکان را 15 درصد برآورد کرده است. در مقابل گزارش سازمان بهزیستی در سال 1403 نشان از آن دارد که 12 هزار و 663 نفر از خدمتگیرندگان این سازمان کودکان کار و خیابان بودهاند. رقمی که طبق گزارش وزارت کار بیانگر تفاوت فاحش در آمارها است.
یکی از دلایل کم برآوردی تعداد کودکان کار، تمرکز بر بچههایی است که در خیابان و متروها مشغول فعالیت هستند. اینها درحالی است که بخش عمدهای از کودکان کار در فضاهای پنهان به ویژه کارگاههای کوچک غیررسمی فعالیت میکنند. از طرف دیگر در فاصله سالهای 1394 تا 1401، 28 هزار و 66 بازرسی توسط وزارت کار برای شناسایی کودکان کار صورت گرفته و بهطور متوسط 258 کودک کار شناسایی شده است. این تعداد در مقایسه با جمعیت واقعی کودکان کار در کشور بسیار اندک است.
منطق اقتصادی کودک کار از کجا نشات میگیرد؟
منطق دخالت دادن کودکان در کسبوکارها، بنگاههای اقتصادی و کارگاههای صنعتی به علت ایجاد صرفه اقتصادی بیشتر و تولید کم هزینه است. برای مثال حتما در مورد مشاغل خانگی شنیدهاید. اینکه یک خانواده اقدام به راهاندازی کسبوکاری کرده که محل آن خانه بوده و تمام اعضای خانواده در آن فعالیت میکنند. طبعا در میان اعضای خانواده کودکانی نیز مشغول به کار هستند. اما این کسبوکار در جایی ثبت نشده است. بنابراین در همین مثالی که ذکر شد تعدادی کودک کار هستند که در آمار کلی به حساب آورده نشدهاند.
بنابراین اتکا به آمارهای رسمی و بازرسیهای موردی جهت شناسایی کودکان کار کافی نبوده و باید از منابع مکملی مانند دادههای محلی، گزارشهای مردمی، شبکههای اجتماعی محلهمحور، اطلاعات مدارس و نهادهای حمایتی و تحلیل زنجیره ارزش استفاده کرد.
چارچوب مفهومی و حقوقی کار کودک
تمایز بین کار سبک مجاز، کار ممنوع کودک و بدترین اشکال کار کودک طبق قوانین بینالمللی باید برقرار باشد. این امر منجر به طراحی دقیق سازوکارهای شناسایی کودکان کار میشود. همچنین حضور یک کودک در محیط کار به تنهایی برای طبقهبندی وضعیت کافی نیست؛ بلکه سن، نوع فعالیت، سطح خطر، ساعات کار و تاثیر آن بر آموزش و سلامت باید بهطور همزمان ارزیابی شوند.
از نظر حقوقی نیز ماده 79 قانون کار ایران اشتغال افراد پایینتر از 15 سال را ممنوع اعلام کرده و قانون حمایت از اطفال و نوجوانان نیز تکالیف مشخصی را برای شناسایی و مداخله در موارد بهرهکشی اقتصادی از کودکان تعیین کرده است.
در نهایت نیز تجربههای مستند در کشورهای مختلف نشان میدهد که گذار از بازرسی صرف و پیگیری شناسایی نظاممند کودکان کار، شرط موفقیت مداخلات در این حوزه است. مولفههای مشترک این الگوها عبارتند از
1 - شناسایی چند منبعی از طریق ترکیب گزارشهای مردمی، اطلاعات مدارس، سازمانهای مردم نهاد و شبکههای محلی؛
2- نقشهبرداری نقاط داغ و تمرکز هدفمند بر مناطق و فعالیتهای پرخطر؛
3- ردیابی زنجیره اشتغال به منظور آشکارسازی کارگاههای پنهان در لایههای پایین زنجیره تولید؛
4- رویکرد مرحلهبندی شده شامل غربال اولیه، ارزیابی میدانی و اقدامات حقوقی و حمایتی
طرح پژوهشی طراحی فرایند شناسایی کودکان کار
وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی مطابق با مسئولیتی که در زمینه رسیدگی به مسئله کودکان کار باید ایفا کند، طرحی پژوهشی در رابطه با شناسایی کودکان کار تهیه کرده است.
در گام اول این طرح یک بانک اطلاعاتی از کارگاههای غیررسمی مشکوک به استفاده از کار کودک تنظیم میشود. شناسایی این کارگاهها باید بر ترکیبی از منابع مستقیم و غیرمستقیم متکی باشد. گزارشهای شهروندان، همسایگان، فعالان مدنی، رسانهها و سازمانهای مردمنهاد میتواند در این زمینه کمککننده باشد. علاوه بر این، گشتها و بازدیدهای میدانی هدفمند باید بر پایه مناطقی که پتانسیل تبدیل شدن به کارگاههای غیررسمی را دارند صورت گیرد. در کنار موارد اشاره شده دادههای مربوط به بازماندگان از تحصیل، گزارشهای بازرسی کار، اطلاعات نهادهای حمایتی، شهرداری، تامین اجتماعی، مراکز درمانی، سازمان ملی مهاجرت، اتاق اصناف و سایر دستگاههای اجرایی میتواند نشانههایی از حضور کودکان در محیط کاری غیر رسمی فراهم آورند.
در گام دوم باید صحت سنجی گزارشهای اولیه که ممکن است چندان معتبر نباشند صورت بپذیرد. از اینرو مرحله پیش بازدید از الزامات این طرح عنوان شده که به عنوان حلقه واسط بین شناسایی اولیه و بازرسی رسمی تعریف شده است. هدف از این کار راستیآزمایی اولیه گزارشها و تمرکز بر کارگاههای محتمل یا پرریسک است.
در آخرین گام نیز بحث مداخله مطرح شده است؛ مداخله موثر در کارگاههای غیررسمی باید بر سه اصل متکی باشد: مستندسازی دقیق، تصمیمگیری براساس شواهد موجود و حمایت فوری از کودک پس از خروج از محیط کار غیررسمی.
الزمات سیاستی حمایت از کودکان شاغل در اقتصاد غیررسمی
حمایت از کودکان شاغل در وهله نخست نیازمند ساخت یک نظام ملی شناسایی و طراحی سیستمی برای طبقهبندی خطر است. پس از طی این مراحل، لازم است که یک مسیر حمایتی پایدار و چند بخشی برای این گروه از کودکان طراحی شود که شامل سه هدف اصلی است: خروج فوری کودک از محیط کار، جلوگیری از بازگشت او به چرخه کار و حمایت از خانواده برای مدیریت عوامل اقتصادی و روانی- اجتماعی زمینهساز کار کودک.