جنگ ایران، آشکارکننده بحران در آمریکا

پیام استعفاها در کاخ سفید به روایت یک استاد روابط بین الملل | جنگ با ایران چگونه قدرت آمریکا را به چالش کشید؟

سرویس: اخبار سیاسی کدخبر: ۷۸۷۴۲۲
اقتصادنیوز: جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران به لحظه‌ای واقعی برای آزمون قدرت آمریکا و توانایی این کشور در مداخله در هر زمان و هر مکان تبدیل شده است.
پیام استعفاها در کاخ سفید به روایت یک استاد روابط بین الملل | جنگ با ایران چگونه قدرت آمریکا را به چالش کشید؟

به گزارش اقتصادنیوز به نقل از شفقنا، «لیلى نقولا»، نویسنده، روزنامه‌نگار و استاد روابط بین‌الملل در دانشگاه دولتی لبنان امروز (شنبه) در مقاله‌ای که تحت عنوان «جنگ ایران، آشکارکننده بحران در آمریکا» در پایگاه اینترنتی شبکه خبری «المیادین» منتشر شده، آورده است:

«استعفای تولسی گابارد، مدیر اطلاعات ملی آمریکا، بار دیگر توجه‌ها را به وضعیت شکاف فزاینده در داخل دولت دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری این کشور جلب کرد؛ به‌ویژه آنکه این استعفا پس از سلسله‌ای از استعفاها و برکناری‌ها در مناصب حساس دولتی و نهادهای امنیتی و نظامی رخ داده است.

جنگ با ایران، اختلاف‌های بنیادینی در داخل دولت آمریکا درباره ارزیابی تهدید ایران و حدود استفاده از زور را آشکار ساخت؛ ازاین‌رو، این جنگ به نقطه‌ای محوری برای بازآرایی روابط در درون نظام سیاسی آمریکا و نیز بازجهت‌دهی مسیر سیاست خارجی و داخلی این کشور تبدیل شده است.

در سطح داخلی

دولت آمریکا شاهد چندین استعفا بوده و پیت هگست، وزیر دفاع این کشور نیز شماری از افسران ارتش، از جمله رئیس ستاد آن را برکنار کرده است. بسیاری از گزارش‌های آمریکایی حاکی از آن است که این برکناری‌ها ناشی از اختلاف‌نظر درباره نحوه مدیریت جنگ با ایران بوده، به‌ویژه در خصوص احتمال ورود به عملیات زمینی یا گسترش دامنه رویارویی. همچنین برخی گزارش‌ها از این حکایت دارد که ترامپ در پی تضمین رهبری نظامی هماهنگ با دیدگاه‌ها و جهت‌گیری‌های خود بوده است.

در داخل حزب جمهوری‌خواه نیز شکاف پیشین میان جریان اول آمریکا و جناح راست سنتی مداخله‌گرا، یعنی نومحافظه‌کاران، عمیق‌تر شده است. افزون بر این، در میان پایگاه اجتماعی ترامپ، جریانی شکل گرفته که معتقد است اسرائیل، آمریکا را به جنگی کشانده که در راستای منافع واشنگتن نیست. هم‌زمان، افزایش بهای انرژی و ناکامی در دستیابی به یک پیروزی نظامی قاطع در رویارویی با ایران، به افزایش مخالفان جنگ و کاهش محبوبیت ترامپ تا سطوحی کم‌سابقه انجامیده است.

بر این اساس، رأی‌گیری در انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا به نوعی همه‌پرسی درباره دو رویکرد متفاوت در سیاست خارجی این کشور تبدیل خواهد شد: رویکرد نخست، طرفدار هژمونی لیبرال مداخله‌گر است؛ در حالی که رویکرد دوم خواهان کاهش مداخله نظامی آمریکا و تکیه بر راهبرد موازنه‌گری از راه دور است.

در نتیجه، نتایج این انتخابات مشخص خواهد کرد که آمریکا در مدیریت روابط بین‌المللی خود، به‌ویژه در دوره باقی‌مانده از ریاست‌جمهوری ترامپ، چه مسیری را در پیش خواهد گرفت: آیا همچنان از قدرت نظامی به‌عنوان ابزار اصلی برای بازمهندسی نظم جهانی استفاده خواهد کرد، یا به‌سوی الگویی گزینشی‌تر حرکت می‌کند که بر مدیریت رقابت‌ها و کاهش مداخله مستقیم تمرکز دارد؟

در سطح بین‌المللی

آنچه انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا را سرنوشت‌ساز می‌کند، این است که پیامدهای آن صرفا به سیاست داخلی محدود نخواهد ماند، بلکه به طور مستقیم بر شکل نظام بین‌الملل در مرحله پیش‌رو تأثیر خواهد گذاشت. اگر انتخابات به بازتولید اکثریتی داخلی منجر شود که به پشتیبانی از نقش مداخله‌جویانه‌ای مشابه آنچه ترامپ اکنون دنبال می‌کند بپردازد، این امر به معنای تداوم الگوی رویارویی‌های باز و بازتثبیت منطق هژمونی خواهد بود.

اما اگر این انتخابات به کاهش شمار حامیان مداخلات نظامی در کنگره آینده بینجامد، ممکن است آمریکا را به‌سوی مهار رفتار مداخله‌گرانه خود سوق دهد و هم‌زمان تلاش خواهد کرد تا نظم بین‌المللی را در چارچوبی واقع‌گرایانه‌تر بازتعریف کند.

بدین‌ترتیب، جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران به لحظه‌ای واقعی برای آزمون قدرت آمریکا و توانایی این کشور در مداخله در هر زمان و هر مکان تبدیل شده است. با این حال، شاید مهم‌ترین هزینه راهبردی این جنگ، فرسایش نسبی قدرت بازدارندگی آمریکا باشد؛ چرا که یک قدرت منطقه‌ای که دهه‌ها تحت تحریم قرار داشته، توانسته است قدرت برتر جهان را فرسوده سازد.

این جنگ همچنین ممکن است به تسریع دگرگونی‌هایی بینجامد که پیش‌تر نیز در موازنه قدرت جهانی آغاز شده بودند و محدودیت‌های بیشتری بر توان آمریکا برای ورود نامحدود به منازعات تحمیل کند؛ به‌ویژه پس از آنکه هزینه‌های سیاسی و اقتصادی جنگ برای جامعه و ساختار داخلی این کشور افزایش یافته است.

بر پایه آنچه گفته شد، روشن می‌شود که جنگ علیه ایران به نقطه تلاقی دو روند در آمریکا تبدیل شده است: نخست، بحرانی داخلی که شکاف‌های ساختاری عمیق در نظام سیاسی آمریکا را آشکار کرده؛ و دوم، تحولی گسترده‌تر در عرصه بین‌المللی که بار دیگر مسئله رهبری جهانی و ماهیت نظم بین‌المللی در حال شکل‌گیری را مطرح می‌سازد.

از دل این تلاقی، نبرد واقعی بر سر تعیین این موضوع شکل می‌گیرد که آمریکا در دوره باقی‌مانده از ریاست‌جمهوری ترامپ، در پی تثبیت چه نوعی از نظم بین‌المللی خواهد بود و برای تحقق آن، در شرایط فشارهای فزاینده داخلی و محیط بین‌المللی در حال تغییر، از چه ابزارهایی استفاده خواهد کرد.»

 

پربازدیدترین‌ها
لوتوس پارسیان - O