قهرمانپور: جام جهانی مانع حمله آمریکا به ایران نیست | اولویت ترامپ اورانیوم 60 درصد و تنگه هرمز است نه پیمان ابراهیم اما...
به گزارش اقتصادنیوز، دونالد ترامپ بار دیگر درباره آینده روابط با تهران، «یا یک توافق بزرگ و معنادار، یا هیچ» سخن گفته و همزمان نام «پیمان ابراهیم» را به میان آورده است؛ موضوعی که شاید این گونه به نظر میرسید که او به دنبال گره زدن توافق خود با ایران و پیمان ابراهیم بوده است.
برای بررسی ابعاد این موضعگیری اقتصادنیوز با رحمن قهرمانپور تحلیلگر مسائل بینالملل به گفتوگو نشسته است.
اقتصادنیوز: ترامپ در پاسخ به منتقدان جمهوریخواه نسبت به روند مذاکرات و تمایل به مصالحه با ایران گفته اگر با ایران توافقی انجام دهم، توافقی خوب و درست خواهد بود. پس به بازندههایی که درباره آن چیزی نمیدانند و انتقاد میکنند گوش ندهید.
قهرمانپور معتقد است اگرچه پیمان ابراهیم ستون اصلی نظم مطلوب آمریکا در خاورمیانه است، اما اولویتهای فوری ترامپ در قبال ایران مسیر دیگری را طی میکند؛ مسیری که هنوز اختلافات بنیادین و سخت آن پابرجا هستند.
مشروح گفتوگوی اقتصادنیوز با رحمن قهرمانپور را در ادامه بخوانید؛
****
* آقای قهرمانپور! ترامپ پستی را در شبکه اجتماعی خود منتشر کرده و تاکید کرده توافق با ایران یا یک توافق بزرگ و معنادار برای همه است یا هیچ توافقی در کار نخواهد بود. در ادامه هم صحبت از پیمان ابراهیم کرده که کشورهای منطقه باید همزمان به این پیمان بپیوندند. در واقع خواسته به نوعی توافق با ایران را به پیمان ابراهیم گره بزند. این اظهارات ترامپ چه معنایی دارد؟ آیا یک نوع شرط برای مذاکره و توافق است؟
بخش اول که گفتید بیشتر همان بحث رتوریک و لفاظیهای ترامپ است که معمولاً از این کارها زیاد میکند؛ برای اینکه از طرف مقابل امتیاز بگیرد یا به قول خودش طرف مقابل را به نوعی سردرگم و گیج کند.
اما مسئله پیمان ابراهیم مسئله خیلی مهمی است؛ مخصوصاً اینکه در آن صحبت تلفنی که با کسانی مثل امیر قطر و پاکستان داشته، در آنجا هم روی این موضوع تأکید کرده و این هم یک مسئله جدیدی نیست. قبل از دوره ترامپ هم، در دولت آقای بایدن، آمریکا خیلی تلاش میکرد که عربستان، و بعد از آن اندونزی و در صورت امکان پاکستان به توافق ابراهیم بپیوندند.
الان قزاقستان و آذربایجان هم به توافق ابراهیم پیوستند. در مدلی که ترامپ برای آینده خاورمیانه مدنظر دارد، توافق ابراهیم و محور ابراهیم ستون اصلی نظم جدید یا نظم مطلوب آمریکایی می شود. به همین دلیل اصرار ویژهای دارد که کشورها در واقع به نوعی به این توافق بپیوندند.
در نشست شرمالشیخ هم به نوعی روی این مسئله تأکید داشت و شرمالشیخ هم در راستای همین توافق ابراهیم بود. بنابراین این مطلب نشان دهنده تصویر ذهنی ترامپ از آینده خاورمیانه است.
اولویت اصلی ترامپ در مورد ایران پیمان ابراهیم نیست
* گره زدن مذاکرات به این پیمان آیا مسیر توافق را دشوارتر نمیکند؟
مذاکرات به این موضوع ارتباط زیادی ندارد. موضوع فوری برای ترامپ این است که دو مسئله حل شود؛ یکی مسئله تنگه هرمز و دیگری مسئله اورانیوم ۶۰ درصد.
همانطور که گفتم پیمان ابراهیم چشمانداز و افق بلندمدتی برای اوست و در کوتاهمدت مدنظر ترامپ نیست. اگر قرار باشد او با ایران توافق کند و مشکلاتش را حل کند، در واقع به زعم خود میخواهد ریلگذاری کند که مثلاً ایران در بلندمدت به این توافق بپیوندد و آن را توسعه دهد. بنابراین برنامه اول ترامپ این است که موضوعات فوری و اولویتهایش را حل کند، سپس سراغ چشمانداز بلندمدت برود.
* استنباطی که از نوشته ترامپ شده، این بود که در واقع میخواهد پرونده هسته ای ایران را به مسائل منطقهای پیوند بزند...
کاملاً درست است، او میگوید که ایران نباید سلاح هستهای داشته باشد.
* به میان آوردن توافق ابراهیم هم انگار به نوعی پیوندزدن مسئله هستهای با پرونده منطقهای ایران است.
اگر منظورتان از پیوندزدن این است که ترامپ میگوید توافق با ایران حتماً و قطعاً منوط به پیوستن به توافق ابراهیم است، جواب منفی است. الان کشورهایی هستند که به رغم داشتن ارتباط خوب با آمریکا، جزو پیمان ابراهیم نیستند؛ مثل ترکیه، پاکستان، یا قطر.
اما در چشمانداز کلی ترامپ، جایگاه ایران در خاورمیانه یک مسئله است. اما این چنین نیست که این مسئله فوری و فوتی پیش روی او باشد و مثلا بخواهد توافق با ایران را مشروط به پذیرش پیمان ابراهیم کند؛ چنین چیزی نه در دستور آمریکاست و نه در دستور کار ایران. اما ترامپ فکر میکند شاید در بلندمدت مثلاً پنج شش سال آینده بتوان چنین کاری کرد.
* کشورهایی مثل عربستان، قطر یا پاکستان که به آنها اشاره کردید حاضر خواهند شد به پیمان ابراهیم بپیوندند؟
هرکدام از اینها موارد خاص خود را دارند. عربستان یک مورد است و پاکستان داستان جدایی دارد. عربستان بخشی از مسائلش در مورد جزایر تیران و صنافیر حل شده و تا یک حدی جلو رفته است. اما پاکستان اساساً وارد این مسیر نشده است. بنابراین در مورد هر کشور باید بسته به مورد آن کشور وضعیت را بررسی کنیم.
برگزاری بازیهای جام جهانی متغییر مهم و تعیینکنندهای برای ترامپ نیست
* برگردیم به موضوع توافق ایران و آمریکا. فکر می کنید در شرایط حال حاضر امکان تحقق این امر وجود دارد؟ چون به نظر میرسد که آمریکا باید قبل از جام جهانی این مسئله را حل کند.
«باید» زیادی در کار نیست. فراموش نکنید که حمله روسیه به گرجستان درست در وسط بازیهای المپیک چین رخ داد. خیلی ربطی به این موضوعات ندارد که مثلاً بگوییم جام جهانی حتماً یک مانع جدی است.
* اما خود ترامپ میگوید یا توافق میشود یا دوباره حملات از سر گرفته میشود.
این سیاست ترامپ است؛ برای او فرقی نمیکند. مسئله آمریکایی ها فنی است و اگر این موانع برطرف شود، حتی ممکن است وسط جام جهانی هم حمله کند. جام جهانی خیلی متغیر مهم و بازدارندهای برای ترامپ نیست.
* یعنی برای او اصلاً اهمیتی ندارد که وسط جام جهانی بجنگد یا...
نمیگویم اهمیت ندارد. حرف من این است که اگر شما کار مهمی داشته باشید، حتی اگر فرصت انجام آن در وسط جام جهانی پیش بیاید آن را انجام می دهید و به خاطر جام جهانی آن را به تأخیر نمیاندازید. اگر از نظر فنی یعنی نظامی بدانند که به خواستهشان میرسند، جام جهانی برای آن ها مسئله مهمی نیست.
اختلافات هنوز سر جای خود هستند
* در چند روز اخیر خبرهای متعددی از مذاکرات میآید؛ از رسانههای آمریکایی گرفته تا صحبتهای خود نتانیاهو که گفته بود در توافق مورد نظر ترامپ ایران به سلاح هسته ای دست پیدا نمی کند. در داخل هم تحلیلها به گونهای مثبت ارزیابی میشد. شما روند کنونی را چطور ارزیابی می کنید؟
در این مورد باید دو نکته را متذکر شوم. اولا اینکه آنچه الان با آن روبهرو هستیم توافق (Agreement) نیست، بلکه یادداشت تفاهمی برای نحوه توافق در آینده است. منتها چون در زبان عامیانه این واژه پیچیده است به آن توافق میگویند. حتی اگر چنین تفاهمی محقق شود، قرار است مسائل اصلی مورد اختلاف بعد از آن حل شود و نه امروز.
نکته دوم هم این است که تا الان آمریکاییها میگویند ایران باید تعهد دهد که اورانیوم ۶۰ درصد را واگذار خواهد کرد؛ اما ایران میگوید نه، اول مذاکره کنیم.
ممکن است خروجی مذاکره واگذار کردن این مواد باشد یا رقیق سازی آنها یا حتی موارد دیگر باشد. این مسئله الان یکی از اختلافاتی است که باید به اختلافات دیگری مثل آزادسازی منابع مالی اضافه کرد. بنابراین، جواب من این است که همچنان موضوعات جدی مورد اختلاف دو طرف سر جای خود هستند، هنوز در مورد آنها توافقی حاصل نشده، مواضع دو طرف تغییر اساسی نکرده است بنابراین همچنان احتمال توافق بلندمدت فعلاً زیاد نیست.