مستندات رسانههای آمریکایی از حمله موشکی به مدرسه میناب/ یک اشتباه ساده یا نقض عمدی قوانین جنگ؟
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از خبرآنلاین، در روز ابتدایی جنگ ائتلاف آمریکا-اسرائیل علیه ایران، خبری تلخ و تکاندهنده از شهر میناب در جنوب ایران منتشر شد که ابعاد تازهای به این درگیری بخشید. آنچه در ابتدا به عنوان یک حمله معمولی به تأسیسات نظامی گزارش شده بود، به تدریج تصویر دیگری از خود نشان داد: اصابت یک موشک کروز آمریکایی به مدرسهای دخترانه و کشته شدن حدود ۱۷۵ دانشآموز و معلمان آن، مردم را در بهت و حیرت فرو برد.
در این روز که آسمان شهرهای مختلف ایران شاهد موشکهایی بود که به سمت پایگاههای نظامی و تأسیسات هستهای شلیک میشدند. در شهر میناب، واقع در استان هرمزگان، یک پایگاه دریایی متعلق به سپاه پاسداران در نزدیکی یک مدرسه دخترانه به نام «شجره طیبه» هدف قرار گرفت. اما آنچه رخ داد، فراتر از هدف قرار دادن یک پایگاه نظامی بود.
ساعاتی پس از حمله، ویدیوهایی در شبکههای اجتماعی منتشر شد که نشان میداد موشکی – که بعدها مشخص شد از نوع تاماهاوک آمریکایی است، پس از اصابت به نزدیکی مدرسه، ساختمان آن را به کلی ویران کرده است. تصاویر ماهوارهای که بعداً توسط رسانهها منتشر شد، گودال عمیق ناشی از انفجار را درست در کنار ویرانههای مدرسه نشان میداد. برآوردها حاکی از آن بود که بین ۱۶۵ تا ۱۸۰ نفر، عمدتاً دانشآموزان دختر ۱۲ تا ۱۷ ساله و چند تن از کارکنان مدرسه، در این حمله جان باختهاند.
در روزهای پس از این فاجعه، رسانههای معتبر آمریکایی با بررسی دقیق شواهد، به این نتیجه رسیدند که این حمله به احتمال بسیار زیاد کار نیروهای آمریکایی بوده است. نیویورک تایمز در هشتم مارس با انتشار تحلیل دقیقی از ویدیوها و تصاویر ماهوارهای، تأیید کرد که «موشک تاماهاوک آمریکایی به پایگاه دریایی سپاه در مجاورت مدرسه اصابت کرده و موج انفجار و ترکشها باعث تخریب کامل مدرسه شده است».
خبرگزاری آسوشیتدپرس نیز در نهم مارس گزارش داد که «شواهد تصویری و میدانی قویاً نشان میدهد که این حمله از سوی نیروهای آمریکایی انجام شده است». تحلیلگران این خبرگزاری با تطبیق مسیر موشک در ویدیوها با مختصات جغرافیایی منطقه، به این نتیجه رسیدند که موشک از سمت خلیج فارس و از موقعیتی شلیک شده که تنها ناوهای آمریکایی در آن مستقر بودند.
رویترز نیز در ششم مارس به نقل از منابع آگاه در پنتاگون گزارش داد که «تحقیقات اولیه داخلی وزارت دفاع آمریکا نشان میدهد که ایالات متحده احتمالاً مسئول این حمله است». این منابع تأکید کردند که هدف مورد نظر، پایگاه دریایی سپاه بوده، اما به دلیل اطلاعات قدیمی و عدم تطابق مختصات، مدرسه مجاور نیز در محدوده هدف قرار گرفته است.
انکار ترامپ در برابر واقعیتها
دونالد ترامپ که در طول جنگ همواره بر دقت بالای حملات آمریکایی تأکید کرده بود، پس از انتشار اخبار مربوط به فاجعه میناب، با موضعی تدافعی وارد عمل شد. او در گفتگو با خبرنگاران در هشتم مارس ادعا کرد: «این کار ایران بود. موشکهای آنها بسیار نادقیق است و خودشان مدرسه را زدهاند». پیت هگسث، وزیر دفاع آمریکا، نیز در اظهاراتی مشابه گفت که «آمریکا هرگز عمداً غیرنظامیان را هدف نمیگیرد» و وعده داد که تحقیقات کاملی در این زمینه انجام خواهد شد.
اما این ادعاها با تناقضهای جدی روبهرو بود. نخست، ویدیوهای منتشرشده مسیر موشک را از سمت آبهای خلیج فارس نشان میداد، در حالی که موشکهای ایرانی از سمت خاک ایران شلیک میشوند. دوم، تصاویر ماهوارهای منتشرشده توسط Planet Labs و سایر شرکتهای تصویربرداری، نشان میداد که دهانه انفجار درست در محل پایگاه سپاه ایجاد شده و مدرسه در مجاورت آن قرار داشته است. اگر موشک ایرانی بود، میبایست از سمت دیگر به این منطقه اصابت میکرد.
تحقیقات پنتاگون: پذیرش ضمنی مسئولیت
در حالی که ترامپ و تیمش در انظار عمومی مسئولیت را رد میکردند، در پشت پرده، پنتاگون تحقیقات خود را آغاز کرده بود. بر اساس گزارش رویترز در ششم مارس، این تحقیقات که با مشارکت کارشناسان مستقل انجام میشد، به سرعت به این نتیجه رسید که «محتملترین سناریو، مسئولیت نیروهای آمریکایی است».
یکی از افسران ارشد بازنشسته که در این تحقیقات شرکت داشت، به شرط ناشناس ماندن به رویترز گفت: «ما از همان ابتدا میدانستیم که این یکی از آن اشتباهات تلخ جنگی است که گاهی رخ میدهد. اما مشکل اینجاست که دولت نمیخواهد بپذیرد، چون هزینه سیاسی بالایی دارد».
سیبیاس نیوز در نهم مارس گزارش داد که ارزیابی اولیه که با کمک سامانههای هوش مصنوعی پنتاگون انجام شده، نشان میدهد که «خطای هدفگیری ناشی از اطلاعات قدیمی و عدم تطابق مختصات مدرسه و پایگاه» عامل اصلی این فاجعه بوده است. به گفته این گزارش، مدرسه در نقشههای قدیمی به عنوان بخشی از محوطه پایگاه ثبت شده بوده و همین اشتباه فاحش، منجر به هدف قرار گرفتن آن شده است.
ابعاد انسانی و واکنش بینالمللی
فاجعه میناب واکنشهای گستردهای در سطح بینالمللی برانگیخت. سازمان ملل متحد با صدور بیانیهای خواستار تحقیقات شفاف و مستقل در این زمینه شد. آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل، گفت: «هدف قرار گرفتن غیرنظامیان، به ویژه کودکان، در هر جنگی غیرقابل قبول است و باید با آن به عنوان یک جنایت جنگی برخورد شود».
کمیته بینالمللی صلیب سرخ نیز با ابراز تأسف عمیق، خواستار دسترسی فوری تیمهای امدادی به منطقه و کمکرسانی به بازماندگان شد. سازمانهای حقوق بشری متعدد نیز این رویداد را «نقض آشکار قوانین بینالمللی بشردوستانه» خواندند و خواستار محاکمه عاملان آن در دادگاههای بینالمللی شدند.
در خود ایران، مراسم تشییع دستهجمعی قربانیان با حضور گسترده مردم برگزار شد. تصاویر پیکرهای کوچک که در تابوتهای سفید قرار داشتند، در سراسر جهان منتشر شد و احساسات ضدجنگ را در بسیاری از کشورها برانگیخت. شبکههای اجتماعی مملو از پیامهایی بود که ترامپ و دولت او را محکوم میکردند و خواستار توقف فوری جنگ میشدند.
یک اشتباه ساده یا نقض عمدی قوانین جنگ؟
پرسشی که پس از این فاجعه مطرح شد، این بود که آیا این یک اشتباه ساده و ناخواسته بوده، یا نشانهای از بیتوجهی به قوانین جنگ و حقوق غیرنظامیان؟ قوانین بینالمللی بشردوستانه، به ویژه کنوانسیونهای ژنو، طرفهای درگیر را موظف میکند که در هر حمله، میان اهداف نظامی و غیرنظامی تمایز قائل شوند و از حملات نامتناسب که تلفات غیرنظامی بالایی به بار میآورد، خودداری کنند.
در مورد میناب، دو مسئله کلیدی وجود داشت. نخست، اگر مدرسه واقعاً در نقشههای نظامی آمریکا به اشتباه به عنوان بخشی از پایگاه ثبت شده بود، این نشاندهنده نقص فاحش در سیستم اطلاعاتی و هدفگیری آمریکاست. چنین اشتباهی، با توجه به فناوری پیشرفتهای که آمریکا در اختیار دارد، به سختی حتی برای امریکایی ها قابل توجیه است.
دوم، حتی اگر هدف اصلی پایگاه نظامی بوده، اما با توجه به نزدیکی مدرسه به آن، طرف حملهکننده موظف بوده است که از انجام حملهای که به احتمال زیاد تلفات غیرنظامی سنگینی به بار میآورد، خودداری کند. این همان اصل «تناسب» در قوانین جنگ است. بسیاری از کارشناسان حقوق بینالملل معتقدند که حمله به پایگاهی در چنین فاصله نزدیکی از یک مدرسه، بدون در نظر گرفتن تدابیر ویژه برای حفاظت از غیرنظامیان، خود نوعی نقض قوانین جنگ است.
در مجموع، فاجعه میناب، صرفنظر از اینکه نتیجه یک اشتباه بوده یا بیتوجهی، زخمی عمیق بر پیکر جنگ بر جای گذاشت که به این زودیها التیام نخواهد یافت. برای خانوادههای ۱۷۵ دانشآموز و کارمند مدرسه شجره طیبه، این فاجعه یک تراژدی شخصی و غیرقابل جبران است. برای جامعه بینالمللی، یادآوری تلخ هزینههای انسانی جنگهای مدرن و اهمیت پایبندی به قوانین بشردوستانه است.
آنچه پس از این فاجعه ضروری به نظر میرسد، انجام یک تحقیق شفاف، بیطرفانه و بینالمللی برای روشن شدن تمام ابعاد آن، و سپس جبران خسارتهای وارده به قربانیان و خانوادههای آنهاست. اما مهمتر از همه، این رویداد باید به عنوان یک هشدار جدی برای همه طرفهای درگیر در منازعات منطقهای باشد که غیرنظامیان، به ویژه کودکان، هرگز نباید بهای اشتباهات محاسباتی و درگیریهای سیاسی را بپردازند. تاریخ قضاوت خواهد کرد که آیا عاملان این فاجعه پاسخگوی این جنایت نابخشودنی خواهند بود یا خیر؟