قطر، مانع جنگ ایران و آمریکا می شود؟ | یک «رویاروییِ محدود» هم به سرعت به سراسر منطقه سرایت خواهد کرد
به گزارش اقتصادنیوز، تقابل میان آمریکا و ایران وارد مرحلهای ناپایدارتر و پرنوسانتر شده است؛ مرحلهای که با تهدید به حملات نظامی مستقیم، تشدید ادبیات تهدیدآمیز و فرسایش تدریجی محدودیتهایی همراه است که سالها مانع از درگیری مستقیم بودند. از حملات به تأسیسات هستهای ایران گرفته تا پاسخهای حسابشده تهران در سراسر منطقه. خطر تشدید تنش دیگر صرفاً نظری نیست، بلکه به واقعیتی ملموس تبدیل شده است.
الجزیره در گزارشی نوشت: برای کشورهای حوزه خلیج فارس که امنیت و ثبات اقتصادیشان مستقیما در معرض پیامدهای هرگونه درگیری میان آمریکا و ایران قرار دارد، تبعات وضعیت فعلی میان ایران و آمریکا فوری و جدی است. در چنین فضایی باید دیپلماسی قطر میان واشنگتن و تهران را فهمید: نه بهعنوان بیطرفی صرف، بلکه بهمثابه تلاشی حسابشده برای مهار مخاطراتی که تشدید تنش تنها آنها را بزرگتر میکند.
پیامدهای تنش ایران و آمریکا منطقهای است
دورههای تنش شدید میان ایالات متحده و ایران همواره پیامدهایی فراتر از واشنگتن و تهران داشته است. پس از موجی از اعتراضات داخلی در ایران، ادبیات سیاسی میان دو کشور به شکل محسوسی تندتر شد. در همین چارچوب، تهدید دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، به مداخله به نفع معترضان، فوریت دیپلماسی در خلیج فارس را بیش از پیش افزایش داد. جغرافیای خلیج فارس، تمرکز زیرساختهای انرژی و درهمتنیدگی محیط امنیتی آن بدان معناست که حتی یک رویارویی محدود هم میتواند بهسرعت به سراسر منطقه سرایت کند. در چنین وضعیتی، رویکرد قطر در قبال واشنگتن و تهران همواره بر کاهش تنش، میانجیگری و حفظ کانالهای سیاسی در مقاطعی متمرکز بوده که این کانالها بیش از هر زمان دیگری بسته به نظر میرسیدند.
قطر در مقاطع تنش حاد میان آمریکا و ایران بهعنوان میانجیای موثر و قابلاعتماد ظاهر شده و مسیرهای عملی ارائه داده که مانع از تشدید بیشتر بحرانها شده است.
دوحه با تکیه بر روابط پایدار خود با تهران و شراکت راهبردیاش با واشنگتن، کانالهای محرمانه و قابلاعتمادی را حفظ کرده که به دو طرف امکان میدهد زمانی که تعامل مستقیم از نظر سیاسی دشوار میشود، همچنان با یکدیگر ارتباط داشته باشند. این جایگاه به قطر اجازه داده تا به نتایجی در جهت کاهش تنش کمک کند که برای هر دو طرف امکان حفظ آبرو را فراهم میسازد و نقش آن را بهعنوان میانجیای تقویت میکند که فضای سیاسی را به سود خویشتنداری، نه تقابل، ایجاد میکند.

قطر یک میانجی که همه را به خویشتنداری دعوت میکند
این نقش بهویژه در سپتامبر ۲۰۲۳ بهطور آشکار دیده شد؛ زمانی که قطر به تسهیل تبادل زندانیان میان ایران و ایالات متحده و همچنین آزادسازی داراییهای بلوکهشده ایران برای اهداف بشردوستانه کمک کرد. این روند مستلزم ماهها مذاکره غیرمستقیم، زمانبندی دقیق و اطمینانبخشی سیاسی به هر دو طرف بود. هرچند این توافق نشانه آشتی گستردهتر بین دو کشور نبود، اما نکتهای مهم را برجسته کرد: حتی در اوج خصومتها، وقتی میانجیهای معتبر حضور دارند، دیپلماسی همچنان ممکن است.
برای دوحه، چنین میانجیگری هدف نهایی نیست، بلکه بازتاب یک باور گستردهتر است: مسئله هستهای ایران و تنشهای آمریکا و ایران بهطور کلی، تنها از مسیر اجبار و فشار نظامی قابل مدیریت پایدار نیستند.
قطر همواره با این دیدگاه همسو بوده که گفتوگو، نه اقدام نظامی، تنها راه واقعبینانه برای مهار مخاطرات و جلوگیری از تشدید تنش است. این موضع به معنای بیتفاوتی نسبت به رفتار منطقهای ایران یا نگرانیهای اشاعهای نیست؛ بلکه حاصل ارزیابی هزینهها، عدم قطعیتها و پیامدهای ناخواسته برای امنیت منطقهای است. از همین رو، حتی پس از حمله موشکی ایران به پایگاه هوایی العدید در قطر که در ژوئن ۲۰۲۵ و در پاسخ به حملات آمریکا به تأسیسات هستهای ایران صورت گرفت، دوحه بهسرعت برای تعامل با هر دو طرف و مهار بحران وارد عمل شد.
قطر از طریق تماسهای فوری و کانالهای ارتباطی تثبیتشده، به تلاشهای گستردهتری کمک کرد که به حمایت از یک آتشبس شکننده انجامید؛ آتشبسی که از آن زمان تاکنون عمدتا برقرار مانده و هم توان قطر در میانجیگری مؤثر و هم سطح اعتماد به دیپلماسی آن را نشان میدهد.

نویسنده این مقاله مدعی شده است: یک رویارویی نظامی با هدف سرنگونی حکومت ایران بهطور قطع پیامدهایی فراتر از مرزهای این کشور خواهد داشت. در داخل، چنین سناریویی میتواند به فروپاشی دولت، تکهتکه شدن اقتدار حاکمیتی و بازسیاسی شدن هویتهای قومی و فرقهای در جامعهای بزرگ و بهشدت پیچیده منجر شود.
در خارج از مرزها نیز پیامدهای سرایتی میتواند شامل موجهای گسترده پناهجویی به سوی کشورهای همسایه، از جمله کشورهای خلیج فارس و اختلالات شدید در امنیت دریایی و بازارهای انرژی باشد. در مجموع، این نتایج چالشهای فوری و سنگینی را برای کشورهای خلیج فارس ایجاد میکند که ثبات خودشان بهطور مستقیم به آرامش منطقهای گره خورده است.
مخالفت کشورهای خلیج فارس با تشدید تنش میان ایران و آمریکا
تحولات اخیر منطقه، توازن راهبردی را تا حدی دگرگون کرده است. از زمان حملات هفتم اکتبر و درگیریهای منطقهای پس از آن، شبکه بازیگران غیردولتی همپیمان ایران تحت فشار مستمر قرار گرفته است. همزمان، حملات آمریکا به ایران در ژوئن ۲۰۲۵ هرگونه تصور باقیمانده درباره عدم تمایل واشنگتن به حمله مستقیم به ایران و تضعیف ظرفیت غنیسازی هستهای آن را از میان برده است.
با این حال، از منظر کشورهای خلیج فارس، تشدید بیشتر تنشها بازدهی کاهندهای دارد. تضعیف نفوذ منطقهای ایران لزوما به ثبات منطقهای منجر نمیشود، بهویژه اگر از طریق راهبردهایی دنبال شود که خطر فروپاشی دولت را به همراه دارند.
برای کشورهای خلیج فارس، اولویت پرهیز از هرجومرجی است که پرهزینه، غیرقابل پیشبینی و دشوار برای مهار خواهد بود. این ارزیابی محدود به دوحه نیست. در سالهای اخیر، موضع قطر بهطور فزایندهای به دیدگاههای عربستان سعودی و عمان نزدیک شده است؛ کشورهایی که هر دو در کاهش تنش با تهران از طریق گفتوگو و اقدامات اعتمادساز سرمایهگذاری کردهاند. تلاش آنها برای انتقال خطرات تشدید نظامی به دولت ترامپ بازتابدهنده حالوهوای گستردهتری در منطقه است؛ فضایی که مهار و تعامل را به تقابل ترجیح میدهد. این همگرایی با توجه به اختلافات سیاسی تاریخی میان پایتختهای خلیج فارس، قابل توجه است.

چرا میانجیگری اهمیت دارد؟
تلاشهای میانجیگرانه قطر مسیری را پیش پا میگذارد که در مقطعی که تشدید تنش بازدهی کمتری دارد، به جلوگیری از هرجومرج منطقهای کمک میکند. دوحه با باز نگه داشتن کانالها، تسهیل توافقهای محدود و راهبردهای حداکثری، میکوشد احتمال محاسبه اشتباه را کاهش دهد. این تلاشها بهندرت به دستاوردهای نمایشی منجر میشوند و اغلب بنا به ماهیت خود، نامرئی باقی میمانند؛ اما نبود آنها بهاحتمال زیاد تشدید تنش را محتملتر میکند، نه کمتر.
در محیطی منطقهای که روزبهروز قطبیتر میشود، ارزش کاهش تنش بهراحتی نادیده گرفته میشود. این رویکرد نه شفافیت بازدارندگی را دارد و نه هیجان اقدام نظامی را. با این حال، همانگونه که نقشآفرینی قطر میان واشنگتن و تهران نشان میدهد، دیپلماسی هرچند تدریجی و ناقص، همچنان یکی از معدود ابزارهایی است که میتواند از لغزش بحرانها به سوی درگیری گستردهتر جلوگیری کند. در منطقهای که هزینههای جنگ بسیار فراتر از میدان نبرد تقسیم میشود، این نقش را نباید دستکم گرفت.
ارسال نظر