3 خطر بزرگ جنگ علیه ایران برای غیرنظامیان | «شورشِ غذایی» در انتظار کشورهای خلیج فارس است؟
به گزارش اقتصادنیوز، در حالی که تمرکز رسانهها بر پیامدهای بسته شدن تنگه هرمز توسط ایران عمدتا بر افزایش قیمت نفت بوده است، تاثیرات آن بر تامین غذای جهان نیز به همان اندازه نگرانکننده است. اگر این تنگه برای مدت طولانی بسته بماند، میتواند کشاورزی در سراسر جهان را مختل کند و بیش از ۱۰۰ میلیون نفر را تحت تاثیر قرار دهد.
پروجکت سیندیکیت در گزارشی نوشت: از زمان آغاز عملیات نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران، از میان حدود ۱۰۰ کشتی که پیش از این هر روز از تنگه هرمز عبور میکردند، تنها تعداد اندکی توانستهاند از این مسیر عبور کنند.
اقتصادنیوز: تنش و آشوب در خاورمیانه به فهرست طولانی تهدیدها برای بازارها اضافه شده است؛ از جمله سناریوهای بدبینانه درباره هوش مصنوعی، مشکلات در بازار اعتبار خصوصی و کاهش اعتماد به دولتهای بدهکار.
در بازارهای جهانی انرژی، موجهای شوک از همین حالا آغاز شده است. اما شاید فوریترین پیامد بسته شدن طولانیمدت این تنگه نه در پمپ بنزین، بلکه بر سر سفره مردم دیده شود. تنگه هرمز تنها مسیر عبور نفتکشها نیست؛ بلکه یکی از شریانهای حیاتی نظام غذایی جهان محسوب میشود. بسیاری از کالاهای اساسی غذایی از جمله گندم، ذرت، برنج، سویا، شکر و خوراک دام، در مسیر رسیدن به کشورهای خلیج فارس از این تنگه عبور میکنند و در عین حال کشاورزان در سراسر جهان به کود و سوختی وابستهاند که از این منطقه صادر میشود.
کشورهای حوزه خلیج فارس در خطر بیشتری هستند
کشورهای حوزه خلیج فارس که به شدت به واردات غذا وابستهاند، بهویژه آسیبپذیر هستند. تامین غلات، برنج، خوراک دام و روغن خوراکی در این کشورها وابسته به باز بودن مسیرهای دریایی و جریان دائمی کشتیهای تجاری بینالمللی است.
همانطور که همهگیری کووید-۱۹ نشان داد، شکنندگی زنجیرههای تامین فقط در زمان جنگ مشکلساز نمیشود. طی چند سال گذشته بسیاری از کشورهای خلیج فارس برای تقویت نظام غذایی خود اقداماتی انجام دادهاند؛ از جمله افزایش ذخایر استراتژیک و سرمایهگذاری در تولید داخلی. آنها همچنین به دنبال مسیرهای حملونقل جایگزین بودهاند؛ به طوری که بخشی از محمولهها از طریق مسیرهای زمینی یا بنادر دیگری که تنگه هرمز را دور میزنند منتقل میشوند، مانند بندر جده در دریای سرخ در عربستان سعودی.
این اقدامات تا حدی تابآوری را افزایش دادهاند، اما نمیتوانند به طور کامل جای خالی بسته شدن طولانیمدت خلیج فارس را جبران کنند. حدود ۷۰ درصد غذایی که در بحرین، کویت، قطر، امارات متحده عربی، عربستان سعودی و عراق مصرف میشود، از طریق تنگه هرمز جابهجا میشود. با جمعیتی در حدود ۱۰۰ میلیون نفر در این کشورها، جایگزین کردن واردات مختلشده به معنای انتقال روزانه حدود ۱۹۱ میلیون پوند مواد غذایی به منطقه خواهد بود؛ رقمی که بر اساس دادههای FAOSTAT برآورد شده است.
در نتیجه، تامین غذا برای کشورهای خلیج فارس در صورت محاصره کامل، مستلزم یک عملیات انسانی بیسابقه خواهد بود که احتمالا باید از طریق حریم هوایی مورد مناقشه انجام شود. برای مقایسه، برنامه جهانی غذای سازمان ملل در سال ۲۰۲۴ به طور میانگین روزانه تنها ۱۵ میلیون پوند غذا به ۸۱ میلیون نفر در ۷۱ کشور رسانده است.
سیاست اختلال در تجارت دریایی
یک محاصره کامل البته به همان اندازه به ایران نیز آسیب خواهد زد. اختلال در تجارت دریایی کشور را از دو جهت تحت فشار قرار میدهد: از یک سو صادرات انرژی محدود میشود و از سوی دیگر هزینه واردات کالاهای اساسی مانند گندم، برنج، خوراک دام و روغن نباتی افزایش مییابد.
از نظر تاریخی، جهش قیمت مواد غذایی و کمبود آنها یکی از عوامل مهم بیثباتی سیاسی بوده است. در سال ۲۰۰۸ افزایش قیمت انرژی و کودهای شیمیایی، همراه با شرایط آبوهوایی شدید و ناکامیهای سیاستی، تقریباً قیمت محصولات غذایی اساسی را دو برابر کرد و در دهها کشور شورشهای غذایی به راه افتاد. چند سال بعد، در سالهای ۲۰۱۰ و ۲۰۱۱، خشکسالی و موج گرمای بیسابقه در روسیه برداشت غلات را به شدت کاهش داد و قیمت جهانی غذا را به رکوردی تازه رساند؛ روندی که زمینهساز خیزشهای موسوم به «بهار عربی» شد.
در سالهای اخیر نیز حمله روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲ باعث افزایش قیمت جهانی غلات، کود و سوخت شد و به رشد ناامنی غذایی در بسیاری از نقاط جهان انجامید. با توجه به اینکه نظام غذایی جهانی در حال حاضر نیز زیر فشار شوکهای اقلیمی و پیامدهای باقیمانده از دوران همهگیری قرار دارد، چندان عجیب نیست که جهان امروز شاهد بزرگترین افزایش درگیریهای خشونتآمیز از زمان پایان جنگ جهانی دوم باشد.
پیامدهای اختلال بیشتر در تنگه هرمز تنها به کشورهای خلیج فارس محدود نمیشود. کشاورزان در سراسر جهان از جنوب آسیا و آفریقای جنوب صحرا گرفته تا اروپا و حتی ایالات متحده، به تامین پایدار کود و سوخت وابستهاند. گاز طبیعی یکی از مواد اصلی در تولید کودهای نیتروژنی است؛ کودهایی که ستون فقرات کشاورزی مدرن به شمار میروند و نقش مهمی در رسیدن تولید محصولات کشاورزی به بالاترین سطوح تاریخی داشتهاند. برآورد میشود ۳۰ تا ۴۰ درصد کودهای نیتروژنی تجارتشده در جهان از تنگه هرمز عبور میکنند.
وقتی قیمت کود و سوخت افزایش مییابد، کشاورزان ناچار میشوند مصرف کود را کاهش دهند یا سطح زیر کشت را کمتر کنند. در نتیجه، میزان برداشت کاهش پیدا میکند و اثر آن در کل نظام غذایی منتشر میشود. از کشاورزان و رانندگان کامیون گرفته تا کارخانههای فرآوری غذا، همه حلقههای زنجیره تأمین هزینههای بالاتر را منتقل میکنند تا در نهایت این افزایش قیمت در قبض خرید مواد غذایی خانوارها دیده شود.
بحران در تامین آب
در حالی که اختلال در انتقال مواد غذایی، سوخت و کود میتواند طی چند هفته یا چند ماه قیمتها را بالا ببرد، یک منبع حیاتی دیگر ممکن است ظرف چند روز در معرض خطر قرار گیرد: آب.
اگر درگیری نظامی باعث آلودگی آبهای خلیج فارس شود یا تأسیسات آبشیرینکن از کار بیفتند، پیامدهای آن فاجعهبار خواهد بود.
این خطر هماکنون نیز جدی است. هفته گذشته هم بحرین و هم ایران، که خود با کمبود شدید آب روبهرو است، گزارش دادند که تأسیسات آبشیرینکن هدف حمله قرار گرفتهاند. اگر این حملات عمدی باشد، طبق حقوق بینالملل میتواند مصداق جنایت جنگی تلقی شود، زیرا تخریب یا آلوده کردن این تأسیسات بلافاصله زندگی میلیونها نفر را تهدید میکند. هرچند تجربه اوکراین نشان داده که برخی زیرساختهای حیاتی حتی در شرایط جنگی قابل تعمیر هستند، اما سامانههای آبشیرینکن بسیار پیچیدهاند و جایگزین سریع و آسانی برای آنها وجود ندارد.
دهههاست که تلاشهای امنیتی بینالمللی در خاورمیانه عمدتا بر جلوگیری از گسترش سلاحهای کشتار جمعی متمرکز بوده است. با این حال، بسته شدن تنگه هرمز میتواند با اختلال در نظام جهانی غذا و انرژی و همچنین ایجاد بحران آب در منطقه، آسیبی به غیرنظامیان وارد کند که از نظر مقیاس با پیامدهای چنین سلاحهایی قابل مقایسه باشد.
به همین دلیل، همه طرفهای درگیر در این مناقشه و همچنین جامعه بینالمللی باید تمام تلاش خود را برای جلوگیری از چنین سناریویی به کار گیرند.
در عین حال، این بحران باید به عنوان هشداری جدی در نظر گرفته شود: نظام غذایی جهان به شکل خطرناکی آسیبپذیر است.