صباح زنگنه: حمله پیشدستانه ایران به آمریکا بدون هزینه و پیامد نیست | هیچ دود سفیدی به نفع ایران از آژانس برنخواهد خواست
به گزارش اقتصادنیوز، روند تحولات در روابط ایران و آمریکا طی روزهای اخیر شتاب گرفته است. حملات نظامی متقابل، تشدید فشارهای اقتصادی با تحریم بانکهای مرتبط با ایران، حمله به نفتکشها در تنگه هرمز و افزایش فشار بر شبکههای لجستیکی ایران، همگی از ورود تنشها به مرحلهای تازه حکایت دارند. پرسش این است که آیا این اقدامات در مسیر ایجاد اهرمهای جدید در میز مذاکرات در آینده است، یا به سمت جنگی فراگیر، به ویژه پس از انتخابات میاندورهای آمریکا قرار داریم؟
اقتصادنیوز: تحلیلگر سیاست خارجی و دیپلمات پیشین میگوید: روسیه بیشترین منفعت را از درگیریها در خلیج فارس و تقابل میان ایران، آمریکا و اسرائیل برده است. این جنگ باعث شد تا توجهات بینالمللی از جنگ اوکراین منحرف شود.
در همین رابطه، اقتصادنیوز با صباح زنگنه، کارشناس مسائل بین الملل و سفیر و نماینده اسبق ایران در سازمان همکاری اسلامی به بررسی روند تحولات اخیر و چشمانداز جنگ پس از انتخابات کنگره آمریکا پرداخته است.
او معتقد است که اراده کنونی آمریکا برای ادامه وضعیت تعلیق و شرایط نهجنگ نه صلح است، اما نتایج انتخابات کنگره میتواند بر چشمانداز جنگ تاثیر بگذارد؛ بهخصوص آنکه جریانهای سیاسی متفاوتی از احزاب سنتی در آمریکا فعال شدهاند.
او همچنین توان کشورهای منطقه برای تغییر رویکرد جنگی آمریکا را کافی نمیداند.
مشروح گفتوگوی اقتصادنیوز با صباح زنگنه را در ادامه بخوانید؛
***
* آقای صباح زنگنه! سرعت تحولات در روابط میان ایران و آمریکا شدت گرفته است . از یک سو، شاهد حملات دو کشور به مواضع یکدیگر بوده ایم؛ در بعد اقتصادی، چند بانک مرتبط با ایران تحت تحریم قرار گرفته اند. مسئله حملات اخیر به نفتکشها نیز مطرح است. تحلیل جنابعالی درباره روند فعلی حاکم بر مناسبات و روابط دو جانبه میان ایران و آمریکا چیست؟ آیا این فضا به سمت شکلگیری یک جنگ تمامعیار حرکت میکند یا اینکه تمامی این فشارهای همهجانبه، تلاشی برای سوق دادن مجدد طرفین به منظور نشستن دوباره پای میز مذاکره است؟
دولت آمریکا در حال حاضر بیشتر تمرکز و وقت خود را به موضوع انتخابات پیشرو اختصاص داده، و در شرایطی نیست که بخواهد یک جنگ تمامعیار و گسترده را آغاز کند. از این رو، واشنگتن بیشتر تمایل دارد تا روند تحولات را با حفظ وضعیت کنونی، یعنی حالت «نه جنگ و نه صلح»، از طریق انجام حملات موردی و کوتاهمدت پیش ببرد.
در مقابل، جمهوری اسلامی ایران نیز متقابلا حملات تلافیجویانه خود را انجام میدهد که این واکنشها، بسته به شرایط، یا با همان میزان و شدت حملات طرف مقابل و یا کمی بیشتر از آن خواهد بود.
محیط دیپلماسی منطقهای و بینالمللی بسیار آشفته، متلاطم و فاقد ثباتی روشن و پایدار است. همه کشورها نیز به دنبال کسب منافع بیشتری از همین وضعیت «نه جنگ و نه صلح» هستند. البته در این میان، تمایل چندانی برای ورود جدی و مستقیم به صحنه به منظور برداشتن گامهای اساسی وجود ندارد.
از طرفی، کشورهای همسایه نیز هر کدام به دلایل متفاوتی، اقداماتی را انجام دادهاند و در راستای حفظ منافع خود تلاش کردهاند تا از توسعه و گسترش دامنه جنگ جلوگیری کنند؛ چرا که مراکز، پایگاههای نظامی و تأسیسات مربوط به نیروهای آمریکایی دقیقا در خاک آنها مستقر هستند.
این کشورهای همسایه صرفاً تلاش میکنند تا آثار منفی ناشی از درگیریها به خود را به حداقل ممکن برسانند؛ اما برای انجام دادن اقدامی جدی که بتواند آمریکا را متقاعد به دست برداشتن از جنگافروزی و حرکت به سمت راهکارهای دیپلماتیک بکند، توان و قدرت کافی را در اختیار ندارند.
در حقیقت، اکنون جریانهای صهیونیستی، چه در داخل اسرائیل و چه در خود آمریکا که حامی سرسخت اسرائیل به شمار میروند، بسیار فعالتر عمل میکنند؛ آنها مبالغ مالی سنگینی را هزینه کرده و تمام تلاش خود را به کار بستهاند تا دونالد ترامپ را بیش از پیش درگیر این قضایا نگه دارند.
اثر انتخابات کنگره بر آینده جنگ ایران
* به موضوع انتخابات میاندورهای آمریکا اشاره کردید؛ تحلیل شما درباره تأثیر این انتخابات بر روابط فعلی تهران و واشنگتن چیست؟ نتیجهای که از این انتخابات حاصل خواهد شد، چه اثری بر روند جنگ دارد و آیا فکر میکنید ممکن است پس از برگزاری انتخابات شاهد تشدید تنشهای نظامی باشیم؟
بدون شک برگزاری انتخابات، پیامدها و نتایج خاص خود را به همراه خواهد داشت. موازنه قوا و وزنکشی نیروهای سیاسی که وارد عرصه رقابتهای انتخاباتی میشوند، در ایام انتخابات با وضوح بیشتری مشخص خواهد شد.
در ساختار سیاسی آمریکا، جناحهای سیاسی یا نیروهای احزاب مختلفی حضور دارند که منافع اقتصادی آنها با افزایش قیمت نفت تأمین میشود؛ پدیدهای که بعضا مشابه آن را در کشور خودمان نیز شاهد هستیم. در نقطه مقابل این جریان، جناحها و نیروهایی هستند که تمایل به کنترل قیمت نفت برای جلوگیری از نارضایتی عمومی، کشیده شدن تودههای مردم به صحنه و شکلگیری اعتراضات گسترده در بافت سیاسی آمریکا دارند. آنها در تلاشاند تا فشارهای سیاسی مضاعفی بر حزب جمهوریخواه وارد نشود.
اقتصادنیوز: نصرتالله تاجیک، دیپلمات بازنشسته، با بعید دانستن تبدیل تحرکات اخیر ایران و آمریکا به جنگی تمامعیار، تأکید کرد فشار اقتصادی واشنگتن با هدف کشاندن تهران به مذاکره است و باید مسیر گفتوگو و میانجیگری برای احیای تفاهم اسلامآباد باز بماند.
بنابراین، خود مقوله انتخابات و تلاش مستمر احزاب برای جذب حامیان بیشتر، یک معرکه و کارزار واقعی است که کمپینها و تبلیغات گستردهای را با خود به همراه خواهد داشت.
موفقیت در این عرصه به میزان زیادی به قدرت تبلیغات رسانهای و ظرفیت جذب مخاطب توسط هر یک از طرفین بستگی دارد. با این حال، در حال حاضر شاهد هستیم که در شمار قابلتوجهی از ایالتهای آمریکا، تمایل عمومی برای حمایت از دونالد ترامپ و حزب جمهوریخواه کاهش یافته و کمتر دیده میشود.
در برخی دیگر از ایالتها نیز شاهد ورود نیروهای نوخواسته و تازهنفس به عرصه سیاسی هستیم که تلاش میکنند تا فراتر از بازیهای سنتی دو حزب اصلی و کسبوکارهای سیاسی متداول، بیشتر بر روی منافع مستقیم مردم تمرکز کنند تا نفع حزبی. از این رو، انتخابات پویایی و دینامیسم خاص خود را دارد.
توان اقتصادی و انگیزه سیاسی برای جنگی بزرگ وجود ندارد
همه چیز در نهایت به وزنکشی وضعیتها در ایام انتخابات و نوع حمایتهای مختلفی که صورت میگیرد، بستگی خواهد داشت. در آینده نزدیک خواهیم دید که کدامیک از این نیروها و جریانها امکان رشد و موفقیت بیشتری دارند و به هر حال تحولات به چه سمتی پیش میروند. واقعیت این است که هر دو جناح و جریان سیاسی بزرگ در آمریکا، از این انتخابات چنان پرهزینه و با صرف انرژی فراوان خارج خواهند شد که هیچکدام توان اقتصادی و انگیزه سیاسی لازم را برای آغاز یک جنگ وسیع و تمامعیار نخواهند داشت.
حمله پیشدستانه بدون پیامد نیست
* با توجه به تشدید فشارهای نظامی و اقتصادی فعلی، فکر میکنید این احتمال وجود دارد که جمهوری اسلامی ایران برای تغییر دادن معادله حاکم، به جای به انتظار نشستن برای حملات بعدی آمریکا، خود به گزینه «اقدام پیشدستانه» روی بیاورد؟ به بیان دیگر، اساساً چه شرایط و سناریوهایی میتواند تهران را به این جمعبندی راهبردی برساند که اقدام پیشدستانه، هزینهای بهمراتب کمتر از حفظ وضعیت موجود برای کشور به همراه دارد؟
با درنظر گرفتن ادبیات جاری در فضای سیاسی کشور، تمایل کارشناسان و تصمیمسازان را بیشتر به نفع اقدامات پیشدستانه ایران میبینیم. البته ناگفته نماند که اقدامات پیشدستانه هم هزینههای خاص خود را دارد و هم پیامدهای آن کاملاً مشخص است. ظاهراً محاسبات استراتژیک ایران بر این پایه استوار است که چون جنگ در قلمرو سرزمینی آمریکا نیست، در داخل این کشور، برخلاف ایران که به طور مستقیم هزینه جنگ را میپردازد، هزینهها همچنان ملموس نیست و مردم هنوز درد و رنج مستقیم ناشی از جنگ را لمس نکرده است. اکنون این مردم ایران هستند که به شهادت میرسند و تأسیسات کشور است که دچار خسارت و تلفات میشود.
درست است که در جریان این تقابلها، تأسیسات و پایگاههای نظامی آمریکا تخریب میشوند، اعتبار بینالمللی و منطقهای آن آسیب میبیند و سایر قدرتهای جهانی نیز از این فضای تنشآلود به نفع خود بهرهبرداری میکنند، اما با وجود همه این موارد، آن لمسِ واقعیِ رنج و تبعات مستقیم جنگ هنوز در داخل جامعه آمریکا مشاهده نشده است و قطعاً تمامی این متغیرها و عناصر در اتخاذ تصمیم نهایی کشور مؤثر خواهند بود.
* در رابطه با همین فشارهای اقتصادی و تداوم حالت تعلیقی که به آن اشاره فرمودید، تحریم شبکه بانکی و تشدید فشارهایی که بر کانالهای مالی ایران اعمال میشود، چه جایگاهی در راهبرد کلی و کلان واشنگتن دارد؟ به نظر شما، آیا این اقدامات میتوانند مقدمهای جهت وادار ساختن ایران برای بازگشت به پای میز مذاکرات باشند یا اینکه بخشی از یک برنامه آمادهسازی برای تقابل طولانیمدتتر محسوب میشوند؟
واشنگتن از طریق این سیاستها، بیشتر به دنبال تضعیف بنیه اقتصادی و استراتژیک ایران و درگیر کردن بیشتر کشور در بحرانهای متعدد است تا در نهایت زمینه کشیده شدن ایران به یک درگیری و مواجهه نظامی فراهم شود.
در خصوص مذاکرات هم باید بگویم که جمهوری اسلامی ایران هیچ مشکلی با اصل گفتوگو ندارد و خود را برای هر دو مسیر احتمالی آماده کرده است؛ چه مسیر مذاکره و دیپلماسی و چه مسیر تداوم درگیری و تقابل. بنابراین، این آمادگی برای ورود به مذاکرات، همزمان با حفظ کامل توان تدافعی و آمادگی نظامی و عملیاتی در میدان خواهد بود. حال باید منتظر ماند و دید که آمریکا تا چه حد توانایی اتخاذ این تصمیم راهبردی را دارد و تا چه میزان منافع خود و متحدان منطقهایاش را در نظر میگیرد تا روند تحولات به این سمت هدایت شود.
تحولات لبنان بر معادلات آینده اثرگذار هستند
اگر فشارهای وارده چنین تأثیرات معکوسی را بر معادلات بگذارد، طبیعتا آمریکا نیز تمایل بیشتری برای ورود به فرآیند مذاکره نشان خواهد داد؛ هرچند که همواره باید به اتفاقات و رویدادهای جاری در لبنان نیز توجه داشت. به نظر میرسد رژیم اسرائیل همچنان خود را آماده میکند تا شرایطی را به وجود آورد که آمریکا را هرچه بیشتر درگیر بحرانهای منطقهای کرده و هزینههای گزافی را به واشنگتن تحمیل نماید. حال باید دید مقامات و تصمیمگیرندگان آمریکایی تا چه زمانی مایل به پیروی از سیاستها و رفتارهای دولت حاکم در تلآویو خواهند بود.
تنگه هرمز گره جدیدی در منازعه ایران و آمریکا بود
* از دیدگاه شما، گره و بنبست اصلی کنونی در تقابل میان ایران و آمریکا چیست؟ فکر میکنید اکنون دستیابی به یک توافق بر سر تنگه هرمز دشوارتر و پیچیدهتر است، یا حلوفصل موضوعات هستهای؟ یا اینکه همچنان هر یک از این پروندهها در جایگاه خود از سختی و اهمیت ویژهای برخوردارند؟
در ادعایی که آمریکاییها مطرح میکنند این است که تاسیسات و برنامه هستهای ما را نابود کردهاند. اما اگر این ادعا درست است، پس دیگر به دنبال چه هستند و چه مطالبهای دارند؟
اما موضوع تنگه هرمز، متغیری جدید و بیسابقه در معادلات منطقهای و بینالمللی بود که برای آمریکا بسیار سنگین و غیرقابل هضم تمام شد.
اکنون واشنگتن در تلاش است تا این مشکل را با راهکارها و روشهای جایگزین مانند بحث گذرگاه جنوبی، استفاده از کشتیهای کوچکتر و انجام عملیات انتقال کالا و سوخت از کشتی به کشتی، که عملیاتی فوقالعاده دشوار، زمانبر و پرهزینه است و علاوه بر بار مالی سنگین و اتلاف وقت، آسیبهای زیستمحیطی جدی نیز به همراه دارد، حل کند. همه این اقدامات هم با این چشمانداز است که شاید بتواند وزن برگههای چانهزنی خود را در پای میز مذاکره افزایش داده و امتیازات بیشتری کسب کند و وضعیت مناسبتری را برای خود رقم بزند؛ اهدافی که البته تاکنون نتوانسته است به آنها نایل شود. بنابراین، کاخ سفید ناگزیر به پرداخت هزینههای بیشتر خواهد بود و در نهایت، تنها راهحل باقیمانده و نهایی، همان مسیر مذاکره و گفتوگوی مستقیم خواهد بود.
* نشست شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی از روز گذشته آغاز شد و برخی از اخبار حاکی از تلاشهایی برای تصویب قطعنامه جدید علیه ایران است. صدور چنین قطعنامهای تا چه اندازه شرایط و فضا را برای ایران سختتر خواهد کرد؟
واقعیت این است که طرف مقابل هر کاری که توانایی و تمایل انجام دادنش را داشت، تا کنون علیه ایران انجام داده است. از سوی دیگر، اعضای شورای حکام خود به شدت درگیر بحرانهای متعدد داخلی و بینالمللی هستند. وضعیت شکننده اقتصادی و چالشهای جدی بخش انرژی در اروپا, آمریکا و سایر کشورهای عضو شورای حکام کاملا برای آنها ملموس و نگرانکننده است.
دود سفیدی به نفع ایران از جلسات آژانس بلند نمیشود
از طرفی، جمهوری اسلامی ایران نیز به صراحت اعلام کرده است که تاکنون هیچ سودی از اقدامات آژانس ندیده است؛ لذا بسیار بعید به نظر میرسد که اجازه دسترسی مجدد به بازرسان آژانس داده شود.
آژانس تا به امروز هیچ گام مثبت و سازندهای در جهت ارائه خدمات فنی به ایران برنداشته و صرفاً بار مالی و نظارتی مضاعفی را بر دوش کشورمان گذاشته است.
در این میان، مدیرکل فعلی آژانس نیز ظاهراً دل در گرو رقابتها و لابیهای مربوط به انتخاب دبیرکل آینده سازمان ملل متحد دارد؛ این رویکرد شخصی و سیاسی او، تردیدهای جدیتر و عمیقتری را پیرامون سلامت و بیطرفی مدیریت آژانس ایجاد میکند؛ چرا که او به وضوح تلاش خواهد کرد تا رأی و نظر مثبت قدرتهای بزرگ جهانی را با خود همراه سازد.
بنابراین، با توجه به این شواهد و رویکردها، میتوان گفت که دود سفیدی از جلسات آژانس به نفع ایران متصاعد نخواهد شد.