کدام بانکها منابع مالی ایران را آزاد میکنند؟
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از اکوایران، آنچه تا پیش از این عمدتاً در سطح پروندههای سیاسی و امنیتی تعریف میشد، اکنون بهتدریج با ورود مؤلفههای اقتصادی و مالی، بهویژه بحث داراییهای بلوکهشده ایران، شکل متفاوتی به خود گرفته است؛ تغییری که میتواند هم به تسریع روند تفاهم کمک کند و هم سطح حساسیت و شکنندگی مذاکرات را افزایش دهد.
در این میان، نقش میانجیها بهویژه قطر، بهعنوان یکی از بازیگران فعال در مدیریت کانالهای ارتباطی تهران و واشنگتن، برجستهتر از گذشته شده است. دوحه در روزهای اخیر عملاً به یکی از کانونهای اصلی گفتوگو تبدیل شده؛ جایی که موضوعات اقتصادی، بانکی و سازوکارهای آزادسازی منابع مالی مسدودشده ایران، در کنار مباحث سیاسی و امنیتی، در حال بررسی و چانهزنی است. طرح موضوع آزادسازی بخشی از این داراییها، بهویژه منابع نفتی بلوکهشده در بانکهای منطقهای، از نگاه برخی تحلیلگران میتواند نخستین گام عملی برای اعتمادسازی در یک روند مذاکراتی فرسایشی تلقی شود.
همزمان با این تحولات، افزایش رفتوآمدهای دیپلماتیک و حضور همزمان مقامات سیاسی و اقتصادی ایران در دوحه، نشان میدهد که مذاکرات از سطح سنتی خود فراتر رفته و وارد مرحلهای شده که در آن اقتصاد و سیاست بهطور مستقیم به یکدیگر گره خوردهاند.
در چنین فضایی، این پرسش اساسی مطرح است که آیا ورود اقتصاد به متن مذاکرات میتواند به کاهش تنش و ایجاد یک چارچوب توافقی پایدار منجر شود، یا اینکه اختلافات ساختاری و بیاعتمادی عمیق میان طرفین، مانع از تبدیل این فرصت به یک توافق عملی خواهد شد.
در کنار این روند دیپلماتیک، تحولات میدانی در منطقه، از تنشهای پراکنده در اطراف تنگه هرمز تا درگیریهای محدود در برخی نقاط خاورمیانه، همچنان بهعنوان یک عامل فشار و بیثباتکننده عمل میکند. همین همزمانی دیپلماسی و تنش، تصویر فعلی روابط ایران و آمریکا را در وضعیتی دوگانه قرار داده است؛ وضعیتی که در آن هم سیگنالهای توافق شنیده میشود و هم هشدارهای امنیتی و نظامی.
حسن هانیزاده، کارشناس مسائل بینالملل، در گفتوگو با اکوایران به بررسی این تحولات پرداخت و تلاش کرده است نسبت میان ورود اقتصاد به مذاکرات، نقش میانجیها و تداوم تنشهای میدانی را در آینده روابط تهران و واشنگتن تحلیل کند.
دیپلماسی مالی؛ گام اول اعتمادسازی تهران و واشنگتن در دوحه برداشته شد؟
هانیزاده در ارزیابی تازهترین تحولات مربوط به مذاکرات ایران و آمریکا، بر این نکته تأکید کرد که روند گفتوگوها در روزهای اخیر وارد مرحلهای متفاوت شده و مؤلفههای اقتصادی بیش از گذشته در آن نقشآفرین شدهاند؛ موضوعی که به گفته او میتواند هم به تسریع مسیر تفاهم کمک کند و هم در صورت مدیریتنشدن، به پیچیدهتر شدن اختلافات بینجامد.
به گفته این کارشناس، ورود پروندههای مالی و بانکی به دستور کار مذاکرات، بهویژه در جریان گفتوگوهای اخیر در دوحه، نشاندهنده تغییر وزن موضوعات از محورهای صرفاً سیاسی و امنیتی به حوزه اقتصاد است.
او در این زمینه با اشاره به تحرکات اخیر میان تهران و واشنگتن تصریح کرد که آزادسازی بخشی از داراییهای بلوکهشده ایران میتواند بهعنوان یک «گام عملی اعتمادساز» در مسیر توافق تلقی شود.
هانیزاده در تشریح جزئیات این روند گفت در جریان سفر اخیر هیأت عالیرتبه جمهوری اسلامی ایران به قطر، شامل محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه و عبدالناصر همتی، رئیسکل بانک مرکزی، توافقهایی درباره نحوه آزادسازی داراییهای ایران حاصل شده است.
به گفته او، بر اساس این توافقات اولیه، بخشی از منابع مالی ناشی از فروش نفت ایران که در بانکهای کشورهای مختلف از جمله کره جنوبی، ژاپن و هند مسدود شده، در چارچوبی مشخص و در چند مرحله آزاد خواهد شد.
او افزود: طبق آنچه در این مذاکرات مطرح شده، مجموع این منابع حدود ۱۲ میلیارد دلار برآورد میشود که قرار است در دو مرحله آزادسازی شود؛ مرحله نخست حدود 6 میلیارد دلار و مرحله دوم حدود ۶ میلیارد دلار دیگر. همچنین پیشبینی شده است که در بازه زمانی حدود دو ماه آینده، روند گفتوگوهای ایران و آمریکا نیز با میانجیگری مجدد در اسلامآباد از سر گرفته شود.
این کارشناس مسائل بینالملل معتقد است چنین اقداماتی در صورت اجرایی شدن، میتواند فضای نسبتاً مثبتی برای ادامه مذاکرات ایجاد کند و سطح اعتماد متقابل را افزایش دهد. با این حال او تأکید کرد که نباید نسبت به آینده این روند نگاه خوشبینانه مطلق داشت، زیرا فضای سیاسی در ایالات متحده همچنان تحت تأثیر فشارهای داخلی و دیدگاههای متعارض درباره نحوه مواجهه با ایران قرار دارد.
هانیزاده در ادامه به وضعیت سیاسی واشنگتن اشاره کرد و گفت دونالد ترامپ در شرایطی قرار دارد که از یکسو با فشار برخی نخبگان سیاسی و نظامی برای اتخاذ رویکرد سختگیرانهتر در قبال ایران مواجه است و از سوی دیگر، با ضرورت مدیریت بحرانهای منطقهای روبهرو است. به اعتقاد او، همین تضادها باعث شده مواضع رئیسجمهور آمریکا در قبال مذاکرات ایران و آمریکا از ثبات لازم برخوردار نباشد و گاه با اظهارات متناقض همراه شود.
او در بخش دیگری از این گفتوگو، تحولات اخیر در تنگه هرمز و جنوب ایران را نیز در چارچوبی فراتر از یک درگیری مقطعی تحلیل کرد و گفت این تنشها را باید در بستر «دیپلماسی همزمان با میدان» ارزیابی کرد؛ وضعیتی که در آن مذاکرات سیاسی و اقدامات نظامی بهطور موازی پیش میروند.
به گفته این کارشناس، حملات و تحرکات اخیر آمریکا در مناطق جنوبی ایران و حوالی تنگه هرمز، در کنار برخی مواضع رژیم صهیونیستی، نشان میدهد جریانهای افراطی در ساختار تصمیمگیری غرب همچنان به دنبال حفظ یا حتی تشدید فضای تنش هستند. او هشدار داد که این رویکرد میتواند روند مذاکرات را با اختلال جدی مواجه کند.
هانیزاده تأکید کرد در چنین شرایطی، احتمال بروز درگیریهای محدود یا گسترده همچنان منتفی نیست و ایران نیز در چارچوب منافع و امنیت ملی خود به هرگونه اقدام نظامی پاسخ خواهد داد؛ موضوعی که به گفته او میتواند مستقیماً بر فضای مذاکرات اثر منفی بگذارد و روند شکلگیری توافق را با تأخیر یا بازنگری مواجه کند.
در جمعبندی، این کارشناس مسائل بینالملل تصریح کرد که آینده مذاکرات ایران و آمریکا در نقطه تلاقی دو روند متضاد قرار دارد: از یک سو تلاشهای دیپلماتیک و اقتصادی برای رسیدن به تفاهم، و از سوی دیگر فشارهای امنیتی و نظامی برای مدیریت یا افزایش تنش؛ روندی که تعیین خواهد کرد مسیر نهایی گفتوگوها به سمت توافق پایدار حرکت کند یا بار دیگر وارد چرخهای از بیثباتی شود.
ارسال نظر