صف کشیدن متحدان آمریکا برای دیدار با شیجین پینگ | چین هنوز از کارت خود برای نفوذ استفاده نکرده است
به گزارش اقتصادنیوز، یکی از اولین چیزهایی که ریچارد نیکسون را در سفر تاریخی خود به پکن در سال 1972 تحت تاثیر قرار داد، رژه سربازان گارد افتخار چین بود. او بعدها گفت هر سربازی که از کنار من رد میشد، آرام سرش را میچرخاند. این حرکت جمعی توسط نیروها جلوهای مبهوت کننده داشت.
فرش قرمز چین برای دیپلماتها
اکونومیست نوشت: باوجود گذشت سالها، این رژه همچنان با ورود رهبران خارجی به پکن برگزار میشود؛ رژهای که نمایشی است از قدرت و هماهنگ ارتش چین. تنها تفاوت این است که این روزها سربازان بلند قامتتر هستند و زنان نیز در میان آنها حضور دارند.
حضور متحدان آمریکا در پکن
از ماه دسامبر تاکنون، رهبران بزرگی چون امانوئل مکرون، کی یر استارمر، مارک کورنی و حداقل پنج رهبر دیگر، به پکن رفتهاند. در اواخر این ماه نیز فردریک مرتس صدراعظم آلمان نیز به این رهبران خواهد پیوست.
اقتصادنیوز: نمایشگاههای دفاعی بازارهای بیطرف نیستند. حضور در آنها اعلام همسویی است و کنارهگیری، ارسال یک پیام است.
مهمترین نکته درباره این سفرها، تعداد آنها نیست. چین یک قدرت جهانی است که فرش قرمز خود را برای رهبران سراسر دنیا، چه ثروتمند چه پایین مرتبه، پهن میکند. آنچه قابل توجه است، هویت این رهبران است. درواقع شش بازدیدکننده اخیر چین از فرانسه، کانادا، بریتانیا، فنلاند، کره جنوبی و آلمان میآمدند؛ کشورهایی که اغلب آنان از متحدان قدیمی و رسمی آمریکا بهشمار میآیند.
تنوع بخشی رهبران اروپایی در ایجاد اتحاد
کمتر کسی است که از اهمیت این موضوع باخبر نباشد. در جهانی که توسط شخص دونالد ترامپ به نهایت آشفتگی رسیده است، متحدان قدیمی آمریکا روی به روابط با دیگری، از جمله چین آوردهاند. از منظر آنها این یک تنوعبخشی در اتحادها کاملا معقول به نظر میرسد؛ اما برای چین یک گام بزرگ و قابل توجه است. در دهه گذشته، محور گفتگوها از سئول تا اتاوا بیشتر بر قطع یا کاهش وابستگی به چین بوده است، روندی که شتاب خود را از دست داده و مقامات چینی را بسیار خشنود ساخته است.
طیف متفاوت واکنشها
این بازگشت به ایجاد تعاملات با چین، با برخی واکنشهای منفی نیز مواجه شده است. رهبران پس از بازگشت با انتقاداتی مبتنی بر عدم دستاورد ملموس از سفر به چین روبهرو شدند. به باور بسیاری این دیدارها تنها وابستگی کشورها به چین را افزایش داده است. با این حال، با وجود همه اتهامات تسلیم شدن در برابر چین، محتوای واقعی دیدارهای دو جانبه اغلب محدود و کماثر بوده است.
نمونههای ملموس این وضعیت را میتوان در توافق کانادا و چین مشاهده کرد؛ توافقی که ترامپ هشدار داده ممکن است کانادا را نابود کند. مهمترین امتیاز کانادا کاهش شدید تعرفه خودروهای برقی چینی بود، اما این کاهش با سهمیه مشخصی محدود شده است.
در بریتانیا، بزرگترین امتیاز اجازه ایجاد سفارتخانه عظیم چین بود؛ چرا که سرویسهای امنیتی بریتانیا تهدید قابل توجهی در این زمینه نمیبینند.
اغلب کشورهای اروپاییها نیز نسبت به مذاکرات با چین مقاوم ماندهاند. حتی وقتی چین پیشنهاد ازسرگیری مذاکرات تجاری را مطرح کرد، پیشرفتی چندانی حاصل نشد.
چرخش فضای دوستانه به پرتنش
با این حال، در مورد بعضی کشورها فضای دوستانه پکن به سرعت تبدیل به تنش شد. برای مثال امانوئل مکرون تنها چند روز پس از بازگشت از پکن هشدار داد که اگر چین تراز تجاری عظیم خود را کنترل نکند، اتحادیه اروپا ممکن است تعرفههای تازهای را بر علیه آن وضع کند. در بریتانیا نیز تنها یک هفته پس از سفر استارمر، دولت چین یک تاجر بریتانیایی-هنگکنگی را به ۲۰ سال زندان محکوم کرد. در پاسخ به این اقدام، بریتانیا مسیر دریافت ویزا برای هزاران نفر در هنگکنگ را آسانتر کرد؛ اقدامی که مقامات چینی آن را فاجعهآمیز خواندند.
کسی اهمیتی به نگرانی چین نسبت به ژاپن نمیدهند
دیپلماتهایی که در این دیدارها حضور داشتند میگویند که چین تلاش کرده تا نگرانی خود را درباره بازگشت ژاپن به مسیر نظامیگری به رهبران خارجی منتقل کند، اما این هشدار تأثیر چندانی نداشته است؛ چه در پایتختهای غربی و چه در کشورهای آسیایی که در دوران جنگ جهانی دوم تحت سلطه ژاپن بودهاند.
یکی از نمونههای این بیتوجهی، رفتار رئیسجمهور کره جنوبی، لی جه-میونگ بود. او چند روز پس از سفر به پکن به راحتی با نخستوزیر ژاپن، تاکایچی سانائه، مشغول نواختن درام شد، اقدامی که نشاندهنده عدم اهمیت دادن این کشور به نگرانیهای چین بود.
ارزش سمبلیک دیدارهای دیپلماتیک
اگرچه که چین اکنون دست بالا را در صحنه ژئوپلیتیک دارد، اما چرا از رهبران خارجی خواستههای بیشتری ندارد؟ بخشی از پاسخ این سوال در قدرت نمادین این سفرها نهفته است. حضور رهبران خارجی در پکن پیام روشنی را برای رقیب دارد: جایگاه بزرگ چین و کاهش اعتماد به آمریکا.
حتی تثبیت روابط با کشورهایی که پیشتر قصد داشتند محصولات چین را از زنجیره تأمین خود حذف کنند، برای پکن یک موفقیت واقعی محسوب میشود. این وضعیت به چین فرصت میدهد تا توانمندیهای فناوری خود را توسعه دهد و در آینده از آن برای اهرم فشار استفاده کند. همزمان، شرکتهای چینی در زمینه تکنولوژی پاک امیدوارند تا با راهاندازی خطوط تولید در غرب، خود را در برابر جنگهای تعرفهای بیمه کنند.
از سویی بسیاری از اندیشمندان چینی باور دارند که اگر صبور باشند، چین در نهایت میتواند جهان را متقاعد کند که برخلاف آمریکا، ثبات و رفاه را به متحدان خود ارائه میدهد.
پیام تهدیدآمیز پکن
رهبران چین کاملا از قدرت اقتصادی عظیم خود آگاه هستند. آنها ترامپ را مجبور کردند تا از شدیدترین اقدامات جنگ تجاری عقبنشینی کند. آنها میدانند که چگونه شرایط را برای کشورهایی که قوانین بازی را رعایت نمیکنند، سخت کنند. حتی برخی از جناحهای تندرو در داخل معتقدند که چین باید فشار بیشتری را وارد کند. برای نمونه، سفیر چین در استرالیا اخیرا نوشته است: غیرقابل قبول است که از ارتباط با چین بهره ببرند و همزمان به منافع اصلی آن بیاعتنایی کنند.
به بیان ساده، این پیام به معنای تهدید جدید برای رهبران خارجی است: یا از مواضع چین در قبال تایوان حمایت کنید، یا با پیامدهای اقتصادی آن روبهرو شوید.