ترامپ از زاویه دید «میمهای طنز اینترنتی» | فرار از جنگ ایران آسان نیست زیرا... | تلهای که خود رئیسجمهور پهن کرد
بهگزارش اقتصادنیوز، اگر کسی بخواهد دوران سیاسی دونالد ترامپ را تنها با استفاده از میمهای طنز اینترنتی روایت کند، مواد اولیه فراوانی در اختیار دارد؛ از «پپه قورباغه» و سگ معروف «همهچیز خوب است» گرفته تا میم «پلنگهایی که صورت حامیان خود را میخورند».
دیوید ای. گراهام در آتلانتیک نوشت: اما شاید یکی از ماندگارترین نمونهها توییتی باشد که جسی فرار در اکتبر ۲۰۱۶ منتشر کرد. این توییت در واقع کنایه به تحلیلگران و رسانههایی بود که در سال ۲۰۱۶ تقریبا بعد از هر رسوایی ترامپ باور داشتند که کار او تمام است و دیگر نمیتواند از بحران جدید جان سالم بهدر ببرد. اما هر بار برخلاف انتظار، ترامپ از آن بحران عبور میکرد و موقعیت سیاسیاش حفظ میشد.
میم معروف سگ همه چیز خوب است
او نوشت: « خب، این بار واقعا دوست دارم ببینم که ترامپ چطور از این مخمصه فرار میکند!
ترامپ خیلی راحت از مخمصه خارج میشود.
- که اینطور.. با اینحال...»
حتی تا سالها پس از انتشار این توییت، بسیاری همچنان باور داشتند که سقوط نهایی ترامپ نزدیک است؛ همان انتظاری که پیرامون گزارش رابرت مولر، بازرس ویژه پرونده روسیه، شکل گرفت و در نهایت به ناامیدی انجامید. اما به مرور، این توییت از یک کنایه به تحلیلگران خوشبین، به نمادی از غیرقابلپیشبینی بودن سیاست آمریکا تبدیل شد.
سلسله بحرانهایی که ترامپ از آنها جان سالم به در برد
در یک دهه گذشته، ترامپ از بحرانهایی جان سالم به در برد که احتمالا برای هر سیاستمدار دیگری، پایان کار محسوب میشد.
نمونههایی از این بحرانها عبارتند از: انتشار فایل صوتی Access Hollywood که در آن درباره تعرض به زنان با لحن افتخارآمیز صحبت میکرد، برکناری جیمز کومی رئیس وقت افبیآی، افشای اطلاعات محرمانه برای مقامات روس در کاخ سفید، نخستین استیضاح او به دلیل تلاش برای تحت فشار قرار دادن اوکراین، نحوه مدیریت همهگیری کووید-۱۹ و ابتلای شدید خود به این بیماری، تلاش برای تغییر نتیجه انتخابات ۲۰۲۰ که به حمله ششم ژانویه به کنگره انجامید، انتقال اسناد محرمانه به مارالاگو پس از پایان ریاستجمهوری و محکومیت کیفری در ۳۴ فقره اتهام.
در این میان، دونالد ترامپ موفق شد تا با وجود تمامی این موارد، در ژانویه ۲۰۲۵ دوباره به کاخ سفید بازگردد.
این بازگشت برای بسیاری، تصویری از شکستناپذیری سیاسی او ایجاد کرد؛ تصویری که شاید خود ترامپ نیز به آن باور پیدا کرده باشد.
اقتصادنیوز: هیچیک از دو طرف ظاهرا خواهان بازگشت به یک جنگ تمامعیار نیستند. آمریکا حملات خود را عمدتاً به اهداف نظامی در جنوب ایران محدود کرده و ایران نیز تاکنون از حمله مستقیم به زیرساختهای غیرنظامی کشورهای حاشیه خلیج فارس خودداری کرده است.
جنگ ایران؛ بحرانی که فرار از آن آسان نیست
حال جنگ با ایران، این تصور شکستناپذیری را بهشدت زیر سؤال برده است.
تنهادر طول سه روز گذشته، سه نظامی آمریکایی جان خود را در این درگیری را از دست دادند؛ دو نفر در حمله موشکی ایران به یک پایگاه نظامی در اردن و نفر سوم در عراق، بر اثر سقوط بقایای یک پهپاد ایرانی که هدف قرار گرفته بود. با این حساب، شمار رسمی تلفات نظامیان آمریکایی در این جنگ به ۱۷ نفر رسیده است.
البته این رقم در مقایسه با برخی عملیاتهای نظامی گذشته آمریکا هنوز پایین است؛ برای مثال، تعداد کشتههای حمله سال ۱۹۸۳ آمریکا به گرانادا از این بیشتر بود. با این حال، به نظر میرسد ارتش آمریکا درباره شمار واقعی مجروحان اطلاعرسانی کاملی را انجام نداده است.
تام نیکولز، دیگر نویسنده آتلانتیک نیز پیشتر در یادداشتی تأکید کرده بود که واکنش ترامپ به کشته شدن نظامیان آمریکایی که تنها گفت «اتفاق بسیار ناراحتکنندهای است»، ناامیدکننده است، چرا که رئیسجمهور تاکنون هیچ توضیح جامع و روشنی درباره چرایی اعزام نیروهای آمریکایی به این جنگ ارائه نکرده است.
ترامپ میان دو گزینه نامطلوب قرار دارد
بزرگترین خطر کنونی این است که آمریکا بیش از پیش درگیر این جنگ شود.
بر اساس تحلیلی که براین تنهیل، کارشناس مسائل دفاعی در آتلانتیک منتشر کرده، دولت ترامپ اکنون تنها با گزینههایی بسیار دشوار روبهرو است.
راه نخست این است که آمریکا عملا کنترل تنگه هرمز را به ایران واگذار کند و با سازوکار دریافت عوارض از کشتیها کنار بیاید؛ اقدامی که با دههها سیاست آمریکا و رویههای بینالمللی در تضاد خواهد بود و به ایران امکان میدهد تا هر زمان که بخواهد این مسیر حیاتی را مسدود کند.
گزینه دوم، ورود به یک جنگ زمینی گسترده است. تجربه ماههای اخیر نشان داده که اتکا صرف به حملات هوایی نمیتواند اهداف آمریکا را محقق کند. با اینحال، چنین تصمیمی میتواند تلفات بیشتری برای آمریکا به همراه داشته باشد، حضور نظامی طولانیمدتی در منطقه ایجاد کند و حتی در نهایت نیز به موفقیت مدنظر منجر نشود.
همزمان، احتمال گسترش دامنه درگیری نیز وجود دارد. اخیرا متحدان ایران مانند حوثیهای یمن تهدید کردهاند که بخشی از مسیر کشتیرانی در تنگه بابالمندب را نیز مسدود خواهند کرد.
هدف اصلی اصلا چیست؟
یکی از مشکلات اصلی این است که دولت ترامپ هنوز نتوانسته هدف مشخصی را برای جنگ تعریف کند. رئیسجمهور آمریکا گاهی ادعا میکند که هدف جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای است و گاهی ادعا میکند این هدف از قبل محقق شده است. در مقاطعی نیز از تغییر حکومت ایران سخن گفته و سپس آن را انکار کرده است. او همچنین باز نگه داشتن تنگه هرمز را یکی از اهداف جنگ معرفی کرده، در حالی که پیش از آغاز درگیری این آبراه باز بود و اکنون نیز حفظ این وضعیت دشوارتر شده است.
در همین حال، دولت برای متقاعد کردن اعضای مردد کنگره درباره ضرورت اختصاص بودجه بیشتر به جنگ نیز با مشکل روبهرو شده است.
تلهای که خود رئیسجمهور پهن کرد
نویسنده در ادامه نوشت: بهباور من، ماجرای ایران بیش از هر چیز داستان اعتمادبهنفس بیش از حد ترامپ است.
او بدون برنامهریزی دقیق و بدون ارزیابی کامل خطرات، وارد جنگ شد و اکنون بحران به مرحلهای رسیده که حتی خودش نیز راه روشنی برای خروج از آن نمیبیند.
بنابراین، شاید برای نخستینبار در مدت بسیار طولانی در زندگی سیاسی ترامپ، او ناچار شده تا با پیامدهای تصمیمات خود روبهرو شود.
هزینهای که جهان میپردازد
اگر پیامدهای جنگ با ایران تا این اندازه سنگین نبود، شاید منتقدان ترامپ از گرفتار شدن او در بحرانی که خود ایجاد کرده احساس رضایت میکردند.
اما هزینه این اشتباه تنها متوجه رئیسجمهور آمریکا نیست؛ این هزینه در جان نظامیان آمریکایی، کشته شدن غیرنظامیان ایرانی، مرگ ملوانان کشتیهای تجاری در خلیج فارس، آسیب به اقتصاد جهانی و تضعیف اتحادهای سنتی آمریکا نمود پیدا میکند.
به همین دلیل، هرچند گرفتار شدن ترامپ در بحرانی که راه گریزی از آن ندارد ممکن است برای خودش ناخوشایند باشد، اما تبعات این وضعیت، میلیونها نفر در سراسر جهان را تحت تأثیر قرار خواهد داد.