کارت‌های مهم ایران در آستانه مذاکرات

محسن هاشمی: ایران باید از کارت‌های تنگه هرمز و اورانیوم غنی شده برای پایان تحریم ها استفاده کند | به مذاکره‌کنندگان باید اختیار داده شود تا با کارت‌های برنده ایران دستاورد‌های بیشتری کسب کنند

سرویس: اخبار سیاسی کدخبر: ۷۸۲۵۹۱
اقتصادنیوز: محسن هاشمی رفسنجانی گفت: به مذاکره‌کنندگان باید اختیار داده شود تا با کارت‌های برنده ایران دستاورد‌های بیشتری کسب کنند
محسن هاشمی: ایران باید از کارت‌های تنگه هرمز و اورانیوم غنی شده برای پایان تحریم ها استفاده کند | به مذاکره‌کنندگان باید اختیار داده شود تا با کارت‌های برنده ایران دستاورد‌های بیشتری کسب کنند

به گزارش اقتصادنیوز، محسن هاشمی، عضو حزب کارگزاران و رییس اسبق شورای شهر تهران در گفت‌وگو با «اعتماد» با واکاوی برگ‌های برنده ایران و مطالباتی که ایران می‌تواند از دل مذاکرات با امریکا طرح کرده و دستاورد خلق کند را تشریح می‌کند.

به اعتقاد هاشمی مدیریت تنگه هرمز و اورانیوم غنی‌سازی شده دو برگ برنده مهم ایران هستند که در ازای آن باید مشکلاتی چون تحریم‌های ثانویه و اولیه، جبران خسارات ناشی از جنگ و نهایتا تضمین عدم تجاوز به ایران تامین شود.

این تحلیلگر عملکرد دولت در تامین نیازمندی‌های ضروری ایران در جنگ 40روزه را یکی از عوامل مهم برای توفیق ایران و ایجاد حس پیروزی می‌داند.

مشروح گفتگو را بخوانید؛

********

**شما اتمسفر حاکم بر مذاکرات ایران و امریکا در اسلام‌آباد را چطور ارزیابی می‌کنید، ایران چه برگ‌های برنده‌ای روی میز دارد و در ازای این برگ‌های برنده چه مطالباتی می‌تواند از طرف مقابل داشته باشد؟ 

قبل از هر چیز لازم است حملات ددمنشانه امریکایی - صهیونی به ایران را در جنگ 40 روزه محکوم کرده و به همه ایرانیان که عزیزی از دست داده یا خساراتی را متحمل شده‌اند، تسلیت گفته و طلب صبر کنم. خوشبختانه طی روزهای اخیر تصاویر جالب توجهی از تلاش مسوولان کشور برای افزایش اتحاد منعکس شد که به نظرم ردپای آن در مذاکرات هویدا شده و برای مردم ایران دستاورد خلق می‌کند. ضمن اینکه باید از دولت جناب آقای پزشکیان هم که طی این مدت عملکرد مناسبی داشته و توانسته نیازهای مردم، نیروهای نامی و کل کشور را پوشش بدهند، قدردانی شود.

دستاوردهایی چون تامین نیازهای اساسی مردم، پایداری در شبکه سوخت و انرژی کشور، ارائه خدمات مناسب بخش سلامت و بهداشت، کنترل بازار و... قدم‌های مهمی است که با تلاش‌های دولت چهاردهم شکل گرفتند. بی‌تردید انسجامی که امروز در کشور به وجود آمده ماحصل تلاش‌هایی است که دولت، نیروهای نظامی و مردم انجام داده‌اند. این حس پیروزی که امروز میان ایرانیان ایجاد شده ناشی از این تلاش‌هاست. این هماهنگی‌ها باعث شده کارت‌های برنده قابل توجهی در اختیار ایران قرار بگیرد و بر اساس آن تلاش شود پیروزی‌های نظامی به توفیقات اقتصادی و راهبردی بدل شود. 

**از نظر شما چگونه می‌توان دستاوردهای میدانی را در صحنه دیپلماسی بدل به ارزش افزوده سیاسی و راهبردی کرد؟

 حدود دو ماه است که از زمان حمله امریکایی- صهیونی به ایران می‌گذرد. دشمنان ادعا کردند 30 هزار سوتی پرواز نظامی در ایران انجام داده و 17 هزار نقطه مسکونی و کلیدی را در کشور ایران هدف قرار دادند. این تجاوز باعث شهادت چندین هزار نفر از مردم، مسوولان و نظامیان کشور شده است. با توفیق ایران در میدان اما امریکا درخواست آتش بس 14 روزه را مطرح کرد و در ادامه هم این آتش‌بس تمدید شد. در شرایط نه جنگ و نه صلح ایران آماده است، چرا که همه معتقدیم این تجاوز ممکن است دوباره تکرار شود.

البته ایران هم نشان داده که پاسخ مناسب به هر نوع ماجراجویی می‌دهد. به‌رغم وفاق موجود میان مسوولان، مذاکرات برای رسیدن به توافق و یک صلح پایدار هم یک نیاز کلیدی است و توفیق در آن ارزش بسیاری دارد. ایران دو کارت مهم و راهبردی در مذاکرات دارد که از آنها برای کسب دستاورد استفاده خواهد شد. یکی اورانیوم غنی‌سازی شده 60 درصد و دیگری هم مدیریت ایران بر تنگه هرمز است. ایران باید تلاش کند از این کارت‌ها برای دستیابی به یک صلح پایدار و پایان دادن به تحریم‌ها استفاده کند. برخی اخبار غیر رسمی حاکی است که مذاکره‌کنندگان ایرانی هنوز قدرت مانور برای بازی با این دو کارت را ندارند و تنها مجری پیام‌های نهادهای عالیرتبه نظام هستند. معتقدم برای دستیابی به حداکثر امتیازات، ایران باید با نهایت واقع‌بینی به بحث مذاکرات نگاه کند.

**فکر می‌کنید شرایط برای استفاده حداکثری از این دو کارت فراهم است؟

 اگر خاطرتان مانده باشد جنگ نخست خلیج‌فارس که در سال 90 اتفاق افتاد، قیمت نفت را حدود دو برابر افزایش داد. در جنگ دوم خلیج‌فارس در سال 2003 هم قیمت نفت همین مقدار بالا رفت. در مورد این جنگ اما شرایط متفاوت است. در سال 2003 قیمت نفت رشد 100 درصدی را تجربه کرد، اما امروز این رشد قیمتی حداکثر 50 درصد است. 

**چرا قیمت نفت این ‌بار به اندازه تجربه‌های قبلی افزایش نیافت؟

 بررسی دقیق نشان می‌دهد که در سال‌های قبل امریکا وارد‌کننده 6 میلیون نفت در روز و یکی از بزرگ‌ترین خریداران نفت در سطح جهان بود. اما امروزه با تکنولوژی نفت شیل، امریکا حدود 13 میلیون بشکه نفت در هر روز تولید می‌کند. امریکا همچنین ذیل صادرکنندگان نفت قرار دارد. توجه داشته باشید نفت شیل زمانی به صرفه می‌شود و سرمایه‌گذاری در آن معنا دارد که قیمت نفت بالای 60 دلار باشد. البته افزایش قیمت نفت، قیمت بنزین را بالا برده و اقتصاد خانوارهای امریکایی را با مشکل مواجه ساخته ،اما باعث ثروتمند‌تر شدن کارتل‌های نفتی امریکایی و سرمایه‌داران شده است. در دوران ریاست‌جمهوری احمدی‌نژاد قیمت نفت حدود 140 دلار بالا رفت.

140 دلار در سال 2003 به قیمت امروز 200 دلار ارزش دارد. به عبارت روشن‌تر، افزایش قیمت نفت در شرایط فعلی حدود نیمی از قیمت نفت در زمان جنگ امریکا و عراق است. هرچند امریکا امروز هم تحت فشار بسیار شدیدی قرار دارد، اما می‌تواند این کمبود را تحمل کرده و بحران اقتصادی را به شیوه‌های مختلف پشت سر بگذارد. از سوی دیگر عربستان و امارات هم نفت صادراتی خود را نه از طریق تنگه هرمز، بلکه از طریق لوله‌های زمینی منتقل می‌کنند.

بر این اساس ایران، عراق، چین، هند و کشورهای جنوب شرق آسیا هستند که بیشترین آسیب را از بستن تنگه هرمز متحمل می‌شوند. اگر ایران در جریان محاصره دریایی امریکا نتواند نفت خود را بفروشد، (البته امروز اخباری در خصوص انتقال صادرات نفت ایران به گوش می‌رسد) تحت فشار قرار می‌گیرد. بنابراین ایران باید از کارت بازی تنگه هرمز خود نهایت بهره‌برداری را در زمان مناسب صورت بدهد. اگر در زمان مناسب از این کارت استفاده نشود ممکن است آثار حداکثری خود را از دست بدهد. ارسال پیام اتحاد مسوولان این امیدواری را ایجاد کرده که تصمیم‌سازان ایرانی از کارت‌های برنده ایران در زمان مناسب استفاده می‌کنند تا نهایت استفاده نصیب مردم ایران شود. برخی افراد و جریانات تصور می‌کنند هر اندازه این پرونده دچار گذر زمان شده و طول بکشد، امتیازات بیشتری متوجه ایران می‌شود.

**کارت بازی مهم و راهبردی دیگر ایران غنی‌سازی است. در این خصوص ایران چگونه می‌تواند نهایت بهره‌برداری را داشته باشد؟

 غنی‌سازی به عنوان یک علم و دانش در ذهن دانشمندان ایرانی نهادینه شده و هیچ قدرتی نمی‌تواند این ظرفیت و توانایی را از ایران بگیرد. غنی‌سازی یک بحث فنی و اقتصادی دارد و یک بخش حیثیتی و سیاسی. از منظر سیاسی این توانایی غیرقابل مذاکره و حق طبیعی ایران است. از منظر فنی و اقتصادی هم باید توجه داشت که ایران باید به گونه‌ای از این دانش استفاده کند که اولا صرفه اقتصادی داشته باشد و بعد هم اینکه زنجیره نیاز ایران را تامین کند. امروز در اتحادیه اروپا هیچ کشوری به تنهایی غنی‌سازی را انجام نمی‌دهد، بلکه کشورهای مختلف اروپایی دور هم جمع شده‌اند و در حجم بالا غنی‌سازی صورت می‌دهند تا نیاز همه کشورهای منطقه یورو تامین شود.

غنی‌سازی جدا از ارزش علمی، ارزشی هم در حوزه امنیت ملی دارد که آن هم ایجاد نوعی بازدارندگی است. این بازدارندگی هم از طریق تولید بمب هسته‌ای ایجاد می‌شود که با فتوای رهبر شهید ایران حضرت آیت‌الله خامنه‌ای حرام اعلام شد. ایران بارها اعلام کرده اراده‌ای برای طی کردن این مسیر ندارد. ایران تنها کشوری است که دانشی در این سطح را داراست، اما بمب تولید نکرده. اگر پاکستان بمب هسته‌ای دارد از چین گرفته است. هند از روسیه و اسراییل هم این ظرفیت را از امریکا گرفته است. ایران هرچند دانش فنی برای این منظور را داشت و دارد، اما هرگز به سمت ساخت بمب نرفته است.

ضمن اینکه حتی روسیه که همسایه راهبردی ایران است موافق دستیابی ایران به بمب هسته‌ای نبوده است. (در زمان احمدی‌نژاد در شورای امنیت سازمان ملل علیه پرونده هسته‌ای ایران رای داد) اگر ایران این فرض را در نظر بگیرد که اراده‌ای برای تولید بمب هسته‌ای ندارد، از سوی دیگر غنی‌سازی صنعتی هم از منظر اقتصادی گران است و ایران حتی سوخت نیروگاه بوشهر را از روسیه می‌خرد، بنابراین معادلات تازه‌ای در این خصوص شکل می‌گیرد. البته باید توجه داشت که ایران برای ظرفیت‌های کشاورزی، پزشکی، تولید برق و... به سوخت هسته‌ای خاصی نیاز دارد که از طریق آژانس می‌توان این ظرفیت را تامین کرد. در نتیجه برای استفاده از کارت برنده اورانیوم غنی شده و کسب دستاوردهای قابل توجه در مذاکرات ایران می‌تواند ایده‌های تازه‌ای را تدارک ببیند و منافع ملی‌اش را محقق کند. 

**در شرایطی که ایران در جنگ 40 روزه مقاومت مناسبی از خود نشان داد، بر اساس این دستاوردها چه امتیازاتی را می‌تواند از طرف مقابل مطالبه کند؟ 

 من اخیرا در صدا و سیما به این نکته اشاره کردم که باید به مذاکره‌کنندگان این اختیار داده شود تا با کارت‌های برنده ایران دو دستاورد برجسته طلب کنند. اول اینکه تضامین لازم برای عدم تجاوز از طرف مقابل اخذ شود. یعنی مصالحه‌ای بین همه کشورهای درگیر جنگ در منطقه شکل بگیرد تا تنش پایان یابد. برای این منظور لازم است که تعهداتی هم از امریکا و کشورهای عربی اخذ شود که خسارات ایران در جنگ تامین شود. یعنی روند سرمایه‌گذاری در ایران تسریع شود تا خسارات ناشی از جنگ جبران شود. ایران این دستاورد را می‌تواند با کارت تنگه هرمز به دست بیاورد.

یعنی مدیریت ایران بر تنگه هرمز با نظام حقوقی که ترسیم می‌شود، پایدار بماند در عین حال ایران هم اجازه دهد، کشتی‌های بین‌الملل تحت نظارتش از تنگه عبور کنند. با کارت برنده غنی‌سازی هم ایران می‌تواند لغو همه تحریم‌های اقتصادی اولیه و ثانویه را طلب کند. ضمن اینکه پرونده ایران در آژانس هم باید عادی شود. همچنین امریکا و کشورهای اروپایی برای ساخت 20 هزار مگاوات برق هسته‌ای با فناوری‌های روز و با سرمایه‌گذاری‌های خارجی باید به ایران تعهد دهند. در بعد انتقال تکنولوژی ایران امروز دانش غنی‌سازی را به دست آورده و هیچ قدرتی نمی‌تواند ایران را از این دانش محروم کند.

در ادامه ایران باید به سمت تکنولوژی ساخت رآکتور هسته‌ای برود و این روند انتقال دانش می‌تواند توسط کشورهای غربی در قالب مذاکرات صورت بگیرد در این صورت ایران هم دستاوردهای بسیاری کسب کرده، هم در زمان مناسبی از این کارت‌های برنده بهره‌برداری کرده و هم کشور را در مسیر توسعه قرار داده است. باید به کلام امیرمومنان توجه کنیم؛ ‌زمانی که ایشان می‌فرمایند: «باید از فرصت‌ها در زمان مناسب استفاده شود،چرا که فرصت‌ها مانند ابر بهاری می‌گذرند.» 

 

پربازدیدترین‌ها
از دست ندهید
لوتوس پارسیان - O