کالابرگ در ذهن مردم؛ از حمایت تا تردید | نه مخالف اصلاح اقتصادی هستیم نه مدافع رانت اما....| «اعتماد» حلقه گمشده است!
به گزارش اقتصادنیوز، حذف ارز ترجیحی، تصمیمی که سالها از ضرورت آن گفته میشد، حالا به مرحله اجرا رسیده؛ اما آنچه مردم تجربه میکنند به جز پایان رانت، آغاز فشاری تازه بر معیشت شده است.
گفتوگو با اقشار مختلف، از زن سرپرست خانوار تا دانشآموخته اقتصاد، از پدر بازنشسته تا زوجهای جوان، نشان میدهد مسئله اصلی مخالفت با اصل این سیاست نیست و عموم مردم برای حذف رانت ارز ترجیحی پذیرای این طرح بودند؛ اما پرسش مشترک این است که چرا این جراحی، بدون آمادگی، در بدترین زمان و با کمترین ابزار جبرانی انجام شد؟
معیشتی که میان اولویتها گم میشود
نرگس ۳۲ ساله، زن سرپرست خانوار است. ماهانه حدود ۱۰ میلیون تومان درآمد دارد و حالا باید با قیمتهای جدید و دو میلیون تومان کالابرگ، هزینه زندگی خود و فرزند خردسالش را تأمین کند. او از زندگیای میگوید که زیر فشار معیشت فروپاشید؛ همسری که رفت و دیگر بازنگشت و مسئولیتی که ناگهان تمامقد روی شانههایش افتاد.
اقتصادنیوز: محمدمهدی بهکیش، اقتصاددان در رابطه با تصمیم جدید دولت درخصوص کالابرگ گفت: دولت اعلام کرده که ماهانه یک میلیون تومان کالابرگ برای هر نفر در نظر گرفته میشود. اما مشخص نیست این رقم بر چه مبنایی تعیین شده و محاسبات پشت آن چیست. احتمالاً محاسباتی در پشت صحنه انجام شده، اما آنچه این سیاست را پیچیدهتر میکند، این وعده است که در صورت افزایش نرخ ارز و تورم، مبلغ کالابرگ نیز افزایش خواهد یافت.
نرگس میگوید نمیداند باید چه چیزی را در این اوضاع برای فرزندش در اولویت بگذارد؛ آموزش، درمان یا تغذیه؟
از نگاه او، سیاستهای جدید نهتنها انتخابها را بیشتر نکرده، بلکه او را میان چند بنبست جدید قرار داده است. میگوید:«هر طرفش رو میگیری، یه طرف دیگهاش رها میشه.» حذف ارز ترجیحی برای او یک تصمیم اقتصادی نیست؛ تجربهای روزمره از ناتوانی در برنامهریزی برای آینده است.
گرانی بدون توضیح، تورم بدون جبران
مهدی ۳۴ ساله، بهدلیل جهش قیمت مسکن خانه مجردیاش را تحویل داده و به خانه خانواده بازگشته است. او میگوید بسیاری از اطرافیانش اصلاً نمیدانند ارز ترجیحی چه بوده یا چرا حذف شده؛ تنها چیزی که لمس میکنند، افزایش قیمتها است. «نه فقط پدر و مادر من، خیلیها فقط میدونن گرونی شده، بدون اینکه بدونن چرا یا قراره چطور جبران بشه.»
او از دست دادن استقلال را یکی از تبعات خاموش این سیاست میداند. بازگشت به خانه خانواده برای او فقط یک جابهجایی مکانی نیست؛ نشانهای از عقبگرد نسلی است که زیر فشار اقتصاد، استقلالش را پس میدهد یا واگذار میکند.
جراحی لازم است، اما در شرایط تحریمی؟
محمد ۲۷ ساله، دانشآموخته اقتصاد است و برخلاف بسیاری، منطق سیاست حذف ارز ترجیحی را تمام و کمال میپذیرد. او میگوید حذف رانت در بلندمدت میتواند به کارایی اقتصاد کمک کند، اما مسئله اصلی، بستر اجرای آن است. به باور او، در شرایط تحریمی و با محدودیت شدید منابع ارزی، تزریق پول برای جبران حذف یارانه پنهان، پرسشهای جدی ایجاد میکند.
او میپرسد اگر منابع وجود داشت، چرا پیشتر صرف توسعه زیرساخت، افزایش بهرهوری یا تقویت تولید نشد؟ از نگاه او، مصرف منابع ارزی برای تأمین کالاهای مصرفی، آن هم در فضایی که بازار سرمایه قفل است و ریسکهای سیاسی افزایش یافته، نهتنها پایدار نیست، بلکه حس تحقیر اجتماعی ایجاد میکند؛ حسی که هم در زمان اعلام کالابرگ و هم هنگام خرید روزمره، خودش را نشان میدهد.
خطای شناسایی و حذف بیاعتمادی
رعنا که تازه ازدواج کرده، میگوید آنها را در دهک ۹ قرار دادهاند؛ در حالی که نه خانه دارند و نه دارایی لوکس. او میگوید در چنین شرایطی حتی کالابرگ را هم دریافت نکنند، چون رقم آن در برابر هزینههای واقعی زندگی ناچیز است. به باور او، جراحی اقتصادی زمانی معنا دارد که نظام شناسایی دهکها دقیق باشد و حمایتها واقعاً به گروههای هدف برسد. او میگوید:«ما باید این کالابرگ را بگیریم و سکوت کنیم؟ نمیخواهم.»
سیاست بدون پیشنیاز، شوک بدون سپر
هلیا ۳۸ ساله، بحث را از سطح خوب یا بد بودن سیاست فراتر میبرد. او میگوید اگر هدف حذف رانت است، باید ابتدا زیرساختهای حمایتی، نظام توزیع و جبران تورم تقویت میشد. «اول چاه رو میسازن، بعد...» از نگاه او، اجرای سیاست بدون آمادهسازی، فقط شوک قیمتی ایجاد میکند و هزینهاش مستقیماً از جیب مردم پرداخت میشود.
سپیده ۲۷ ساله، احساسی را توصیف میکند که در میان بسیاری از جوانان مشترک است؛ خستگی از تکرار بحرانها. او میگوید بیش از گذشته به مهاجرت فکر میکند و حس میکند تصمیمهای اقتصادی، بدون درک واقعیت زندگی مردم گرفته میشود. ترس او بسیار ملموس است: ناتوانی در تأمین سادهترین اقلام غذایی در آیندهای نهچندان دور:«میترسم پس فردا و هفته بعد نتونم یک کیلو سیب بخرم. این کالا برگ چرا حالا باید پرداخت شود؟ وسط روزهایی که حال مردم خوب نیست.»
وقتی سیاست اعتماد نمیسازد
حامد ۳۶ ساله معتقد است این سیاست از ابتدا شانس موفقیت نداشته و نتیجهاش فقط فشار بیشتر بوده است. چون ارزی نبوده که دیگر پرداخت شود مجبور به حذف آن از بازار شدند.
اقتصادنیوز:کالابرگ یکمیلیونی، تا این لحظه حدود 7دلار است و قرار است جای خالی حذف ارز ترجیحی را پر کند؛ اما محاسبه قیمتهای واقعی بازار نشان میدهد این بسته، بیش از آنکه معیشت را نجات دهد، مردم را به عقبنشینی از سفرهشان وادار کرده است. گزارشی از سیاستی که رانت را حذف کرد، اما بار گرانی و اصلاحاتش دوباره بر دوش مردم افتاد.
نیره ۳۳ ساله هم میگوید اگرچه خودش هنوز میتواند دوام بیاورد، اما خانوادههای دارای فرزند عملاً از نگاهش بازنده شدهاند. از نگاه او، یک میلیون تومان در برابر هزینه سبد غذایی، «نوشدارویی بعد از مرگ سهراب» است.
نقطه امنِ غذایی که دیگر امن نیست
رها میگوید بعد از حذف گوشت، مرغ و تخممرغ آخرین پناه سفرهاش بودند؛ حالا همانها هم به کالای محاسباتی تبدیل شدهاند. خرید روزمره برای او دیگر تصمیمی ساده نیست، بلکه محاسبهای دائمی از ترس آینده است. او هم مثل دیگر شهروندان پرداخت کالابرگ آن هم چندماهه و یکجا برایش سوال است؟ میگوید:« این روزها ما معترضیم به قیمت ها و گرانی ها وقتی یک میلیون تومان دردی از ما دوا نمیکند این چه پرداختی است؟»
رسول ۶۳ ساله، پدری از شیراز، نماینده نسلی است که با جزئیات سیاستها کاری ندارد. او فقط میداند «همهچی گرون شده» و نگران آینده فرزندانش است. برای او، ارز ترجیحی، کالابرگ و دهکبندی مفاهیمی دورند؛ آنچه نزدیک است، نگرانی و فشار معیشت است.
از حمایت تا تردید
تحلیلهای منتشرشده در اقتصادنیوز و بررسی نگاه اقتصاددانان نشان میدهد که حذف ارز ترجیحی اگرچه از منظر علم اقتصاد اقدامی درست و زمینه ساز کاهش و حذف رانت و فساد است اما در عمل، بدون اقدامات اقتصادی همزمان از جمله کنترل تورم یا اصلاح ساختار بودجه، اثر جبرانی آن خنثی میشود.
تجربه سالهای اخیر نشان داده پرداختهای نقدی یا شبهنقدی، در اقتصادی با تورم بالای ۴۰ درصد، ظرف چند ماه ارزش واقعی خود را از دست میدهد.
به همین دلیل است که بخشی از جامعه احساس میکند این پرداختها نه راهحل پایدار، بلکه ابزاری موقت برای کاهش نارضایتی است؛ احساسی که اگرچه ممکن است نیت سیاستگذار نباشد، اما نتیجه مستقیم شکاف میان وعدهها و واقعیت زندگی مردم است.
حذف ارز ترجیحی، در ذات خود تصمیمی قابل دفاع است؛ اما جراحی اقتصادی، بدون زمانبندی مناسب، بدون اقناع اجتماعی و بدون سپرهای حمایتی مؤثر، بیشتر به شوک اجتماعی شبیه شد تا درمان رانت.
روایتهای شهری نشان میدهد مردم نه مخالف اصلاحاند و نه مدافع رانت؛ آنها فقط میخواهند سیاستها پیش از اجرا، با زندگی واقعیشان همراستا شود. جایی که عددها کافی نیستند و اعتماد، مهمترین سرمایهای است که بهسادگی از دست میرود.
ارسال نظر