جاهطلبی بی پایان ترامپ؛ از برجهای نیویورک تا نظم جهانی | مرز میان سیاست خارجی و منافع خانوادگی ترامپ مبهم است
به گزارش اقتصادنیوز، در تاریخ سیاسی آمریکا کمتر دورهای را می توان یافت که به اندازه هفتههای اخیر، درباره آنچه که شخص رئیسجمهور در حال انجام دادن است، چنین ابهام گستردهای وجود داشته باشد. از روز ۲۸ فوریه که دونالد ترامپ دستور حمله نظامی علیه ایران را صادر کرد، پاسخ روشنی از سوی دولت او درباره هدف واقعی این اقدام داده نشده است. بسیاری می پرسند که آیا اصلا هدف مشخصی وجود دارد؟
دکترین سیاسی مبهم
مایکل هیرش در فارن پالیسی نوشت: در این میان، بسیاری از تحلیلگران همواره تلاش کرده اند تا با بررسی جداگانه تصمیمات دونالد ترامپ، به درک درستی از دکترین سیاسی او برسند. تصمیمات جنجالی او در این مدت از تقابل با ایران و ربودن رئیس جمهور ونزوئلا تا ایدههای جنجالی درباره گرینلند، گسترده بوده است. این درحالی است که تمرکز صرف بر این اقدامات بهصورت جدا می تواند واقعیت اصلی را پنهان کند.
جاهطلبی برای ساختن یک نظم جدید جهانی
برخی از کسانی که سالها زندگی و شخصیت ترامپ را مطالعه کردهاند، معتقدند که او در ذهن خود به دنبال پروژهای بزرگتر است؛ پروژهای به منظور کنار گذاشتن نظم جهانی فعلی و جایگزینی آن با نظمی جدید، با امضای خاص شخص او است. دونالد ترامپ ادعا می کند که نظم جهانی کنونی ضعیف و ناکارآمد است و باید با نظمی جدید جایگزین شود.
اقتصادنیوز: متحدان آمریکا در خاورمیانه برای پایان دادن به جنگ فشار میآورند. به گفته یک منبع آگاه، مقامات سعودی خواهان پایان جنگ بوده و از آمریکا خواستهاند تا زیرساختهای نفتی ایران هدف قرار نگیرد؛ چرا که در آن صورت ایران هم دست به اقدامات شدیدتر خواهد زد.
گوندا بلر، در کتاب ترامپ، سه نسل از سازندگان و یک نامزد ریاست جمهوری می گوید: دونالد ترامپ همیشه با مفهوم برندسازی زندگی کرده و برای او، همیشه همهچیز درباره برند بوده؛ حالا او در حال برندسازی برای کل جهان است.
درحقیقت، اگر به مسیر زندگی او نگاه کنیم، یک خط مشترک همیشه وجود داشته است: میل دائمی برای بازسازی محیط اطراف به تصویر دلخواه خود. او زمانی تلاش می کرد تا تصویر نیویورک را با برجهای خود تغییر دهد. همچنین بعد از سال ۲۰۱۶ دستور کار حزب جمهوری خواه را دگرگون کرد و شعار اول آمریکا را بر آن حک کرد. امروزه حتی پایتخت آمریکا نیز به نوعی به شهر ترامپ تبدیل شده است.
حال این جاهطلبی ها ابعاد جهانی گرفته است، به اندازه ای که میتوان آن را دنیای ترامپ نامید.
پروژهای برای جاودانگی سیاسی
در نگاه ترامپ، میراثی که او از خود به جا میگذارد باید از همه رؤسایجمهور پیشین بزرگتر باشد. او بارها از تلاش برای ورود آمریکا به «دوران طلایی» گفته است و می خواهد تا نام خود در تاریخ را در میان بزرگترین رؤسایجمهور ثبت کند.
این میل به جاودانگی از همان سالهای فعالیت در املاک و مستغلات نیز دیده میشد؛ او پروژههای بزرگ ساختمانی را راهی برای جاودانه شدن میدانست.
اما این جاهطلبی همیشه با خود نوعی خودباوری افراطی همراه بوده است؛ اعتماد به غریزهای که او را از ضعف رقبا و بهره بردن از آن ها آگاه می کند.
ترامپ از توافقات خارج شد چون...
در دوران ریاستجمهوری، ترامپ بارها توافقهای بینالمللی قبلی را کنار گذاشت. از جمله نفتا، توافق هستهای برجام با ایران در سال ۲۰۱۵، و توافق اقلیمی پاریس.
به گفته تحلیلگران، یکی از دلایل این تصمیمها این بوده که او نمیخواست میراث سیاستهایی را ادامه دهد که دیگران ساخته بودند. او حتی در مقاطعی پیشنهاد داد که سازمان ملل متحد با نهادی جدید به نام هیئت صلح جایگزین شود؛ نهادی که خود در رأس آن قرار بگیرد.
رؤیای همیشگی جایزه صلح
ترامپ بارها از دریافت نکردن جایزه صلح نوبل شکایت کرده است. در یکی از عجیبترین پیشنهادهای سال ۲۰۲۶، یکی از مقامات اسرائیلی به نام اوفیر آکونیس پیشنهاد کرد که این جایزه به طور مشترک به ترامپ و بنیامین نتانیاهو داده شود، پیشنهادی که برای بسیاری بیشتر شبیه به یک طنز تلخ بود؛ بهویژه زمانی که جنگی جدید در خاورمیانه آغاز شده بود.
اما در ذهن ترامپ تناقضی میان جنگ و صلح وجود ندارد. به گفته بلر، از نظر او جهانی که خودش اداره کند، همان تعریف صلح است. ترامپ هنگام اعلام عملیات علیه ایران مدعی شد: «ما این کار را برای آیندگان انجام میدهیم.»
سیاست خارجی یا پروژه خانوادگی؟
برخی تحلیلگران معتقدند این چشمانداز جهانی ممکن است با منافع اقتصادی خانواده ترامپ نیز گره خورده باشد. خانواده او در سالهای اخیر قراردادهای میلیارددلاری با کشورهایی چون عربستان سعودی و امارات منعقد کردهاند؛ کشورهایی که اغلب از مخالفان سرسخت حکومت ایران هستند. در چنین شرایطی، مرز میان سیاست خارجی و منافع خانوادگی مبهم به نظر میرسد.
ریسک بالای اقدامات جهانی ترامپ
با این حال، اجرای چنین پروژه جهانی بدون ریسک نیست. ایران در برابر حملات، پاسخی شدید داده و قیمت نفت نیز به شکل چشمگیری افزایش یافته است.
منتقدان یادآوری میکنند که تاریخچه تجاری ترامپ نیز پر از ریسکهای بزرگ بوده است. او پس از موفقیتهای اولیه، چندین بار بیش از حد کسب و کار خود را گسترش داد و در نهایت با ورشکستگی در شش تا از شرکت های خود مواجه شد.
برخی تحلیلگران احتمال تکرار همین الگو را در سیاست خارجی او نیز پیش بینی می کنند. وقتی از مقامات دولت در واشنگتن درباره هدف حمله به ایران سؤال میشود، پاسخها میان «برنامه هستهای»، «موشکهای بالستیک» یا «تغییر حکومت» در نوسان است.
خطر تکرار تجربه عراق و افغانستان
تحلیلگران امنیتی هشدار میدهند که چنین مداخلاتی میتواند آمریکا را درگیر جنگهای طولانی کند؛ تجربهای که پیشتر در عراق و افغانستان اتفاق افتاد. به گفته ست جی. جونز از مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی، اوضاع این جنگها خوب بود؛ اما زمانی که آمریکا برای تغییر ساختار سیاسی این کشورها اقدام کرد، درگیریهای طولانی و شورشهای مسلحانه آغاز شد
آیا نظم جهانی جدیدی در حال شکلگیری است؟
برخی کارشناسان معتقدند اقدامات ترامپ بیش از آنکه نظم جدیدی بسازد، در حال تخریب نظم قدیمی پس از جنگ جهانی دوم است.
به گفته ربکا لیزنر، مقام سابق امنیت ملی آمریکا، این سیاستها یادآوری می کنند که آمریکا همچنان قدرت نظامی عظیمی دارد، اما استفاده از این قدرت هزینههای سنگینی را به همراه دارد.
همه چیز از رویدادی در جوانی شروع شد
برای فهم شخصیت ترامپ، برخی زندگینامهنویسان به حادثهای در جوانی او اشاره میکنند.
در سال ۱۹۶۴، ترامپ ۱۸ ساله همراه پدرش در مراسم افتتاح پل ورازانو نارووز در نیویورک شرکت کرد. این پل یکی از مهمترین پلهای معلق در جهان است. در این مراسم، نام مهندس سوئیسی طراح پل، اوتمار آمان ، تقریبا نادیده گرفته شد. ترامپ بعدها گفت که دیدن این صحنه برایش یک درس مهم داشته: «اگر اجازه دهید دیگران با شما هرطور که میخواهند رفتار کنند، شما را احمق جلوه خواهند داد.» بنابرابن او تصمیم گرفت تا نامش را روی هر پروژهای که میسازد، حک کند.
نامی که باید همه جا حک شود
از برجهای بلند گرفته تا سیاست جهانی، ترامپ همیشه به دنبال یک چیز است: اعتبار و دیده شدن.
جملههایی مانند «هیچکس برایم اعتبار قائل نمیشود» یا «آنها هرگز به من اعتبار نمیدهند» هنوز از جمله عبارتهای مورد علاقه اوست. شاید همین میل به دیده شدن است که امروز برخی تحلیلگران را به این نتیجه رسانده: ترامپ نه فقط در حال اداره سیاست خارجی آمریکا، بلکه در حال تلاش برای ساختن بزرگترین برند شخصی تاریخ سیاست جهانی است.