طرح تثبیت حاکمیت ایران در تنگه هرمز زیر ذره بین 2 تحلیلگر سیاست خارجی | تغییر رژیم حقوقی خلیجفارس امکانپذیر است؟ | سیگنال سیاسی یا برنامه اجرایی؟
به گزارش اقتصادنیوز، کوروش احمدی و علی بیگدلی در گفتوگو با روزنامه سازندگی به بررسی طرح جدید مجلس برای «تثبیت حاکمیت ایران در تنگه هرمز» پرداختهاند.
از تغییر رژیم حقوقی تا حذف دلار
براساس اخبار منتشرشده، کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس پس از بررسی چندین طرح، نسخهای ۱۲ مادهای را تحت عنوان «تثبیت حاکمیت ایران در تنگه هرمز» تصویب و به هیأترئیسه ارسال کرده که در آن، مجموعهای از اقدامات پیشبینی شده: از تغییر کامل رژیم حقوقی تنگه، الزام عبور کشتیها از داخل ایران، دریافت هزینه بابت خدماتی مانند هدایت و تأمین امنیت تا محدودیت برای کشتیهای برخی کشورها و حتی تعیین ارز غیردلاری برای معاملات. (در خبر ایسنا به نقل از نمایندگان آمده که پرداخت هزینهها با پول ملی ایران (ریال) انجام خواهد شد).
نیاز به بررسی
علی بیگدلی، کارشناس ارشد سیاست خارجی و تحلیلگر روابط بینالملل در گفتوگو با سازندگی این طرح را به هیچوجه عملی نمیداند و در توضیح محدودیتهای اجرایی آن بر تفاوت اساسی تنگه هرمز با کانالهایی مانند سوئز تأکید میکند و میگوید: «تنگه هرمز ازجمله تنگههایی است که در محدوده سرزمینی کشورها قرار میگیرد اما وضعیت آن با مواردی مثل کانال سوئز متفاوت است.
سیگنال سیاسی یا برنامه اجرایی؟
کوروش احمدی، دیپلمات پیشین ایران در سازمان ملل هم این طرح را اساساً خارج از چارچوب حقوق بینالملل میداند و معتقد است: «این موضوع بیشتر جنبه سیاسی دارد؛ بهویژه در این شرایط جنگی و در وضعیت آتشبس متزلزل و شکننده». او میگوید: «در این مرحله با توجه به محتوایی که برای این طرح مطرح شده، میتوان آن را در چارچوب جدلها و رتوریک سیاسی تحلیل کرد».
او در ادامه توضیح میدهد: «اگر مسیر تفاهم مدنظر باشد، لازم است این موضوع در سطح جهانی مطرح شود و مذاکرات و نشستهای گستردهای صورت گیرد؛ همانطور که تدوین و نهاییسازی کنوانسیون ۱۹۸۲ حدود 6 سال زمان برد. دلیل آن هم این است که چنین تغییری بر کل رژیم حقوقی بینالمللی تنگهها تأثیر میگذارد».
از سوی دیگر حتی اگر هدف کاهش وابستگی به دلار باشد، تحمیل چنین شرطی به کشتیهای عبوری، بدون پشتوانه قدرت اقتصادی و توافقات بینالمللی، بیشتر به یک شعار شبیه است تا یک سیاست عملی. در نهایت میتوان نتیجه گرفت که در چنین فضایی این طرحها همانطور که کوروش احمدی هم اشاره کرد بیشتر نوعی «سیگنالدهی سیاسی» قابل فهم هستند؛ پیامی به بازیگران خارجی درباره ظرفیتهای بالقوه ایران یا ابزاری برای تقویت موضع داخلی نه برنامهای با قابلیت اجرای پایدار.
ارسال نظر