پشت پرده حمایت ضعیف چین و روسیه از ایران در جنگ با آمریکا | پوتین مقابل ترامپ نمی ایستد | پکن نگران چیست؟
به گزارش اقتصادنیوز، درحالی که تحولات اخیر در منطقه و جنگ جاری توجه بسیاری از بازیگران بینالمللی را به خود جلب کرده است، رفتار قدرتهایی مانند چین و روسیه که از متحدان استراتژیک ایران به شمار می آیند، بهدقت زیر ذرهبین تحلیلگران قرار گرفته است.
اقتصادنیوز:با وجود پیامهای عمومی ترامپ، دادهها نشان میدهد که کاخ سفید تمایل زیادی به استفاده از نیروی نظامی برای حل مسائل سیاست خارجی دارد. ماهیت این اقدامات از ضدتروریسم گرفته تا عملیاتهای اجرای قانون و جنگهای متعارف متغیر بوده است. در بسیاری موارد، این اقدامات بخشی از کارزارهای طولانیمدتی هستند که فراتر از یک دولت ادامه داشتهاند.
بررسی مواضع و اقدامات این دو کشور نشان میدهد که اگرچه هردو در عرصه سیاسی از مواضعی همسو با ایران صحبت می کنند، اما سیاست های عملی خود را تنها بر اساس ملاحظات راهبردی و منافع گستردهتر خود در نظام بینالملل تنظیم می کنند؛ رویکردی که بسیاری آن را ناکافی و نامناسب می دانند.
توافق 25 ساله پکن و تهران
دهه هاست که پکن به عنوان یکی از قدیمی ترین متحدان منطقه ای ایران به شمار می آید. روابط آن ها بهویژه در حوزههای اقتصادی، انرژی و همکاریهای راهبردی گسترش یافته است. امضای سند همکاری جامع ۲۵ ساله میان دو کشور در سال 2021 نشاندهنده تلاش تهران و پکن برای تعمیق همکاریها در حوزههای مختلف بود. این توافق شامل سرمایهگذاری سنگین چین در نفت، گاز و زیرساختهای ایران، و در مقابل، تامین انرژی چین و همکاری در زمینه فناوری است که بر پایه مقابله با یکجانبهگرایی آمریکا بنا شده است.
اولویت نه حمایت از ایران است و نه رقابت با آمریکا
آرون گلاسرمن در فارن پالیسی نوشت: با وجود آنکه پکن واشنگتن را مهمترین رقیب راهبردی خود میداند و از نارضایتی جهانی نسبت به سیاستهای قدرت طلبانه و رویکرد نظامی آمریکا سود میبرد، اما تحلیلگران معتقدند که چین سیاست های خود در خاورمیانه را صرفا حول دشمنی با آمریکا و همچنین حمایت از ایران تعریف نمیکند. به باور آن ها، سیاست های چین در خاورمیانه اغلب ناشی از اولویت های دیگر این کشور است.
اقتصادنیوز: پاسخ ضعیف مسکو نباید چندان تعجبی برای تهران داشته باشد.از تابستان گذشته و همزمان با حملات اسرائیل و آمریکا به تاسیسات هسته ای ایران ، مقامات ارشد روسی بیانیههایی مشابه را برای محکومیت آمریکا و اسرائیل صادر کردند، اما در میدان عمل هیچ اقدامی را صورت ندادند.
در واقع، روابط اقتصادی و راهبردی عمیقتر چین با کشورهایی مانند عربستان سعودی و امارات متحده عربی، که هردو از شرکای امنیتی آمریکا و رقبای منطقهای ایران نیز به شمار میآیند، نشان میدهد که سیاست خاورمیانهای پکن بیش از آنکه بر محور یک بلوک سیاسی مشخص باشد، بر پایه شبکهای گسترده از منافع اقتصادی و تجاری تنظیم شده است.
وابستگی به نفت خاورمیانه
وابستگی قابل توجه چین به انرژی خاورمیانه نیز در این میان نقش تعیینکنندهای دارد همچنین حدود ۵۵ تا ۶۰ درصد واردات نفت چین از خاورمیانه و کشورهایی چون عربستان سعودی، امارات متحده عربی، کویت و عراق تأمین میشود که بخش عمده این محمولهها نیز از تنگه هرمز عبور میکنند.
چین همچنین سرمایهگذاریهای قابل توجهی در بنادر، خطوط ریلی و زیرساختهای دیجیتال منطقه انجام داده و در عین حال به دنبال جذب سرمایهگذاری از کشورهای ثروتمند حاشیه خلیج فارس است. در چنین شرایطی، حفظ ثبات کلی منطقه و تداوم جریان تجارت و انرژی، برای پکن اهمیتی فراتر از سرنوشت یک دولت خاص مانند ایران را پیدا میکند.
مداخله پکن هیچ وقت نظامی نیست
سیاست چین در مواجهه با بحرانهای منطقهای در سالهای اخیر، اغلب بر پایه سه اصل بوده است: پرهیز از مداخله نظامی مستقیم، بهرهگیری از فرصتهای دیپلماتیک و حفظ روابط با طیف متنوعی از دولتها.
رویکرد سنتی پکن همواره اجتناب از ورود مستقیم به درگیریهای نظامی بوده و در زمان بروز چنین بحران هایی، بیشتر تمرکز خود را بر حفاظت از شهروندان چینی و منافع اقتصادی خود قرار میدهد. در چنین شرایطی، چین تلاش میکند تا از طریق تنوعبخشی به زنجیرههای تأمین یا مذاکرات دوجانبه، آثار بحران را بر منافع اقتصادی خود کاهش دهد.
همچنین پکن هم در حوزه دیپلماتیک تلاش کرده است تا خود را به عنوان جایگزینی برای آمریکا معرفی کند. برای مثال، پس از آغاز جنگ غزه در سال ۲۰۲۳، پکن بارها اقدامات اسرائیل را محکوم کرد، از قطعنامههای آتشبس در شورای امنیت حمایت کرد و حتی پیشنهاد میزبانی گفتوگوهای سیاسی میان گروههای فلسطینی را مطرح کرد.
در عین حال، این کشور نشان داده که برای همکاری با دولت هایی با گرایشهای سیاسی متفاوتی دارند هم آماده است. تجربه سوریه و مصر از دید تحلیلگران نمونههایی از این رویکرد عملگرایانه به شمار میروند؛ جایی که پکن پس از تغییرات سیاسی، به سرعت تلاش کرد تا روابط خود را با دولتهای جدید بازسازی کند.
چین در پی منافع خود است
نویسنده در ادامه مدعی شده است که حتی ایجاد برخی تغییرات در ساختار سیاسی ایران، الزاما تهدیدی حیاتی برای منافع چین محسوب نمیشود. درواقع آنچه میتواند نگرانی اصلی پکن باشد نه تغییر در دولت ها، بلکه کنار گذاشته شدن از معادلات اقتصادی و راهبردی منطقه است.
پکن تا زمانی که بتواند منافع اقتصادی و راهبردی خود را در نظم منطقهای حفظ کند، ورود مستقیمی در درگیریهای منطقه نخواهد داشت و حتی در صورت تشدید بیشتر تنش ها روی به اقداماتی چون اعمال محدودیتهای صادراتی و یا تحریم ها می آورد. بنابراین انتظار هرگونه حمایت نظامی پکن از ایران، بسیار بعید به نظر می رسد.
رابطه چند دهه ای مسکو و تهران
در گزارش دیگری از فارن پالیسی، الکساندر باونوف نوشت: روابط ایران و روسیه سابقهای چند دههای دارد. از دهه 1990، دو کشور پروژههای مشترکی را در حوزه انرژی و بهویژه توسعه میادین نفت و گاز و ساخت نیروگاههای هستهای، مانند نیروگاه بوشهر، آغاز کرده اند. همکاری مسکو و تهران در عرصه نظامی و منطقهای نیز شامل فروش و انتقال فناوری نظامی، حمایت دیپلماتیک در شورای امنیت و مشارکت در پروندههایی مانند سوریه و مذاکرات هستهای ایران بوده است.
این سابقه، پایهای برای روابط نزدیک تهران و مسکو ایجاد کرده و اعتماد نسبتا بالایی را میان دو طرف به وجود آورده است. با این وجود، واکنش کرملین نسبت به کارزار نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران چندان متفاوت از چین نبوده است.
پوتین بر سر دوراهی
درحالی که موجی از حملات هوایی بر مواضع جمهوری اسلامی ایران توسط آمریکا و اسرائیل درحال اعمال است، ولادیمیر پوتین در موقعیتی بسیار دشوار قرار گرفته است؛ چرا که ایران به عنوان یکی از متحدان قدیمی او، توسط آمریکا که دیگر شریک ژئوپلیتیک مسکو به شمار می آید، تحت فشار و حمله قرار گرفته است.
ایران با ونزوئلا متفاوت است
در ابتدای سال و همزمان با دستگیری و بازداشت رئیسجمهور ونزوئلا توسط آمریکا، شخص پوتین واکنش چندان تندی را از خود نشان نداد. منطق روسیه این بود که واشنگتن این اقدام را بر اساس سیاست خود، مبنی بر نفوذ بر نیمکره غربی انجام داده است.
از نگاه کرملین این اقدامات دونالد ترامپ، باعث مشروعیت اقدامات روسیه در اوکراین و اروپا میشود.
با این حال، شرایط درباره ایران کاملا متفاوت است؛ چرا که جنگ بر علیه ایران کاملا در حوزه نفوذ روسیه اتفاق افتاده است و این بار پوتین قادر به سکوت نخواهد بود
پوتین در پیام خود به رئیسجمهور ایران، مسعود پزشکیان، اقدامات آمریکا و اسرائیل را نقض فریبکارانه تمام اصول اخلاق انسانی و قوانین بینالمللی خواند. با این حال، این پیام رسمی برای جلوگیری از ایجاد هرگونه تنشی با آمریکا، بدون اشاره مستقیم به شخص دونالد ترامپ منتشر شد .
ملاحظات مسکو در رابطه با واشنگتن
کرملین برای حفظ روابط ویژه خود با دونالد ترامپ و نزدیکان او مانند جرد کوشنر و استیو ویتکاف، از محکوم کردن مستقیم حمله ایران خودداری کرد و انتقادها را به وزارت خارجه و رسانههای دولتی محول نمود. برخی تحلیلگران معتقدند که یکی از دلایل احتیاط روسیه، امید این کشور به حفظ کانالهای ارتباطی با دولت آمریکا است. مسکو در ماههای اخیر و بهویژه در ارتباط با جنگ اوکراین، بر نوعی بیطرفی یا موضع معتدل واشنگتن حساب کرده است و نمیخواهد این وضعیت با رویارویی مستقیم به خطر بیفتد.
از نگاه ناظران، حمایت آشکارتر از ایران میتوانست روسیه را در تقابل مستقیم با آمریکا قرار دهد و حتی احتمال تشدید فشارهای سیاسی و اقتصادی علیه مسکو را افزایش دهد؛ موضوعی که اصلا مطلوب کرملین نبود.